آهنگ های پیشنهادی

[ad_1]

وب‌سایت گجت نیوز – دانیال حجاری: همانطور که سن ما افزایش پیدا می‌کند، ممکن است مغز ما رفته رفته دقت و توانایی‌های خود را از دست داده و فراگیری مسائل جدید و مخصوصا یادآوری اتفاقات مهم در طول زندگی برایش مشکل شوند. برای برخی از افراد، این کاهش توانایی‌های شناختی ممکن است بسیار جدی شده و در بعضی مواقع خاص به بیماری آلزایمر منجر شود.

 

وقتی این کاهش طی گذر زمان به آلزایمر منجر شود، درصد شکست به مراتب بیشتر از موفقیت‌ در درمان بیماری بوده و در حدود 99 درصد آزمایش‌های انجام شده، هیچ روش درمان نهایی یافت نشده است. با در نظر گرفتن این موضوع شدیدا توصیه می‌شود که به فکر پیشگیری از آلزایمر باشید، چون برای درمان قطعی آن امید چندانی نیست.

مرکز نوروترک (Neurotrack) اخیرا ارزیابی آنلاینی را راه‌اندازی کرده است تا به این وسیله به کاربران برای فهم وضعیت سلامت حافظه خود کمک کند. در نتیجه این کار افراد روش‌های پیشگیری از آلزایمر را آموخته و از کاهش توان یادگیری مغز و قدرت یادآوری آن به طور جدی، جلوگیری می‌کنند. این شرکت همچنین برنامه‌ای را ارائه کرده که با استفاده از آن در صورت مواجهه با مراحل ابتدایی زوال شناختی، می‌توان بر این مشکل غلبه کرد.

همانطور که در بالا نیز به آن اشاره کردیم، اگرچه هنوز درمان قطعی برای آلزایمر وجود ندارد، اما این بیماری‌ای نیست که طی یک شب بروز کند و به همین دلیل پیشگیری از آلزایمر با پیروی از اعمال زیر بسیار آسان است. همچنین در نظر بگیرید منظور از زوال شناختی، مرحله پیش از آلزایمر و گرفتن فراموشی کامل است.

 

 چه کنیم تا فراموشی نگیریم؟
به برنامه غذایی خود توجه کنید

رژیم غذایی صحیح می‌تواند در پیشگیری از آلزایمر و زوال شناختی شدیدا تاثیرگذار باشد. این رژیم غذایی مخصوص، مایند دایت (MIND diet) شناخته می‌شود، عبارتی دو کلمه‌ای که مخفف عبارت «مداخله رژیم غذایی دش- مدیترانه‌ای برای به تاخیر انداختن زوال اعصاب» (Mediterranean-DASH Intervention for Neurodegenerative Delay) است. این روش در واقع ترکیبی از رژیم غذایی مدیترانه‌ای و رژیم غذایی دش محسوب می‌شود که بر روی قسمت‌های مهم مرتبط با مغز و ذهن انسان در این دو رژیم غذایی تمرکز می‌کند.

پیشگیری از آلزایمرانواع توت، روغن زیتون، آجیل و انواع خشکبار و برگ سبزیجات تیره، پایه‌های این رژیم غذایی به منظور پیشگیری از آلزایمر را تشکیل می‌دهند. گفتنی است این رژیم غذایی در نتیجه یک مطالعه در سطح بسیار وسیع بر روی عوامل موثر در زوال شناختی ایجاد شد و در بین لیست بهترین رژیم‌های غذایی دنیا قرار گرفت. مطالعه بر روی حدود هزار سالمند نشان داد افرادی که به طور متعادل و تقریبی از رژیم غذایی مایند پیروی کردند تا 35 درصد و افرادی که این رژیم غذایی را با جزییات دقیق و موبه‌‎مو اجرا کردند، تا 53 درصد در پیشگیری از آلزایمر و زوال شناختی موفق ظاهر شدند.

در نظر داشته باشید نام بردن از رژیم غذایی به عنوان اولین مورد بدون دلیل نیست. با داشتن تغذیه مناسب نه تنها به شادابی و جوان ماندن ذهن خود کمک کرده و به پیشگیری از آلزایمر تا 50 درصد کمک می‌کنید، بلکه تمامی اعضا و جوارج خود مخصوصا قلب را نیز زنده و شاداب نگه می‌دارید.

همواره فعال باشید

موسسه ملی ایالات متحده آمریکا در امور سالمندی، با استناد به آزمایشات مبتنی بر مداخله و مطالعات اپیدمیولوژیک (بررسی روش‌های انتشار یک بیماری و مهار آن)، به این نکته پی برد که ورزش و تمرین دادن به بدن می‌تواند نقشی کلیدی در پیشگیری از آلزایمر و به طور کلی در جلوگیری از زوال شناختی ایفا کند. گفتنی است در برنامه ارائه شده از سوی کمپانی نوروترک تمرین قدرتی و تمرینات قلبی عروقی مشاهده می‌شوند.

پیشگیری از آلزایمرهمانند تغذیه، فعال‌بودن و انجام ورزش نیز می‌تواند علاوه بر پیشگیری از آلزایمر، به شاداب نگه داشتن کل بدن و سلامتی قلب کمک کند و مجددا این ایده که هر چیز مفید برای بدن و قلب، برای مغز انسان نیز مفید است را تقویت کند.

تا جایی که ممکن است از میزان استرس خود بکاهید

شواهد بسیار زیادی وجود دارند که ارتباط مستقیمی را بین استرس و زوال شناختی و در برخی مواقع بیماری آلزایمر نشان می‌دهند. در یک مطالعه نه چندان گسترده در سال 2009 که چهل و یک فرد دارای اختلال شناختی خفیف در آن شرکت داشتند، مشخص شد که زوال شناختی و نزدیک‌شدن به بیماری آلزایمر برای آن دسته از افراد دارای میزان استرس بالاتر، با سرعت بیشتری اتفاق می‌افتد. خبر خوب این است که روش‌های زیادی برای مدیریت و کاهش استرس وجود دارند و از جمله آن‌ها می‌توان به تمرینات تنفسی، مدیتیشن و یوگا اشاره کرد.

عادات خواب سالمی داشته باشید

کاهش میزان خواب می‌تواند مشکلات بسیار زیادی را برای انسان، هم برای بدن و هم برای ذهن وی ایجاد کند. در یک مطالعه در سال 2014 مشخص شد که خواب ناچیز می‌تواند نقش مهمی را در زوال شناختی و در طولانی مدت حتی در بروز بیماری آلزایمر ایفا کند.

پیشگیری از آلزایمراگرچه محققین معتقدند می‌بایست مطالعات بیشتری به منظور فهم مکانیزم دقیق و دلیل تاثیر خواب بر روی زوال شناختی داشته باشند، اما در هر صورت، آنها به این نتیجه پی برده‌اند که خواب سالم نقش بسیار مهمی را در سلامتی مغز انسان با افزایش سن وی ایفا کرده و تاثیر زیادی در پیشگیری از آلزایمر دارد. گفتنی است خواب سالم هم به میزان ساعات خواب و هم به کیفیت آن اشاره می‌کند.

از نظر اجتماعی فعال باشید

قسمت مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی بخشی است که کمپانی نوروترک آن را در برنامه خود گنجانده و شدیدا روی آن تمرکز دارد، به طوری که اهداف و برنامه‌هایی همچون راه‌اندازی شبکه اجتماعی داخلی را در سر می‌پروراند. به عنوان نمونه از آنجایی که ارزیابی نوروترک در دسامبر سال 2016 میلادی (حدود سه ماه قبل) راه‌اندازی شده است، هزاران نفر تاکنون به منظور گفتگو درباره نتایج به دست آمده خود، به عضویت یک گروه خصوصی در فیس بوک درآمده‌اند. حتی در نیوزیلند یک گروه شرکت‌کننده در این ارزیابی تشکیل شده، که به صورت حضوری و به صرف یک لیوان قهوه با یکدیگر ملاقات می‌کنند.

پیشگیری از آلزایمردر هر صورت پیشگیری از آلزایمر و حتی زوال شناختی با انجام فعالیت‌های اجتماعی، چیزی نیست که بر کسی پوشیده باشد. بر اساس گفته‌های موسسه ملی ایالات متحده آمریکا در امور سالمندی، فعال‌ ماندن از نظر روان شناختی، چه با تحریک فکری و چه با شرکت در فعالیت‌های اجتماعی، به طور مستقیم با پیشگیری از آلزایمر و کاهش توان مغز در ارتباط است.

مطالعه کنید، بازی کنید و برای پیشگیری از آلزایمر به هر نحو مغز خود را تحریک کنید

علاو بر تعامل اجتماعی با دیگر افراد، تحریک مغز و فعال نگه‌ داشتن همیشگی آن رابطه کاملا مستقیمی با پیشگیری از آلزایمر داشته و ریسک این بیماری را کاهش می‌دهد. خوشبختانه مورد خاصی در این باره وجود ندارد و از مطالعه گرفته تا حل‌کردن پازل و یا شرکت در سخنرانی‌ها می‌تواند به تحریک مغز کمک کند. به عبارت دیگر، درست همانند هر اندام دیگری که در صورت عدم استفاده ضعیف شده و با استفاده مداوم ورزیده و قدرتمند می‌شود، ذهن انسان نیز در صورت فعال‌ماندن همیشگی، از زوال شناختی و آلزایمر دور می‌ماند. حتی بر اساس تحقیقات جدید انجام بازی‌های کامپیوتری باعث جوان تر شدن ذهن می‌شود.

[ad_2]

16 فوریه 2017 191 بازدید 0
ادامه و دانلود
ميگنا: عطیه رضایی روانشناس بالینی گفت: نوجوانی مرحله ای است که فرد هویت پیدا می کند و با انتخاب های مهم و عمده زندگی شامل انتخاب رشته و آینده شغلی روبه رو می شود.   وی‌ با بیان اینکه نوجوانی دوره برنامه ریزی برای انتخاب مسیر زندگی است، اظهار داشت: وجود تنش، بحران و طلاق در خانواده نوجوان را وارد سردرگمی و اضطراب می کند و از اهداف اساسی این سن غافل می سازد.   در دوره نوجوانی راه ها و انتخاب های متفاوتی در مسیر زندگی فرد قرار می گیرد و نوجوان در این سن دچار سردرگمی و چالش هایی متعدد می شود‌.   نقش خانواده و نظام آموزشی در دوران نوجوانی بسیار حائز اهمیت است و این 2 نهاد می توانند با آموزش، همکاری و برنامه ریزی صحیح طوفان پر آشوب نوجوانی را مدیریت کنند.   در دوره نوجوانی تغییرات بسیاری در خلق و خو و رفتار فرد ایجاد می شود و به دلیل وجود تعارض ها و انتخاب های متعدد و مهم زندگی، کمک و مشاوره به نوجوان ضرورت پیدا می کند.   رضایی با تاکید بر اینکه توجه به نیازهای نوجوانان در خانواده حائز اهمیت است، بیان کرد: نقش خانواده در مدیریت و شناسایی نیازها و مسائل مطرح در دوره نوجوانی و همراهی همدلانه با وی در کاهش آسیب های دوره نوجوانی بسیار مهم است، همچنین تاثیر مدرسه در به حداقل رساندن  آسیب های دوره نوجوانی به دلیل تعامل روزانه فرد با محیط آموزشی غیر قابل انکار است.   نوجوانی یکی از مهم ترین دوره های زندگی فرد است که فرد نحوه انتخاب صحیح را در این سنین می آموزد، همچنین نوجوانی مقدمه و پیش زمینه ای برای ورود به مرحله جوانی است.   آسیب های ناشی از ارتباطات در خانواده و فضای آموزشی در دوره نوجوانی جبران ناپذیر است، توجه به نوجوان و نیازهای وی و پاسخگویی صحیح به آن می تواند زمینه ساز  موفقیت در بزرگسالی باشد.   داشتن انتخاب صحیح را نوجوانان با کمک، تجربه و نظارت والدین می توانند بیاموزند، البته نظارت خانواده ها بر نوجوانان نباید حالت کنترل کننده داشته باشد.   این روانشناس بالینی با بیان اینکه تاثیرپذیری نوجوانان از خانواده زیاد است، تصریح کرد: آموزش مهارت زندگی و مهارت نه گفتن به نوجوان در این سنین بسیار حائز اهمیت است. بستر بسیاری از اختلالات شخصیتی، روانی، ضعف ها، اختلال مصرف مواد مخدر، افسردگی و اضطراب را باید در این سنین جستجو کرد.   اکثر اختلالات دوران جوانی ناشی از آسیب های وارد شده در سنین پایین است و متاسفانه نظارت و تحقیقی در خصوص آسیب های ناشی از دوره نوجوانی وجود ندارد و عملا این قشر از جامعه مغفول مانده است.واکنش ها و میزان آسیب پذیری نوجوانان دختر و پسر در برابر چالش های دوره نوجوانی متفاوت است. از آنجا که دخترها اغلب مغلوب احساساتشان می‌شوند در برخی شرایط شکننده تر هستند. آموزش مهارت های زندگی و نحوه رویارویی و برخورد با مسائل به نوجوانان تا حدود زیادی می تواند در مدیریت بحران دوره نوجوانی موثر باشد.ورود به كانال روان شناسي ميگنا  -باشگاه خبرنگاران  
24 دسامبر 2016 201 بازدید 0
ادامه و دانلود

[ad_1]

جدایی موجب افزایش بروز بیماری های جسمی در دو فرد از هم جدا شده هم می شود

بررسی انجام شده بر روی موارد طلاق و جدایی توسط محققین دانشگاه والنسیا نشان داده است که سلامتی آنهایی که تنها زندگی می کنند در وضعیت پایین تری قرار دارد در مقایسه با کسانی که شریک زندگی دارند. 

