آهنگ های پیشنهادی

میگنا: افزایش قدرت تفکر و سن رفتن به مدرسه دو عامل اصلی ایجاد کننده این تغییرات هستند. در ادامه برخی از این تحول ها را بررسی خواهیم کرد. هدف از بیان این مطلب این است که والدین در صورت مشاهده ویژگی های زیر در فرزندشان، برخوردی منطقی و مهربانانه با او داشته باشند و بدانند که این حالات طبیعی هستند. تقلید از مدرسه به جای خانوادهتا پیش از هفت سالگی کودک خودش را با خانواده هماهنگ می کند و تلاشش را برای همانندسازی و تقلید از پدر و مادرش به کار می گیرد. هرچند گاهی دامنه این تقلید را گسترش می دهد و از رفتارهای بستگان و دوستان نیز الگو برداری می نماید اما الگوی اصلی و بی رقیب او خانواده هستند. پس از هفت سالگی این وضعیت به کلی دگرگون می گردد زیرا او ناگهان وارد فضای مدرسه می شود و با مجموعه گسترده ای از معلمان و دانش آموزان رو به رو می شود. در این شرایط او ناخوآگاه متوجه می شود که برای تقلید، حق انتخاب دارد و دیگر مجبور نیست فقط به خانواده اش نگاه کند. غروردر هفت سالگی غرور به ویژگی های روانی کودک افزوده می شود زیرا می بیند هم قدرت تصمیم گیری و فکر کردنش بیشتر شده هم بسیاری از کارهای شخصی اش را می تواند به تنهایی انجام دهد و دیگر وابسته به والدینش نیست بنابراین احساس غرور می کند. سه ویژگی که در ادامه می آیند نتیجه همین احساس غرور هستند. ابراز نکردن علاقه به والدین اگر والدین خوش اخلاق باشند کودک مثل دوران پیش از هفت سالگی به آنها علاقه خواهد داشت اما تغییری که در این میان صورت می گیرد این است که او دیگر آن محبت را ابراز نخواهد کرد یا دست کم می توان گفت کمتر آن را نشان خواهد داد. والدین در این دوره نباید احساس نگرانی کنند چون این امر یک ویژگی طبیعی است. برخورد سرد با دیگرانکودک پس از هفت سالگی برخورد سردی با دیگران خواهد داشت و این حالت تا پایان دوران نوجوانی ادامه می یابد. در واقع او مشکل پسند شده و دیگر از هرکسی خوشش نمی آید. کودکان زیر هفت سال این طور نیستند و خیلی زود با دیگران صمیمی می شوند اما هفت ساله ها حتما باید از یک نفر خوششان بیاید تا به او روی خوش نشان دهند. توقع احترامکودک در این سن توقع دارد که به او احترام بگذارند. حتی حاضر نمی شود با او رفتارهای بچگانه انجام دهند. مثلا اگر در موقعیت خاصی والدین مجبور شوند او را بغل کنند لب به اعتراض گشوده و می گوید مگه من بچه کوچولوام؟! بی توجهی به تذکراتهفت ساله ها دیگر حوصله تذکرهای پدر و مادر را ندارند. آنها فکر می کنند قدرت تشخیص پیدا کرده اند بنابراین خوششان نمی آید که والدین سر هرکاری به آنها بگویند چکار کنند. این ویژگی سرآغاز لج بازی های تکرار شونده و بلند مدت خواهد بود و در دوران نوجوانی به اوج خود می رسد. بالا رفتن سطح توقعات اگر کودک تا دیروز با یک عروسک کوچک یا ماشین اسباب بازی ساده راضی و خوشحال می شد امروز دیگر آن گونه نخواهد بود. او عروسک بزرگتر، ماشین کنترلی، کیف های رنگارنگ و دفترهای فانتزی می خواهد. بسیاری از این درخواست ها به دلیل مشاهده سر و وضع همکلاسی های دیگر در کودک شکل می گیرند بنابراین والدینی که وضع مالی خوبی دارند نباید کودک را با وسایلی به مدرسه بفرستند که بقیه بچه ها اصطلاحاً قند تو دلشان آب بشود و از پدران شان امکانات و چیزهایی درخواست کنند که در توان تهیه آنها نباشد. نویسنده: محمد حمله دار
31 ژانویه 2017 177 بازدید 0
ادامه و دانلود
میگنا- فرض کنید که فرزندتان را صبح پارک برده اید و عصر، او دوباره بهانه پارک رفتن را می‌گیرد. شما به او می‌گویید که تازه پارک بوده‌اید و باید برای پارک رفتن تا فردا صبر کند. او پا به زمین می‌کوبد و خواسته‌اش را با گریه تکرار می‌کند. واکنش شما چیست؟ تسلیم می‌شوید؟ عصبانی می‌شوید و فرزندتان را تنبیه می‌کنید؟ به او بی‌محلی می‌کنید و از خانه بیرون می‌روید؟ اگر روش مواجهه شما با فرزندتان چنین است، باید بگوییم که مادر خوبی نیستید! فرزند داشتن یک چالش بزرگ در زندگی هر زن و مردی است. باید بخش زیادی از انرژی‌تان را صرف کنترل خود، انتخاب بهترین روش تربیتی و تفکر درباره مشکلات والد و فرزندی کنید و در عین حال سعی کنید با همسرتان در تربیت فرزند هماهنگ بوده و خود را به روز و منعطف نگه دارید. مسلم است که خیلی وقت ها نمی‌توانید همه این قواعد را رعایت کنید و در نتیجه احساس می‌کنید رشته کار از دستتان در رفته. اما برآیند رفتار شما باید از شما یک والد قاطع و مهربان بسازد. هر کدام از این دو ویژگی بدون دیگری، مخرب است. یک والد خوب کسی است که در عین قاطعیت با محبت باشد و قوانین و قواعد تربیتی را با جدیت مشخص کند، در کلام و رفتارش قاطع باشد و بر کاری که درست است پافشاری کند؛ اما نه با خشونت، زور یا پرخاشگری. شما باید در عین محبت و حمایت‌گری از فرزندتان، قواعد تربیتی را رعایت کنید و اگر دلیلی برای حفظ این قاطعیت وجود نداشته باشد، از مواضع خود کوتاه بیایید. در واقع مثل این است که چارچوبی برای رفتار کردن به فرزند خود بدهید و با مهربانی مراقب باشید که فرزندتان در این چارچوب رفتار کند و هر جا اشتباه کرد، او را به مسیر درست هدایت کرده یا مسیر را بر اساس اقتضائات موجود تغییر دهید. فرزندان این مادر با اینکه محبت و صمیمیت زیادی از والد خود دریافت می‌کنند لوس بار نمی‌آیند. برای آنکه یک مادر قاطع و مهربان باشید: به خواسته‌های کودک به صورت متعادل توجه کنید و از اینکه تمام خواسته‌های کودک را برای ساکت کردن او بپذیرید خودداری کنید. با فرزند خود صمیمی‌باشید اما همیشه جایگاه بزرگ‌تری و غالب بودن خود را حفظ کنید. صبر و تفکر را هر لحظه با خود تمرین کنید. به جای عصبانی شدن باید ناراحتی خود را با نگاه یا گفتن کلماتی که عاری از خشونت و تحقیر هستند بیان کنید. مواضع تربیتی تان را درست انتخاب کنید و آنها را تحت فشار، اصرار یا بدرفتاری بچه ها، زیر پا نگذارید. به کودک وعده ای ندهید که از پس انجام آن بر نیایید. مهم‌ترین ویژگی یک والد خوب، احساس امنیت دادن به کودک است. این امنیت هم در امنیت روانی، هم در امنیت فیزیکی و هم در امنیت عاطفی تعریف می‌شود. به اندازه کافی به فرزند خود توجه داشته باشید. توجه زیاد از حد، می‌شود کنترل و توجه کمتر از حد، می‌شود سهل‌گیری و بی‌خیالی. -روزنامه ایران
29 ژانویه 2017 198 بازدید 0
ادامه و دانلود
میگنا: کودکان داغدار در شرایطی بسیار حساس قرار دارند و باید در رفتار با آنها نهایت دقت را داشته باشیم چون در روز های اول پس از فوت یکی از بستگان، کودکان بسیار دلگیر خواهند بود و نمی دانند چگونه رفتار کنند و خود را کنترل کنند. مرگ عزیزان ، یکی از دردناک ترین تجربه هایی است که بی تردید هر کس در طول زندگی خود با آن روبرو شود و کودکان نیز به عنوان بی دفاع ترین افراد، از این قاعده مستثنا نیستند . کودک را در آغوش بگیرید : پیش از هر اقدامی، برای نشان دادن حس همدردی و همدلی ، کودک داغدار را در فرصت های مناسب در آغوش بگیرید، بدون اینکه حرفی بزنید .برای کودک داستان بخوانید : برای کودکی که عزیزی را از دست داده، داستان هایی تعریف کنید که شخصیت های آن شبیه شخصیت های زندگی واقعی کودک باشند، تا به برون ریزی عاطفی او کک کنید . همچنین می توانید از او بخواهید بعضی قسمت های داستان را ادامه دهد و تعریف کند . همراه کودک نقاشی کنید : وقتی با کودک داغدار مشغول نقاشی کردن می شوید، کودک می تواند با بیان احساساتش درباره ی افرادی که تصویرشان را نقاشی می کند، احساسات نهفته ی خود را آشکار کرده و وجودش را از غم و غصه خالی کند . آلبوم عکس های خانوادگی را ورق بزنید: تماشای عکس های آلبوم خانوادگی به همراه کودک این امکان را فراهم می آورد که خاطرات مربوط به فرد فوت شده را با هم مرور کنید . به فراموش کردن متوفی توصیه نکنید : وقتی از کودک می خواهید عزیز از دست رفته اش را فراموش کند، در واقع در او احساس گناه ایجادمی کنید، بهتر است به جای این اقدام، با پر رنگ کردن نقش فرد دیگری که در زندگی او جایگاه مهمی دارد، کودک را به طور غیر مستقیم در مسیر فراموش کردن فردی که از دست داده ، قرار دهید . به زیارت اهل قبور بروید : بردن کودکان به محل دفن عزیزانشان و فراهم کردن فرصتی که با آن ها صحبت کنند ، در فواصل زمانی مناسب ، مفید است و به کودک در پذیرش بهتر این واقعیت کمک می کند . باورهای نادرست در برخورد با کودکان داغدار کودکان نباید در مراسم سوگواری شرکت کنند! حضور در مراسم خاکسپاری، نگه داشتن یادگاری های مشخصی از شخص مرده و مشارکت در قسمتی از مراسم، روش های خوبی هستند که کودکان می توانند از طریق آن ها در فرایند خداحافظی شرکت کنند. در حضور کودک داغدیده ، درباره مرگ صحبت نشود : واقعیت این است که کودک داغدیده نیاز دارد و می خواهد که درباره ی چیز یا کسی که از دست رفته، صحبت کند. بهتر است به کودک اجازه دهید هر زمان که می خواهد درباره ی احساس و افکارش صحبت کند، اطرافیان باید به وی نشان دهند که به شنیدن صحبت هایش علاقه دارند ، احساسش را درک کرده و سعی نمی کنند او را از بحث مورد نظر منحرف کنند یا به موضوع دیگری بپردازند حرفی نزنیم که کودک به گریه بیفتد : سوگ از دست دادن، پیری، بیماری، همه جزئی از زندگی هستند، بهتر است اجازه دهیم بچه ها با این مقوله ها نیز آشنا شوند ، حرف بزنند ، احساساتشان را بگویند و افکارشان را بیرون بریزند تا بتوانیم به آن ها سازگاری با فشارهای زندگی روزمره را بیاموزیم . او به مسافرتی طولانی رفته است : وقتی به کودکی که عزیزی را از دست داده می گوییم: او به مسافرتی طولانی رفته! ممکن است این پرسش ها در ذهنش شکل بگیرد که چرا خداحافظی نکرد ؟ کجا رفته است؟ کی بر می گردد؟ چرا مرا با خود نبرد؟ آیا ممکن است مادرم هم به مسافرت برود ؟ حتی ممکن است پس از آن ماجرا، مسافرت رفتن هر کس دیگر در کودک ایجاد اضطراب کند و یا او همیشه منتظر باشد که فرد فوت شده روزی از سفر بازگردد. خدا او ا از ما گرفت چون او خیلی خوب بود : کودک با شنیدن چنین جمله هایی ممکن است فکر کند : آیا ممکن است برای همه آدم های خوب چنین اتفاقی رخ دهد ؟ چرا خدا مرا با خودش نبرد من که خوب هستم ؟ اگر بد بشوم ممکن است خدا مرا با خودش نبرد ؟ او خوابیده و دیگر بیدار نمی شود: توضیح مرگ به این گونه ممکن است دو حالت را در کودک ایجاد کند : نخست ، ترس از خوابیدن خودش و حتی اطرافیان و دیگر، تصور اینکه مرگ نیز مانند خواب ، پدیده ای قابل برگشت است . یک کودک فعال ، کودک در حال سوگ نیست: متاسفانه چیزی که باعث می شود افسردگی و اندوه کودکان کمتر تشخیص داده شود این است که ما انتظار داریم آن ها در برابر افسردگی و سوگ واکنشی مانند افراد بالغ داشته باشند . کودکی ممکن است افسرده باشد ولی گاهی فعال به نظر برسد، با بچه های دیگر بازی کند، خاسته هایی داشته باشد اما گاهی هم در خود فرو رود و حساس و زودرنج شود. نباید انتظار داشت کودکان مانند افراد بزرگسال سوگواری کنند، بعضی از کودکان گریه می کنند و می گویند که غمگین هستند ، بعضی دیگر ممکن است طوری به نظر برسند که گویی هیچ احساسی ندارند و بعضی ها حالاتی از خشم و نفرت را نشان دهند. همه ی این واکنش ها لازم است پذیرفته شوند . او چون خیلی می گرید دچار حمله عصبی می شود : گاهی وقت ها در مراسم های سوگواری، به افرادی که بسیار می گریند هشدار داده می شود که « این قدر گریه نکن اگر با این وضع پیش بروی دیوانه می شوی» انتقال چنین پیام هایی علاوه بر آن که به کودک اجازه ی بروز احساسات و هیجاناتش را نمی دهد، بر اضطراب او نیز می افزاید و ممکن است فکر کند اگر گریه کند عواقب وخیمی در انتظارش است. فراموش نکنید اشک های ما سرچشمه های طبیعی هیجان های درونی ما هستند که فوران می یابند . بیشتر افراد پس از گریه کردن احساس بهتری دارند آرا تر به نظر می رسند . باید فعال تر باشی : گرچه تشویق کودک به حفظ روابط اجتماعی و خوب رس خواندن و به طور کلی شرکت فعال داشتن در فعالیت های زندگی روزمره اش، خوب و مفید است و کودک سوگوار نباید به طور کامل منزوی و گوشه گیر شود، اما با وجود این درست نیست که کدک را برای فعالیت زیاد و بازگشت به حالت قبل از سوگواری تحت فشار قرار دهیم و به تلاش بیشتر ، مسافرت و برقراری ارتباطات گروهی مجبور کنیم . این حالت ممکن است این تصور را در ذهن کودک ایجاد کند که تنهاست و کسی شرایطش را درک نمی کند. مهمترین چیزی که کودک در چنین موقعیت هایی نیاز دارد این است که اطرافیانش شدت درد و اندوهش را درک کنند . منبع: نی نی عسل
29 ژانویه 2017 173 بازدید 0
