آهنگ های پیشنهادی

[ad_1]

پرشین فا: مدل تیغ ماهی برای خانم هایی که می خواهند موهایشان را خیلی زود درست کنند و با آن راحت باشند مناسب است. این مدل مو را می توانید در فشن شوهای ژان پل گولتیه و فشن شوی پرادا و … مشاهده کنید که تبدیل به ترند جدید بانوان شده است.

می توانید این مدل مو را به صورت مرتب و براق یا به صورت نامرتب و شل و حتی خیس درست کنید. در هر صورت درست کردن آن بسیار آسان است و اگر تکنیک آن را یاد بگیرید می توانید برای موهای بلند و کوتاه و به صورت باز یا شینیون آن را بکار بگیرید.

1. برای شروع کمی ژل مو استفاده کنید تا بافت خیس درست کنید، یا برای مدلی شیک تر می توانید با موهای موج دار یا حالت دار کار را شروع کنید.

2. موها را به دو بخش مساوی تقسیم کنید.

3. سمت راست موها را با دست راست نگه دارید و با دست چپ بخش کمی از موها را از بیرون بخش سمت چپی بردارید و به داخل بخش سمت راست ببرید.

4. برای سمت دیگر هم همین کار را تکرار کنید. بخش چپ موها را با دست چپ نگه دارید و با دست راست خود بخش کمی از موها را از بیرون بخش سمت راستی بردارید و به داخل بخش سمت چپ ببرید.

5. با برداشتن بخش های کمی از موها این کار را تکرار کنید و آنها را ضربدری ببافید تا به نوک موها برسید.

6. با کش انتهای آنها را محکم کنید و با اسپری تافت آنها را مرتب کنید تا موهایتان براق و مرتب به نظر برسند.

نکته: برای آنکه این مدل بچگانه به نظر نرسد، تا انتهای موها را ببافید.

[ad_2]

28 آوریل 2018 62 بازدید 0
ادامه و دانلود

[ad_1]

پورتال پرشین فا: کره شمالی بدون اغراق مرموزترین و ناشناخته ترین کشور جهان است. کیم جونگ ایل، رهبر سابق کره شمالی مثل پل پوت رهبر کامبوج در دهه هفتاد میلادی، اعتقاد داشت که «هر چه دشمنان اطلاعات کمتری درباره ما داشته باشند امنیت ما بیشتر خواهد شد و آسیب کمتری خواهیم خورد.» 

 

هر روز، از اول هفته تا آخر هفته، بیش از 24 میلیون نفر کار می‌کنند تا ماشین سوسیالیسم استالینی کره شمالی کار کند. زندگی امروز مردم این کشور نتیجه تجربه سیاسی منحصر به فردی است که حدود 70 سال است بر این کشور حاکم است. همه این‌ها به قیمت داشتن ملتی سرکوب شده و منزوی است که البته بسیاری در این کشور ترجیح می‌دهند بگویند “ملتی که توسط رهبرشان از دنیای بیرون محافظت شده است.”

“کیم جونگ اون” رهبر کنونی کره شمالی

 

 رمز و رازهایی درباره کره شمالی
سن دقیق «کیم جونگ اون» یک موضوع سری است و حتی مردم کره شمالی هم آن را نمی‌دانند. کیم هم مثل پدر و پدربزرگش رهبری کشوری در حال جنگ را به عهده دارد؛ کشوری با اقتصادی رو به گسترش و کشوری که اگرچه آهسته آهسته، اما دارد درهای خود را به روی سرمایه‌گذارها و توریست‌های خارجی باز می‌کند و در همین حال هم کشوری مرموز باقی مانده است. “پیونگ‌یانگ” (سرزمین مسطح) مرکز قدرت حکومت کره شمالی محسوب می‌شود؛ پایتخت این کشور و جایی که اغلب مسافران کره شمالی، تقریباً تمام وقت خود را در آن می‌گذرانند.