این تحقیق نشان داد که از لحاظ سلامت روانی زن و مرد با هم تفاوت دارند به این صورت که زنانی که شریک زندگی خود را از دست می دهند بیش از مردان دچار مشکلات روحی و روانی مانند اضطراب و افسردگی می شوند. با این حال مردانی هم که شریک زندگی خود را از دست داده اند بیش از مردان دیگر دچار افسردگی مزمن هستند.
این بررسی نشان داده که جدایی موجب افزایش بروز بیماری های جسمی در دو فرد از هم جدا شده هم می شود. محققانی که این بررسی را انجام داده اند می گویند زندگی با فرد دیگر بعد از جدایی اولیه ممکن است بتواند وضعیت سلامتی فرد را حفظ کند.

[ad_2]

30 جولای 2015 209 بازدید 0
ادامه و دانلود

[ad_1]

همدلی یکی از مهم ترین مهارت های زندگی است و اولین جایی که باید تمرین شود و به شکوفایی برسد، بین همسران است. اصلا همسر، همراه، شریک زندگی و همراز وقتی معنا پیدا می کند که همدلی وجود داشته باشد وگرنه هیچ کدام از این صفت ها به تنهایی باعث ایجاد عشق بین زن و شوهر نخواهد شد.

رضا آذریان، کارشناس ارشد مشاوره خانواده- «چرا امروز زودتر نیامدی خونه تا با هم بریم بیرون؟». دانیال با شنیدن این سوال به همسرش می گوید: «10 بار توضیح دادم که امروز کارم زیاد بود و نمی تونستم زودتر بیام». نسرین که راضی نشده است با روی برگرداندن از شوهرش می گوید: «ولی اگر می خواستی می تونستی بیای مهم اینه که نخواستی». دانیال هم برای این که خودش را از دسته نیندازد، می گوید: «اصلا تو چرا خانه را چند روزی است که خوب تمیز نمی کنی؟ چرا روی میزها گرد و خاک نشسته است؟». نسرین هم به فرزند کوچک شان اشاره می کند و می گوید: «خب این بچه نمی گذارد. از صبح تا شب باید کنارش باشم.» و … دانیال و نسرین نمونه ای از زن و شوهرهایی هستند که یکی از مهم ترین مهارت های زندگی مشترک را فرا نگرفته اند. اگر شما هم تا به حال مشکلی شبیه این زوج داشته اید، خواندن این مطلب را از دست ندهید.

شریک زندگی بدون همدلی معنا ندارد

همدلی یکی از مهم ترین مهارت های زندگی است و اولین جایی که باید تمرین شود و به شکوفایی برسد، بین همسران است. اصلا همسر، همراه، شریک زندگی و همراز وقتی معنا پیدا می کند که همدلی وجود داشته باشد وگرنه هیچ کدام از این صفت ها به تنهایی باعث ایجاد عشق بین زن و شوهر نخواهد شد.

همدلی همان درک همسر است

در این جا لازم است یک تعریف مختصر از همدلی را با هم مرور کنیم و بعد به طور خاص تری به این مهارت مهم بین همسران بپردازیم. همدلی نوع خاصی از توجه داشتن به دیدگاه دیگری است. به این معنا که فرد از طریق ادراک واکنش های عاطفی دیگران، واکنش های عاطفی از خود نشان دهد که به آن همدلی می گویند.

همدلی 2 جزء دارد که لازم و ملزوم یکدیگرند

روان شناسان معتقدند که همدلی 2 جزء شناختی و یک جزء عاطفی دارد. اجزای شناختی همدلی عبارتند از توانایی در شناسایی و نام گذاری حالات دیگران و توانایی در حدس زدن دیدگاه شخص دیگر و جزء عاطفی آن توانایی نشان دادن پاسخ عاطفی مناسب است. بنابراین یک زن یا شوهر زمانی می تواند ادعا کند که همدل خوبی برای همسرش است که این اجزای همدلی را در رفتارهایش بتوان مشاهده کرد.

همدلی با همسر، جامعه را زیباتر می کند

داشتن شریک همیشگی که می شود با او همدل بود، نعمت بزرگی است که ارزش آن را دارد تا سعی کنیم این مهارت را کاربردی کنیم و به خانه هایمان بیاوریم. در خور ذکر است که اگر در خانه های ما همدلی باشد، شهرمان هم تغییر می کند، کوچه ها و خیابان هایمان هم رنگ همدلی می گیرد و این جاست که باید اعتراف کنیم که همه چیز از چهاردیواری ما شروع می شود.

خودتان را به رفتارهای همدلانه مجهز کنید

توجه داشته باشید که به منظور برقراری روابط همدلانه، فرد باید بتواند خود را به جای دیگران بگذارد، امور را از دیدگاه آنان ببیند و از خود بپرسد که اگر من به جای او و در شرایط او بودم چه احساسی داشتم؟ وقتی این جملات را می خوانیم متوجه می شویم اگر زن و شوهری این مهارت را داشته باشند، دیگر بسیاری از مشکلات و سوء تفاهم ها حل خواهد شد اما اگر بخواهید با همسرتان همدل باشید باید خود را مجهز به چه رفتارهایی کنید؟ کار چندان سختی نیست به شرطی که به توصیه هایی که در ادامه این مطلب مطرح می شود، توجه ویژه ای داشته باشید.

اگر خودتان را نشناسید همدل نخواهید شد

اول از همه برای آن که بتوانیم با همسرمان همدل باشیم باید نگاهی به خودمان بیندازیم و به شناخت درستی از احساساتمان برسیم. فراموش نکنید تا زمانی که خودآگاهی وجود نداشته باشد، نمی توان از دیگران و احساساتشان آگاهی پیدا کرد. وقتی شما ویژگی ها، موفقیت ها و شکست های خود را شناختید، آن ها را پذیرفتید و به خود به عنوان یک انسان ارزشمند احترام گذاشتید، آن گاه می توانید دیگران را با همان وضعیتی که هستند با تمام ضعف ها و توانمندی هایشان بپذیرید و به آن ها احترام بگذارید. بنابراین اگر می خواهید با همسرتان، همدل باشید اول خودتان را خوب بشناسید. با نیازها و خواسته ها و رویاهایتان طرف شوید و این جا دیگر رودربایستی را کنار بگذارید.

توقع نداشته باشید همسرتان کپی تان باشد

بعد از این که خود و توانایی هایتان را شناختید، باید قبول کنید همسر شما قرار نیست یک کپی از شما باشد یا یک رونوشت از رویاهای شما. تفاوت در سر انگشتان انسان ها را به یاد بیاورید و قبول کنید که تفاوت های فردی همان چیزی است که دنیا را زیبا کرده است؛ پس هر جا تفاوتی بین خود و همسرتان دیدید، آن را تحمل نکنید بلکه بپذیرید. فکر کنید که چه احساس خوبی در خانه تان موج خواهد زد اگر هر دوی شما بپذیرید که برای همراهی با هم نیازی نیست مانند هم باشید اما می توانید هر آن چه هستید را بیان کنید و طرف مقابل آن را قبول می کند و دوست دارد.

همصحبت خوبی باشید تا همدل شوید

همسران همدل از این نمی ترسند که از مشکلاتشان و آنچه در ذهن شان می گذرد، با هم حرف بزنند. آن ها همیشه حرف هایی برای گفتن دارند. برای رسیدن به همدلی باید همصحبت خوبی با همدیگر باشید. دل های ما از پشت چشمانمان دیده نمی شوند بلکه باید از ابزار کلمات کمک بگیریم تا طرف مقابل بداند در درونمان چه می گذرد.

به هیچ وجه تظاهر به همدلی نکنید

به هیچ وجه تظاهر به همدلی با همسرتان نکنید و به احساس همسرتان لطمه نزنید. نقش بازی کردن یا استفاده ابزاری برای رسیدن به هدف های خود از طریق داشتن رفتار همدلانه، موجب دلسردی و بی اعتمادی می شود بنابراین هرگز از همدلی برای این مقاصد استفاده نکنید.

از مقایسه های بیجا بپرهیزید

در همدلی با همسر از مقایسه کردن خودداری کنید چون ممکن است به احساس های پر امید او لطمه وارد شود. به طور مثال این که در همدلی با همسرتان به او بگویید: «مادر من مشکلات بسیار سخت تری را نسبت به تو تحمل کرده است» یا «کاش کمی از خاله ام یاد می‌گرفتی و با برنامه تر عمل می کردی»، نتیجه همدلی تان را به چیزی جز دلخوری و جر و بحث ختم نخواهد کرد!

از همین امروز برای همدل شدن تلاش کنید

از همین امروز برای آن که یک همسر همدل باشید، تلاش کنید و این کار مهم را به فردا موکول نکنید. دل به دل همسرتان بدهید و خود را جای او بگذارید و از دریچه نگاه او به دنیا نگاه کنید. درک کنید چیزهایی را که برایش دغدغه است و بفهمید موضوعاتی را که در روز وشب های او نقش دارند حتی اگر آن چیزها به نظر شما چندان مهم نباشند. با همسرتان همدل شوید تا شاهد چند برابر شدن عشقتان در زندگی مشترک باشید.

[ad_2]

25 جولای 2015 164 بازدید 0
ادامه و دانلود

[ad_1]

اشتباهات رایج والدین و کودکانی که لوس و لوس تر می شوند

بچه لوس به بچه ای اطلاق می شود که بخواهد همه خواسته هایش چه معقول و چه غیر معقول، توسط بزرگ ترها به سرعت برآورده شود. او تحمل ناکامی را ندارد. عمل به تمام خواسته ها ممکن است در کودکان کوچک تر عملی باشد اما کودکان بزرگ تر، خواسته های بیشتری دارند و اگر خواسته های شان برآورده نشود، بدرفتاری بیشتری نشان می دهند.

مجید حسین زاده- به احتمال زیاد شما هم تا به
حال با بچه های لوس برخورد داشته اید. بچه هایی که مدام بهانه می گیرند،
از هیچ چیز راضی نیستند، تمام تلاش شان این است که حرف شان را به کرسی
بنشانند، مدام اخم می کنند و سرکوچک ترین چیزی جیغ و داد راه می اندازند.
آن ها خود محور و یک دنده اند و اگر همه چیز باب میل شان نباشد، پدر و مادر
را به ستوه می آورند. این بچه ها حاضر به همکاری با دیگر کودکان نیستند و
نمی توانند با آن ها سازگاری پیدا کنند و جالب اینجاست که پدر و مادرشان
انگار که از سر و صدا و بهانه گیری های آن ها بترسند همیشه مطابق میل آن ها
رفتار می کنند و هرچه می خواهند، برای شان فراهم می کنند و همین مسئله
اوضاع را بدتر می کند. احسان گلی، کارشناس ارشد روان شناسی بالینی در این
باره می گوید: این را بدانید که هیچ کودکی لوس متولد نمی شود و این پدر و
مادرها هستند که با رفتارشان آن ها را لوس می کنند. در واقع، اگر بخواهیم
کودک لوسی را اصلاح کنیم، نخست باید پدر و مادر وی رفتارشان را تغییر دهند.

بچه لوس چه بچه ای است!؟

بچه لوس به بچه ای اطلاق می شود که
بخواهد همه خواسته هایش چه معقول و چه غیر معقول، توسط بزرگ ترها به سرعت
برآورده شود. او تحمل ناکامی را ندارد. عمل به تمام خواسته ها ممکن است در
کودکان کوچک تر عملی باشد اما کودکان بزرگ تر، خواسته های بیشتری دارند و
اگر خواسته های شان برآورده نشود، بدرفتاری بیشتری نشان می دهند.

تفاوت توجه با تامین خواسته های غیرضروری

تامین خواسته های غیرضروری کودک، از
سوی والدین به اصطلاح کودک را لوس می کند. والدین باید از لحاظ روانی و
عاطفی نسبت به کودک توجه داشته باشند. در بعضی مواقع والدین توجه را تامین
خواسته های غیرضروری کودک می دانند که این امر باعث ایجاد توقع بی جا در
کودک و باعث می شود به اصطلاح کودک لوس شود. برآورده کردن خواسته های
غیرضروری کودک نه تنها به منزله توجه نیست بلکه به معنای بی توجهی نسبت به
شخصیت او است زیرا والدین به جای توجه به نیاز اصلی کودک یعنی گوش دادن و
نوازش او، سریع خواسته غیرضروری او را فراهم می کنند تا سکوت کند. توجه به
کودک به معنای لوس کردن او نیست، مهم تر از نیاز جسمی کودک، نیاز روانی او
به مورد توجه قرار گرفتن است.