ادامه و دانلود
میگنا: این 26 مورد خلاصه آدابی است که کودک تا 9 سالگی باید یاد گرفته باشد:   1- هنگامی چیزی را می‌خواهی بگو: “لطفا”.   2- هنگامی چیزی به تو می‌دهند، بگو: “سپاس یا متشکرم .”   3- هنگامی که بزرگترها با یکدیگر حرف می‌زنند، میان حرف آنها نپر، مگه اینکه مسئله‌ای فوری مطرح باشد. آنها حواس‌شان به تو هست و وقتی حرف‌شان تمام شد به تو پاسخ خواهند داد.   4- اگر لازم است که توجه کسی را فورا جلب کنی، گفتن عبارت “ببخشید” مودبانه‌ترین راه برای وارد شدن به مکالمه است.   5- اگر کوچکترین تردیدی درباره انجام کاری داری، اول از پدر و مادر اجازه بگیر تا بعد پشیمان نشوی.   6- دیگران علاقه‌‌ای به دانستن اینکه تو از چه چیزهایی بدت می‌آید، ندارند. نظرات منفی‌ات را برای خودت، یا بین خود و دوستانت نگهدار، و دائم به بزرگترها نق نزن.   7- در مورد خصوصیات جسمی دیگران اظهار نظر نکن، مگر اینکه بخواهی از آنها تعریف کنی که باعث می‌شود آنها خوششان بیاید.   8- هنگامی دیگران از تو می‌پرسند، حالت چطور است، به آنها پاسخ بده و بعد حال آنها را هم بپرس.   9- هنگامی در خانه دوستت هستی، به یاد داشته باش که از والدین دوستت به خاطر اجازه دادن به رفتن به خانه آنها تشکر کنی.   10- اگر دری بسته بود، پیش از وارد شدن، ابتدا به در ضربه بزن، و منتظر بمان تا ببین پاسخی داده می‌شود یا نه.   11- هنگامی که تلفن می‌زنی، اول خودت را معرفی کن و بعد بپرس آیا می‌توانی با شخص مورد نظرت صحبت کنی یا نه.   12- به دیگران احترام بگذار و اگر به تو هدیه‌ای دادند، بگو: “متشکرم.” به جای ای‌میل زدن، نوشتن یک نامه دست‌نویس تشکر بسیار موثر است.   13- در مقابل بزرگسالان از کلمات ناشایست استفاده نکن. آنها خودشان همه این کلمات را بلدند و استفاده تو از این کلمات باعث ملال و ناخشنودی آنها می‌شود.   14- افراد را با نام‌های تحقیرآمیز صدا نزن.   15- دیگران را به هیچ دلیلی مسخره نکن. این کار باعث می‌شود در نظر دیگران آدم ضعیفی به نظر برسی، و دست انداختن دیگران کار نادرستی است.   16- حتی اگر یک بازی یا مراسم برایت خسته‌کننده است، آرام بنشین و خودت را علاقمند نشان بدهد. بازیکنان یا نمایش‌دهندگان دارند حداکثر تلاش‌شان را می‌کنند.   17- اگر به کسی تنه زدی، فورا بگو “ببخشید.”   18- هنگام سرفه یا عطسه کردن دهانت را بپوشان و در جلوی دیگران فین نکن.   19- اگر می‌خواهی از دری عبور کنی، ببین آیا می‌توانی در را باز نگهداری تا کسی دیگری هم از آن رد شود.   20- اگر به پدر و مادر، معلم یا همسایه‌‌ای برخوردی که دارد کاری را انجام می‌دهد، از او بپرس کمک می‌خواهد. اگر جواب مثبت بود، به او کمک کن- به این ترتیب ممکن است چیز جدیدی یاد بگیری.   21- هنگامی که بزرگسالی از تو تقاضای انجام کاری را کرد، با روی گشاده و بدون نق زدن به او کمک کن.   22- هنگامی که کسی به تو کمک کرد، بگو: “متشکرم.” این شخص احتمالا بار دیگر هم به تو کمک خواهد کرد. این امر به خصوص در مورد معلمان مصداق دارد!   23- از وسائل غذا خوردن درست استفاده کن. اگر نمی‌دانی که چطور با این وسائل غذا بخوری، از پدر و مادر تقاضا کن به تو آموزش دهند، یا دقت کن آنها از این وسائل چطور استفاده می‌کنند.   24- هنگام غذا خوردن روی ران‌هایت دستمال سفره بگذار و از آن برای پاک کردن دهانت در هنگام لزوم استفاده کن.   25- برای برداشتن چیزها از روی میز غذا خم نشو؛ از دیگران تقاضا کن آن را به تو رد کنند. 26-در هر زمانی همیشه سلام کردن به بزرگترها وظیفه کودکان است اما از آنسو نیز کودکان باید بیاموزند در دست دادن به بزرگترها پیشقدم نشوند و تا زمانی که بزرگترها بنا بر هر دلیلی صلاح ندانستند به کوچکترها دست بدهند کودکان نیز نباید اصرار به دست دادن با آنها نمایند. و باید تنها به همان احوالپرسی زبانی و معمولی بسنده کنند. کانال میگنا  
16 ژانویه 2017 189 بازدید 0
ادامه و دانلود
میگنا: اعتماد متقابل انسان ها درجامعه موجب می شود تا ضمن دست یابی به آرامش و امنیت، از فرصت های متقابل برای آسایش و امکانات یکدیگر بهره مند شوند. از طرف دیگر هر عاملی که این اعتماد را با خطر مواجه سازد، عامل بحران و نابودی آسایش و آرامش جامعه خواهد بود.از جمله این عوامل می توان به بدقولی و خلف وعده اشاره کرد، زمانیکه در یک جامعه مردم بدقولی را ترویج میدهند، اعتماد عمومی و ارتباطات معنوی از بین میرود و این بزرگترین آسیب و ضربه را به ارکان آن جامعه وارد میکند. بدقولی از نظر روانشناسان یک نوع نابهنجاری اجتماعی است که پایه تربیت غلط در خانواده زمینه ساز این نوع رفتار غلط ارتباطی میشود. بعضی اوقات در خانواده ها مشاهده میشود والدین نسبت به تربیت صحیح فرزندان خود برای ورود به اجتماع همت کافی ندارند و در واقع در قبال تربیت آنان، آنچنان که باید مسئولیت پذیر نیستند، این در حالی است که والدین باید مانع از رفتارهای غلط فرزندان خود شوند و با تشویق و تنبیه از شکل گیری رفتارهای غلط در آنان جلوگیری کنند. در گام نخست والدین باید الگوی درستی برای کودکان خود باشند تا آنان اختلالات غلط رفتاری را از سوی والدین و اطرافیان خود شاهد نباشند. شاید به نظر بسیاری از ما بدقولی به کودکان اهمیت چندانی نداشته باشد ولی در واقع بدقولی به هر کسی (کوچک یا بزرگ) باعث خراب شدن رابطه‌ها و از بین رفتن برخی ارزش‌ها می‌شود. والدین نخستین آموزگاران کودکان هستند. اهمیت دادن به قولی که می‌دهند و عمل کردن به آن به آنها چیزهای مهمی یاد می‌دهد و لازم است که والدین،‌ آموزگاران خوبی برای فرزندان خود باشند.   نتایج بدقولی به کودک بدقولی باعث کاهش حس عزت نفس در کودکان می‌شود، آنها برای اینکه در جامعه و در زندگی اجتماعی موفق باشند نیاز به حس عزت نفس دارند و وقتی به قولی که به آن ها داده شده عمل نشود آنها احساس بی‌ارزشی و بی‌اهمیت بودن می‌کنند.این احساس کم‌کم به عدم وجود عزت نفس در کودک منجر می‌شود. از طرفی بدقولی کردن باعث می‌شود که آنها نیز در آینده انسان‌های بدقولی شوند. کودکان از طریق رفتارها و اعمال والدین زندگی کردن را یاد می‌گیرند. با بدقولی‌های کوچک ، کم‌کم ارزش قول پایین می‌آید وقتی که آن ها بزرگتر می‌شوند، تبدیل به بزرگسالانی بدقول می‌شوند چرا که فکر می‌کنند حق بدقولی کردن را دارند و اینکار را از والدین خود آموخته‌اند. برخی مواقع به جای اینکه از قول دادن‌های بیجا استفاده کنید، بهتر است معذرت خواهی کنید. از کودک‌تان بخواهید که شما را ببخشید نه اینکه با وعده و وعید بیجا او را فریب دهید. با بدقولی‌هایمان به آنها احساس مهم نبودن و بی‌اهمیتی را می‌دهیم.کودکان متوجه هستند که شما در قبال دیگران چگونه به قول‌هایتان عمل می‌کنید و چگونه مراقب حرف زدن‌های خود هستید و وقتی این موارد را در مورد فرزند خود رعایت نمی‌کنید، در واقع حس بی‌اهمیت بودن را به آنها انتقال می‌دهید و برعکس زمانی‌که به وعده‌‌های خود عمل می‌کنید و روی حرف‌تان می‌مانید به آنها نشان می‌دهید که چقدر برایتان مهم هستند.   نتایج خوش‌قولی به کودک – اعتماد و اطمینان بیشتری بین او و شما به وجود آید. او به حرف‌های شما اعتماد می‌کند و یاد می‌گیرد که باید به قولش وفا کند. – باعث به وجود آمدن نظم و قانون بیشتری در خانواده می‌شود.. – به آنها صداقت را می‌آموزد. جمله «تو دروغ گفتی به من» جمله‌ای ناخوشایند است که هیچ‌یک از ما دوست نداریم از دهان فرزندمان بشنویم. پای‌بند بودن به قولی به آنها می‌دهیم، یعنی صداقت داشتن با او وظیفه‌ والدین پرورش حس و روحیه صداقت در کودکان است نه تخریب آن. – به آنها ارزش و اهمیت قول دادن را می‌آموزد. آنها یاد می‌گیرند که باید به قولی که می‌دهند ارزش قائل شوند و خودشان در آنیده والدین بدقولی نباشند. وقتی که به فرزند خود قولی می‌دهید،‌ توجه داشته باشید که آیا توان عمل کردن به آن را دارید. اگر فقط می‌خواهید از قول دادن به عنوان حربه‌ای برای آرام کردن و متقاعد نمودن کودک در آن لحظه استفاده کنید بهتر است هرگز اینکار را نکنید و به عواقب آن بیندیشید.  دکتر مریم ستوده روان شناس کودک با اشاره به آسیب های بدقولی والدین بر روی کودکان اظهار داشت: برای مقابله با بدقولی باید به ریشههای آن در کانون خانواده توجه کرد و با توجه به عواقب زیانبار این نابهنجاری و رفتار غلط اجتماعی در محیط خانواده و اجتماع از رواج بیش از حد آن جلوگیری کرد. باید در قدم نخست فرهنگ درون خانوادهها را اصلاح کرد.طوری که والدین خود را موظف بدانند در مورد قولی که به فرزندان خود می دهند حساس باشند وتمام تلاش خود را در برآوردن آن انجام دهند. باید به والدین آموزش داد ویژگیهای سالم رفتاری را به کودکان خود بیاموزند و در عین حال خود الگویی صحیح برای فرزندان خود باشند. چرا که کودکان آنچه را که میبینند، یاد میگیرند. برای همین منظور والدین باید همیشه مسئولیتپذیر بوده و تکالیف خود را در قبال اعضای خانواده انجام دهند و همواره وعدههایی را که به آن عمل میکنند به دیگران بدهند. ستوده افزود: برخی از والدین در مورد هر قولی که به فرزند خود می دهند، بسیار دقیق می باشند و به تک تک آنها اهمیت می دهند آنها هرگز قولی که از عهده انجام آن برنمی آیند را به کودک نمی دهند و برخی از والدین در لحظه و موقعیتی که در آن قرار دارند، تصمیم می گیرند قولی می دهند تا شرایط تغییر کند و بعد به آن عمل نمی کنند. که این می تواند برای کودک آسیب زننده باشد.آناخبر
11 ژانویه 2017 213 بازدید 0
ادامه و دانلود
میگنا: مهمانی آخر هفته است. بزرگ‌ترها دور هم جمع شده‌اند و توقع دارند کوچک‌ترهای فامیل هم پابه‌پای آنها بنشینند و حرف‌های‌شان‌ را گوش کرده و از جای‌شان تکان نخورند. توقع کاملا نادرستی است! اصلا کودکی که حد مناسبی از بازی، شادی و شیطنت نداشته باشد، بیمار است. بنابراین با هر حرکت کوچک بچه‌ها نباید آنها را به « بیش‌فعالی» متهم کرد. بنابراین نشانه‌های کودکان بیش‌فعال را بشناسید. نشانه‌ها به همین 10 مورد ختم نمی‌شود، اما سعی کردیم شاخص‌ترین نشانه‌ها را معرفی کنیم.  سه شاخص اولیه کودکان بیش‌فعال معمولا دارای این سه شاخص مهم رفتاری هستند؛ کم‌تمرکزی در عین هوش بالا، فعالیت بدنی بیش از اندازه و مهار نشدنی، شتاب و عجله در رفتار. تکرار اشتباه بی‌توجهی و تکرار اشتباه از دیگر نشانه‌هاست. معمولا این کودکان در کارهای شخصی، درس و ارتباط با دیگران دچار تکرار در اشتباه می‌شوند. کم تمرکزی این به معنی کم‌هوشی کودکان بیش فعال نیست؛ بلکه به عکس. انرژی نهفته در این کودکان باعث می‌شود آنها با نوعی پرش در رفتار مواجه شده و نتوانند فکرشان را برای انجام یک کار، متمرکز کنند. این کودکان به راحتی حواس‌شان پرت شده و حین انجام یک کار، روی کار یا حرکت دیگران یا آنچه در ذهن دارند منحرف می‌شوند. برای مثال، این حالت بیشتر در موقع درس خواندن آنها درمنزل یا گوش کردن به درس در کلاس دیده می‌شود. گوش نمی‌کنند سرکشی و عدم توجه به صحبت‌های بزرگ‌ترها از دیگر نشانه‌های بیش‌فعالی است. دعوا و قهر و مرافعه شیوه راه آوردن آنها نیست.باید به آنها زمان بدهید تا وقتی که آمادگی پذیرش داشتند، با آنها صحبت کنید. یادتان باشد این کودکان به‌راحتی سرلج افتاده و به بچه‌های حرف گوش‌نکن و عصبی‌کننده‌ای تبدیل می‌شوند. نیمه‌کاره رها می‌کنند مشق‌های نصفه و نیمه، شیطنت حین نوشتن مشق و حتی رها کردن دانشگاه و تغییر رشته تحصیلی نشانه بیش فعالی است. تاکیدی بر انجام کار نداشته باشید. مطمئن باشید بعد از یک شیطنت کوتاه و چرخیدن در خانه دوباره برای انجام تکالیف، بازمی‌گردند. منظم نیستند شلختگی از دیگر نشانه‌های آنهاست. به این دلیل که نمی‌توانند روی کارها تمرکز کرده و چند کار را همزمان و به طور کامل انجام دهند. بنابراین اگر قرار است مشق‌های‌شان را کامل کنند از جمع‌آوری وسایل‌شان معذورند! گم می‌کنند اگر یک روز دیدید راه خانه را هم گم کردند، تعجب نکنید! کودکان بیش‌فعال توانایی عجیبی در گم کردن اشیا از دفتر، خودکار، پاک‌کن، مداد، تراش، اسباب‌بازی تا حتی لباس‌هایی مانند پلیور یا کاپشن دارند! جای دیگری می‌روند این کودکان به راحتی حواس‌شان از اطراف پرت شده و به رویاهای خودشان پناه می‌برند. بنابراین اگر چند بار صدای‌شان کردید و جواب ندادند، با آنها دعوا نکنید. واقعا صدای‌تان را نمی‌شنوند. راحت فراموش می‌کنند مشق‌شان را کامل نوشته‌اند. ورقه‌شان را امضا کرده‌اند. رضایت‌نامه از والدین برای گردش علمی دارند، اما همه آنها را جا گذاشته‌اند! درس را از حفظ هستند، اما در یک لحظه انگار اصلا چیزی نخوانده‌اند. به آنها مهلت بدهید، همه چیز یادشان می‌آید. دلیل این مساله نیز کم‌تمرکزی آنهاست. روی صندلی وول می‌خورند این کودکان به معنای واقعی، آرام و قرار ندارند. حتی بعضی از آنها نمی‌توانند به مدت 10 دقیقه روی صندلی آرام بنشینند و دست و پای‌شان را تکان ندهند. با آنها دعوا نکنید. انرژی درونی آنها درحال فوران است!لینک کانال میگنا وب‌سایت همشهری شش و هفت