“کیم چول هو” شهروند کره‌ای و استاد عضو مؤسسه تحقیقات بیولوژیک درباره شیوه حکومتی در کره شمالی می‌گوید: «ما در کره شمالی به این نظام سیاسی افتخار می‌کنیم. دنیا خیلی بی‌ثبات است. همه‌جا صدای شلیک گلوله شنیده می‌شود. هیچ نظمی در دنیای بیرون وجود ندارد. ما و “مارشال” (کیم جونگ اون) اعضای یک خانواده بزرگ هستیم و وضعیت سیاسی و اقتصادی ما همین‌جا باثبات‌تر است. خلاصه امر این است که ما شهروندان کره‌ای به حکومت سوسیالیست خود افتخار می‌کنیم.»

“کیم چول” چند روز پیش کلید آپارتمان جدید خود را دریافت کرد. وی می‌گوید: «ما هنوز نمی‌توانیم سطح زندگی خود را “خیلی بالا” توصیف کنیم، اما مارشال به ما خانه‌ای بسیار زیبا داده است، در حالی که وضعیت مسکن در کشور، خیلی خوب نیست و اقتصاد هم وضع خوبی ندارد.»

این کار برای روحیه و انگیزه دادن به دانشمندانی همچون “چول هو” است که رهبر کره شمالی بیش از همه به آن‌ها نیاز دارد. این دانشمند کره‌ای می‌گوید: «اقدام مارشال به این معناست که او به دانشمندان اعتماد دارد و کار ما برای توسعه کشورمان مهم است.»

 


“کیم چول هو” استاد عضو موسسه تحقیقات بیولوژیک

 

 رمز و رازهایی درباره کره شمالی
تقریباً 90 درصد از اعضای پارلمان کره شمالی از حزب کارگر این کشور هستند که قدرت را در اختیار دارد. بقیه اعضا از حزب وابسته سوسیال دموکراتیک هستند که عملاً قدرتی ندارند. چند عضو به اصطلاح “مستقل” هم در پارلمان حضور دارند. آخرین انتخابات پارلمانی در کره شمالی اوایل سال جاری میلادی در این کشور برگزار شد. در این انتخابات، “کیم جونگ اون” با صد درصد آرای همان مجمعی به عنوان معاون انتخاب شد که او را برای مقام رهبری کره شمالی انتخاب کرده بودند، دو هفته بعد از مرگ پدرش “کیم جونگ ایل” که “دبیرکل ابدی” حزب کارگر به حساب می‌آمد.

“کیم کیو سون” کشاورز مزرعه اشتراکی “میکوک” درباره رهبر فقید کره شمالی می‌گوید: «ژنرال بزرگ در تاریخ 3 دسامبر 2006 به ما سر زد. یادم می‌آید که برف می‌آمد. ژنرال، بعد از شش ماه که از تحویل این خانه به ما می‌گذشت، آمده بود تا وضعیت خانه را ببیند. همه اعضای خانواده غافلگیر و هیجان‌زده شده بودند. از طرفی هم دلمان برای ژنرال می‌سوخت، چون باید در آن برف سنگین خانه ما را ترک می‌کرد. وقتی با لبخند وارد خانه ما شد، ما هم به او ادای احترام کردیم. بخش‌های مختلف خانه را بررسی کرد و خوشحال شد که وضعیت زندگی کشاورزان بهتر شده است.»

کیم کیو سون بعد از فوت پدرش، هشت سال است که در مزرعه اشتراکی میکوک کار می‌کند. وی پس از آن که 10 سال خدمت اجباری سربازی خود را سپری کرد، به این مزرعه آمد. این شهروند کره‌ای توضیح می‌دهد: «برنج برای کشور ما بسیار مهم است. کشاورزها هم مثل سربازهایی هستند که در مزرعه خود در حال جنگند. ما این طرز تفکر را غنیمت می‌شمریم. امسال 20 درصد بیشتر از برنامه تولید داشتیم. کشاورزی مایه خوشحالی ما در زندگی است. ما خانه داریم، زندگی می‌کنیم، استراحت می‌کنیم و واقعاً به چیزی بیش‌تر از این هم نیازی نداریم. اگرچه کار ما کشاورزی است، اما آن‌قدرها هم که ممکن است به نظر برسد، کار دشواری نداریم. از این کار لذت می‌بریم.»