رد کردن درخواست های غیر منطقی

والدین می توانند با محبت و توجه
مناسب، درخواست های غیرمنطقی کودک را رد کنند؛ برای مثال کودکی که خواستار
بازی در مکان خطرناک است، پدر و مادر می توانند همراه با نوازش، او را از
خواسته نادرستش آگاه و آن را رد کنند تا کودک دچار کم توجهی نشود. بی توجهی
به کودک و توجه بیش از حد به نیازهای غیرواقعی او، هر 2 آسیب زاست.

لوس شدن کودک در تربیت سهل گیرانه

3 سبک تربیتی سخت گیرانه، سهل گیرانه و
مقتدرانه برای تربیت فرزندان وجود دارد. در سبک تربیتی سخت گیرانه فقط
قوانین و مقررات وجود دارد و برخورد سخت با فرزندان به احساس کم توجهی در
آنان منجر می شود. در تربیت سهل گیرانه پدر و مادر تمام خواسته های فرزند
را می پذیرند، به همین دلیل کودک لوس می شود. اما بهترین روش برای تربیت
فرزندان تربیت مقتدرانه است که در آن والدین تعادل را برقرار می کنند و در
برابر رفتار درست به فرزندشان پاداش می دهند و برای رفتار نادرست او را
مجازات می کنند و به کودک می فهمانند که رعایت قوانین و مقررات به معنای
دوست نداشتن او نیست.

7 قدم برای ممانعت از لوس شدن کودک

همچنین ایسنا در این باره می نویسد:
آیا این جمله که محبت کردن هیچ حد و مرزی ندارد، صحیح است؟ خیر! اگر شما در
پی تربیت کردن کودکانی خوش رفتار هستید، باید یکسری قوانین و مقررات پایه
را بنیان گذاری کنید و مانع از رشد رفتارهای بد شوید و رفتارهای بد را از
ریشه از بین ببرید. به وسیله ۷ قدمی که در ادامه به آن اشاره می کنیم شما
می توانید مانع از لوس شدن کودک خود شوید.

1-محدودیت ها را ساده و واضح مشخص کنید

این طور در نظر بگیرید که اگر محدودیت
خود را به صورت واضح و ساده بیان کنید دیگر به بحث های بعدی نیازی ندارید.
به تفاوت بین این 2 جمله خوب دقت کنید: «باشه، می تونی یک بیسکویت برداری»
در این جمله امید زیادی برای درخواست یک بیسکویت دیگر وجود دارد و اما جمله
دوم: «می تونی یک بیسکویت برداری، ولی بیسکویت دومی را درخواست نکن. همین
یه دونه است.»

2-محدودیت های خود را عملی کنید

در مثال ذکر شده باید «یه دونه» به
معنای واقعی «یه دونه» باشد. شاید برای همه ما اتفاق افتاده باشد که در
شرایطی به درخواست کودک برای خوردن بیسکویت دوم نه گفته ایم ولی پس از چند
لحظه، دل مان سوخته است و بیسکویت بیشتری به کودک داده ایم. ممکن است دومین
بیسکویت فقط برای یک بار مسئله بزرگی نباشد ولی آیا می خواهید هر بار که
محدودیت برای مسئله ای قرار می دهید این گونه از محدودیت خود پیشی بگیرید و
آن را در نظر نگیرید؟ بنابراین منتظر لوس شدن کودک تان و بی توجهی او به
محدودیت ها باشید.

3-با خواهش و التماس کردن تسلیم کودک نشوید

وقتی یکبار تسلیم شوید به کودک خود یاد می دهید که با خواهش و التماس می تواند به خواسته هایش برسد.

4-اجازه دهید کودکتان شما را متقاعد کند

اگر کودک شما چیزی می خواهد که شما
درباره آن مطمئن نیستید، از او بخواهید برای درخواست خود دلیل آورد. آیا او
می خواهد برنامه تلویزیونی مورد علاقه اش را ببیند؟ اگر توضیح دهد که
اسباب بازی هایش را جمع می کند یا اول مشق هایش را می نویسد و بعد به
تماشای آن می پردازد شما با خیال راحت تری به درخواست او جواب مثبت خواهید
داد.

5-گاهی هم جدی برخورد کنید

شما با لطیف برخورد کردن با کودک تان
در حق او لطف نمی کنید. پژوهش ها نشان می دهد جدی بودن برای انجام کارهای
روزمره و مسئولیت ها در کودک به برآمدن از عهده مشکلات منجر می شود. حتی
کارهای ساده ای در خانه مثل گذاشتن اسباب بازی های خود به کناری یا کمک به
تمیز کردن نامرتبی هایی که خود ایجاد کرده است.

6-از ناامید کردن کودک خود نترسید

ما از این که کودک خود را ناراحت
ببینیم، متنفریم. این که کودک شما ناامید شدن از چیزی را یاد بگیرد به او
کمک می کند تا بعدها در زندگی مهارت رویارویی با حس استرس را داشته باشد.

7-اجازه دهید برای رسیدن به هدفش تلاش کند

واضح است اگر کودکان چیزهایی که می
خواهند به آسانی به دست آورند لوس می شوند. اگر کودک شما یک اسباب بازی
جدید می خواهد، یک سیستم جایزه دهی در برابر رفتار خوب برای او در نظر
بگیرید و کم کم و در قالب جایزه رفتار خوب، آن اسباب بازی را برای او تهیه
کنید. این تلاش او برای رسیدن به هدفش مانع لوس شدن او خواهد شد.

[ad_2]

14 جولای 2015 137 بازدید 0
ادامه و دانلود

[ad_1]

جواب آزمایش همسر شما مثبت است و این یعنی به زودی در فضای خانه، صدای یک نوزاد خواهد پیچید .مبارک باشد ، از امروز زندگی تان تغییر می کند.اما این همه ی ماجرا نیست.

شاید برای شنیدن این خبر ، ماه هاو یا سال ها منتظر بودید . کسی قرار است بیاید که با آمدنش ،زندگی تان تغییر می کند و شما یک نام جدید پیدا می کنید. شما به زودی پدر می شوید یعنی پدر شده اید فقط برای دیدن فرزندتان باید تا روز تولدش صبر کنید اما این چیزی از مسئولیت شما در این چند ماه کم نمی کند.
از روزی که متوجه می شوید ،همسرتان بارداراست باید به او کمک کنید تا این دوران را پشت سر بگذارد.او دیگر تنها نیست.بخشی از وجود شما در وجود او زندگی می کند،رشد کرده و ذره ذره به یک انسان کامل تبدیل می شود.

این دوران برای همسرتان بسیار خاص است.او باید به چند نکته توجه ویژه داشته باشد : حفظ آرامش،تغذیه مناسب و رعایت نکات اخلاقی .شما یک همراه و کمک کننده در این مسیر هستید و اگر کنار او نباشید نمی تواند دورنا بارداری خوبی را تجربه کند.

بابای صبور و منتظر
خانم ها در دوران بارداری به دلیل سختی های خاص این روزها،تغییرات هورمونی و شاید نگرانی از آینده کمی حساس و زودرنج می شوند ، ظاهرشان تغییر می کند و حتی در روابط زناشویی مثل قبل نخواهند بود ،این شما هستید که باید با صبر و آرامش او را کمک کنید و به او اطمینان بدهید که اندام او به شکل جدید ،خستگی ها و بی حوصلگی هایش و همچنین عدم برقراری روابطه ی جنسی در برخی موارد که پزشک آنرا منع کند،برای تان قابل درک است و متوجه شرایط خاص او هستید.صبور بودن شما به همسرتان آرامش می دهد.

بابای مجهّز به مهارتهای لازم
این 9 ماه همسرتان دغدغه های تازه ای خواهد داشت.در مورد دوران بارداری ،تولد نوزاد و تربیت فرزند،مطالعه می کند ،توجهش بیشتر بر روی جنینی است که او را حس کرده و انتظار دیدنش را می کشد و خلاصه ممکن است چون گذشته به شما توجه نکند،به جای آنکه از این رفتار دلگیر شوید شما هم او را همراهی کنید.بد نیست کمی در مورد ویژگی های جنین در ماه های مختلف مطالعه کنید.شما چند ماهی فرصت دارید تا مهارت های مختلف برای نگهداری از فرزند خود را بیاموزید.فکر نکنید که چون آقای پدر هستید نیازی به یادگیری نحوه ی خواباندن،حمام کردن و یا تعویض پوشک بچه ندارید ،شما باید بهترین کمک برای همسرتان باشید.بالاخره شما هم پدر خواهید شد پس باید خود را آماده کنید.

در انتظار فرزندی مشترک بودن، می تواند فرصت های بیشماری برای نزدیک شدن ایجاد کند.باهم کتاب بخوانید،باهم به پیاده روی بروید،باهم برای فرزندتان وسایل مورد نیاز را بخرید ،باهم در مورد نحوه ی تربیت او،آرزوها و رویاهای تان و….حرف بزنید و خلاصه ده ها موقعیت باهم بودن دیگر را ایجاد کنید

بابای همکاری کننده
درست است که طبق عرف ما کارهای خانه بیشتر بر عهده ی خانم هاست و حتما شما همیشه به همسرتان کمک می کنید اما این دوران باید کمکتان بیشتر شود.خستگی و کارهای سنگین برای هردوی آنها ضرر دارد ،پس هر زمان که می توانید به همسرتان کمک کنید.

بابای مهربانتر از قبل
این خاصیت زندگی زناشویی است که با شرایط مختلفی رو به رو می شود و شرایط یکسان می تواند برای افراد مختلف با توجه به عکس العمل آنها نتایج متفاوتی بدهد. زوجی می توانند به بهانه ی بارداری از هم دور شوند .هر کدام بیشتر مشغول به کار خود باشند.زن تمام فکرو توجه اش فرزندی باشد که در راه است و مرد گمان کند به خاطر بیشتر شدن تعداد نفرات خانواده اش باید بیشتر به کار و تامین مالی توجه کند اما زوجی دیگر می توانند این فرصت را زمانی برای نزدیک تر شدن به هم قرار دهند.

در انتظار فرزندی مشترک بودن، می تواند فرصت های بیشماری برای نزدیک شدن ایجاد کند.باهم کتاب بخوانید،باهم به پیاده روی بروید،باهم برای فرزندتان وسایل مورد نیاز را بخرید ،باهم در مورد نحوه ی تربیت او،آرزوها و رویاهای تان و….حرف بزنید و خلاصه ده ها موقعیت باهم بودن دیگر را ایجاد کنید.شما به عنوان مرد خانواده می توانید برای داشتن لحظاتی خوش برنامه ریزی دقیقی داشته باشید.

یک وظیفه ی مهم
اگر از من بپرسید که بهترین هدیه ی یک مرد در دوران بارداری به همسرش چه می تواند باشد؟جوابم دو کلمه خواهد بود: حضور همیشگی.البته این به معنی تعطیل کردن کسب و کار و نشستن کنار همسر تاتولد نوزاد نیست بلکه شما می توانید سر کار بروید اما از حال جسمی و روحی همسرتان با خبر باشید.هر گاه او به دکتر می رود ،همراهی اش کنید.لذت شنیدن صدای قلب فرزندتان را با هم بچشید و همسرتان را برای تولد فرزندی سالم کمک کنید.اگر او احساس کند حضور فیزیکی و معنوی شما را دارد،آرامشش صد چندان خواهد شد.یادتان باشد این فرزند هر دوی شماست. خوشی ها و لبخند ها و گریه هایش برای هر دوی شما باید باشد تا در آینده هر دوی تان را دوست بدارد .از این فرصت برای نزدیک تر شدن به هم و داشتن یک لذت مشترک استفاده کنید.
شما پدر شده اید ، قدم نو رسیده مبارک……

 

فراوری: ندا داودی

[ad_2]

4 جولای 2015 151 بازدید 0
ادامه و دانلود

[ad_1]

در مقالات متعدد روان شناسی روش های ساده ای پیشنهاد شده است که به کمک آن ها می توانید به فرآیند شفای کودک درون تان کمک کنید. در ادامه با چند مورد از این روش ها بیشتر آشنا می شوید.

در مقالات متعدد روان شناسی روش های ساده ای پیشنهاد شده است که به کمک آن ها می توانید به فرآیند شفای کودک درون تان کمک کنید. در ادامه با چند مورد از این روش ها بیشتر آشنا می شوید.

1-اوقات فراغت خود را با افرادی بگذرانید که به آن ها علاقه مند هستید و از بودن با آن ها لذت می برید. به این ترتیب کودک درون تان احساس امنیت و آرامش بیشتری خواهد کرد.

2-اتاق تان را آن طور که دل تان می خواهد تزیین کنید. حتی اگر برای دیگران خنده دار به نظر می رسد، چندان مهم نیست. پرده ها، رنگ دیوار و اشیا و لوازم، تابلوها و روتختی را با سلیقه خودتان انتخاب کنید.