7 ژانویه 2017 177 بازدید 0
ادامه و دانلود
میگنا- گاهی والدین به دلایل مختلف مثل محدودیت فضای منزل، نداشتن اتاق خواب مجزا، شلوغ بودن خانه، فرزند زیاد و گاه اهمال و سهل‌انگاری، نمی‌توانند محیط امن و راحتی برای برقراری روابط زناشویی خود فراهم کنند. وقتی فرزند اتفاقی رابطه زناشویی والدین را مشاهده می‌کند یا صدایی از جانب اتاق خواب آنها به گوش او می‌رسد، ممکن است آنچه در اتاق خواب بین پدر و مادر روی داده، به‌عنوان یک صحنه خشونت تعبیر کند. در صورتی‌که در دفعات بعد با در قفل شده اتاق خواب والدین مواجه شود، این خیالبافی در وی تقویت می‌شود و چون معنای این تصویر را نمی‌فهمد، به‌صورت ابهام‌آمیز برایش باقی می‌ماند و حتی در همان زمان ممکن است هیجان جنسی او را تحریک کند. اصطلاح prima- scene (صحنه آغازین) را اولین بار فروید در سال 1914 برای توصیف این مفهوم به کار برد. بعضی از والدین به اشتباه فکر می‌کنند فرزندان کوچکشان چیزی از رابطه زن و مرد نمی‌فهمند، در صورتی‌که حتی یک کودک 2 ساله حافظه‌ای بسیار قوی دارد و همه تصاویر و صداهای اطراف را در ذهن خود ثبت و ضبط می‌کند. مواجه شدن فرزند با صحنه رابطه زناشویی والدین ممکن است باعث ایجاد مشکلات روانی متعددی در آنها مانند اضطراب و افسردگی، شهوانی شدن کودک، ابهامات سادومازوخیستی (آزارگری-آزارخواهی) در مورد رابطه جنسی، ترس از تنهایی، آسیب‌پذیری و… شود. از طرفی، مطالعات وسیعی در حال حاضر بر این نکته تاکید دارند که دیدن اتفاقی صحنه رابطه زناشویی والدین به‌خودی‌خود باعث آسیب روانی کودک نمی‌شود، مگر اینکه روابط خانوادگی به‌طور کلی مخدوش و خشن باشد، اما شفاف شدن این موضوع مطالعات بیشتری را می‌طلبد. اگر کودک نیمه‌شب اتفاقی وارد اتاق خوابتان شد و شما را در حین رابطه زناشویی دید، به‌هیچ‌وجه واکنشی مبنی بر وحشت‌زدگی و دستپاچگی از خود نشان ندهید. توجه به این نکته بسیار ضروری است که با برخوردتان کودک را شرمنده و خجالت‌زده کنجکاوی جنسی‌اش نکنید، چرا که از عواقب این برخورد، مشکلات جنسی فراوان برای او در آینده است. در اولین فرصت، لباس‌هایتان را بپوشید یا پتو و ملحفه‌ای روی بدن عریان خود بکشید. کودک را نزد خود بخوانید و به او توجه و خوشرویی نشان دهید. آرام از او بپرسید که با شما کاری داشته که نیمه‌شب سراغتان آمده؟ آیا مشکل یا خواسته‌ای دارد؟ اگر سوال کرد مشغول چه کاری بودید، برایش روشن کنید چیزی که اتفاقی شاهدش بوده، به‌هیچ‌وجه به‌معنی دعوا و خشونت بین پدر و مادر نیست. باید به کودک توضیح داد مامان باباها وقتی همدیگر را خیلی دوست دارند، یکدیگر را در آغوش می‌گیرند، نوازش می‌کنند، می‌بوسند و می‌خندند و کارهایی می‌کنند که عشقشان را به هم نشان دهند و از وجود هم لذت ببرند. لازم نیست اصل رابطه زناشویی و فرایند آن برای کودک تشریح شود. حتما به کودک سفارش شود صحبت در مورد آنچه دیده در خارج از خانه و نزد دیگران درست نیست و در مورد مسائلی از این قبیل فقط می‌تواند در خانه و با پدر و مادر صحبت کند. در پایان توضیحات شما نیز کودک باید به اتاق خوابش هدایت شود. اگر کودک چیزی نپرسید… در صورتی که کودک در همان برخورد نخست در اتاق خواب سوالی در مورد صحنه‌ای که دیده نپرسید، می‌توان در اولین فرصت مناسب مثلا فردا صبح، ابتدا ازاو پرسید که دیشب در اتاق خواب چه دیده و احساس و نظرش در این‌باره چیست. چراکه شاید کودک چیز زیادی از صحنه رابطه زناشویی والدین ندیده باشد و والدین در تخمین زمان حضور کودک در اتاق اشتباه کرده باشند. در ادامه می‌توان توضیحات لازم را همان‌طور که اشاره شد، به کودک داد. آماده پاسخگویی به پرسش‌های غیرمنتظره کودک شوید اگر سوال‌های کودک غیرمنتظره و پاسخگویی به آن فراتر از دانسته‌ها و اطلاعاتتان بود، مجبور نیستید پاسخ فوری بدهید و می‌توانید ادامه صحبت را در جلسه‌ای دیگر پیگیری کنید. در این فاصله از مشورت با متخصصان مربوط کمک بگیرید. مهم نیست که همه حقیقت را به بچه بگویید، بهتر آن است که به او دروغ نگویید. بسیاری اوقات رعایت نکات فوق و ارائه همین توضیح‌های ساده، می‌تواند کودک شما را از ابتلا به طیف وسیعی از اختلالات اضطرابی و مشکلات جنسی در آینده حفظ کند. در غیر این صورت بهتر است با روان‌پزشک یا روان‌شناس مشورت کنید. وقتی کودکان سوال جنسی می‌پرسند… همه کودکان درباره اینکه چگونه به ‌وجود آمده‌اند، قبلا کجا بوده‌اند و اینکه چرا در جشن عروسی والدینشان نبوده‌اند، کنجکاوند و دیر یا زود این سوالات را از والدینشان خواهند پرسید. اگر قبلا به پاسخ‌هایی که باید به آنها بدهید، فکر کرده باشید، احتمالا به راحتی می‌توانید آنها را قانع کنید، اما متاسفانه اغلب والدین با اینکه می‌دانند بالاخره در معرض چنین سوالاتی قرار خواهند گرفت، به این ‌دلیل که خجالت می‌کشند، سعی می‌کنند به طریقی از پاسخ دادن شانه خالی کنند. شاید شما به نسلی تعلق داشته‌اید که صحبت کردن در مورد مسایل جنسی در خانواده‌تان ممنوع بوده، اما باید بدانید کودکان خردسالتان متعلق به نسل دیگری هستند و اگر پاسخ‌های درست و منطقی به سوالاتشان را از شما نشنوند، به زودی از شما فاصله می‌گیرند و منایع دیگری را برای پاسخگویی برمی‌گزینند و خودتان می‌دانید که این کار آنها بهای سنگینی است که شما در قبال خجالت کشیدنتان خواهید پرداخت. اگر بدانید که پرسش‌های کودک شما در این مورد به هیچ‌وجه گناه‌آلود نیست و فقط از سر کنجکاوی ذاتی و میل شدید به فهمیدن همه چیز، پرسیده می‌شود، شاید راحت‌تر برخورد کنید.میگنا دات آی آر. پس همان‌طور که در مورد طرز کار یک وسیله می‌پرسد، به راحتی و با علاقه به او پاسخ می‌دهید، به سوالات او در زمینه مسایل جنسی نیز بدون تنش پاسخ دهید. پاسخ ما باید چگونه باشد؟ کودک ممکن است بپرسد: بچه چطوری درست می‌شه؟ چرا فقط خانم‌ها و بعد از عروسی باردار می‌شن؟ من قبل از اینکه برم تو شکم مامان کجا بودم؟ نکته اول اینکه نباید به هیچ‌یک از سوالات کودک پاسخ دروغ داده شود. خیلی از پدر و مادر‌ها برای اینکه از شر این سوالات خلاص شوند به کودک می‌گویند که تو را یک لک‌لک از آسمان برای ما آورده! یا اینکه ما دعا کردیم و خدا تو را به ما داد! این روش پاسخ دادن اصلا درست نیست زیرا کودک به‌تدریج که بزرگ ‌شد، متوجه می‌شود که این حرف‌ها نمی‌تواند درست باشد و اعتمادش را به شما از دست می‌دهد. پس از همان اول به او راست بگویید. منظور از راستگویی این نیست که شما باید از سیر تا پیاز مسائل جنسی را برای او توضیح بدهید زیرا این کار نه ضروری و نه برای کودک شما مناسب است. کودکان 2 تا 4 ساله کودکان بسیار کوچک مثلا آنهایی که 2 تا 4 سال دارند، معمولا با یک پاسخ بسیار ساده قانع می‌شوند؛ مثلا می‌توانید به آنها بگویید: «تو در شکم مامان به‌وجود آمدی و چون کوچولو بودی، آنجا مامان از تو مراقبت کرد تا کمی بزرگ‌تر شدی و توانستی به دنیا بیایی.» کودکان 4 تا 7 ساله برای کودکان 4 تا 7 ساله این‌طور توضیح دهید: «بدن همه ما آدم‌ها از قطعه‌های کوچکی درست شده که به آن سلول می‌گویند. سلول‌هایی از بدن مامان و سلول‌هایی از بدن بابا در شکم مامان با هم ترکیب شدند و تو را به‌وجود آورده‌اند. به همین دلیل است که مثلا چشم تو شبیه بابا و موهای تو شبیه مامان است.» کودکان 7 تا 10 ساله برای کودکان بزرگ‌تر مثلا 7 تا 10 ساله می‌توانید بیشتر از این توضیح بدهید. مثلا می‌توانید بگویید: «نام سلول‌های بابا که با سلول‌های مامان ترکیب می‌شه اسپرم و نام سلول‌های مامان تخمک است. اسپرم‌ها در کیسه پوستی که به آن بیضه می‌گویند، قرار دارند. میلیون‌ها اسپرم در این کیسه قرار دارند، اما در بدن مامان هر ماه فقط یک تخمک به‌وجود می‌آید. اگر مامان و بابا تصمیم بگیرند که بچه داشته باشند، یکی از اسپرم‌ها با تخمک ترکیب می‌شود و بچه کوچکی ایجاد می‌شود که باید 9 ماه در شکم مامان بماند تا کمی بزرگ‌تر شود و بتواند به دنیا بیاید.» لینک ورود به کانال میگنا *دکتر بهاره صباغ ابریشمی -روان‌پزشک، روان‌درمانگرجنسی منبع:Questions childre- ask & How to answer them  
24 دسامبر 2016 259 بازدید 0
ادامه و دانلود
ميگنا: آپراكسي ، نوعي اختلال حركتي ناشي از آسيب ديدگي عصبي است . اين اختلال با نوعي ناتواني در انجام ارادي (هدفمند) حركات مشخص مي شود، علي رغم اينكه حالت كشش ماهيچه ها عادي و طبيعي است و هماهنگي نيز دارند. به عبارت ديگر، ماهيچه ها قادر هستند تا عملكرد طبيعي داشته باشند اما برنامه ريزي ناقص مغز مايع از انجام درست هدفمند حركات مي شود. سه نوع آپراكسي وجود داد: عضوي، دهاني و گفتاري(كلامي). آپراكسي عضوي به حركات ارادي دست ها و پاها مربوط است. ممكن است بيمار نتواند دستش را براي خداحافظي تكان دهد يا با دستش فرماني يا پيامي بدهد (به طور ارادي ) هر چند قدرت ماهيچه اي و دامنه حركتي كه براي انجام كارها مورد نياز است، وجود دارد و بيمار قادر است تا كارها، را به طور خودكار (نه ارادي) انجام دهد.فردي كه به آپراكسي دهان مبتلا مي باشد ممكن است نتواند زبانش را به طور ارادي بيرون بياورد يا به طور ارادي كسي را ببوسد يا با لب هايش صداي بوسيدن را توليد كند. گاهي آپراكسي دهان با نوع سوم آپراكسي ، يعني گفتاري ، اشتباه گرفته مي شود، زيرا هر دوي آن ها ماهيچه هاي دهاني ـ چهره اي را درگير مي كنند، اما يكسان و همانند نيستند. گفتار یکی از عوامل تاثیر گذار در زندگی هر فردی است که در زندگی پرشتاب امروز اهمیت این موضوع دو چندان شده است.بنابراین تشخیص و شناسایی اختلالات گفتار و زبان نیز اهمیت بیشتری پیدا کرده است.در این شرایط شایسته است که خانواده‌ها در این زمینه اطلاعاتی داشته باشند تا بتوانند نقایص گفتاری کودک خود را بطور مقدماتی تشخیص داده و با مراجعه به آسیب‌شناس گفتاروزبان در صدد رفع بهینه مشکلات احتمالی کودک خود برآیند. اگر کودکی 3 الی 5 ساله دارید که نمی‌تواند کلمه‌ای را که شما می‌گویید،تکرار نماید و یا کلمه‌ها را بسیار متفاوت می‌گوید،توصیه می‌کنم تا مطلب زیر را مطالعه نمایید.والدین آگاه باشند که این شکایات معمولا همراه با علائم دیگری است که در صورت مشاهده، زنگ خطری برای خانواه‌هاست. این علائم عبارتند از: 1-آیا کودک در سن زیر یک‌سالگی غان و غون(صداسازی زنجیره‌ای) یا همان «گریزه خوانی» را داشته است؟ 2-آیا تا یک‌سالگی حداقل چند کلمه را بیان می‌کرده است؟ 3-آیا کلمه‌ها را نادرست می‌گوید و به جای آن‌ها تلفظ‌های عجیب استفاده کرده است؟مثلا به جای «بیا» می‌گوید «اووآ» 4-آیا کلمه سخت‌تر را بهتر از کلمه‌های آسان می‌گوید؟مثلا «بیا» را نمی‌گوید ولی «تراکتور»را می‌گوید. 5-آیا کودک درک خوبی دارد ولی تعداد کلمه‌هایش اندک است؟ 6-آیا احساس می‌کنید که لجبازی می‌کند و تمایلی به حرف زدن ندارد؟ شکایت اصلی خانواده این است که وقتی کلمه‌ای گفته می‌شود و از کودک خواسته می‌شود آن کلمه را بیان کند ،کودک قادر به انجام چنین کاری نیست،به طوری که در انتها به مِن‌مِن می‌رسد.به این حالت کورمال کردن می‌گویند یعنی دنبال جایگاه‌های دقیق تولید می‌گردند و چندین جایگاه را برای یک حرف امتحان می‌کنند که در نتیجه‌ این کار، سرعت گفتار پایین آمده و تلفظ ناصحیح ادا می‌شود.در حالی که در بعضی از این کودکان اگر نخواهیم که بعد از ما تکرار کنند و تصویر را ببینند، بصورت خودانگیخته آن کلمه را بیان می کنند. اگر علائمی که در بالا ذکر شده است را در کودکتان مشاهده کردید می‌تواند نشانه‌ی یکی از اختلالات گفتار و زبان به نام آپراکسی باشد که این اختلال نمی‌تواند دلیلی بر ضعف اندام‌های گفتاری باشد بلکه علتش می‌تواند این باشد که مغز افراد مبتلا به آپراکسی در برنامه ریزی اینکه اندام‌های گفتاریِ‌ مورد نیاز تولیدصدا(لب،زبان،فک و…) را حرکت دهند دچار اختلال شده است که به دنبال آن،باعث اختلال در تولید تلفظ ناصحیح حروف،کلمات،ناتوانی در تکرار کلمات و …. می‌شود. در این صورت مراجعه‌ هر چه سریعتر به آسیب شناس گفتار و زبان ضروری است که آسیب شناس گفتار و زبان با ارزیابی،تشخیص و درمان ،اقدامات لازم را در جهت شناسایی هر چه سریعتر مشکل فرزندتان انجام می‌دهد. با مراجعه‌ بهنگام،کودکتان را از آسیب‌های جدی بعدی(کاهش اعتماد بنفس،ضعف در ایجاد ارتباطات موثر اجتماعی، مشکلاتی در آموزش و …..) در امان بدارید.   