 


“کیم کیو سون” کشاورز مزرعه اشتراکی “میکوک”

 

 رمز و رازهایی درباره کره شمالی
تلاش برای نگه داشتن حکومتی که در کره شمالی برپاست، یک افتخار محسوب می‌شود و این موضوع از طریق پخش تبلیغات در مزارع اشتراکی، دائماً به کشاورزان یادآوری می‌شود. بلندگوهای بزرگ که موسیقی انگیزه‌بخش و سخنرانی‌های هیجان‌انگیز پخش می‌کنند، هر روز کشاورزان را به طرف مزارع می‌خوانند. دانش‌آموزانی که پرچم‌های انقلابی و دسته‌های گل در دست دارند، به نوبت تلاش می‌کنند تا روحیه کشاورزان را بالا نگه دارند. شعارهایی که روی دیوارها نوشته شده هم همه شهروندان را به وفاداری و رها کردن تمام دنیا تشویق می‌کنند.

“پاک یونگ سوب” یکی از کارگرانی است که در کارخانه مزرعه اشتراکی “میکوک” کار می‌کند. وی می‌گوید: «مارشال عشق و علاقه فراوانی به این کارخانه نشان می‌دهد. من هم تلاش می‌کنم تا تمام نیرویم را برای کارم بگذارم.»

در کارخانه‌ها و کارگاه‌های مختلف کره شمالی، تابلوهایی روی دیوار نصب شده که کارگرانی را معرفی می‌کند که به عنوان کارگر نمونه در ماه و سال معرفی شده‌اند. “او یونگ نام” کارگر نمونه ماه در کارخانه شیشه “تائین فرندشیپ”، می‌گوید: “من خوشحالم که توانسته‌ام مارشال “کیم جونگ اون” را خرسند کنم، اگرچه کاری که کردم کار کوچکی بوده است.» این کارگر نمونه، در طول ماه، حتی یک شیشه را هم در مراحل بسته‌بندی نشکسته است.

حتی هر جرمی در کره شمالی هم مجازاتی از نوع حمایت از حکومت دارد. جرائم سنگین‌تر با کار اجباری و جرائم سبک‌تر با خدمات اجتماعی جریمه می‌شود. خیانت یا اقدام علیه حکومت، مجازات اعدام دارد. ژنرال “جنگ سانگ تک” مربی اجتماعی “کیم جونگ اون” و دومین شخصیت اصلی در حکومت کره، سال گذشته اعدام شد. یک دادگاه نظامی او را به فساد و تلاش برای سرنگونی حکومت انقلابی کره شمالی متهم کرده بود.

 


دانش‌آموزان با پرچم‌های انقلابی و دسته گل، روحیه کشاورزان را تقویت می‌کنند

هرکس از کره شمالی دیدن می‌کند، حتماً باید سری هم به “موزه جنگ” زیبای این کشور بزند؛ جایی که جلوه‌های ویژه و موسیقی به شما کمک می‌کند تا استقامت یک ملت را در مقابل همسایه جنوبی خود و همچنین آمریکا نظاره کنید. این مبارزه مخفی بیش از 60 سال طول کشید و کره شمالی هر سال پایان این تقابل نظامی را با یک رژه عظیم جشن می‌گیرد که قدرت نظامی این کشور را نشان می‌دهد. کیم جونگ اون سال گذشته از این رژه استفاده کرد تا به دنیا نشان دهد که کشورش توانسته است پهپاد بسازد. در ارتش عادی کره شمالی بیش از یک میلیون سرباز حضور دارند، البته این تعداد بدون در نظر گرفتن پلیس به شدت نظامی‌شده این کشور است. بیش از 50 درصد از تولید ناخالص ملی در ارتش هزینه می‌شود.