3-به حس ششم و شهود خود احترام بگذارید؛ برای مثال اگر ته دل تان به انجام کاری راضی نیست، آن را انجام ندهید یا در تصمیم گیری ها به ته قلب تان هم نگاهی بیندازید چراکه کودک درون تان آن جا نشسته است.

4-بدون توجه به سن و سال تان نقاشی بکشید. وقتی نقاشی می کشید، از تخیل خود کمک بگیرید و طرح های تخیلی بکشید و آن ها را با رنگ های دلخواه خود رنگ کنید. مطمئنا کودک درون تان در انتخاب رنگ ها به شما کمک خواهد کرد و فعال تر خواهد شد.

5-به تماشای طلوع و غروب بنشینید و با خود بگویید: این ممکن است آخرین طلوع یا غروب خورشید باشد که به نظاره آن نشسته ام و این تجربه ای ناب برای کودک درون تان خواهد بود.

6-از انتقادهای بیجا و مدام نسبت به خود دست بردارید. در چنین لحظاتی کمی درنگ کنید. شما در حال شلاق زدن به کودک درون تان هستید، شلاق را دور بیندازید و با او مهربان باشید.

7-وقتی زیر فشار هستید و استرس دارید به کتاب های داستان کودکان پناه ببرید. این کار لذت بخش، کودک درون تان را آرام خواهد ساخت.

8-یک جعبه یا کشوی مخصوص داشته باشید و تمام هدایا یا کارت تبریک هایی را که از دیگران گرفته اید در آن نگهداری کنید. این جعبه محتوی عشق است. عشق دیگران نسبت به شما و کودک درون تان و شما لایق آن هستید.

9-در منزل عود بسوزانید یا از عطرهای خوشبو استفاده کنید. این کار شما را به وجد می آورد و نشاط را به شما باز می گرداند. در ضمن کودک درون تان خشنود خواهد شد.

10-اگر امکان آن را دارید سری به محله های دوران کودکی خود بزنید و با دوستان و همسایگان سابق خود احوال پرسی کنید. اگر چنین چیزی امکان ندارد می توانید در خیابان ها و کوچه های قدیمی پرسه بزنید و از فروشگاه های قدیمی خرید کنید.

[ad_2]

20 ژوئن 2015 143 بازدید 0
ادامه و دانلود

[ad_1]

وقتی درباره تلخی‌ها و شیرینی‌های ازدواج با افراد متاهل صحبت می‌کنید، همگی معتقدند اولین سال زندگی مشترک، سخت‌تر از بقیه آن است. حتی تحقیقات نشان می دهد که بیشتر طلاق ها در همین سال پایه ریزی و در سال دوم ازدواج اجرایی می شود.

با توجه به حساسیت این سال، بد نیست از همین حالا مهارت های زندگی زیر یک سقف را تمرین کنید و یاد بگیرید که چطور می توانید حرارت زندگی تان را همواره حفظ کنید.
این روش‌ها درست مثل زیربنای یک ساختمان هستند. وقتی از همان ابتدا برای زندگی مشترک خود زحمت بکشید و مسوولیت‌پذیر باشید،‌ مطمئنا بنای اصلی زندگی شما هم بهتر خواهد شد.

عاشق خودتان باشید
تا وقتی که هر یک از شما برای خودش ارزش قایل نشود، نمی‌تواند برای دیگری مفید باشد. به خودتان اهمیت بدهید. سعی کنید همیشه طوری زندگی کنید که کمترین فشار و استرس را متحمل شوید. شاد بودن شما فاکتوری است که باعث احساس رضایت و شادی در همسرتان هم خواهد شد.

 

آسان‌گیر و شوخ‌طبع باشید
با شروع زندگی مشترک، باید کم‌کم بیاموزید که بهتر است به مشکلات خندید. اگر برای حل مسایل خود راه‌های منطقی را که بلد بودید به کار بردید ولی باز هم مشکل حل نشد، خیلی سخت نگیرید. مطمئن باشید خوش‌اخلاقی شما و گذر زمان 2 عاملی هستند که دست به دست هم می‌دهند و هر ناممکنی را ممکن می‌کنند.

 

نوبتی عصبانی شوید
تصور کنید همسرتان پس از یک روز کاری سخت به شما می‌رسد و شروع می‌کند به شکایت کردن از در و دیوار و غر زدن و نق زدن. بهتر است اجازه بدهید خودش را خالی کند، البته تا جایی که رفتارش شما را آزار ندهد. بعد از تمام شدن حرف‌های همسرتان، شما هم فرصت دارید مشکلاتی را که در طول روز برایتان پیش آمده برای او تعریف کنید. به این شکل هر دوی شما هم می‌شنوید و هم شنیده می‌شوید. می‌توانید بعد از برگشتن اوضاع به حالت عادی بیشتر و مفصل‌تر در مورد مسایل با هم بحث کنید.

 

با هم حرف بزنید
شما و همسرتان هر دو انسان‌های بالغی هستید. پس نیازها و خواسته‌هایتان را خیلی روشن و منطقی با هم در میان بگذارید. هر دوی شما باید بدانید که همسرتان کجا و چه وقت به شما نیاز دارد. علاوه بر آن خط‌قرمزهای یکدیگر را هم باید بشناسید یعنی وقتی در حل مساله‌ای نیازی به دخالت شما نیست، به زور خود را وارد ماجرا نکنید.

از گفتن جمله دوستت دارم هرگز خسته نشوید. این جمله هیچ‌وقت تکراری نمی‌شود و همیشه اثرگذار است

پیش هرکسی درددل نکنید
تا حد ممکن مشکلات زندگی مشترک خود را بیرون از خانه نبرید. سعی کنید همه مسایل را خودتان دو نفری حل کنید. نهایتا اگر به نتیجه نرسیدید، فقط از کارشناسان و مشاوران خانواده کمک بگیرید. مثلا فرض کنید همسر شما خیلی شلخته است. اگر این مساله را پیش دوستان و نزدیکان خود بازگو کنید، احتمالا هرکس نظر خودش را برای بهبود اوضاع می‌گوید ولی هیچ‌یک از نظراتی که اطرافیان می‌دهند علمی و کارشناسانه نیست. بنابراین به احتمال خیلی زیاد مشکل به هیچ‌وجه حل نخواهد شد. تنها اتفاقی که می‌افتد این است که اعتبار و شخصیت همسر شما و به تبع آن آبروی شما به خطر می‌افتد.

 

نقاط‌ قوت و ضعف یکدیگر را بشناسید
بیشتر آدم‌ها دوست ندارند قبول کنند که برخی دیگر می‌توانند کار خاصی را بهتر از آنها انجام دهند ولی پس از ازدواج باید وجود بعضی استعدادها‌ی خاص را در همسر خود قبول کنید. درست همان‌طور که او هم وظیفه دارد توانایی‌های ویژه شما را بشناسد. مثلا ممکن است یکی از شما دو نفر استعداد بهتری در برنامه‌ریزی مالی داشته باشد. خوب بهتر است تنظیم خرج خانه به این فرد سپرده شود. البته مواظب باشید این تقسیم وظایف تبدیل به دیکتاتوری نشود. یعنی مشورت هر دوی شما در چنین اموری لازم است اما بهتر است برنامه‌ریزی کلی را کسی که توانایی بیشتری دارد انجام بدهد.

 

عشق خود را ابراز کنید
اهمیت ابراز عشق به همسر را شاید بارها در مقالات روان‌شناسی مختلف شنیده یا خوانده باشید اما واقعا چند نفر را می‌شناسید که همیشه و هر روز این کار را انجام ‌دهند؟ خود را عادت بدهید که حتما این توصیه را عملی کنید چون واقعا ساده و موثر است. اگر در خانه هستید و همسرتان از بیرون برمی‌گردد، به پیشواز او بروید. هر روز یکدیگر را در آغوش بگیرید و ببوسید. از گفتن جمله دوستت دارم هرگز خسته نشوید. این جمله هیچ‌وقت تکراری نمی‌شود و همیشه اثرگذار است.

 

به هر بهانه‌ای از همسر خود تعریف کنید
وقتی همسرتان لباس خود را عوض می‌کند به او بگویید چقدر دوست‌داشتنی شده. یا مثلا بگویید فلان رنگ چقدر به او می‌آید. چقدر خوب آشپزی می‌کند، چقدر خوب صحبت می‌کند یا چقدر زیبا می‌خندد…

 

لازم نیست همیشه کارهای مشترکی انجام دهید
شما و همسرتان هر دو به زمان‌هایی برای تنها بودن نیاز دارید. در این اوقات هریک از شما می‌تواند به سرگرمی مورد علاقه خودش برسد. مثلا وقتی شما کتاب می‌خوانید همسرتان تلویزیون ببیند. یا وقتی شما در اینترنت وب‌گردی می‌کنید او آشپزی یا باغبانی یا هر کار دیگری که دوست دارد انجام دهد.

 

تاریخ‌های مهم رابطه‌تان را جشن بگیرید

از هر مناسبتی برای جشن گرفتن استفاده کنید. تاریخ اولین آشنایی، اولین قرار، خواستگاری، ازدواج یا هر چیز دیگری. این جشن می‌تواند خیلی ساده، رمانتیک و به اصطلاح دونفره باشد. مثلا شام مخصوصی درست کنید و روی میز شمع بگذارید. همین کار به‌نظر ساده موجب تداوم عشق شما خواهد شد.

[ad_2]

12 ژوئن 2015 123 بازدید 0
ادامه و دانلود

[ad_1]

رسانه‌ها همه جا هستند. تلویزیون، اینترنت، کامپیوتر، و بازی‌های ویدئویی همیشه و همه جا توجه کودکان را به خود جلب می‌کنند. امروزه کودکان به طور متوسط روزانه ۷ ساعت از زمان خود را صرف بازی و استفاده از تجهیزات الکترونیک می‌کنند که بخشی از آن در اتاق انتظار مطب‌ها، در ایستگاه اتوبوس، و مواردی از این قبیل است.

والدین باید در تجارب استفاده کودکانشان از تجهیزات الکترونیکی به ویژه در سنین پایین‌تر سهیم باشند. هدف از این کار، ایجاد تعادل در استفاده از این تجهیزات است. والدین باید تجهیزات رسانه‌ای را در مکانی از منزل قرار دهند که امکان نظارت نحوه استفاده کودکان از آنها میسر باشد. علاوه بر این، تلویزیون و کامپیوتر نباید در اتاق خواب قرار داشته باشند. شما می‌توانید با شریک کردن کودکتان در تجارب خود در استفاده از تلفن‌های همراه هوشمند و تبلت مطالب بسیاری را به آنها بیاموزید. همان طور که کودک شما برنامه‌های جدید را کشف می‌کند، در کنار او باشید و به سوالات وی پیرامون بازی‌های و جنبه‌های مختلف محتوای آنها، او را یاری کنید. این کار که نوعی مشارکت و نظارت فعال است، به افزایش مهارت‌های ادراکی کودک شما کمک می‌کند.
بسیاری از کارشناسان بر این باورند که حس لامسه و لمس اجسامی از قبیل مکعب و سایر اشکال هندسی، بهترین روش یادگیری در کودکان زیر ۵ سال است؛ اما مشاهده تصاویر انتزاعی بر روی صفحه نمایش کامپیوتر تأثیر چندانی بر یادگیری آنها نداشته و علاوه بر این، بازی فعالانه و آزادانه نیز برای رشد سلامت آنها ضروری است.آنچه واضح است این است که استفاده از رسانه‌های دیجیتال به تنهایی درمان تمام نیازهای رشد کودکان نیست. همه کودکان به تعاملات اجتماعی نیاز دارند و حتی با کیفیت‌ترین تصاویر گرافیکی نیز تنها تقلید کمرنگی از دنیای واقعی را به آنها ارائه می‌کند. با وجود مزایای رسانه‌های دیجیتال و اینکه استفاده مناسب از دنیای مجازی، ذهن کودکان را از چهاردیواری خانه فراتر برده و با شبیه‌سازی دنیای واقعی، آنها را برای مواجهه با مشکلات واقعی و ارائه راهکارهای واقعی آماده می‌سازد، باید مضرات و تأثیرات منفی رسانه‌های دیجیتال را نیز مورد توجه قرار داد.
برخی از منتقدان ادعا می‌کنند در مورد منافع آموزشی کامپیوترها به شدت اغراق شده است. همچنین بسیاری بر این باورند که بازی‌های الکترونیکی، نه تنها کودکان را منزوی ساخته و باعث خوشحال آنی آنها می‌شود، بلکه به از خود بیگانگی، پرخاشگری، ناراحتی‌های روانی و چاقی در دوران کودکی منجر می‌شود .