آپراكسي گفتاري اختلال در برنامه ريزي حركتي براي توليد گفتار است. فردي كه به آپراكسي كلامي مبتلا است در تعيين موقعيت و توالي عملكرد ماهيچه هايي كه در كار توليد ارادي واج ها دخالت دارند دچار مشكل مي باشد. فرد مبتلا ممكن است يك ، دو يا هر سه نوع آپراكسي را بروز دهد. آپراكسي كلامي يا گفتاري شايع ترين نوع آپراكسي است و آپراكسي اندام كمترين شيوع را دارد. بیماری آپراکسی گفتاری در کودکان، که با عنوان CAS شناخته شده است، یک اختلال بسیار معمول بوده که کودکان را تحت تاثیر قرار می دهد. کودک مبتلا به این بیماری شرایط لازم برای صحبت کردن را ندارد و برای گفتگوی روان مشکلاتی داشته و سخن گفتن به صورت عادی برایشان دشوار می باشد. برای این که اینگونه کودکان قادر به صحبت کردن درست باشند، مغز آن ها نیاز به یک برنامه ریزی دقیق داشته و عضلاتی که در هنگام سخن گفتن فعالیت می کنند، مانند لب ها، زبان و فک کودک، نیاز به حرکت های منظم و هماهنگ با مغز کودک دارند. همچنین، کودکان مبتلا به آپراکسی گفتاری برای تصمیم گیری در سرعت حرف زدن و ریتم بیان کلمات با مشکل روبرو می باشند، چون تمام ارگان های وابسته باید با هم و هماهنگ کار کنند تا کودک شما اجرای درستی در ادا کردن کلمات داشته باشد. برای این کار می توان از حرف زدن او با تلفن و یا موبایل کمک گرفت. هنگامی که کودک مبتلا به آپراکسی دوران کودکی صحبت می کند، مغز او نمی تواند با حرکات عضلات لب ها فک و زبان هماهنگ باشد و از سخن گفتن درست اطمینان حاصل کند. در این مورد، مغز کودک قادر به ارسال سیگنال های درست به اندام های فعال در صحبت کردن در زمان مناسب نخواهد بود. این بدان معنی است که کودک دیر و دشوار شروع به سخن گفتن در زمان مناسب می کند، که برای حل این مشکل می توان کودک خود را وادار کرد تا با صحبت کردن مکرر، حرف زدن زیاد با موبایل و گفتاردرمانی، خود را کمک کند. هنگامی که کودک شما مبتلا به مشکل CAS است، به این معنا نیست که عضلات گفتاری فعال او ضعیف می باشند، بلکه به این معناست که مغزکودک شما نمی تواند به طور مستقیم عضلات مورد نیاز برای انجام این کار را هدایت کند. بیماری آپراکسی دوران کودکی در اصل یک بیماری عصبی محسوب می شود. در اغلب موارد، این بیماری مادرزادی است. کودکی که مبتلا به آپراکسی دوران کودکی می باشد، درک بسیار بالاتری از کلمات و گفتار را دارد، اما قادر نیست آن ها را به صورت منسجم بیان کند. چه عواملی باعث بروز بیماری آپراکسی گفتاری در کودکان می شود؟ یکی از اولین چیزهایی که شما باید به عنوان یک پدر و مادر به یاد داشته باشید این است که هر اشتباهی می تواند باعث بروز آپراکسی گفتاری در فرزند شما شود. چقدر شما به کودک خود به عنوان یک نوزاد صحبت کرده و یا چه مقدار شما سعی می کنید به او در مورد گفتار و حرف زدن با موبایل آموزش دهید؟ در حال حاضر، اطلاعات پزشکی کافی برای توضیح آپراکسی دوران کودکی و علل گفتا رهای نادرست درکودکان وجود ندارد. برخی از کارشناسان بر این باورند که این مسائل مربوط به فعالیت ضعیف سیگنال های بین مغز و عضلات مختلف می باشد که فرزند شما با استفاده از آن ها به درستی صحبت می کند. در اینجا سه دلیل اصلی که می تواند باعث بروز بیماری آپراکسی گفتاری در کودکان شود، آورده شده است، که عبارتند از: 1. اختلالات عصبی و شناختی در کودک: • عفونت، بیماری یا آسیب رسیدن به مغز ممکن است باعث بروز CAS در کودکان شود. این بیماری می تواند قبل یا بعد از تولد کودک اتفاق بیافتد. • گاهی اوقات، هم این بیماری می تواند نتیجه یک اختلال یا نقص در زمانی باشد که هنوز نوزاد به دنیا نیامده و در رحم مادر در حال رشد بوده، باشد. • بیماری آپراکسی که در دوران کودکی باعث آسیب عصبی در کودک می شود و می تواند مشکلاتی را در سخن گفتن کودک شما ایجاد کند، به وسیله ی اسکن و یا MRI از مغز تشخیص داده شود. 2. اختلالات تکاملی کودک در اجتماعات عصبی: • آپراکسی گفتاری در فرزند شما گاهی اوقات می تواند یک علامت ثانویه ی پزشکی برای درمان بیماری دیگری در کودک باشد. • اگر یک اختلال ژنتیکی و یا اختلالی در سوخت و ساز بدن فرزند شما وجود نداشته نباشد، در برخی موارد، آپراکسی گفتاری در کودک می تواند نتیجه یک اختلال در میتوکندری سلول های عصبی باشد. • خطر ابتلا به بیماری CAS در کودکان مبتلا به سندرم velocardiofacial و galactosemia بالاتر است. 3. اختلال ایدیوپاتیک گفتاری در کودک: • اختلال ایدیوپاتیک گفتاری یک نوع بیماری است که منشاء شناخته شده ای ندارد. • در این بیماری، کودک شما ناهنجاری های عصبی قابل توجهی دارد و یا سیستم عصبی کاملی در او موجود نیست. نشانه های بیماری آپراکسی گفتاری در کودک چیست؟ همه کودکان مبتلا به بیماری آپراکسی گفتاری علائم مشابهی از خود نشان نمی دهند. این علائم ممکن است با توجه به افزایش سن و همچنین، شدت بیماری هر کودک متفاوت باشد. در اینجا برخی از رایج ترین علائم گفتاری که در کودکان مبتلا به بیماری آپراکسی گفتاری وجود دارد، بررسی خواهند شد: نشانه های آپراکسی گفتاری در کودکان بسیار کوچک: • کودکان مبتلا به بیماری آپراکسی گفتاری قادر نخواهند بود که هر سوالی را به راحتی پاسخ دهند، و اگر هم بتوانند پاسخ دهند، با کلماتب نامفهوم جواب خواهند داد. • کودکان مبتلا به بیماری آپراکسی گفتاری دیرتر نسبت به دیگر کودکان هم سن و سال خود زبان باز می کنند، حتی زمانی که آن ها شروع به حرف زدن کردند، برخی کلمات را برای اولین بار نمی توانند درست تلفظ نمایند، و حتی در برخی موارد درجواب دادن به برخی از سوالات بسیار مهم و یا عمومی هم ممکن است خود را گم کنند. • این گونه کودکان تنها قادر به پاسخ دادن تعداد بسیار کمی از سوالات بوده و تلفظ حروف صدادار و صامت در آن ها متفاوت خواهد بود. • این کودکان ممکن است در هنگام حرف زدن، بین کلمات مختلف یک فاصله طولانی به وجود آورند، در حالی که کودک تلاش خود را برای گفتن تمام کلمات می کند. کودک شما در این شرایط ممکن است تمام سعی خود را بکند تا به نحوه احسن همان گونه که فکر می کند، حرف بزند، اما در نهایت او قادر به انجام آن نخواهد بود. برای چنین کودکانی ترکیب صداهای مختلف و تبدیل آن ها به یک کلمه مناسب بسیار دشوار خواهد بود. • برای جبران این مشکل که او نمی تواند کلمات را پشت سر هم ادا کند، احتمالا کودک شما با سعی زیاد بخواهد این شکاف های ایجاد شده را پر کند. برای همین از خود صداهای زیاد و بی مفهومی را در می آورد. معمولا اکثر نوزادان ممکن است این کارها را زمانی که آن ها در حال یادگیری صحبت کردن هستند انجام دهند. با این حال، کودکان مبتلا به بیماری آپراکسی گفتاری کمی بیشتر از حد معمول، سر و صدا ایجاد می کنند که بسیار آشکار است. همچنین، این کودکان از هیچ تلاشی برای سعی در یادگیری و استفاده ی درست از صداها و کلمات دریغ نمی کنند. بنابراین، اگر شما به عنوان یک پدر و مادر، چنین نشانه هایی را در فرزند خود مشاهده کردید، در این صورت مشورت با پزشک متخصص و استفاده از یک نسخه ی آسان و توصیه شده ی او، طی کردن راه درمان این مشکل را آسان خواهد بود. • لازم است بدانید که یک کودک مبتلا به بیماری آپراکسی دوران کودکی ممکن است مشکلاتی هم در غذا خوردن داشته باشد. نشانه های آپراکسی گفتاری در کودکان بزرگتر: • کودکان مبتلا به بیماری آپراکسی گفتاری اشتباهات آوایی را از خود نشان می دهند، که با توجه به سن و سال آن ها ناسازگار است. • اگر فرزند شما از بیماری آپراکسی گفتاری رنج می برد، بدانید که توانایی سخن گفتن و درک بالایی دارد، اما زبان و مغز او باهم مطابقت ندارد. • اگر فرزند شما مبتلا به این بیماری باشد در سخن گفتن، تقلید صدا و همچنین در پاسخ دادن به سوالات دچار مشکل خواهد شد، اما هنگامی که او از طریق گوش دادن به دیگران، برخی صداها را از خود در می آورد، این صداها بسیار واضح تر از آنچه که او خود به خود و بدون تقلید از دیگران تولید می کند، خواهد بود. • کودک شما می تواند با سعی و تلاش، لب ها، فک، و زبان خود با هم برای هماهنگ کرده و در تولید صداهای مورد نظرش موفق باشد. • ممکن است امتحان کردن و گفتن کلمات کوتاه تر و یاعبارت هایی که خیلی طولانی نیستند، برای این گونه کودکان راحت تر باشد. • به یاد داشته باشید، هر بارکه فرزند بیمار شما مضطرب یا ناراحت باشد، مشکلات بیشتری برای تولید صداها یا گفتن تعداد زیادی از کلمات پیدا خواهد کرد. • ممکن است بعضی از کسانی که کودکشان با این بیماری دست و پنجه نرم می کند، با توانایی های کودک خود آشنا نباشند و ندانند که او قادر به درک و گفتن بعضی سخنان در همه جا نیست، و یا ممکن است فقط بخشی از آن سخنان را درک کند. • همچنین کودکان مبتلا به آپراکسی گفتاری ممکن است در تلاش برای صحبت کردن در حد یک جمله، صداهای یکنواختی از خود در بیاورند، و یا ممکن است تنش و استرس بیشتری برای هجی کردن اشتباه کلمات داشته باشند، نتیجه همه ی این عوامل باعث می شود که او تلفظ کلمات را اشتباه بیان نمایند. آیا به عنوان یک پدر و مادر می دانید که چه مشکلات بالقوه ی دیگری در ارتباط با بیماری آپراکسی گفتاری در کودکان وجود دارد؟ اگر فرزند شما از بیماری آپراکسی گفتاری در رنج و عذاب است، به احتمال زیاد شما علائم زیر را در او مشاهده خواهید کرد: • کودک شما در یادگیری مهارت های گفتاری و زبانی تاخیر نشان خواهد داد. • برای فرزند شما به یاد داشتن بعضی کلمات خاص دشوار خواهد بود. همچنین، بیشتر سفارش های شما را از یاد خواهد برد. به ویژه هنگامی که او تلاش می کند تا یک عبارت یا یک جمله را بیان کند، مشکلش زیاد خواهد شد. علاوه بر این ها، کودک شما همیشه در ابراز کردن جملات متوالی با چالش روبه رو خواهد شد. • همچنین کودک بیمار شما برای همیشه در یادگیرهای حرکتی و هماهنگی اعضای بدن خود با همدیگر دچار مشکل خواهد شد. • شما ممکن است متوجه علائم حساسیت که به عنوان یک بیماری شناخته می شود و یا حساسیت زیر پوستی در دهان کودک مبتلا به آپراکسی گفتاری خود شوید. در بیشتر موارد ممکن است این حساسیت ها، عوارض زیادی نداشته باشند، ولی این بچه ها برای انجام فعالیت های روزانه خود، مانند مسواک زدن دهان خود به طور منظم، مشکل پیدا کرده و انجام این کار برای آن ها دردناک خواهد بود، زیرا در این شرایط دهان کودک بسیار تحریک پذیر است. از سوی دیگر، اگر فرزند شما حساسیت هایی در دهان خود داشته باشد، ممکن است تمایل به خوردن غذاهای ترد و نرم از خود نشان دهد و متوجه طعم و مزه ی آنچه که می خورد، نشود. • اگر فرزند شما بیماری آپراکسی گفتاری دارد، در یادگیری خواندن و نوشتن حتما دچار مشکلاتی خواهد بود و یا شاید حتی اصلا توانایی انجام این کارها را نداشته باشد. تشخیص آپراکسی گفتاری در فرزند شما: تا حالا هیچ گونه آزمایش خاصی که بتواند به پزشکان در تشخیص بیماری آپراکسی گفتاری کودکان کمک کند، وجود نداشته است. دکتر فرزندتان ممکن است با توجه به سن و سال او و جزئیاتی از وضعیت پزشکی کودک شما، شدت اختلالات در تعاملات اجتماعی او را تشخیص دهد. همچنین ممکن است پزشک فرزندتان مراحل زیر را برای تشخیص بیماری آپراکسی گفتاری در او به شما توصیه نماید: • دکتر سعی خواهد کرد تا با حضور مشترک شما و فرزندتان، او را مجبور نماید تا به یک نقطه در شرایطی که نقاط زیادی در یک صفحه وجود دارد، نگاه کند. • دکتر همچنین ممکن است برای بررسی توانایی گفتاری در کودک شما از کلماتی که به بسیار آسان تا آسان و کمی مشکل محدود شده اند، استفاده کند. همچنین، پزشک از چند کلمه که صدای مشابهی دارند، هم استفاده کرده و از کودک شما می خواهد تا آن ها را تکرار کند. این کار برای اندازه گیری شدت وضعیت بیماری فرزند شما لازم می باشد. به عنوان مثال پزشک فرزندتان می تواند یک گروه از کلمات مثل “بازی، شوخ و شوخی” را به کار ببرد . • یک متخصص و آسیب شناس گفتاری کودکان ممکن است برای ارزیابی استعداد فرزند شما، از آنچه که او هجی می کند برای پاسخ دادن به سوالات او و همچنین برای اینکه بتواند در تولید صدا و درک آن با کودک شما تعامل ایجاد کند، استفاده نماید. • پزشک حتی ممکن است بخواهد دهان، زبان و صورت کودک شما را بررسی کند. همه ی این ها به دکتر فرزندتان کمک خواهد کرد تا هرگونه مشکلی که در ساختار سخن گفتن عمومی و علائم مربوط به