ارتش کره شمالی برای حکومت این کشور حکم الهام‌دهندگی و مهم‌تر از آن، حکم برقرارکننده نظم را دارد و شیوه نظامی‌ای را نشان می‌دهد که جامعه بر اساس آن مدیریت می‌شود، جامعه‌ای که همیشه در حالت هشدار است. کره شمالی کشوری بر اساس ایدئولوژی نظامی است. همه چیز این‌جا رنگ و بوی نظامی دارد. سیستم متروی این کشور که صد متر زیر زمین است، در دهه 1970 با کمک شوروی و چین ساخته شد و قرار بود در صورت بروز حمله هسته‌ای به پناهگاهی برای مردم تبدیل شود.

یک تندیس غول‌پیکر در خروجی جنوبی پیونگ‌یانگ خودنمایی می‌کند. این تندیس، دو زن را نشان می‌دهد که نماد اتحاد دوباره دو کره است. روی نقشه‌های رسمی، شمال و جنوب، یک کشور واحد به نام “جمهوری دمکراتیک خلق کره” به حساب آمده‌اند. با سه ساعت رانندگی در بزرگراهی رنگ و رو رفته اما عریض و بی‌نهایت تمیز و عملاً خالی از خودرو، از پیونگ‌یانگ به مرز می‌رسید. این بزرگراه که دسترسی به آن محدود است، برای مانورهای نظامی نیز کاربرد پیدا می‌کند. هر از چند گاه به یک ایست بازرسی نظامی می‌رسیم که فیلم‌برداری در آن نقاط اکیداً ممنوع است. مردم محلی با صبر و حوصله در صف می‌ایستند تا مجوز خود را برای عبور نشان دهند.

 


موزه جنگ کره شمالی

 

 رمز و رازهایی درباره کره شمالی
در روستای “پن مون جام” یکی از سرهنگ‌های ارتش برای بازدیدکنندگان به سخنرانی درباره تاریخ نظامی کره می‌پردازد. این رویداد یکی از اصلی‌ترین عوامل جذب گردشگر در کره شمالی به شمار می‌آید. روی مرز کاملاً مشخص بین دو کشور، اثری از سربازان کره جنوبی نیست. گفته می‌شود نیروهای مرزی کره جنوبی به واسطه دوربین‌های کار گذاشته شده و از مناطقی که توریست‌ها قادر به دیدن آن نیستند، مرز را رصد می‌کنند.

دقیق‌تر که شویم می‌بینیم هنوز وضعیت جنگی بین دو کشور حکمفرماست. این وضعیت در پی نبردی پیش آمد که میلیون‌ها نفر را کشته و زخمی‌کرد و این شبه‌جزیره را به ویرانه‌ای مبدل ساخت. سرهنگ دوم “نام تانگ هو” می‌گوید: “من می‌دانم که همه رسانه‌ها تحت کنترل آمریکا است. اگر واقعاً هدفشان برقراری صلح در سراسر جهان و دو کره است، پس باید سلاح‌هایشان را هرچه سریع‌تر از کره جنوبی خارج کنند.”

تفاوت‌های زیادی بین دو طرف از لحاظ فرهنگ، تاریخ و اقتصاد وجود دارد. با تداوم این وضع، حتی زبانشان از هم فاصله گرفته است. با این حال خانواده‌هایی که در دو طرف این شکاف زندگی می‌کنند درصدد هستند روابط خانوادگی‌شان را با اقوامی که جنگ، آن‌ها را از هم جدا کرده، حفظ کنند. این مسأله دردناک از جمله مواردی است که به‌عنوان ابزار در گفت‌وگوهای مابین پیونگ‌یانگ و سئول مطرح می‌شود.