در صورتی که موضوع تا این حد و زیر نظر والدین انجام شود نه تنها مضر نیست بلکه بعضی اوقات لازم هم هست. ولی، گاهی مساله شکل ناخوشایندی به خود می‌گیرد به این معنی که استفاده ازاینترنت تمام وقت و توان فرد را معطوف به خود می‌کند و نوجوان و یا جوان چشم از صفحه کامپیو‌تر برنمی‌دارد

اعتیاد رسانه ای در چند قدمی فرزند شما
کلمه اعتیاد همیشه برای همه ترس‌آور بوده است، این روز‌ها کمترکسی است که از این موضوع بی‌اطلاع باشد خانواده‌ها هم در این مورد آگاهانه تراز قبل برخورد می‌کنند تا فرزندان دلبندشان در این دام گرفتار نشوند، اما در عصر ارتباطات و تکنولوژی که هر روز و یا هر ساعت با اختراع و اکتشاف جدیدی روبه‌رو هستیم، دامی پنهان و آرام دامنگیر تمام فرزندان خانواده‌ها شده است. اعتیادی که والدین و بزرگسالان از آن اطلاع کافی ندارند.
براساس آخرین آمار ارائه شده توسط محققان سال ۲۰۱۳، بچه‌ها بین سنین ۸ تا۱۸سال به طور متوسط ۱۰ساعت و ۴۵ دقیقه از وقت خود را در هر روز با همین ابراز ارتباط جمعی امروزی مثل تلفن، موبایل‌های پیش‌رفته، کامپیو‌تر، تبلت، آی‌پد و… می‌گذرانند که به طور میانگین به مدت زمانی بالغ بر ۷۵ ساعت و ۱۵ دقیقه در هر هفته می‌رسد، به عبارتی دو برابر زمانی که والدین شاغل آن‌ها بهطور تمام وقت سر کار خود حاضر می‌شوند. ارائه این آمار و داده‌ها بسیار نگران‌کننده است. اطلاع والدین از این‌که فرزندشان کجای این رده‌بندی قرار دارد و آیا به طور طبیعی از آن استفاده می‌کند یا خیر، بسیار اهمیت دارد و اولین گام در راه کنترل بچه‌ها به‌شمار می‌آید.

شواهد روشنی وجود دارد که روشن می‌کند بعضی از استفاده ‌کنندگان، چنان دچار افراط در این زمینه می‌شوند که نبود اتصال آن‌ها به شبکه‌های اینترنتی به وسیله کامپیو‌تر و گوشی‌های موبایل در فعالیت‌های روزمره، روابط و سلامتیشان ایجاد اختلال می‌کند. اگرچه محققان هنوز به طور کامل متوجه رابطه بین استفاده از اینترنت و رفتار سوءاستفاده گونه از آن نشده‌اند ولی شواهد حاکی از آن است که خطر این مشکلات در جوانان و نوجوانان که بیشتر جذب تکنولوژی‌های نوین شده‌اند بیش از بزرگسالان است. والدین و افرادی که در غیاب پدر و مادر از بچه‌ها مراقبت می‌کنند، وقتی متوجه رفتارهای نگران‌کننده آن‌ها می‌شوند و برای کمک و رفع آن به دنبال راه‌حل می‌گردند، بسیار مهم است که از تفاوت میان استفاده درست و استفاده افراطی اینترنت آگاهی داشته باشند.

کودک و تبلت

به‌کارگیری درست و معمولی از اینترنت، شرایطی به وجود می‌آورد که باعث تفریح و سرگرمی می‌شود. این سرگرمی‌ها چنانچه بخوبی مدیریت نشوند هرروز گسترش پیدا می‌کنند و تبدیل به علاقه و عادت می‌شوند. عادتی که فرد دیگر نمی‌تواند آن را در ذهن خود انکار کند. گاهی کودک یا نوجوان از اینترنت به عنوان یک سرگرمی کوتاه‌مدت استفاده می‌کند، یعنی با توجه به حجم تکالیف درسی، کلاس‌هایی که در آن شرکت می‌کند و وظایفش در منزل، کار با کامپیو‌تر بخش کوچکی از ذهن او را درگیر کرده و برای رفع خستگی و دورشدن از روزمرگی و صرفا به عنوان تفریح به آن رو می‌آورد. گشت و گذار در یکی دو پایگاه اینترنتی، انجام بازی کامپیوتری، گفت‌وگو با دوستان اینترنتی و گاهی پیدا کردن یک دوست قدیمی، که تنها ساعتی از وقت او را در طول روز می‌گیرد.

در صورتی که موضوع تا این حد و زیر نظر والدین انجام شود نه تنها مضر نیست بلکه بعضی اوقات لازم هم هست. ولی، گاهی مساله شکل ناخوشایندی به خود می‌گیرد به این معنی که استفاده ازاینترنت تمام وقت و توان فرد را معطوف به خود می‌کند و نوجوان و یا جوان چشم از صفحه کامپیو‌تر برنمی‌دارد. گاهی روبه‌روی آن غذا می‌خورد، بدون این‌که متوجه وقایع پیرامون خود، روابط خانوادگی، اجتماعی، تکالیف درسی و دنیای بیرون از آن باشد. این اوقات‌گاه تا هفته‌ها ممکن است به طول انجامد و ذهن فرد چنان درگیر شود که خود نیز متوجه اشتباه و تغییرات رفتاری‌اش نشود. چنانچه شک دارید فرزندتان جزو کدام یک از دو دسته بالا است با مطالعه علائمی که در زیر ذکر شده می‌توانید به این موضوع پی ببرید.

نشانه‌های هشداردهنده
* استفاده از اینترنت همه فکر و ذهن او را مشغول کرده و اهدافی خاص مثل چت کردن با دوستان، تجارت الکترونیک و یا متاسفانه مسائل غیراخلاقی را در آن جستجو می‌کند.
* هنگامی که برای وقت‌گذرانی بیش از حد مورد اعتراض قرار می‌گیرد، حالت تدافعی به خود می‌گیرد.
*خرج کردن پول برای تهیه ابزار مربوط به اینترنت، حتی پولی که برای ملزومات او در نظر گرفته شده است.
*استفاده از اینترنت گاهی به بروز رفتارهایی مثل نترس شدن و همیشه آماده نزاع بودن منجر شده و فرد با وجود اینکه ازآن مطلع است در کنترل آن ناموفق است.
*هنگام مشغول بودن با کامپیو‌تر، دارای حالت شدید وجد و شادی می‌شود.
*در موقع کار با کامپیو‌تر، حساب زمان از دستش خارج می‌شود.
*از ساعات لازم برای وقت استراحت خود برای گشت وگذار در اینترنت مایه می‌گذارد.
* اگر به کامپیو‌تر دسترسی نداشته باشد و یا اینترنت قطع باشد عصبی و آشفته است.
* در طول روز به طور افراطی پیام‌های خود را چک می‌کند.
* به جای انجام تکالیف درسی و وظایف محوله بیشتر وقت خود را پای کامپیو‌تر می‌گذراند.
* ترجیح می‌دهد وقت خود را با کامپیو‌تر بگذراند تا با دوستان و خانواده خود.
* به وقت تعیین شده برای او قانع و متعهد نیست، درباره میزان زمان صرف شده در اینترنت دروغ می‌گوید و هنگامی که تحت نظارت و کنترل نیست از وقت سوءاستفاده می‌کند.
*اگر از کامپیو‌تر دور باشد گیج و حواس پرت است.
* از وقتی که به کامپیو‌تر دسترسی پیدا کرده علایق خود را به بعضی از فعالیت‌های قبلی از دست داده است.
برای فرار از مسئولیت‌ها و گاهی گریز از موقعیت‌های ناراحت‌کننده و احساسات ناخوشایند مثل افسردگی به اینترنت پناه می‌برد.
گفتنی است اگر تعداد زیادی از این علائم را یکجا درخود یا فرزندتان مشاهده کردید می‌توانید بگویید که اعتیاد به اینترنت و کامپیو‌تر وجود دارد. در این صورت با بالابردن سطح آگاهی خود در این زمینه و حتی کمک گرفتن از یک مشاور در رفتار خود تجدید نظر کرده و به تعدیل رفتار فرزندانتان کمک کنید. تاکید دارم که فقط با دیدن یکی دو مورد از این نشانه‌ها درمورد خود یا فرزندتان قضاوت نکنید. محض اطلاع خوانندگان عزیز، گفتنی است که استفاده از اینترنت دیگر منوط به استفاده از کامپیو‌تر نیست وجوانان بین سنین ۱۶ تا ۱۸سال به وسیله گوشی‌های جدید موبایل از شبکه‌هایی  به نام‌های توئی‌تر، اینستاگرام، واتس آپ و استپ‌چت استفاده می‌کنند که آن‌ها هم چنانچه کنترل نشود عواقبی مانند آنچه در بالا اشاره شده به همراه دارد.

[ad_2]

4 ژوئن 2015 114 بازدید 0
ادامه و دانلود

[ad_1]

قدر آرامش را آنهایی بیشتر می‌دانند که آن را در زندگیشان ندارند یا آن را از دست داده‌اند! وقتی آرامش نداشته باشید مهم نیست چه چیزهایی دارید زیرا هیچ لذتی از آن داشته‌ها و زندگیتان نمی‌برید. آزمونی که در پی‌آمده به شما کمک می‌کند نشانه‌های آرامش در زندگی خود را بررسی کنید و در صورت نیاز، با تغییر چند رفتار، آن را به زندگیتان برگردانید.

ابتدا با انتخاب یکی از گزینه‌های «الف»، «ب» یا «ج» به ۲۵ سوال این آزمون پاسخ دهید تا میزان آرامش زندگیتان را بسنجید.

۱-آیا ناخن‌هایتان را می‌جوید؟ الف) بله ب) گاهی اوقات ج) خیر

۲-آیا تاکنون به منظور آرامش یافتن به سراغ یک حمام داغ طولانی مدت رفته‌اید؟ الف) نه، فقط به قصد تمیزی به سراغ حمام می‌روم. ب) گاهی اوقات ج) بله چون یک حمام داغ طولانی، بهترین شیوه برای در کردن خستگی و آرامش یافتن محسوب می‌شود.

۳-وقتی دردی به سراغتان می‌آید که تاکنون آن را تجربه نکرده‌اید، آیا آن را فورا نشانه یک بیماری خطرناک می‌دانید؟ الف) بله و تا زمانی که درد رفع نشود، نگرانی یک لحظه هم دست از سرم بر نمی‌دارد. ب) گاهی اوقات ج) راستش نه ولی اگر درد ادامه پیدا کند به پزشک مراجعه می‌کنم تا علت مشخص شود.

۴-آیا تا به حال به علت اینکه افکار درهم و برهم زیادی در سر داشته‌اید، دچار بی‌خوابی شده‌اید؟ الف) بله، به وفور ب) گاهی اوقات ج) خیلی به ندرت و در مواقع خاص

۵-هر چند وقت یک بار در ارتباط با کارهایی که انجام داده‌اید، احساس گناه و عذاب وجدان به سراغتان آمده است؟ الف) به وفور و به دفعات ب)‌ گاه و بیگاه. ج) خیلی به ندرت یا هرگز

۶-آیا بیش از حد معمول، فکر و خیال می‌کنید؟ الف) بله به وفور ب) بیشتر اوقات ج) گاهی اوقات ولی نه خیلی زیاد

۷-آیا تاکنون در حالی از خواب برخاسته‌اید که افکار نگران کننده در سر داشته باشید؟ الف) بله ب) خیلی کم ج) خیلی به ندرت

۸-هر چند وقت یک بار با آرامش کامل به تماشای فیلمی از تلویزیون می‌پردازید؟ الف) کمتر از هر ۲ هفته یک بار. ب) دست کم به طور متوسط هفته‌ای یک مرتبه. ج) به طور متوسط بیش از یک مرتبه در هفته

۹-زمانی که در سفر هستید، آیا می‌توانید فکر و ذهنتان را به کلی از مسائل کاریتان دور کنید؟ الف) نه چون آن قدر گرفتار و پرمشغله هستم که نمی‌توانم مسائل کاری‌ام را به کلی به دست فراموشی بسپارم. ب) سعی می‌کنم ولی این طور مسائل همیشه در گوشه‌ای از ذهنم جا دارند. ج) بله

۱۰-در مجموع از بخت و اقبالتان در زندگی راضی هستید؟ الف) راستش را بخواهید نه ب) دلم می‌خواهد راضی باشم، ولی اوضاعم می‌توانست بهتر از این‌ها باشد. ج) بله

۱۱-آیا سعی دارید هر شب ساعت خواب مشخصی داشته باشید؟ الف) خیر چون آن‌قدر گرفتارم و فکر و خیال دارم که ساعت خواب هر شبم به نحو محسوسی تغییر می‌کند. ب) سعی دارم ولی گاهی اوقات موفقیتی حاصل نمی‌کنم. ج) بله، معمولا همیشه اطمینان حاصل می‌کنم که راس ساعت مشخصی بخوابم تا نیازم به خواب برطرف شود و صبح روز بعد سرحال و با نشاط باشم.