آپراکسی گفتاری در فرزندتان وجود داشته باشد را شناسایی کند. • همچنین دکتر فرزندتان و متخصص گفتار درمانی می خواهند مطمئن شوند که آیا فرزند شما با توجه به شرایط پزشکی از بیماری های دیگری هم مانند مشکلات شنوایی رنج می برد. • در بیشتر موارد، پزشکان و درمانگران قادر نیستند آپراکسی گفتاری دوران کودکی را قبل از اینکه فرزند شما به دو سالگی برسد، تشخیص دهند. به این دلیل که بسیاری از کودکان تا زمانی که به دو سالگی نرسیده اند، قادر به تولید صدا برای پاسخ دادن به سوالات و واکنش های شما نیستند و یا آن ها می گویند که کودکان خیلی کوچک نمی توانند بسیاری از کلمات را به درستی بشنوند. در برخی موارد حتی اگر شما به عنوان یک مادر احساس می کنید که ممکن است فرزند کوچکتان دچار بیماری آپراکسی گفتاری شده باشد، ممکن است اینگونه نباشد و مشکلی در شکل گرفتن و رشد کودک شما وجود داشته باشد و به این دلیل است که او کمی دیرتر از سایر کودکان شروع به صحبت کردن می کند. درمان بیماری آپراکسی گفتاری در کودکان: نوع درمان فرزند شما بستگی به سن و سال، شدت وضعیت بیماری او و عوامل دیگر دارد. در این مقاله چند تا از گزینه هایی که ممکن است دکتر فرزندتان برای درمان آپراکسی گفتاری در فرزند شما توصیه کند، آورده شده استف که عبارتند از: • دکتر فرزندتان ممکن است توصیه کند که فرزند شما باید یک آسیب شناس گفتار و زبان را در هر هفته سه تا پنج بار ملاقات کند، تا با این روش، فرکانس صدای او را در جلسات بعدی کاهش دهد، چون پیشرفت فرزند شما بستگی به این کاهش ها دارد. • در برخی موارد، آسیب شناس گفتار و زبان ممکن است بخواهد برای انجام دادن معاینات بیشتر از کودک بیمار شما، او در چند جلسه از درمان با تمام اعضای خانواده خود مانند پدر و مادر، خواهر و برادر و دیگر اعضای خانواده حضور یابد، که این کار کمک شایانی به تعامل بهتر با کودکی که از آپراکسی گفتاری رنج می برند، خواهد کرد. • درمانگر ممکن است با آرامش تمام، چند بار از کودکتان بخواهد برای تمرین چگونگی تولید صدا به منظور پاسخ درست دادن به سوالات، کلمات را تلفظ کنید، و یا از او بخواهد تلفظ کردن را برای دفعات زیادی امتحان و تکرار نماید و با استفاده از این تکرار کلمات است که کمک خواهد شد تا فرزند شما بهترحرف بزند. • به تدریج، درمانگر به فرزند شما خواهد آموخت که چگونه از ریتم یا ملودی های مختلف در سخن گفتن خود به طور منظم استفاده کند. • فرزند شما طی مدت درمان، چگونگی تولید صدا برای پاسخ دادن به سوالات و تلفظ کلمات را یاد خواهد گرفت. پزشک ممکن است در این مدت از او بخواهد برای شروع، از چند روش حسی نیز استفاده نماید. به عنوان مثال، از کودکتان می خواهد در مقابل یک آینه ایستاده و یک کلمه را با صدای بلند چند بار تکرار کند، و یا با دقت به تماشای چهره و حرکات خودش برای پاسخ دادن به تمام سوالات بپردازد. همچنین از کودکتان بخواهد که با دست خودش، صورت و گلویش را برای توجه به حرکاتی که باعث می شود او یک کلمه خاصی را بگوید، لمس کند. • برخی از درمانگران معتقدند که استفاده از زبان اشاره تا حد زیادی می تواند به کودکانی که مبتلا به آپراکسی گفتاری و یا بیماری CAS هستند، کمک کنند. آن ها احساس می کنند که این امر کمک ویژه ای به کودکی که دارای مشکلاتی در درک آنچه که دیگران از او می خواهند، هستند، خواهد کرد. در چنین حالتی، پزشک فرزند شما توصیه خواهد کرد که او حتما زبان اشاره را یاد بگیرد و با کمک این روش، اقدام به گفتن کلمات بکند. استفاده از رویکرد ترکیب دوگانه زبان اشاره و گفتاری برای برقراری ارتباط و سخن گفتن کودک شما بسیار مفید خواهد بود. • در موارد بسیار شدیدتر، درمانگرکمک خانواده کودک بیمار را هم در نظر می گیرید و از دستگاه های الکترونیکی نیز استفاده می کند، تا بتواند برای تولید صداهایی با وضوح بیشتر به گونه ای که کودک آن ها را بهتر بشنود، کمک بگیرد. درمانگر از یک وسیله کمکی الکترونیکی، مانند کامپیوتر برای این کار استفاده می کند. چنین دستگاهی می تواند کودک را در تولید صداها مناسب برای پاسخ دادن به سوالاتی که برای او دشوار است، یاری نماید. • همچنین بهتراست کودکتان را برای جلسه فردی درمان، پیش دکتر یا درمانگر گفتار و زبان ببرید و در جلسه ی بعدی به صورت گروهی، با اعضای خانواده، فرزند خود را همراهی کنید. این کار کمک خواهد کرد تا او فونتیک را بهتر درک کرده و احساس اعتماد به نفس بیشتری بکند. هنگامی که به نظر می رسد کودک شما برای پیشرفت آماده است، درمانگر توصیه می کند که او به یک جلسه گروهی بپیوندد و در آن جا با همه حرف بزند. اگر کودک شما نتوانست در جلسه ی گروهی و در جمع حرف بزند، دکتر یا درمانگر ممکن است او را به حالت قبل از درمان برگرداند و روش درمان را از اول شروع کند. • دکتر و درمانگر فرزند شما ممکن است به خانواده تکالیفی با عنوان کمک به کودک در مقابله با این بیماری بدهند تا در چنین شرایطی فرزند شما بهتر عمل کند و شما می توانید اطمینان حاصل کنید که با اجرای همه ی دستورالعمل ها، گوش دادن به توصیه های پزشکی و کمک به کارکرد فرزند خود در خانه، نتیجه ی بهتری بگیرید. پدر و مادر و همچنین اعضای خانواده ی کودکان مبتلا به بیماری CAS باید با عشق، سپری کردن زمان، و صبر و شکیبایی از کودک خود حمایت کنند. در حالی که بیماری CAS هیچ درمان خاصی ندارد، حمایت کردن فرزندان بیمار، کمک قابل توجهی به پیشرفت آن ها خواهد کرد. لينك ورود به كانال ميگنا بخشي از مطلب برگرفته از مقاله:دکتر فرهاد ترابی‌نژاد-استادیار گروه گفتاردرمانیمهسا پورمحمدی-آسیب‌شناس گفتارو زبان منبع: سلامت نيوز و مامانم    
24 دسامبر 2016 275 بازدید 0
ادامه و دانلود
در مورد کودک آزاری تعارف متفاوتی ذکر شده است. تعريف كودك آزاري طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی: آسیب یا تهدید جسم و روان یا سعادت و رفاه و بهزیستی کودک به دست والدین یا افراد که نسبت به او مسئول هستند کودک آزادی می باشد. در اصطلاح متخصصین هرگونه آسیب جسمی، روانی، سوءاستفاده جنسی یا بهره کشی و عدم رسیدگی به نیازهای انسانی افراد زیر 18 سال توسط افراد دیگر کودک آزاری تلقی می گردد.   کودک آزاری را به گروه تقسیم می کنند. کودک آزاری جسمی: مثل شلاق زدن، هل دادن، لگد زدن، پرت کردن، جراحت جسمی به کودک وارد کردن، حمله فیزیکی، بریدگی، کبودی، شکستگی استخوان و… که برای کودک قبل از سن 18 سال توسط افراد بزرگسال ایجاد گردد. کودک آزاری عاطفی: بی توجهی به نیازهای عاطفی کودک، طردکردن کودک، اعمال خشونت خانوادگی در حضور کودک، تشویق نکردن کودک، خوردن الکل توسط والدین در حضور کودک، استفاده از مواد در حضور کودک و… که کودک را از نظر عاطفی مورد آسیب قرار می دهد. مسامحه عاطفی: بی توجهی و غفلت نسبت به کودک، فراهم نکردن بهداشت، مسکن، مراقبت طبی مناسب، و تحصیل می تواند  همان کودک آزاری تعریف گردد. کودک آزاری جنسی: هرگونه آزار جنسی درگیر کردن کودک در فعالیتی که باعث ارضای فرد بزرگسال گردد، تحمیل جنسی بر علیه کودک که فاقد تحول شناختی، هیجانی و جسمی است. لمس، بوسیدن، وادار کردن کودک بهدیدن روباط دو فرد بزرگسال، اجبار به برهنه شدن، عکس گرفتن از بدن کودک، نشان دادن عکس از افراد برهنه به کودک را می توان از انواع کودک آزاری جنسی نام برد. دوران کودکی مهم ترین مرحله رشد و تکامل جسمی و روانی کودک می باشد و آسیب در این دوران پیامدهای طولانی مدت در آینده را در پی خواهد داشت و خصوصا آسیب ها و آزارهای جنسی به کودکان چون کمتر قابل شناسایی می باشد و برای کودکان معمولا قادر به بیان آسیب نمی باشند بتوان گفت پیامدهای غیرقابل جبران درحال و آینده برای کودک اتفاق می افتد. برای همین از انواع کودک آزاری در این مطلب سعی می کنیم در مورد آزار جنسی کودکان و پیامدهای آن مطالبی مهم را ارائه کنیم تا والدین با شناخت انواع کودک آزاری، علائم و نشانه ها، پیامدها، راه کارهای مناسب برخورد با کودک، بتوانند در ابتدا با یادگیری مهارت های مناسب  جلوی این آسیب مهم را بگیرند و چنان چه کودک مورد آسیب قرار گرفته با نوع برخورد مناسب از پیامدهای آسیب زای آن در بزرگسالی جلوگیری کنند (همان طور که تعریف شد کودک آزاری جنسی طیف وسیعی را در بر می گیرد و صرفا ارتباط کامل جنسی با کودک به معنی آسیب جنسی در کودکان نمی باشد).   پژوهش ها علل متفاوتی برای کودک آزاری جنسی بیان کرده اند: علل خانوادگی: معمولا در خانواده هایی که والدین مهارت های اجتماعی پایین تری دارند، مهارت های فرزندپروری را به خوبی نمی دانند، تحصیلات مادر و پدر در حد پایین تری قرار دارد، سابقه بازداشت و یا سوءپیشینه کیفری در والدین وجود دارد، سابقه ای از بیماری های روانی در والدین دیده می شود. طلاق و جدایی بین والدین اتفاق افتاده است به نظر می رسد آسیب های جنسی بیشتری می شود. علل فرهنگی: معمولا پژوهش ها نشان می دهد زندگی در گروه هایی که از نظر اجتماعی و اقتصادی در حد متوسط و پایین قرار دارند آسیب جنسی بیشتر می باشد. علل روانی مربوط به کودک: ویژگی های خاص روانی برخی کودکان احتمال آزار نسبت به آنها را افزایش می دهد مثل کودکان غیرطبیعی، کودکان دشوار، کودکان طردشده. کودکان غیرطبیعی: نارس بودن کودک هنگام تولد، ناهنجاری های مادرزادی، نقایص هیجانی و عاطفی، اختلال تکلم، نقص در بینایی و شنوایی، فلج، عقب ماندگی خیلی اوقات احتمال آسیب جنسی در کودکان افزایش می دهد. کودکان دشوار: کودکانی که از نظر جسمی سالم بوده ولی والدین آنها را غیرطبیعی می دانند را کودکان دشوار می نامند. مثل کودکان بدخلق، کودکان بیش فعال، کودکانی که دچار بی اختیاری ادرار و مدفوع هستند. کودک تحریک پذیر، کودک سازش ناپذیر، پژوهش ها نشان داده این گروه از کودکان نیز بیشتر از سایرین در معرض آسیب های جنسی قرار دارند. کودک طرد شده: کودکی که حاصل حاملگی ناخواسته، حاملگی پیش بینی نشده است یا با انتظارات والدین همسو نمی باشد، اصطلاحا کودک طردشده نامیده شده و احتمال آسیب جنسی در این کودکان نیز بیشتر از کودکان سالم می باشد. اما سوال اساسی که اینجا احتمال دارد مطرح شود کودک آسیب دیده چه علائمی دارد؟ در مورد علائم کودکانی که آسیب جنسی دیده اند دیدگاه های متفاوتی وجود دارد اما می توان علائم زیر را در کودکان مشاهده کرد (البته همه نشانه ها هم زمان مشاهده نمی شود بلکه فقط تعداد یا حتی گاهی فقط یک یا دو نشانه وجود دارد). (والدین در این مرحله لازم است به این نکته دقت کنند که هرگونه تغییر نشانه های جسمی و رفتاری کودک را مد نظر قرار دهند).   علائم: •    بدخلقی و گوشه گیری/ پرخاشگری •    اضطراب •    کودک کمتر بازی می کند یا اکنون کمتر می خندد •    اشکال در خوابیدن •    ناخن جویدن، انگشت مکیدن •    افت تحصیلی •    کابوس شبانه •    رفتارهای غیرعادی •    ترس از لمس •    خشم بی دلیل نسبت به والدین •    ترس هایی که تاکنون نبوده است گاهی هم نشانه های زیر (البته نشانه های زیر کمتر دیده می شود چون معمولا آسیب جنسی در کودکان به صورت لمس بیشتر اتفاق می افتد). •    ادرار همراه با خون •    کبودی و تورم ناحیه تناسلی •    تغییر رنگ در لباس زیر •    اشکال در نشستن روی صندلی به نظر می رسد وقتی کودکان مورد آسیب قرار می گیرند ترس از بیان آسیب به والدین خوددارند شاید به این دلیل که توسط فردی که مورد آسیب قرار گرفته اند تهدید شده اند یا خودشان را مقصر می دانند و یا این که والدین به گونه ای با کودک ارتباط برقرار نکرده اند که کودک بتواند با آرامش و احساس امنیت مشکلاتش را برای آنها بازگو کند. (در دختران به نظر می رسد ترس از سرزنش و متهم شناخته شده دلیل اصلی پنهان آسیب می باشد). اما کودکانی که ارتباط مناسب تری با والدین خصوصا مادر خود دارند نیز هنگام بیان آسیب، ترس، خجالت، گرده، اشک، مشت گره کرده و سایر علامت های رفتاری را تجربه می کنند. پژوهش ها نشان داده قشر خاکستری مغز کسانی که آسیب جنسی را تجربه می کنند نسبت به افراد سالم نازک تر می شود (قشر خاکستری مغز مخصوص تجزیه و تحلیل، قدرت تصمیم گیری منطقی می باشد که در صورت آسیب جنسی در بزرگسالی قشر آن نازک تر شده و نمی توانند به راحتی با جهان اطراف خودشان را وفق دهند و خیلی اوقات با اختلالات مواجه می شوند) اما طبق تحقیقات صورت گرفته آسیب های جنسی اثرات و نتایج زیادی در بزرگسال به همراه دارد که این پیامدها عبارتند از: •    دیوارسازی بین خود و دیگران همراه با محدود کردن روابط •    ترس شدید از صمیمیت •    خاطرات و یادآوری