 


خانواده‌های جدا شده، سه روز می‌توانند در کنار هم باشند

پس از چندین و چند سال، نهایتاً در ماه فوریه به خانواده‌های جدا شده مهلت سه روزه‌ای داده شد تا با عزیزان خود، از عمو و دایی و خواهر و بردار گرفته تا حتی فرزندانی که هرگز فرصت دیدنشان را نداشته‌اند، دیدار داشته باشند. مردمان دو کشور می‌گویند ما خودمان را درگیر سیاست نمی‌کنیم، کاری به مذهب نداریم، فقط می‌خواهیم این دو ملت، یکی شود. با این حال مردم به آینده امیدوارند.

تفاوت‌ها بین شهر پیونگ‌یانگ و شهر “کای سانگ” بسیار است. این شهر یکی از معدود شهرهایی است که دو کره در آن همکاری‌هایی دارند. تنها مجتمع صنعتی مشترک در این‌جا واقع است. بالغ بر یک‌صد شرکت از کره جنوبی 53 هزار کارمند کره شمالی را به استخدام درآورده‌اند.

این منطقه که اسماً از تسلیحات نظامی خالی شده، در حقیقت یکی از مسلح‌ترین مناطق جهان است. اعتقاد “کیم چانگ یون” از سرهنگ‌های ارتش کره شمالی درباره دیواری که در این منطقه و از سوی کره جنوبی ساخته شده، این است که سیاست‌های جنگ‌طلبانه آمریکا و کره جنوبی برای جلوگیری از اتحاد در منطقه موجب ساخت این دیوار شده است. ساخت دیوار در سال 1979 به پایان رسید، اما واشنگتن و سئول تا کنون وجود چنین دیواری را انکار کرده‌اند. البته وجود چند سامانه ضد تانک را در این منطقه انکار نمی‌کنند. سرهنگ “کیم” می‌گوید دلیل ساخته شدن این دیوار این است که کره جنوبی بتواند به‌راحتی آن‌ها را هدف قرار دهد. در ادامه معتقد است دلیل انکار وجود چنین حائلی این است که اگر جهان وجود آن‌را تصدیق کند، برای کره جنوبی عواقب منفی به دنبال خواهد داشت.

 


مردم کره شمالی را به وفاداری به حکومت تشویق می‌کند

 
خط‌ مشی انقلابی جمهوری خلق کره بر پایه اصل “اول ارتش” قرار دارد. این فلسفه تقدم ارتش، در طول حکومت بیست‌ساله “کیم جونگ ایل” به اوج خود رسید. هرچه زمان بیشتر می‌گذرد این موضوع پیچیده‌تر و بحث‌برانگیزتر می‌شود. البته در عین حالی که این ایدئولوژی ممکن است مرموز یا حتی برای خارجی‌ها خطرناک به نظر بیاید، اما درون کره مرتباً به آن تمسک جسته می‌شود و کاملاً پذیرفته شده است.

دولت کره شمالی مدعی است به خودکفایی رسیده و تنها بر خود متکی است، با این حال این گفته در تضاد کامل با واقعیت اقتصادی این کشور است. اقتصاد کشور همچنان به کمک خارجی وابسته بوده و ارز به‌طرز وحشتناکی دچار کاهش ارزش شده است. کشتی‌های باری از طریق شرق دریای چین از چین کالا وارد می‌کنند، ضمن این‌که هنوز عمده‌ترین بخش تأمین آذوقه از طریق کمک‌های بین‌المللی صورت می‌گیرد. سال گذشته بیش از دو میلیون شهروند کره شمالی از کمک‌های سازمان ملل بهره‌مند شدند.