۱۲-فرض کنید با وجود اینکه مشغله زیادی دارید، تصمیم می‌گیرید در خانه بمانید و به تماشای مسابقه فوتبال یا یک فیلم سینمایی بپردازید. آیا در هنگام تماشای آن برنامه از این بابت که کارهای مهمتان راپشت گوش انداخته‌اید، احساس گناه و عذاب وجدان می‌کنید؟ الف) بله، آنقدر که در لذت بردنم از تماشای آن برنامه اختلال ایجاد می‌کند. ب) تا حدی بله، ولی به هر حال مستحق این استراحت هستم و می‌دانم که بعدا در فرصتی مناسب کارم را به نحو احسن انجام می‌دهم. ج) خیر، اصلا احساس گناه نمی‌کنم.

۱۳-آیا تا به حال به شیوه‌هایی برای رسیدن به آرامش بیشتر مانند استفاده از طب سوزنی یا… اندیشیده‌اید؟ الف) بله ب) خیر، ولی شاید در آینده در این زمینه بیشتر به بررسی این موضوع بپردازم. ج) خیر

۱۴-سر و صدا تا چه حد کفری و عصبانیتان می‌کند؟

 الف) خیلی زیاد، در واقع گاهی اوقات اعصابم از این بابت به هم می‌ریزد. ب) فقط گاهی اوقات در هنگام شنیدن سر و صدا از کوره در می‌روم. ج) خیلی به ندرت باعث آزارم می‌شود ولی در کل اهمیتی به آن نمی‌دهم.

۱۵- آیا برای انجام دادن کار‌هایتان عجله دارید؟ ا

لف) بله، بیشتر اوقات ب)‌ گاه و بیگاه ج) معمولا نه

۱۶-آیا در موقعیت‌ها و شرایط تنش زا، بغض راه گلویتان را می‌بندد؟

 الف) بله ب) در موارد خیلی نادر این حالت را تجربه کرده‌ام ج) شاید ولی تا آن حد نبوده که به راحتی متوجهش شوم.

۱۷-آیا برایتان پیش می‌آید که فشار کاریتان غیر قابل تحمل شود؟

الف) بله ب) گاهی اوقات ج) خیر

۱۸-آیا نسبت به آینده خوش بین هستید؟

الف) خیر چون همیشه نگران آینده هستم. ب) نظر خاصی در این باره ندارم و پیرو این ضرب المثل هستم که هر چه پیش آید، خوش آید! ج) بله، خوش بین هستم

۱۹-به نظر شما، حضور در کلاس‌های یوگا برای تغییر حالتان مفید است؟

الف) اگر وقت کافی داشته باشم، فکر خوبی است. ب) شاید ولی خوش بین نیستم ج) نه، تصور نمی‌کنم

۲۰-در مقایسه با یک شخص متوسط و معتدل، چقدر می‌خندید و لبخند می‌زنید؟

 الف) کمتر از معمول ب) در حد متوسط ج) بیشتر از معمول

۲۱-هر چند وقت یک بار، مسئله‌ای برایتان پیش می‌آید که تا آخر روز فکرتان را به خودش مشغول می‌کند؟

 الف) به وفور ب) فقط‌ گاه و بیگاه ج) خیلی به ندرت یا هرگز

۲۲-آیا تا به حال فردی به شما گفته که خونسردیتان را حفظ کنید؟

الف) بله به دفعات ب) بله، در برخی شرایط خاص ج) خیر

 

۲۳-آیا تاکنون به بیماری مبتلا شده‌اید که پزشک دلیل آن را فشار روحی و استرس تشخیص داده باشد؟

الف) بله ب) نه ولی خیلی هم به خودم اطمینان ندارم که بگویم هرگز این اتفاق برایم نمی‌افتد ج) خیر

 

۲۴-هر چند وقت یک بار به علت فشارهای روحی، زندگی عاطفیتان دچار مشکل می‌شود؟

الف) بیشتر از حالت طبیعی ب) گاهی اوقات ج) هرگز

۲۵-هر چند وقت یک بار به این علت که از فرط خجالت سرخ شده‌اید به ستوه آمده‌اید؟

 الف) بیشتر از حالت طبیعی ب) گاهی اوقات ج) خیلی به ندرت

نحوه محاسبه امتیاز آزمون
حال که به همه سوالات این آزمون پاسخ داده‌اید، نوبت آن است که امتیازتان را محاسبه کنید. برای محاسبه امتیازتان در سوالاتی که گزینه «الف» را انتخاب کرده‌اید، ۲ امتیاز و در سوالاتی که گزینه «ب» را انتخاب کرده‌اید، ۱ امتیاز برای خودتان در نظر بگیرید. گزینه «ج» هیچ امتیازی ندارد. توجه داشته باشید که امتیاز نهایی شما باید عددی بین ۰ تا ۵۰ باشد.

 

تحلیل آزمون
به نقل از باشگاه خبرنگاران، بیشتر ما همیشه برای انجام کار‌هایمان عجله داریم، چند کار را به طور همزمان انجام می‌دهیم و سعی می‌کنیم برای همه آدم‌ها همه کار بکنیم و به ندرت وقت کافی برای خودمان می‌گذاریم. با این حال، همه ما در جست‌و‌جوی آرامشیم، اما معمولا آنچه را که لازمه دستیابی به آن است انجام نمی‌دهیم و دنبال راه‌هایی برای به دست آوردن آرامش می‌رویم که فقط هرج و مرج زندگیمان را بیشتر می‌کند.

 

اگر نمره شما کمتر از ۲۵ باشد: به نظر می‌رسد که شما از آن دسته افرادی هستید که برخوردشان با زندگی، با آرامش خاطر کامل است البته باید اعتراف کنم که شما معمولا در مواجهه با مشکلات، بی‌خیال و ساده لوحانه عمل می‌کنید. شما در بعضی مواقع، نگرانی را به نحوی تجربه می‌کنید ولی این مواقع را در حالت حداقل حفظ می‌کنید؛ به نظر می‌رسد که مسائل و اتفاقاتی که برای بسیاری از افراد نگران کننده و دلهره آور به حساب می‌آید برای شما اصلا اهمیتی نداشته باشد و از آن دسته اشخاصی هستید که تا حادثه‌ای رخ نداده است، با بی‌خیالی به زندگی عادی خود ادامه می‌دهید.

اگر نمره شما بین ۲۶ تا ۳۹ باشد: میزان آرامش در زندگی شما در وضعیتی متوسط، رضایت بخش، مساعد و مطلوب قرار دارد. اگرچه شما گاهی اوقات خودتان را تحت فشار می‌بینید، ولی به موقع علایم و نشانه‌های هشدار دهنده خطر را شناسایی می‌کنید و خودتان را از مهلکه نگرانی‌ها نجات می‌دهید و متوجه می‌شوید که بی‌دلیل خودتان را تحت فشار قرار داده‌اید. در واقع نگرانی و اضطراب در موارد کمی به سراغ شما می‌آید که آن هم با طرز برخورد صحیح شما مشکلی ایجاد نمی‌کند.

اگر نمره شما بین ۴۰ تا ۵۰ باشد: امتیاز شما نمایانگر آن است که شخصیتی بیش از حد مضطرب و نگران دارید و همواره مسائل را در ذهنتان بزرگ می‌کنید. از آنجا که نگرانی، تشویش و اضطراب در شخصیت شما نهادینه شده است و به آن شکل با مسائل برخورد می‌کنید، دائما فشار روحی زیادی را متحمل هستید و بیان حفظ خونسردی و آرامش برای شما راحت‌تر از به کار بستنش است ولی بهتر است همیشه به یاد داشته باشید که نگرانی و اضطراب به فشار روحی و استرس منجر می‌شود و آن علت و عامل بروز بسیاری از مشکلات و ناراحتی‌های جسمانی است؛ بنابراین برای سلامتیتان بسیار مضر به حساب می‌آید.

[ad_2]

30 می 2015 152 بازدید 0
ادامه و دانلود

[ad_1]

چیزی که برای شما به عنوان یک زن لذت بخش است برای همسرتان ممکن است زجر آور باشد ، این را باور کنید.

این‌که زن و مرد دارای تفاوت‌های روحی و خلقی و جسمی فراوانی هستند شبیه یک کلیشه روانشناسی شده است، اما چاره‌ای جز بیان هر لحظه این قبیل جملات نیست تا بالاخره به صورت ملکه در بیایند و دربافت زندگی زن‌ها و مردها حل شوند. مادامی که این تفاوت‌ها برای افراد جامعه شناخته نشده باشد مشکلات و عدم تفاهم در زندگی‌ها بروز می‌کند و منجر به نارضایتی از زندگی می‌شوند.

این جمله را هم داخل در این کلیشه همیشگی ببرید که:
در زندگی مشترک در مقابل شوهرتان هرگز همدردی نکنید. مردها همدردی کردن را دوست ندارند و ناخواسته در مقابل همدردی شما واکنش‌های مردانه‌ای از قبیل:
* تو نمی‌فهمی من چه می‌گویم!
* اصلا چرا برای تو این‌ها را گفتم!؟
* اگر خوابیده بودم بهتر بود تا این‌ها را برایت بگویم و فایده‌ای نداشته باشد.
* میشه انقدر وسط حرف من نپری!؟
این جملات و هر جمله دیگری که در پاسخ به همدردی شما گفته شود، قطعاً خوشایند روحیه زنانه نخواهد بود. چه می‌شود کرد!؟ دو انسان متفاوت با دو ساختار جدا از هم باید یاد بگیرند چگونه به تبادل نظر و گفتمان بنشینند.

شوهری که تازه به خانه آمده
بی‌شک احساسات و عواطف زنانه شما به نحوی است که وقتی وارد خانه شوید و شوهرتان را ببینید، دلتان می‌خواهد از پیاده‌روی ساده‌ای که در پارک انجام داده‌اید به اندازه لا‌اقل پانزده دقیقه برای همسرتان صحبت کنید و صدالبته تمام جزییات را هم مو به مو تعریف خواهید کرد، اما مردها این‌گونه نیستند. اگر همسر شما از محل کار به خانه برگردد، خوشایندترین حس برایش سکوتی است که شما زمینه‌ساز می‌شوید؛ البته با بیان جملات متداولی مانند سلام و احوالپرسی و خسته نباشید و یک استکان چای.
وقتی شوهرتان به خانه برمی‌گردد، قدری امان بدهید باور کنید ظرف نیم ساعت خستگی‌اش برطرف می‌شود و آن وقت شروع به پرسیدن چه خبرها و تعریف ماوقع آنچه از صبح اتفاق افتاده کنید. مردها به این آرامش نیم‌ ساعته احتیاج دارند.

اگر قرار است خبر بدی بدهید یا از یک جریان تلخ وی را مطلع کنید، سعی کنید لااقل در صورت‌تان ناراحتی مربوط به آن موضوع موج نزند. مطلب را کم‌کم و با مقدمه‌ای که همسرتان را از نظر روحی آماده شنیدن خبر کند، بیان کنید. گفتن یک باره خبر ناخوشایند ممکن است شب تلخی برای شما به‌وجود بیاورند

خبرهای خوب و بد را قورت ندهید 
این‌که قرار است نیم‌ساعت به شوهرتان زمان استراحت بدهید، اصلاً به این معنی نیست که اگر خبرهای خوبی هست یا خدای نکرده خبر بدی شنیده‌اید به همسرتان نگویید.
* اگر قرار است خبر خوبی بدهید قطعاً شادی‌اش از چهره‌تان تا حدی نمایان خواهد شد. دادن خبرهای خوب با چاشنی یک پذیرایی مختصر عصرانه برای همسرتان بی‌شک جذاب خواهد بود و شاید زودتر از نیم‌ساعت خستگی‌اش از بین رفت، خدا را چه دیدید
* اگر قرار است خبر بدی بدهید یا از یک جریان تلخ وی را مطلع کنید، سعی کنید لااقل در صورت‌تان ناراحتی مربوط به آن موضوع موج نزند. مطلب را کم‌کم و با مقدمه‌ای که همسرتان را از نظر روحی آماده شنیدن خبر کند، بیان کنید. گفتن یک باره خبر ناخوشایند ممکن است شب تلخی برای شما به‌وجود بیاورند. به هرحال یک خبر ناخوشایند می‌تواند عقبه تلخی برای خستگی از کار روزانه باشد. مردها این‌گونه‌اند دیگر.

فقط قرار است بشنوید
شاید برایتان پیش آمده باشد که وقتی همسرتان از کار روزانه به خانه برمی‌گردد از او بخواهید که از روز کاری‌اش برایتان تعریف کند. تعداد کمی از مردها شاید خودشان با توجه به کتاب‌ها و مطالعات روانشناسی‌ای که داشته‌اند، بدانند شما مشتاقید کمی از روز کاری‌اش بدانید و برایتان خلاصه‌ای از روز را می‌گویند. اما اکثر مردها در ساختارشان بیان وقایع روز برنامه‌ریزی نشده است. پس اگر شما از این نمونه مردان بخواهید برایتان از روز کاری‌شان تعریف کنند، باید بدانید که فقط باید یک شنونده باشید بدون هیچ ابراز همدردی.
ممکن است همدردی شما خیلی زود آن‌ها را به جوش بیاورد. نه این‌که همدردی شما یک موضوع ناپسند باشد. اصلاً اینطور نیست. بلکه ساختار وجودی آن‌ها به گونه‌ای است که همدردی شما را به مثابه یک ضعف در خود می‌پندارند و از این حس فراری اند. وقتی همسرتان صحبت می‌کند آرام فقط گوش بدهید و در صدد همدردی یا دادن راهکار به او نباشید. همین که به این مرحله دستیافته‌اید که بتوانید از روز کاری خود صحبت کنید خیلی عالی است. مطمئن باشید در گام‌های بعدی موفق‌تر خواهید شد.