آنها به صورت کابوس های شبانه •    خشم های بی دلیل نسبت به اطرافیان خصوصا والدین •    احساس گناه، شرم، تقصیر •    از دست دادن اعتماد نسبت به اطرافیان •    اعتیاد به الکل و مواد •    سردمزاجی جنسی و اختلال در روابط جنسی پس از ازدواج •    ازدواج های ناموفق •    توان همدلی با دیگران کاهش می یابد •    افسردگی •    اضطراب •    ترس های مرضی •    دوری گزینی و انزواطلبی •    اجتناب از مردان •    تاخیر رشدی •    اختلالات جنسی •    کاهش عزت نفس •    گاهی خودشان کودک آزار می شوند •    اختلال شخصیت ضداجتماعی •    پرخاشگری بی دلیل نسبت به مردان •    مشکلات ارتباطی •    افکار خودکشی   نکات مهمی که به نظر می رسد ذکر آنها ضروری است. •    هرچه سن بالاتر باشد تجارب سخت تر می شود •    هرچه سن متجاوز بالاتر باشد آثار آن شدیدتر است •    طول زمان آسیب هرچه بیشتر باشد آثار منفی تری دیده می شود •    هرچه رابطه فرد آسیب زننده، نزدیک تر باشد پیامدهای آن منفی تر است •    هرچه سن کودک کمتر باشد پیامدهای آسیب جنسی سخت تر می شود. با توجه به اینکه امکان آسیب جنسی برای کودکان وجود دارد و خیلی اوقات آسیب جنسی توسط افراد نزدیک به کودک اتفاق می افتد نیاز است والدین در این خصوص حتما اطلاعات کافی داشته باشند. در لحظه ای که با این مورد برخورد می کنند سوال نپرسند، توضیح نخواهند، کودک را مقصر ندانند و حتما در اولین فرصت برای درمان به متخصص روانشناسی کودک مراجعه کنند. (ذکر این نکته ضروری است که پیشگیری خیلی مهم تر از درمان می باشد و چنانچه والدین تربیت جنسی کودک را بیامزوند و از سنین 4-3 سالگی آموزش های مخصوص کودکان را شروع کنند، امکان آسیب های جنسی در کودکان بسیار کاهش یافته و از پیامدهای سخت و طاقت فرسای آن در کودکی و بزرگسالی جلوگیری می شود). معمولا متخصصین با ارزیابی دقیق از نقاشی ها، بازی ها و شیوه های تخصصی می توانند میزان آسیب را مشخص کرده و درمان به موقع را شروع نمایند. امیدوارم والدین عزیز با توجه به اهمیت مسئله کودک آزاری جنسی تمام تلاش خود را به کار گیرند تا قبل از وقوع حادثه مهارت های لازم را کسب کرده و از این آسیب شدید جلوگیری نمایند و چنانچه آسیب ایجاد شده است به جای سرزنش خود در اولین فرصت بدون ترس از قضاوت به مشاورین متخصص مراجعه کرده و از آسیب های شدید آن جلوگیری کنند.كانال روان شناسي ميگنا * گوهر یسنا انزالی- دانشجوی دکترای روانشناسی دانشگاه آزاد واحد- علوم تحقیقات ماهنامه پزشک شهر
24 دسامبر 2016 187 بازدید 0
ادامه و دانلود
در اهمیت نقش مادر در تربیت فرزندان و رشد و تحول آنان شکی نیست و در این زمینه بسیار گفته و نوشته‌اند؛ اما نقش پدر در این زمینه چیست و چقدر است؟ از دیرباز نقش پدر را در دو چیز خلاصه می‌کردند: اول نان‌آوری و دوم الگوی نقش جنسیتی به‌ویژه برای پسرها؛ ولی دو دهه‌ای است که روان‌شناسان بر نقش مهم و حیاتی پدر در رشد و تربیت فرزندان تأکیدی بیش از دو نقش سابق می‌کنند، موضوعی که از آن با عنوان «پدری» یا «پدری‌کردن» نام برده می‌شود. در ادامه تلاش می‌شود تا به اختصار پدری و پدری‌کردن را تعریف کرده و سپس اجزا و عناصر مربوط به آن به همراه نقش آن در رشد و تربیت و زندگی فرزندان آورده شود. از نظر نگارنده جایگاه این بحث، هم در برنامه‌ریزی‌های مربوط به آنچه در کشور ما به «تحکیم بنیان خانواده» معروف شده، مهم و حیاتی است و هم در زندگی خانوادگی و توجه خانواده‌ها و به‌خصوص خود پدرها. تعریف پدری‌کردن منظور از پدری‌کردن یا پدری، حضور جدی پدر در جریان رشد و تحول فرزند و مشارکت فعال او در زندگی فرزند یا فرزندانش است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که پدری‌کردن بیش از مادری‌کردن به شرایط و عوامل زمینه‌ای و محیطی بستگی دارد. به بیان روشن‌تر، درحالی‌که مادری‌کردن بیشتر تحت تأثیر مسائل غریزی و فعل و انفعالات هورمونی است، به نظر می‌رسد اگر پدری در زندگی فرزندانش فعال و جدی نباشد، چندان به جایگاهش اهمیتی داده نمی‌شود. اجزا و عناصر پدری‌کردن پدری‌کردن را از دو جنبه مهم می‌دانند: اول کمیت حضور پدر و حمایت او از خانواده و فرزندان و دوم کیفیت حضور او. درباره جنبه اول گفته می‌شود حتی اگر پدری به دلایلی چون طلاق یا متارکه با همسر یا به دلیل دوری از خانواده به علت مأموریت‌های درازمدت شغلی در کنار فرزندانش نیست، مشارکت وی در فراهم‌سازی حمایت اقتصادی از فرزندان، تنظیم و ترتیب این حمایت‌ها، میزان تماس با بچه‌ها، از طریق دیدار حضوری یا تماس تلفنی یا از راه ایمیل و…، از اجزای پدری کردن قلمداد می‌شوند. توجه کنید که در این دیدگاه کمیت اجزا به کیفیت آنها غلبه دارد. اما در سال‌های اخیر کیفیت پدری‌کردن مورد توجه قرار گرفته و در این زمینه مفهوم درگیرشدن فعال پدر مطرح شده است. درگیرشدن فعال پدر در رشد و تربیت فرزند از بخش‌هایی تشکیل شده که به آنها اشاره می‌شود. آشنایی با این بخش‌ها کمک می‌کند تا خانواده‌ها و به‌خصوص پدرها دریابند که علاوه برحضور فیزیکی، نوع تعامل و رابطه آنها با فرزندان و همسرشان هم اهمیت زیادی دارد. اجزا و ابعاد پدری شاید هیچ روان‌شناسی به اندازه دکتر مایکل لمب در مورد پدری‌کردن بررسی و تحقیق نکرده باشد. او که چند کتاب هم در این باره نوشته، پدری را دارای سه وجه می‌داند: تعامل و ارتباط مستقیم پدر با فرزند به شکل بازی و تفریح با او یا مراقبت از وی و حمایت از فرزند. شاخص این تعامل، مقدار زمانی است که پدر با فرزند یا فرزندان خود به‌طور رودررو می‌گذراند؛ دسترس‌پذیری یعنی دردسترس‌بچه‌بودن و در‌کناراو‌‌بودن، به این شکل که پدر در خانه به کاری مشغول باشد، مانند انجام کاری در خانه درباره فرزند مثل تهیه غذا یا…، و کودک در همان اتاق یا اتاق دیگری مشغول کاری باشد، ولی هرگاه که خواست، پدر در دسترس اوست؛ مسئولیت‌پذیری که بر تقبل مسئولیت در زمینه رفاه و سلامت کودک اشاره دارد و می‌تواند هم مستقیم با حضوری صورت گیرد و هم غیرمستقیم یا غیرحضوری. حضور فعال پدر با کاهش مشکلات شدید روان‌شناختی و رفتاری در کودکان و به ویژه نوجوانان همراه است. هرچه حضور پدر و نقش او در خانواده بیشتر باشد، مشکلات مذکور در فرزندان کم‌تر است. حضور و نقش فعال‌تر پدر با رضایت‌مندی بیشتر نوجوانان و شادکامی بیشترشان از زندگی رابطه دارد. علاوه بر این، محققانِ دیگر هم اجزایی را برای پدری‌کردن نام برده‌اند. روان‌شناسی به نام گاوین این اجزا را ذکر می‌کند: اذعان به نعمت یا موهبت فرزند؛ یعنی پدر، بچه‌هایش را نعمت یا موهبت تلقی کند؛ مراقبت و محافظت از فرزند در مخاطراتی که او و زندگی‌اش را تهدید می‌کنند و ایفای نقش در تصمیم‌هایی که بر رفاه و سلامت فرزند اثر دارند؛ تدارک و تهیه مایحتاج و اطمینان از اینکه نیازها و خواسته‌های مادی کودک تأمین و رفع می‌شوند؛ شکل‌دهی یا شکل‌دادن فعالیت‌هایی که به اجتماعی‌شدن فرزند کمک می‌کند، فعالیت‌هایی مثل انضباط و نظم‌آموزی، سرمشق و الگوی فرزند بودن و سایر آموزش‌هایی که فرزند باید از پدر بگیرد. توجه و دلسوزی و حمایت از فرزند. همچنین کارگروه تعیین شاخص‌های پدری‌کردن که توسط مرکز ملی پدران و خانواده در آمریکا تشکیل شده، شش عامل عمده را به‌عنوان شاخص‌های پدری‌کردن خوب یا مطلوب نام برده که عبارت‌اند از: ۱. حضور جدی که شامل ابعاد سه‌گانه‌ای می‌شود که دکتر لمب از آنها یاد کرده و قبلاً به آنها اشاره شد؛ یعنی تعامل رودررو، دسترس‌پذیری و مسئولیت‌پذیری؛ ۲. دلسوزی و مراقبت که شامل تهیه آذوقه، خورد و خوراک و پوشاک و انجام تکالیف روزانه و معمولی مربوط به رفاه و بهزیستی مادی و عاطفی فرزند و رسیدگی و توجه به سر و وضع و ظاهر جسمی و سلامت جسمی او می‌شود؛ ۳. توجه و رسیدگی به کفایت‌ها و صلاحیت‌های اجتماعی و پیشرفت درسی و تحصیلی فرزند؛ ۴. تربیت و فرزندپروری هم‌یارانه: برقراری یک رابطه حمایت‌آمیز گرم و متقابل؛ ۵. زندگی سالم پدر تا بتواند نقش یک الگوی سالم را برای فرزندش ایفا کند و فرزند با نگاه به پدر و تقلید از او سبک سالمی برای زندگی‌کردن در پیش بگیرد و در این زمینه انجام رفتارهای پسندیده اجتماعی را به فرزندش مستقیم و غیرمستقیم بیاموزد و او را به رعایت اخلاق و مسئولیت‌های شهروندی و اجتماعی و رعایت هنجارهای اجتماعی مقید سازد؛ ۶. برعهده گرفتن نقش مالی و مادی در زندگی فرزند. – سلامت روانی فرزند حال بعد از شناخت شاخصه‌های مختلف پدری‌کردن، به بررسی تاثیر پدری‌کردن خوب در زندگی کودک می‌پردازیم. بررسی‌ها نشان می‌دهد که حضور فعال پدر با کاهش مشکلات شدید روان‌شناختی و رفتاری در کودکان و به ویژه نوجوانان همراه است؛ یعنی هرچه حضور پدر و نقش او در خانواده بیشتر باشد، مشکلات مذکور در فرزندان کم‌تر است. همچنین تحقیقات نشان داده که حضور و نقش فعال‌تر پدر با رضایت‌مندی بیشتر نوجوانان و شادکامی بیشترشان از زندگی رابطه دارد. نکته جالب توجه در بعضی از بررسی‌ها این بوده که حضور و نقش جدی‌تر پدر با کم‌تر بودن مشکلات سلامت روانی در دخترانشان رابطه مهم و معناداری داشته است؛ یعنی فعال‌بودن پدران و مشارکت و حضور جدی آنان باعث می‌شود تا دختران کمتر دچار تنش و تنیدگی روان‌شناختی شوند. باز جالب‌تر آنکه این موضوع فقط به زندگی دوره نوجوانی هم محدود نبوده و حتی در بزرگسالی هم ادامه داشته است. حضور جدی و فعال در انگیزش بالاتر تحصیلی نوجوانان و نیز پختگی بیشتر آنان در انتخاب‌های بعدی‌شان در دوران تحصیلی و بزرگسالی نقش دارد. بررسی‌ها همچنین نشان داده که موفقیت تحصیلی در زندگی بزرگسالی در هر دو جنس با حضور جدی و مؤثر پدر در نوجوانی رابطه دارد. علاوه بر این زمینه‌ها، پدری‌کردن در کنترل پرخاشگری به‌ویژه در پسرها و کاهش آن و نیز در ارتقای روابط خانوادگی فرزندان و در نحوه رابطه همسر نقش بسزایی دارد. موضوع رابطه با خانواده همسر و نقش پدر در این زمینه مخصوصاً درباره دختران اهمیت دوچندانی دارد. به‌طور کلی بررسی‌ها نشان می‌دهد که حضور پدر و مادر و مشارکت فعالانه آن‌ها در رشد و تربیت فرزندان مقوله‌ای حیاتی و مهم است. دکتر مایکل لمب که پیش از این به بررسی‌هایش اشاره شد، در دایرهالمعارف هشت جلدی روان‌شناسی مقاله‌ای درباره پدری‌کردن دارد. او در بخشی از مقاله فوق درباره نبود پدر در خانواده‌های طلاق و اهمیت حضور پدر نکته مهمی را گوشزد می‌کند که این نوشته را با این گفته او به پایان می‌برم. لمب می‌نویسد: «در مجموع، شواهد نشان می‌دهند که نبود پدر یا غیبت او ممکن است مضر و هولناک باشد؛ اما این موضوع تنها به دلیل نقش پدر در الگوی جنسیتی فرزند نیست، بلکه به دلیل جنبه‌های بسیاری است که پدری‌کردن از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و عاطفی دارد. در چنین خانواده‌هایی که پدر حضور ندارد یا حضورش چندان جدی نیست، این نقش‌ها یا تکمیل نمی‌شوند یا به شکلی نامناسب تکمیل می‌گردند».كانال ميگنا @mignachannelدکتر فرید براتی سده- سپيده دانايي
24 دسامبر 2016 243 بازدید 0
ادامه و دانلود