برای آمدنش آماده باشید
مردها دوست دارند که ببینند در زندگی شما مهم هستند .آنها این اهمیت را در ظاهر شما و آمادگی خانه تان برای مراجعت او می بینند. نمی گویم همیشه باید در حال کار خانه باشید اما سعی کنید نشان دهید که قدر زحمات او را می دانید و محیطی امن برایش مهیا می کنید. بعد از یک روز کاری هیچ چیز به اندازه ی یک چهره ی ارام و خندان شما خستگی او را به در نمی کند.

 

فرآوری: داودی

[ad_2]

23 می 2015 142 بازدید 0
ادامه و دانلود

[ad_1]

از چه راه هایی احساس عشق به شما دست می دهد و چگونه از دیگران قدردانی می کنید؟ اگر از نخستین زبان عشق تان آگاهی ندارید می توانید آن را کشف کنید.

صحبت کردن با زبان عشق یکدیگر این احساس را در ما ایجاد می کند که ما را دوست دارند، از ما مواظبت می کنند و ما را درک می کنند و همین احساس سبب به وجود آمدن روابط عاطفی قوی می گردد. بدون درک زبان عشقِ فردی که دوستش داریم نمی توانیم با او ارتباطی قوی و عاطفی برقرار کنیم. ممکن است تلاش های زیادی برای ایجاد ارتباط بکنیم اما در حقیقت راه را درست نرفته ایم. هر کدام از ما یکی از پنج زبان عشق، زبان اصلی ما است. با این زبان است که می توانیم احساساتمان را به خوبی بیان کنیم.

از چه راه هایی می توانید زبان عشق نخستینِ خودتان را تشخیص دهید؟

اگر از زبان عشق نخستین تان آگاهی ندارید از راه های زیر می توانید زبان های عشق خود را کشف کنید:

1. رفتار خود را مورد مشاهده قرار دهید
عمدتاً از چه راه هایی احساس عشق به شما دست می دهد و چگونه از دیگران قدردانی می کنید؟ دائماً برای تشویق دیگران از واژه های تأییدی استفاده می کنید ، این احتمال وجود دارد که زبان عشق اصلی شما واژه های تأییدی باشد . وقتی دوست دارید افراد مورد علاقه خودتان را در آغوش بگیرید ، آن ها را نوازش کنید ، یا ماساژ دهید ( تماس بدنی). اگر دائماً ، چه در موقعیت های خاص و چه در موقعیت های دیگر به دیگران کادو می دهید، احتمال دارد زبان عشق شما دریافت هدیه باشد. اگر شما افراد را برای شام یا ناهار دعوت می کنید یا با دیگران قرار می گذارید که به منزلتان بیایند و از آن ها پذیرایی می کنید( صرف وقت مفید) اگر بدون تقاضای دیگران خدمتی به آن ها می کنید احتمالاً زبان عشق نخستین شما  خدمت و سرویس دهی است.

2. دقت کنید که شما از دیگران چه درخواست هایی دارید
گام دوم آن است که ببینید از دیگران چه درخواست هایی دارید. مثلاً ممکن است از دوستان خود بخواهید که در کارهایتان به شما کمک کنند.( سرویس دهی و خدمات) . درخواست های ما بیانگر نیازهای عاطفی ما هستند.

3. به شکایت های خود توجه کنید
بیان شکایت های شما در حقیقت بیان نیازهایی است که در ذهن شما انباشته شد است.اگر شکایت می کنید که دیگران انتظار دارند که من هر کاری برایشان انجام دهم ، اما آن ها برای من هیچ کاری انجام نمی دهند احتمالاً زبان اصلی عشق شما سرویس دهی و خدمات است. شکایت ما بیان کننده نیازهای عمیق عاطفی ماست که نادیده گرفته شده اند.
اگر برای شما دو زبان اهمیت یکسانی دارد، پس شما احتمالاً فردی دوزبانه هستید و در این صورت درک نیازهای عاطفی شما برای دیگران آسان تر خواهد بود. آن ها می توانند از بین دو زبان یکی را انتخاب کنند و با هر کدام که می توانند ارتباط قوی تری ایجاد کنند.

یکی از جالب ترین راه ها برای فهمیدن زبان عشق نخستین افراد ، پرسیدن است. وقتی که می خواهید بدانید در ذهن دیگران چه می گذرد می توانید از آن ها بپرسید

چه طور می توان زبان عشق دیگران را کشف کرد
عاشق بودن خیابانی دوطرفه است . در این خیابان شما فقط عشق دریافت نمی کنید بلکه جایی است که باید عشق هم ببخشید.

محبت ها ، شکایت ها و تقاضاهای آن ها را مورد دقت قرار بدهید
در مرحله اول ببینید حرف هایشان حول چه موضوعی است . مثلا اگر همکار شما دائماً از شما و دیگران تقدیر و تشکر می کند احتمالاً زبان عشق او واژه های تأییدی است.
درمرحله دوم ببینید دیگران بیشتر از چه چیزهایی شاکی هستند. مثلاً وقتی مادرتان می گوید چه قدر این جا را جمع کنم؟! ممکن است زبان عشق او سرویس دهی و خدمات باشد.
در مرحله سوم در مورد بیشترین تقاضا های اطرافیان دقت کنید. اگر همکارتان درخواست کند که وقتی شما به کنفرانس رفتید برایش مقداری کاغذ مجانی بیاورید این درخواست، دریافت کادو است.

از خودشان بپرسید 
یکی از جالب ترین راه ها برای فهمیدن زبان عشق نخستین افراد ، پرسیدن است. وقتی که می خواهید بدانید در ذهن دیگران چه می گذرد می توانید از آن ها بپرسید.

تجربه کنید
با آزمایش کردن هم می توانید زبان عشق کسی را بفهمید . هر پنج زبان را استفاده کنید و ببینید که پاسخ چگونه است.

 

فرآوری: زهرا سادات طباطبایی

[ad_2]

23 می 2015 108 بازدید 0
ادامه و دانلود

[ad_1]

آمارهای رسمی نیز حکایت از طلاق روزانه 381 زوج در کشور دارد. یعنی هر ساعت 16 زوج در ایران از یکدیگر جدا می شوند.

چالش‌های حوزه جوانان و جمعیت و کم‌کاری دستگاه رسمی متولی امور جوانان یعنی معاونت جوانان وزارت ورزش و جوانان موجب شده این بار وزارت بهداشتی‌ها هم وارد گود شوند و آموزش معیار همسرگزینی عقلایی در راستای ترویج ازدواج سالم را با عنایت به آمار 20 میلیونی جوانان 18 تا 30 ساله در برنامه کاری خود قرار دهند. 
هر‌چند سیمای جمعیتی جامعه در حال تغییر از جوانی به میانسالی است اما 20 میلیون جوان 18 تا 30 ساله خود جمعیت قابل‌توجهی است که نقش تأثیرگذاری در حال و آینده کشور دارد و می‌تواند جامعه را از فرو افتادن در چاله جمعیتی نجات دهد. این در حالی است که بنا به تأکید محمد‌مهدی مطلق، مدیرکل مرکز سلامت جمعیت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت، 80 درصد طلاق‌ها زیر 30 سال است. 
طلاق دیگر در بین زوج های ایرانی عادی شده است و با کوچکترین مشکلی جدایی را بهترین راهکار می دانند. برای پی بردن به عمق این فاجعه کافیست سری به دادگاههای خانواده تهران بزنید. در آنجا روزانه زوج های بسیاری را می بینید که برای گرفتن حکم طلاق پشت در شعبات در انتظار هستند. با نگاهی گذرا متوجه خواهید شد که اغلب آنها زیر 30 سال سن دارند. آمارهای رسمی نیز حکایت از طلاق روزانه 381 زوج در کشور دارد. یعنی هر ساعت 16 زوج در ایران از یکدیگر جدا می شوند.

 طلاق مانع جدی فرزند‌آوری زوج‌ها

امسال به جای یک روز برای جوانان از 31 اردیبهشت تا 9 خرداد تحت عنوان هفته سلامت جوانان نامگذاری شده است. اگرچه تاکنون روز و هفته جوان تنها با برگزاری جشن و جشنواره و برنامه‌های تشریفاتی همراه بوده اما امسال وزارت بهداشتی‌ها هم به میدان آمده و با منطقی از جنس آمار و ارقام، چالش‌های این قشر را به خصوص در حوزه سلامت به نشستی خبری آورده بودند.

هرچند رشد طلاق را باید یک آسیب جدی در نظر گرفت اما باید گفت طلاقی که در دوران عقد اتفاق می افتد موجه تر از طلاقی است که در سال های پس از ازدواج رخ می دهد چرا که بسیاری از  اتفاقات پس از ازدواج در آن نیفتاده است اما به هر حال آسیب های روحی و روانی این طلاق در فرد تبعات جبران ناپذیری دارد

 به گفته مدیرکل مرکز سلامت جمعیت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت، نهم خرداد روز ملی سلامت جوانان نامگذاری شده است. مطلق در این نشست با بیان اینکه 66 درصد زوجین در ابتدای زندگی مایل هستند که فوراً بچه‌دار شوند، گفت: بیشتر این افراد دوست دارند که دو فرزند یا بیشتر داشته باشند اما متأسفانه بسیاری از ازدواج‌ها به طلاق می‌انجامد و 80 درصد از این طلاق‌ها در سنین زیر 30 سال اتفاق می‌افتد که این خود می‌تواند معضلی جدی در افزایش جمعیت به شمار آید.

طلاق دوران عقد موجه تر از طلاق پس از ازدواج است

وی درخصوص نرخ بالای طلاق در کشور و اینکه از هر چهار طلاق یک مورد آن در دوران عقد رخ می دهد، افزود: هرچند رشد طلاق را باید یک آسیب جدی در نظر گرفت اما باید گفت طلاقی که در دوران عقد اتفاق می افتد موجه تر از طلاقی است که در سال های پس از ازدواج رخ می دهد چرا که بسیاری از  اتفاقات پس از ازدواج در آن نیفتاده است اما به هر حال آسیب های روحی و روانی این طلاق در فرد تبعات جبران ناپذیری دارد.

این استاد دانشگاه تأکید کرد: جدایی دو نامزد آنگونه که باید تبعات ندارد اما اینکه دو جوان مراسم ازدواج بگیرند و وارد زندگی مشترک شوند و طلاقی رخ دهد آن وقت موضوع فرق می کند و هم برای زوج و هم برای جامعه خطرناک تر است.

این جامعه شناس خاطرنشان کرد: در رابطه با طلاقی که در دوران عقد رخ می دهد مسئولان نمی توانند کاری بکنند چرا که مساله ای پنهان است و در هر صورت رخ می دهد.

یک جامعه شناس و استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه افزایش طلاق در کشور نگران کننده است، گفت: طلاق در دوران عقد هرچند نگران کننده است اما این نوع طلاق موجه تر از طلاق پس از ازدواج است.

60 درصد طلاق ها به خاطر ناتوانی جنسی

دکتر مجید ابهری، آسیب شناس اجتماعی هم در این رابطه می گوید: طی سالهای اخیر با توجه به تغییر سبک زندگی و گرایش به مصرف زدگی دلایل اصلی طلاق در کشور تغییر یافته است. فاصله گرفتن از سبک زندگی اسلامی- ایرانی، مشکلات اقتصادی و تورم که باعث ایجاد تنوع در خانواده ها می شود و عدم تفاهم بین زن و شوهر از مهمترین دلایل طلاق در کشور است.
وی ادامه داد: 60 درصد طلاق ها در مسائل جنسی ریشه دارد. در این زمینه زوجین به دلیل چارچوب های فرهنگی- اجتماعی دلیل واقعی را بیان نمی کنند و بهانه های دیگر را پیش می کشند.
این آسیب شناس اجتماعی خاطر نشان کرد دخالت اطرافیان ، انتخاب بر اساس معیار ظاهری و مادی، ضعف کنترل رفتارهای هیجانی و فقدان مدیریت رفتار زناشویی از دیگر عوامل طلاق در ایران است.
وی با اشاره به نقش روابط زناشویی در طلاق در جامعه گفت: گسست روابط زناشویی به دلیل روابط فرا زناشویی ناشی از تضاد فرهنگی، اختلافات طبقاتی و عدم رعایت موازین اخلاقی یکی دیگر از عوامل طلاق در ایران است که طی چند سال اخیر تاثیر مهمی در جدایی زوجین داشته است.

60 درصد طلاق ها در مسائل جنسی ریشه دارد. در این زمینه زوجین به دلیل چارچوب های فرهنگی- اجتماعی دلیل واقعی را بیان نمی کنند و بهانه های دیگر را پیش می کشند

دکتر ابهری با اشاره به طلاق 85 درصد زوج ها در پنج سال اول زندگی شان تاکید کرد: این واقعیت بیانگر انتخاب نادرست و ضعف تفاهم می باشد چرا که ازدواج یعنی پیوند دو نفر از دو فرهنگ و دو دیدگاه متفاوت اجتماعی و برای جذب این دو دیدگاه حداقل پنج سال زمان لازم است. متاسفانه در کشور طلاق در مرحله عقد رو به افزایش است . در کنار طلاق قانونی و شرعی، طلاق های عاطفی و روانی در جامعه رو به افزایش است.
وی ادامه داد: 35 درصد از زوج هایی که در 5 سال اول زندگی طلاق می گیرند دارای یک یا دو فرزند هستند و بر خلاف بعضی باورهای غلط که فرزند آوری را اصلاح کننده روابط زناشویی می دانند، وجود فرزند ضمانت دوام نیست.

دلایل عشق زودرس و طلاق زودرس

رئیس اداره جوانان دفتر سلامت جمعیت، خانواده و مدارس در واکنش به آمار 80 درصدی طلاق در سنین زیر 30 سال گفت: نبود شاخص‌های مناسب برای ارتباط با جنس مخالف در نوجوانان سبب می‌شود که با ورود آنان به دانشگاه، به علت آموزش ندیدن، دچار عشق‌های زودرس شوند که برخی از آنها به ازدواج می‌انجامد. 
اردلان با اشاره به یکی از بندهای سیاست‌های ابلاغی جمعیتی از سوی مقام معظم رهبری مبنی بر ازدواج سالم گفت: برنامه‌هایی به منظور کاهش آسیب‌های اجتماعی و رفتارهای مخاطره‌آمیز در میان جوانان در اداره سلامت جوانان وزارت بهداشت دنبال می‌شود. یکی از راهکارها در این راستا توانمند کردن مسئولان و جوانان در قالب گروه هدف ماست که شامل 200 هزار دانشجوی پزشکی و پیراپزشکی می‌شود. همچنین استفاده از اساتید روانشناس و مشاورین سلامت خانواده در 15 دانشگاه علوم پزشکی از دیگر برنامه‌ها در راستای ترویج ازدواج سالم است. 
رئیس اداره جوانان دفتر سلامت جمعیت، خانواده و مدارس در ادامه از تهیه پیش‌نویس سند سلامت جوانان خبر داد و گفت: این سند شامل سلامت باروری و ازدواج، سلامت روان، سلامت اجتماعی، سلامت سوانح و حوادث، نظام ارائه خدمات، ترویج سبک زندگی سالم و پیشگیری از اعتیاد است که توسط وزارت ورزش و جوانان بررسی خواهد شد.

[ad_2]

22 می 2015 123 بازدید 0
ادامه و دانلود

[ad_1]

از طبیعی ترین خواسته های هر فرد، داشتن فضایی مخصوص استراحت و سرگرمی در منزل است. اگر از آن دست افراد خوش شانسی هستید که منزلش مجهز به تراس است، یک باغچه در آن شاید بتواند به این خواسته پاسخ گوید. تصور کنید چقدر لذتبخش است که بعد از یک روز پر کار در این باغچه کوچک استراحت کرده و چای بنوشید. ضرورتی ندارد که این فضا بزرگ باشد، در هر صورت شما می توانید آن را زیبا و دوست داشتنی کنید.

گل و گیاهان از ضروری ترین مواردی است که باید در نظر بگیرید. علاوه بر آن، در نظر گرفتن فضایی مخصوص نشستن که اگر امکانش را داشته باشید فوق العاده است. این فضا را به یک یا چند صندلی زیبا مجهز کنید. اینجا فضایی است که می توانید در آن چرت بزنید، با اعضای خانواده به گفتگو بنشینید و یا تنها از تماشای منظره پیش رویتان لذت ببرید. یک باغچه در بالکن فضایی منحصربفرد برای استراحت است. 

[ad_2]

22 می 2015 217 بازدید 0
ادامه و دانلود

[ad_1]

شادبودن هنری است که بسیاری از ما بلد نیستیم چگونه از آن استفاده کنیم. در دنیای پر از اضطراب و تنش امروز، شاد زندگی کردن شاید کار سخت و عجیبی باشد.

اگر بسیاری از مردم زندگی شادی ندارد و در زندگی شادی واقعی را تجربه نمی کنند تنها از آنروست که نیاموخته اند چگونه می بایست به شادی برسند !

شاد زیستن نیاز به آموزش دارد و برخلاف بسیاری که معتقد شاد بودن پیچیده یا غیر ممکن است ، اتفاقاً شاد زیستن امری ست آسان و ممکن که تنها نیازمند خواستن است . اگر شادی به زندگی شما نمی آیند تنها از آن روست که واقعاً نخواسته اید خانواده و فضایی شاد داشته باشید . برای شادی و شاد زیستن باید تلاش کنید و در این مقاله می آموزید که چگونه این کار را انجام دهید.

همانگونه که گفته شد باید بخواهید که شاد باشید و برای خواستن باید دلایل کافی داشته باشید . تا ندانید چرا ، هرگز به سراغ چگونه ها نمی روید اما اگر فقط یکبار از خود دلیل چیزی را بپرسید و از خود بپرسید چرا ، ناخودآگاه به دنبال چگونه و راه حل ها می گردید . بیائید یک زندگی شاد را در نظر بگیریم . قطعاً افراد و خانواده هایی را در اطراف خود می شناسید که شاد باشند و شاید بارها حسرت زندگی آنها را خورده باشید.
آیا تا به حال دیده اید که از هیجان آنها کم شود ؟
آیا تا به حال دیده اید که مدام به موسیقی های غمگین گوش دهند ؟
آیا تا به حال دیده اید که در طول روز افسرده و بی حوصله باشند ؟
آیا تا به حال شده است که به آنها پیشنهاد جذابی دهید اما استقبال نکنند ؟
آیا فرد و خانواده واقعاً شادی را می شناسید که از مسائل مالی رنج ببرند ؟
منظور از شادی خنده های عصبی و صورت خود را با سیلی سرخ نگه داشتن نیست . شادی فرآیندی است کاملاً مشخص ، که در نهایت اعتدال است . در یک زندگی شاد نه افراطی هست و نه تفریط . شاید فکر کنید در یک خانواده شاد بیست و چهار ساعته اعضای آن قهقهه می زنند اما اینطور نیست .به این دوازده مورد عمل کنید تا شادی را به زندگی تان بیاورید.
 

1- در مورد این‌که چه چیزی شما را خوشحال می‌کند، به دقت فکر کنید: در این دنیای بزرگ چیزهای متعددی هستند که مایه خوشحالی ما می‌شوند. فقط کافیست با دقت به آن‌ها فکر کرده و برای رسیدن به آن‌ها برنامه‌ریزی کنید. رسیدن به این اهداف، حس خوبی در شما ایجاد خواهد کرد.

۲- با افراد مثبت و شاد رفت‌وآمد کنید: حتماً شما هم این ضرب‌المثل را شنیده‌اید؛ “کمال هم‌نشین در من اثر کرد”. این نکته را به خاطر داشته باشید که حال خوب و بد، به‌ صورت مسری به اطراف سرایت می‌کند؛ اگر با افرادی که دایم از مشکلات گلایه می‌کنند رفت‌وآمد کنید، انتظار حال خوب انتظار زیادی است. پس از همین الآن سعی کنید با افراد مثبت معاشرت کنید تا نشاط و سرزندگی آن‌ها به شما هم سرایت کند.

 

۳- هر روز برای خودتان وقت بگذارید: گاه کارهایی که به ظاهر کوچک و بی‌اهمیت هستند؛ مثل پیاده‌روی، یک دوش آب گرم، شام خوب، گوش‌کردن به یک موسیقی آرامش‌بخش، صحبت با یک دوست و…، می‌تواند حال ما را خوب کند. تأثیر این کارهای به ظاهر کوچک بر شادمانی ما، فوق‌العاده است. لیستی از این کارهای کوچک تهیه کرده و سعی کنید هر روز حداقل یکی از آن‌ها را انجام دهید.

ناراحتی و دلخوری از دیگران، همانند باری سنگین بردوش ماست و تا زمانی‌که بخشش را امتحان نکرده و دیگران را از صمیم قلب نبخشیده‌ایم، این بار سنگین را زمین نگذاشته و همه‌جا با خود می‌بریم. بخشش باعث کاهش فشار خون و ضربان قلب می‌شود و به آرامش شما کمک بسیاری می‌کند

۴- عقل سالم در بدن سالم است: ورزش و تغدیه سالم یکی از مهم‌ترین عوامل شادکامی است؛ از مصرف فست‌فودها تا جایی‌که امکان دارد اجتناب کنید و سعی کنید حتماً ورزش را در برنامه روزانه‌تان قرار دهید.

۵- خوش‌بین باشید: اجازه ندهید ناراحتی و احساسات منفی وارد زندگی شما بشود. این را بپذیرید که مشکلات هم در کنار خوشی‌ها بخشی از زندگی ماست و ما در سختی‌ها ساخته شده و رشد می‌کنیم؛ زمانی‌که با مشکلات برخورد می‌کنید با خود بگویید این روزها تمام می‌شود و از جملات مثبتی مثل “تو قوی باش”، “حتماً می‌توانی حلش کنی” و… استفاده کنید.

۶-خودتان را سرگرم کنید: طبق تحقیقات، افرادی‌که برای زندگی خود برنامه دارند و هر روز کارهایی دارند تا آن‌ها را انجام دهند، در مقایسه با سایرین زندگی شادتری را تجربه می‌کنند. سعی کنید برای خودتان برنامه‌ای ترتیب داده و از آن لذت ببرید؛ یک کار جدید، عضو شدن در گروه‌های مختلف، یادگیری مهارت‌های متنوع و… می‌تواند ذهن شما را درگیر کرده و موجب نشاط شود.

۷-در کارهای خیر شرکت کنید: کمک به دیگران و مایه تسکین و آرامش دیگران بودن، تأثیر فوق‌العاده‌ای بر آرامش و نشاط ما خواهد داشت. تقسیم شادی با سایرین، طعم شادی را بیش‌تر و طولانی‌تر می‌کند. مهم نیست ما چگونه به دیگران کمک می‌کنیم؛ گاه یک هم‌دردی صمیمانه، کلمات تسکین‌بخش و… باعث ایجاد نشاط در دیگران و به‌تبع آن در وجود خود ما خواهد شد.

۸- بخشش را امتحان کنید: ناراحتی و دلخوری از دیگران، همانند باری سنگین بردوش ماست و تا زمانی‌که بخشش را امتحان نکرده و دیگران را از صمیم قلب نبخشیده‌ایم، این بار سنگین را زمین نگذاشته و همه‌جا با خود می‌بریم. بخشش باعث کاهش فشار خون و ضربان قلب می‌شود و به آرامش شما کمک بسیاری می‌کند.

۹-سیستم حمایت اجتماعی قوی داشته باشید: دوستان خوب و خانواده گرم ازجمله عواملی هستند که به نشاط ما کمک فراوانی می‌کنند. اطمینان از این‌که در شرایط سخت افرادی هستند که به ما کمک خواهند کرد و حال ما برای آن‌ها مهم است و می‌توانیم از آن‌ها تقاضای کمک کنیم، تأثیر زیادی در آرامش ما خواهد داشت.

۱۰- مهارت‌های ارتباطی خود را افزایش دهید: توانایی ارتباط موثر، حل مسئله، مدیریت استرس، توانایی نه گفتن و… ازجمله مهارت‌های ارتباطی مهمی هستند که با پیشگیری از بروز مشکلاتی در آینده، به حفظ شادمانی ما کمک فراوانی می‌کنند.

۱۱- فراموش نکنید نگرش شما به مشکلات بسیار مهم‌تر از خود مشکل است: به مشکل به عنوان یک فرصت برای رشد و بالندگی نگاه کنید. بسیاری از مشکلات، سرآغاز یک قدم بزرگ و زندگی جدید برای ماست. کافیست تا نکته پنهان در هر مشکل را یافت و آن‌وقت است که مشکلات تبدیل به شکلات می‌شوند.

۱۲- در حال زندگی کنید: از لحظه استفاده کنید و از آن لذت ببرید. افسوس گذشته را خوردن و در آرزوی رویاهای آینده بودن، فقط لذت حال را از ما می‌گیرد. از تمام چیزهایی که در حال حاضر دارید، لذت ببرید. فراموش نکنید حال ما تنها چیزی است که قابل کنترل است و حال خوب آینده درخشانی را پیش ‌رو خواهد داشت.

حال انتخاب با شماست که از این به بعد چگونه زندگی کنید؛ با نشاط و شادمانی یا با ناراحتی و افسردگی.

[ad_2]

15 می 2015 124 بازدید 0
ادامه و دانلود
پرشین فا
کانال تلگرام پرشین فا