ميگنا: با وجود تمام شواهد كه نشان مى دهد اختلافات زناشويى، تاثيرات منفى بر كودكان مى گذارد ممكن است بعضى از والدين با خود فكر كنند كه بايد اختلافات خود را كنار بگذارند يا دست كم آن ها را از فرزندانشان پنهان كنند! اما اين ايده نه تنها ايده مناسبى نيست بلكه غير ممكن نيز است زيرا اختلاف نظر در زندگى زناشويى طبيعى است. تحقيقات اخير راه حل هايي را در اختيار والدين قرار مى دهد كه به كمك آن ها مى توانند طورى با هم برخورد كنند كه به بچه آسيبى نرسد و در عين حال فرزندانشان چيز هايى نيز بياموزند: اصول پرورش هيجان را در زندگى خود به كار ببريد نتايج تحقيقات در خصوص نياز هاى عاطفى و هيجانى كودكان نشان مى دهد كه وقتى والدين به حرف هاى بچه ها گوش مى دهند ،در كشان مى كنند و احساسشان را جدى مى گيرند آنگاه بيشتر از زمان ديگر شاد و موفق هستند. از چهار پيام آور فاجعه بر حذر باشید اين چهار پيام آور فاجعه به ترتيب شدت خطرى كه متوجه زندگى زناشويى است عبارتند از : 1. انتقاد و عيب جويى 2. توهین و تحقير 3. حالت دفاعى به خود گرفتن 4. سكوت سنگى پيشه كردن اختلافات زناشويى خود را كنترل كنيد علاوه بر اصول پرورش هيجان توصيه هاى عملى ديگرى نيز وجود دارد كه با اجراى آن ها مى توانيد فرزندان خود را بيش از بيش از تاثيرات منفى اختلافات زناشويى مصون نگاه داريد 1. در دعواهاى زناشويى خود از بچه ها به عنوان سلاح استفاده نكنيد بيشتر بچه ها نيازمند دريافت عشق هم از جانب پدر و هم از جانب مادرشان هستند به ويژه در مواقعى كه سعى دارند با مشكلات ناشى از اختلافات زناشويى والدينشان كنار بيايند. وقتى كه يكى از والدين از بچه به عنوان وسيله ايى براى ضربه زدن به حريف استفاده مى كند، در واقع بازنده اصلى بچه است. به والدينى كه دائم با يكديگر در حال جنگ و جدال هستند توصيه مى شود بين نقش خود به عنوان مادر يا پدر خانواده و نقشى كه به عنوان حريف و رقيب همسر ايفا مى كنند تفاوت قائل شوند. بدين ترتيب از تمام توان خود استفاده كنيد تا فرزندانتان احساس ايمنى و دوست داشته شدن كنند. نكته ديگر اينكه والدينى كه با هم اختلاف دارند بايد از عيب جويي و سرزنش يكديگر در نزد بچه خود دارى كنند زيرا اين كار باعث خراب شدن رابطه بچه با پدر و مادر مى شود. 2. به فرزندان خود اجازه ندهيد در اختلافات شما دخالت كنند و نقش ميانجى را ايفا كنند به فرزندتان بفهمانيد كه هيچ مسئوليتى در قبال حل مشكل والدين ومراقبت از آن ها ندارد. ضمنا در صورت امكان به فرزند خود اطمينان بدهيد كه پدرو مادر سعى مى كنند راهى پيدا كنند كه اوضاع بهتر شود. 3. وقتى كه اختلاف نظرهايتان برطرف مى شود فرزندانتان را در جريان بگذاريد بچه ها درست همانطور كه از دعوا و اختلاف والدينشان ناراحت مى شوند از حل و فصل اختلاف آن ها خوشحال مى شوند و آرامش مى يابند. براى مثال آن ها را در آغوش بگيريد و با اين كار به او نشان بدهيد كه همه چيز رو به راه است. 4. براى فرزندان خود پايگاهى براى دريافت حمايت عاطفى فراهم كنيد بايد به هنكام بروز اختلاف هاى زناشويى بيش از بيش به دوستان فرزندانتان و فعاليت هاى او توجه نشان دهيد. توجه داشته باشيد كه اوقات خود را با چه كسى مى گذراند كه اوقات خود را چگونه و با چه كسانى مى گذراند.با معلمان و مشاوران مدرسه فرزند خود صحبت كنيد و آن ها را از اختلافات زناشويى خود مطلع سازيد، و هر كارى كه مى توانيد انجام دهيد تا فرزندانتان افراد بزرگسال قابل اعتمادى مثل عمه و عمو معلمان و پدر بزرگ و مادر بزرگ را در اطراف خود داشته باشيد تا در مواقع نياز به او محبت و از وى حمايت كنند. 5. براى گفتگو در مورد اختلافات زناشويى از اصول پرورش هيجان استفاده كنيد هر وقت احساس كرديد نسبتا آرام هستيد با فرزند خود راجع به واكنش او به مشكلاتى كه در خانه پديد آمده صحبت كنيد، مى توانيد كفتگو را اينگونه آغاز كنيد ( من متوجه شدم كه من و پدرت داشتيم بگو مگو مى كرديم تو ساكت شدى و به اتاقت رفتى.بگو ببينم از بگو مگو ما ناراحت شدى؟او را تشويق كنيد درباره غم و ترس و يا خشم خود حرف بزند. هر ترسى كه داشته باشيد بايد به او بفهمانيد كه حتى اگر هم شما با هم توافق نداشته باشيد هميشه او را دوست خواهيد داشت و مراقبش خواهيد بود.لينك ورود به كانال ميگنا الناز ناطق پور-کارشناس ارشد روانشناسی شخصیتماهنامه روان بنه
24 دسامبر 2016 167 بازدید 0
ادامه و دانلود
ميگنا: تربیت کودکی که پدر یا مادرش را به تازگی از دست داده است، پیچ و خم های خاص خودش را دارد. به همین دلیل لازم است که در تعامل با او به نکات ریزی توجه بشود: – – – کودک را ببینید برای تربیت و تعامل موفق کودکی که پدر یا مادرش را از دست داده است، قبل از هر کاری لازم است به ویژگی های او توجه بشود از جمله به اینکه چند سالش است، دختر است یا پسر، چه خلقیات و روحیاتی دارد و… برای مثال آیا جزء بچه های پرحرف است یا کم حرف و تودار است؟ آیا اهل گریه کردن است یا عادت دارد احساساتش را در دلش نگه دارد؟ توجه به این نکته به شما کمک می کند تا بتوانید بهتر با او رابطه برقرار کنید و بهتر از عهده مراقبت و تربیت او بربیایید. به خصوص اگر شما سرپرست کودک هستید نه والدش، بسیار مهم است که این نکته را همواره در تعاملاتتان در نظر داشته باشید. – قرار گرفتن در بین دوستان هم سن و سال و انجام کارهای مورد علاقه می تواند در تغییر دادن حال و هوای کودک شما مؤثر باشد – یک کمک مطمئن پیدا کنید اگر شما مثلاً شوهرتان را از دست داده اید یا برعکس زن تان فوت کرده است و مانده اید که با بچه تان چه طور رفتار کنید، در درجه اول این پنبه را که می توانید برای او هم پدر باشید و هم مادر، از گوشتان بیرون بیاورید. شما سوپرمن نیستید، یک نفرید با کلی مسئولیت جدید که به مسئولیت های قبلی تان اضافه شده اند. از طرف دیگر، نیاز فرزند شما با شما یک جور تأمین می شود و با همسر خدا بیامرزتان هم یک جور دیگر. پس بهتر است، از یک نفری که برای شما و فرزندتان آشنا است، با فرزندتان رابطه خوبی دارد و از جنس مخالف تان است بخواهید که از لحاظ عاطفی هوای فرزندتان را داشته باشد. در این مواقع، پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها مناسب ترین گزینه هستند اما اگر برای آنها مقدور نبود یا در قید حیات نبودند، از یکی دیگر از نزدیکان مطمئن و دلسوزتان که وسط راه هم جا خالی نخواهد کرد، مثل عمه، دایی و… بخواهید که در این راه به شما کمک کند. – عشق نه ترحم ترحم باعث می شود که کودک شما در سوگ باقی بماند پس اگر می خواهید او را از این حال بیرون بیاورید، به او عشق هدیه کنید. اجازه بدهید که حضور مؤثر شما به عنوان سایه سر و تکیه گاه را در کنار خودش احساس و باور کند. تقویت مدارا کودک شما تا مدتی بهانه والد از دست رفته اش را خواهد گرفت، برای دیدن او بی تابی خواهد کرد و یا کج خلقی هایی نشان خواهد داد. در این شرایط لطفاً به او سخت نگیرید. یادتان باشد که او در حال گذر از مراحل سوگ است و چون ابراز احساسات به شکلی که بزرگترها انجام می دهند برای او ممکن نیست، به چنین روش هایی متوسل خواهد شد. سعی کنید با کلمات محبت آمیز و آرامش او را آرام کنید و مطمئن اش کنید که در هر شرایطی ذره ای از علاقه شما نسبت به او کم نخواهد شد. – به سؤالات او جواب بدهید اینکه پدر یا مادر کجا رفته اند و چرا برنمی گردند، سؤالی است که کودک تان از شما خواهد پرسید. شما باید خودتان را برای چنین سؤالاتی آماده کنید و بتوانید با مثل ها و قصه ها و کلماتی مناسب سن و فهم کودک تان مرگ را برای او توضیح بدهید. گاهی اوقات بچه ها در مورد برنگشتن پدر یا مادر فوت شده شان، حساب هایی پیش خودشان می کنند که خودشان را مقصر آن اتفاق می دانند. برای مثال، پسر بچه هشت ساله ای که پدرش را در یک سانحه هوایی از دست داده بود، به خاطر اینکه مثل همیشه قبل از رفتن پدر برای او دعا نکرده بود، به شدت احساس گناه می کرد. پس مسیر صحبت کردن با فرزندتان را باز نگه دارید چون این کار می تواند در بهداشت روانی او بسیار مؤثر باشد. اجازه مرور خاطرات را به او بدهید احتمالاً کودک شما در شرایط مختلف درباره پدر یا مادر از دست رفته اش صحبت خواهد کرد. مثلاً وقتی روی تاب می نشیند به یاد پدرش می افتد که همیشه او را هل می داد. ممکن است حرف های کودک در این رابطه تکراری بشوند یا با گریه یا پرخاش همراه بشوند، اما مهم این است که او همدلی شما را ببیند و احساس کند که او را می فهمید و دوست دارید درباره این مسئله به حرف های او گوش بدهید. ترحم باعث می شود که کودک شما در سوگ باقی بماند پس اگر می خواهید او را از این حال بیرون بیاورید، به او عشق هدیه کنید. اجازه بدهید که حضور مؤثر شما به عنوان سایه سر و تکیه گاه را در کنار خودش احساس و باور کند. – اوقات او را غنی کنید قرار گرفتن در بین دوستان هم سن و سال و انجام کارهای مورد علاقه می تواند در تغییر دادن حال و هوای کودک شما مؤثر باشد. جدی گرفتن تغییرات رفتاری که بیشتر از یک ماه طول می کشند شکل و شمایل اضطراب و افسردگی در کودکان، گاهی با بزرگترها فرق دارد. پس اگر کودک شما نسبت به قبل تغییرات رفتاری بارزی نشان می دهد، مثلاً قبلاً پر جنب و جوش بود ولی از بعد از فوت همسرتان کم تحرک شده یا برعکس قبلاً کم تحرک بود ولی پر تحرک شده، با دیگران به خصوص هم سن و سال هایش پرخاش می کند، لجباز شده، مدام گریه می کند، از دل درد و سر درد و … شکایت می کند و یا کابوس می بیند، غذا نمی خورد، افت تحصیلی پیدا کرده یا رفتارهایی مثل فرار از مدرسه و دعوا و درگیری با بچه ها و … نشان می دهد، به متخصص مراجعه کنید.لينك ورود به كانال ميگناراحله فلاح – کارشناسی ارشد روانشناسیتبیـان
24 دسامبر 2016 112 بازدید 0
ادامه و دانلود
به گزارش روزنامه ایندیپندنت، کارل پیکهاردت روانشناس و نویسنده 15 کتاب درباره تربیت فرزند، می گوید،کودکی که اعتماد به نفس ندارد تمایلی به انجام کارهای جدید و یا چالشی ندارد چراکه از شکست یا ناامید کردن دیگران واهمه دارد.این موضوع باعث می شود که آنها بعدا در زندگی عقب بمانند و نتوانند به یک حرفه موفق دست یابند.وی ناامیدی و ترس را دشمنان اعتماد به نفس می خواند و تاکید می کند که پدر و مادرها وظیفه دارند کودکان خود را به تلاش برای انجام دادن وظایف دشوار و سخت تشویق و از آنها حمایت کنند.در این گزارش به 17 راهکار که پدر و مادرها می توانند برای افزایش اعتماد به نفس کودکان خود انجام دهند اشاره شده است.*** برد یا باخت مهم نیست به گفته این روانشناس، کودکان نباید هرگز از تلاش کردن خجالت بکشند. بنابراین هم اینکه کودک در یک مسابقه تلاش کرده مهم و حائز اهمیت است و باید این تلاش مورد قدردانی قرار گیرد اما برد یا باخت او مهم نیست. *** تشویق به انجام کارهای مورد علاقه تشویق کودکان به انجام کارهای مورد علاقه از دیگر راهکارها برای افزایش اعتماد به نفس کودکان است.همواره کودکان را تشویق کنید تا کاری را که دوست دارند انجام دهند اما برای انجام این کار فشار زیادی به آنها وارد نکنید.***اجازه دهید که کودک خودش متوجه مشکلات شوداگر کارهای دشوار برای کودکان انجام دهید در آن صورت آنها هرگز توانایی و یا اعتماد به نفس لازم را برای اینکه خود متوجه مشکلات شود پیدا نمی کند.این روانشناس توضیح می دهد که کمک والدین موجب پیشگیری از ایجاد اعتماد ناشی از شناسایی مشکلات و رفع آنها توسط خود کودک می شود.***اجازه دهید که کودکان مطابق سنشان رفتار کننداز کودکان نباید انتظار نداشت که مانند یک بزرگسال رفتار کنند. زمانی که یک کودک احساس می کنند که تنها زمانی کار خوبی انجام داده است که مانند بزرگترها رفتار کرده باشد در آن صورت، این استاندارد غیرواقعی باعث دلسرد شدن وی از تلاش کردن می شود. از سوی دیگر تلاش کودک برای برآورده کردن انتظاراتی که از افراد بزرگسال می رود، باعث کاهش اعتماد به نفس در وی می شود.*** تشویق کنجکاوی در کودکان گاهی اوقات سوال های بی پایان کودکان خسته کننده می شوند این در حالی است که باید کودک را برای پرسش این سوال ها تشویق کرد.پل هریس از دانشگاه هاروارد می گوید: پرسش سوال ها یک تمرین مفید برای تکامل کودک است زیرا کودک متوجه می شود چیزهایی وجود دارد که نمی داند و باید آنها را بپرسد.بنابراین زمانی که کودکان وارد مدرسه می شود، کودکانی که پرسش های کنجکاوانه آنها مورد تشویق خانواده هایشان قرار گرفته است نسبت به هم کلاسی های خود یک پله جلوترند زیرا آنها گرفتن اطلاعات از والدین خود را تمرین کرده اند و اکنون می توانند این اطلاعات را از آموزگار خود نیز بگیرند. به بیان دیگر آنها می دانند که چگونه بهتر و سریعتر بیاموزند.*** کودکان را با چالش های جدید روبرو کنیدبه کودکان نشان دهید که آنها می توانند با انجام دادن اهداف کوچک به هدف های بزرگ دست یابند مانند دوچرخه سواری بدون استفاده از چرخ های کمکی.این روانشناس می گوید که پدر و مادرها می توانند با افزایش مسئولیت هایی که کودک باید انجام دهد باعث ایجاد اعتماد به نفس در وی شوند.*** از استثناء قائل شدن برای کودکان بپرهیزیدروانشناسان می گویند اتخاد یک رفتار خاص با کودک می تواند باعث عدم اعتماد به نفس در وی شود. ***هرگز از عملکرد کودکان انتقاد نکنیدبه گفته روانشناسان، هیچ چیزی به اندازه انتقاد کردن از تلاش کودک ناامید کننده نیست. آنها می گویند: در مواقعی که کودک کار را به درستی انجام نمی دهد به او پیشنهادات مفید موثر بدهید اما هرگز از کارش انتقاد نکنید. چرا که اگر کودک بترسد که در صورت شکست خوردن باعث عصبانیت و ناامیدی پدر و مادر خود می شود، هرگز به انجام کارهای جدید مبادرت نخواهد کرد. انتقاد پدر و مادرها اغلب اوقات موجب کاهش خود ارزشی و انگیزه در کودک می شود.***استفاده از اشتباهات کودک به عنوان فرصتی برای رشد همواره درس گرفتن از اشتباهات موجود ایجاد اعتماد به نفس می شود؛ اما این اعتماد به نفس تنها زمانی در کودک ایجاد می شود که پدر و مادرها از اشتباهات کودک به عنوان فرصتی برای فراگیری و رشد و نمو او استفاده کنند. برای این منظور هرگز نباید بیش از حد مراقب کودکان بود بلکه باید به آنها اجازه داد که اشتباه کنند و به آنها کمک کرد تا دفعه بعد رویکردی بهتر برای آن بیابند.***رویارویی کودکان با تجربه های جدیدی به گفته روانشناسان، پدر و مادر وظیفه دارند که کودکان خود را در معرض تجربه های بیشتری در زندگی قرار دهند تا در مقابله با یک جهان بزرگتر بتوانند اعتماد به نفس خود را حفظ کنند. آنها می گویند: قرار دادن کودکان در معرض مسائل جدید به آنها یاد می دهد که ترسناک و یا متفاوت به نظر رسیدن مسائل مهم نیست و می توانند آنها را فتح کنند.*** آموزش دانسته های خود به کودکان پدر و مادرها دست کم تا زمانی که کودک به سن نوجوانی می رسد همیشه برای کودک خود یک قهرمان هستند. بنابراین پدر و مادرها می توانند از این قدرت خود برای آموختن دانسته هایشان در مورد چگونه فکر کردن، رفتار کردن و صحبت کردن استفاده کنید. به گفته روانشناسان، مشاهده موفقیت پدر و مادر به کودک کمک می کند که اعتماد به نفس بیشتری پیدا کند که وی نیز می تواند همان کار را انجام دهد.***زمانی که نگران کودک خود هستید این نگرانی را به وی ابراز نکنیدنگرانی پدر و مادر اغلب به عنوان یک رای عدم اعتماد از سوی کودک تعبیر می شود و برعکس ابراز اعتماد پدر و مادر به کودک، باعث ایجاد اعتماد به نفس در کودک می شود.*** حمایت از کودکان در زمان رویارویی با سختی ها هر کودکی در برهه ای از زندگی خود با ناملایمات زندگی روبرو می شود. روانشناسان می گویند زمانی که کودکان با این ناملایمات روبرو می شوند، پدر و مادرها باید بدانند که چگونه تحمل این چالش ها باعث افزایش مقاومت در کودکان می شود.مهم است به کودکان خود یادآوری کنیم که هر مسیر موفقیت، مملو از مشکلات و موانع است.***از کودکان حمایت کنید اما نه بیش ازحدروانشناسان می گویند، کمک کردن بسیار زیاد به کودک خیلی زود توانایی وی را برای کمک کردن به خود کاهش می دهد.کمک پدر و مادرها باید مشروط به این شود که کودک ابتدا خود کمک کند و بعد بتواند کمک والدین را دریافت کند؛ این کار باعث ایجاد اعتماد به نفس در کودک می شود.***تحسین شجاعت کودکان برای امتحان چیزهای جدیدروانشناسان می گویند پدر و مادرها باید کودکان خود را برای امتحان کارهای جدید تشویق کنند خواه این کار همراهی یک تیم بسکتبال باشد و یا امتحان اسباب بازی های جدید در یک شهربازی.به گفته روانشناسان، ابزاز جملاتی مانند اینکه تو شجاعی که این کار را امتحان کردی باعث ایجاد اعتماد به نفس در کودکان می شود. آنها می گویند، چسبیدن به انجام کارهای آشنا، آسان است اما امتحان کارهای جدید و متفاوت به جرات نیاز دارد.***به کودکان اجازه ندهید که با صرف تمام وقت در اینترنت از واقعیت فرار کنندبه کودکان اجازه ندهید که در پشت صفحه رایانه پنهان شوند بلکه در عوض آنها را تشویق کنید تا با افراد واقعی در جهان واقعی روبرو شوند.اعتماد به نفس در جهان مجازی مانند اعتماد به نفس در جهان واقعی نیست. *** مقتدر باشید اما نه خیلی سخت گیرزمانیکه پدر و مادرها خیلی سختگیرهستند، اعتماد به نفس کودکان کاهش می یابد. وابستگی کودک به کارهایی که به وی گفته می شود کودک را از انجام کارهای جسورانه بازمی دارد.لینک ورود به کانال میگناخبرگزاری ایرنا- مترجم: درنا محمدیان    
24 دسامبر 2016 100 بازدید 0
ادامه و دانلود
در مطالبی که در نوشتار کنونی مطرح می شود، هدف پرداختن به چگونگی پرورش و تربیت کودک خردمند است، برای شروع لبخند بزنید، با شادی آغازکرده و با صبر و اشتیاق پیش می رویم. علاقه ما برای مطالعه و دانستن، موید زمینه مناسب خردمندی ماست، خوب است بدانیم، والدین خردمند،کودکان خردمند بیشتری خواهند داشت. مواد لازم: یک قلم با دفترچه یادداشت – گام اول: اهداف تان از فرزندآوری را در سه جمله توضیح دهید. این کار به شما چشم اندازی از تصمیمی که گرفتید می دهد، اینجا ما به احساس مسئولیت حاصل از این تصمیم فردی نیازداریم. هرچند شما و همسرتان، هر دو در این تصمیم گیری، مشارکت داشتید، اما در این سبک کار، که مبتنی بر تغییر و رشد فردی است، تنها یک فرد، مدنظر است و او شما هستید. ممکن است کودک شما ناخواسته و بدون برنامه ریزی به دنیا آمده باشد، هیچ تفاوتی ندارد، اگر مادر هستید وظیفه تان پرورش کودک خردمند با استفاده از سلاح عشق و مهرورزیست، و اگر پدر هستید قطعا داشتن فرزند خردمندی که باحمایت گری تان رشد می کند. همان وظیفه لذت بخش افتخار آفرین خواهدبود؛ نکته قشنگ این است که وقتی با برنامه ریزی بچه دار می شویم ، مثل این است که خداوند به خواسته ما آری گفته، وای که چه لذتی دارد، اما وقتی کودکی ناگهانی به دنیا می آید، به نظرم، این همان نوازش خداوند برای ماست، این موهبت را شما توصیف می کنید؟ لبخندبزنید، به مراحل مهم نزدیک می شویم. برای کنترل کودک برای حرف شنوی، و اجرای صلاح دیدتان به عصبانیت و فریاد و تنبیه نیازی نیست، به او احترام بگذار و با عناوین دهان پرکن مخاطب قرارش بده او به حرفتان گوش می دهد . نکته مهم زمانی که شما به عنوان پدر یا مادر انتخاب می شوید در واقع این انتخاب براساس میزان اشتیاق روح به رشد و شکوفایی معنوی صورت می گیرد. دوباره به قلم و دفترچه یادداشت نیاز داریم. – گام دوم: برای شروع باید به تعریف جامع و کاملی ازکودکم دست بزنم؛ این تعریف شامل نگاه ما به کودک مان می شود، این همان رویکرد و برداشت ما از آن وجود معصوم دوست داشتنی است؛ ضمن اینکه به طور معمول، او را به عنوان فرزند من ،با این نام و نشان و سن و جنس و نژاد و تحصیلات و……….. توصیف می کنیم؛ حالا باید به توصیف اصالت فردی او که همان خیر و نیکی است، بپردازیم، این خیر و نیکی برآمده از ذات مقدس الهی است که درکالبد جنین دمیده شده(ونفخت فیه من روحی حجرایه 29)، یادمان باشدکه طبق آیه 172 سوره اعراف قبلا از او، عهد هم گرفته شده است این کار به ما یادآوری می کند،کودک فرشته خوی ما، واقعا چه کسی است. حالا به نظرشما فرزندی که متوجه شدیم،از روح خداوندی حیات دارد وبا اختیارخودش مارا انتخاب کرده چقدر آگاهانه تر و عمیق تر دوستش خواهیم داشت؟ و چون او جزئی ازخداوند است چقدر محترم تر و عزیزترخواهد بود؟ بیداری خردکودکم کودکی که دوران خردسالی را می گذراند، بسیار بیشتر از خیلی از ما بزرگسالان خرد بیدار دارد، بدین روی، اولین و مهم ترین کاری که ما باید انجام دهیم، این است که آن خرد اصیل الهی را سرکوب نکنیم، باورکنید کودکمان به غایت دانا و خردمند است. چه کارهایی را انجام دهیم؟ – دفترچه یادداشت و قلم را نزدیک بیاورید و لطفا به این سوال اساسی پاسخ دهید، برای آنکه کودک خردمندی داشته باشم، باید چگونه پدر یا مادری باشم؟ این سوال بسیار مهم است، چرا که به شما چشم اندازی از چگونه بودنتان، در شرایط فرزند پروری ارائه می دهد، علاوه بر آن، این اولین گام برای خودسازی به حساب می آید، به شرط آن که به سوال ذکر شده به این شکل پاسخ بدهید که در یک صفحه ویژگی های منفی که مایلید از شخصیت تان حذف شود و درصفحه ای مجزا ویژگیهای خوب و مثبتی که مایلید به خصلتهای شما، اضافه شود را بنویسید. به لبخندتان نیاز داریم. – براساس شیوه تربیتی که از امیرالمومنین(ع) نقل شده است، کودک در هفت سال اول آقا و سرور است، باتوجه به این نکته و با در نظرگرفتن اهمیت فراوان هفت سال اول که مهمترین سالها درتربیت کودک به حساب می آید؛ به بیداری خرد کودک، در هفت سال اول، می پردازیم. لطفا شادباشید، یک تبسم کافی است. – حالا فضای دردتان را به وسیله گفتگو با آب خالی کنید، این کار باعث می شود شما اسیر الگوهای تربیتی غلط والدین تان نشوید و استقلال تان را به عنوان پدر یا مادری بالغ، حفظ کنید. براساس شیوه تربیتی که از امیرالمومنین(ع)نقل شده است، کودک در هفت سال اول آقا و سرور است، باتوجه به این نکته و با در نظرگرفتن اهمیت فراوان هفت سال اول که مهمترین سالها در تربیت کودک به حساب می آید چند قول به خودتان بدهید، اول اینکه به کودک تان، نیازها و خواسته های وی احترام بگذارید، هر زمانی که از شما اشتباهی سرزد از او عذرخواهی کنید. این کار باعث می شود کودک تان یاد بگیرد، مسئولیت اعمالش را برعهده بگیرد و شما یکسان بودنتان با او را، فارغ از سن و نقش تان، به یاد داشته باشید. لطفا مسایل مالی را مانع فرض نکنید، چرا که اگر اینگونه هم باشد، می توانید به جای رد کردن قاطعانه خواسته او یا سرکوب کردن آن در موردش با صبر و عشق صحبت کنید. ای زغم مرده که دست از نان تهیست  چون غفور است و رحیم این دردچیست؟ چه کارهایی را انجام ندهیم؟ از نقش پدری یا مادری تان هویت نگیرید، فقط وظایف والدینی تان را انجام دهید. هرعملی که برخلاف کرامت و شان انسانی است را نباید انجام بدهیم، در واقع مهمترین وظیفه ما درقبال کودک مان برآورده کردن نیازهای او و سپس محافظت او، از خطر است، من اعتقاد دارم بقیه مسایل را او از مشاهده رفتار ما با همسر مان، دیگران وخودش خواهد اموخت، حالا دلیل اصرارم بر خودسازی و تغییر فردی روشن می شود. به طور مشخص، خشونت با کودک(قهر،کم محلی، بی توجهی،داد و فریاد،تحقیر،توهین،محروم کردن،انتقام جویی،کنترل بیمارگونه،برخورد فیزیکی یاکتک زدن) مطلقا ممنوع است. دروغ گفتن به کودک، و تبعیض و مقایسه بین بچه ها هم از آن دسته اند. چرا که همه این اعمال برخلاف کرامت انسانی او است و باعث مدفون شدن خرد الهی اش می شود. هله منشین و میاسا، بهل این صبر و مواسا بگزین جهد و مفاسا،که چودیکم به شرر برد شاید خسته شدید لبخند بزنید به آخرش رسیدیم، حالابا هم برای افشای یک راز آماده می شویم و آن این است که برای کنترل کودک برای حرف شنوی، و اجرای صلاح دیدتان به عصبانیت و فریاد و تنبیه نیازی نیست، به او احترام بگذار و با عناوین دهان پرکن مخاطب قرارش بده او به حرفتان گوش می دهد، و آن قدر او را از محبت و عشق لبریزکن که اگر لحظه ای آن را از وی دریغ کردی یقینا فرامین ات را اجراکند، فقط یادتان باشد، این لحظات دریغ کردن عشق و محبت را طولانی نکنید زیرا نتیجه عکس می دهد و فضای درد می سازد، شاید هم شما را تبدیل به یک باج گیر عاطفی بکند. مراقب باشید برای مواقعی که از دست کسی یا چیزی به شدت عصبانی هستید، یک راهکارموثر، ارائه می شود: در این شرایء اسم شخصی که موجب خشم تان شده است را بیاورید و بگویید……………دوستت دارم، لحظاتی بعد این کار را در مورد خودتان هم انجام دهید، این کارمعجزه می کند و باعث می شود. شما از قلاب کسانی که خشم وضعف تان را می خواهند رها شوید و کنترل اوضاع را به دست بگیرید. در آخر بدانید که از کودک تان قوی ترید، پس صبورتر، مهربان تر و خویشتن دارتر باشید.لينك ورود به كانال ميگنا- تبيان- لیلا حاجی سید تقیا تقوی
24 دسامبر 2016 166 بازدید 0
ادامه و دانلود
تفاوت دخترها و پسرها از نظر روانشناسی کودکان به رفتارهای والدین توجه کرده و هنگام بازی نقش مشابه والدین همجنس خود را انتخاب می کنند به طوریکه در بازی دخترها نقش مادر و پسرها شغل پدر را انتخاب می کنند.دخترها در زمان کودکی به سراغ بازی‌هایی مانند خاله بازی و عروسک بازی می روند اما پسرها بیشتر بازی با تفنگ و ماشین را انتخاب می کنند. دختران نسبت به پسران به مسائل و موارد به صورت عینی و جزئی نگاه می کنند به طور مثال دخترها مسائل ریاضی را با شکل یاد می گیرند اما پسرها به صورت کلی با مسائل روبه رو می شوند.     تفاوت اضطراب دانش آموزان دختر با دانش آموزان پسر دانش آموزان دختر اضطراب های خود را با صحبت کردن با دوستان و خانواده اما پسرها این حالت را با تحرك بدنی تخلیه می كنند.  تفاوت دخترها و پسرها در مسئولیت پذیری  دخترها در هر شرایط روحی، استرس، شكست و نظم، مسئولیت شان را به تعویق نمی اندازند، اما پسرها با اولین استرس و اضطراب، به دلیل فشار زیاد و درگیری شدید با موضوعی كه ذهن شان را آزار می دهد، مسئولیت هایشان را فراموش می کنند.  تفاوت مغز دخترها با مغز پسرها درمغز دخترها نیمکره چپ و راست با همدیگر ارتباط دارند، اما در مغز پسرها این دو نیمکره از ارتباط اندکی با یگدیگر برخوردارند. دانش آموزان دختر می توانند کارهایی همچون حرف زدن، کار با رایانه، انجام تکلیف و خوردن را در یک زمان انجام دهند اما پسرها فقط یک کار را می توانند انجام دهند.  نتیجه: با توجه به مباحث بالا بین دانش آموزان دختر و پسر تفاوت در یادگیری وجود دارد که این نشان دهنده این است که دخترها نسبت به پسرها فعال تر  و درس خوان تر هستند.لینک ورود به کانال میگنا
24 دسامبر 2016 145 بازدید 0
ادامه و دانلود
پرشین فا
کانال تلگرام پرشین فا