تولید ناخالص ملی کره شمالی بیشتر از رهگذر صنایع و معادن به‌دست می‌آید. در رده‌های بعدی، بخش خدماتی و کشاورزی قرار دارد که برای تأمین نیاز همه جمعیت این کشور کافی نیست. کمی بیشتر از 15 درصد زمین‌ها، قابل زراعت هستند. صنعت گردشگری و سرمایه‌گذاری‌های مخفی خارجی، منبع ارزآوری هستند که این کشور به آن نیاز مبرم دارد. گردشگران خارجی تنها می‌توانند با یورو، دلار یا پول چین خرید کنند و از‌ طرفی قیمت‌ها برای گردشگران بالاتر است. گردشگران معدودی به کره شمالی می‌آیند که بیشترشان ملیت چینی دارند. یک راهنمای تور باید حتماً و همه مدت با آن‌ها باشد. توریست‌ها اجازه ندارند بدون راهنما، اتاق هتل 47 طبقه‌شان را ترک کنند.

 


مردم کره نشان‌های خاصی را روی لباس و کنار قلب خود دارند

هر صبح و شام در چند مدت مشخص یک ملودی بلند از طریق بلندگوهایی که در سراسر شبکه ریلی پیونگ‌یانگ نصب‌شده، پخش می‌شود. تازه‌واردها این صدا را برای خود کابوس می‌دانند، آهنگی شبیه به آهنگ عزاداری که به یاد رؤسای فقید حکومت کره شمالی پخش می‌شود. همه بازدیدکنندگان پایتخت باید به مجسمه‌های غول‌پیکر برنزی گل تقدیم کنند. اهالی کره شمالی می‌گویند هر بار به هر شهری که وارد می‌شوند باید این مراسم ادای احترام را به‌جا بیاورند.

بسیاری از نویسندگان در کره شمالی آثار خود را به ژنرال‌ها نسبت می‌دهند. کتابخانه ملی، گزیده‌ای از آثار فاخر بنیان‌گذار ملت را در خود جای داده است. بیش از 700 جلد کتاب از سخنرانی‌ها و نمایشنامه‌های “کیم ایل سونگ” وجود دارد. یکی از شناخته‌شده‌ترین آثار “رئیس‌جمهور ابدی” یکی از سخنرانی‌هایی است که در آن از مردم خواسته که از فرزندش کیم جونگ ایل حمایت کنند.

“کیم سونگ جی” مدرس و قهرمان سابق تکواندو درباره احترام فوق‌العاده مردم کره به این پدر و پسر می‌گوید: «فکر نمی‌کنم جهان شدت علاقه و احترام ما به رهبر بزرگ کیم ایل سونگ، رهبر کبیر کیم جونگ ایل و مارشال کیم جونگ اون را درک کند. این تاریخ است که این موضوع را اثبات می‌کند. آن‌ها خانواده ما هستند، ما هم‌خونیم. آن‌ها پدران و ما فرزندان‌شان هستیم. از وقتی‌که با ژاپن جنگیده‌ایم و آن‌ها زمین‌های ما را گرفتند، ژنرال ما را زیر بال و پر گرفت. سیاستش به نفع مردم بود و خوشبختی را به ما هدیه کرد. این است دلیل ما برای علاقه و احترام به ژنرال. به همین خاطر است که او را رئیس‌جمهور کرده‌ایم. دیگر نمی‌دانم این موضوع را چطور توصیف کنم.»

 


“کیم سونگ جی” قهرمان سابق تکواندو

تقریباً سه سال از مرگ کیم جونگ ایل می‌گذرد. در طول آن مدت تصویری که از وی ارائه می‌شد بسیار به تصویر پدرش، یعنی رئیس‌جمهور همیشگی نزدیک بود. تصاویری که با دوربین گرفته می‌شوند باید بی‌نقص باشند و هیچ عکاس یا فیلمبرداری اجازه ندارد تصاویر محو و تار بگیرد. تمامی مردم کره شمالی روی لباسشان یک نشان خاص نزدیک قلبشان نصب کرده‌اند و این نشان حاکی از ارادت و شایستگی شخصی است که آن را بر تن دارد.

“الخاندرو بنوس” رئیس انجمن دوستی کره در مورد فرهنگ و شیوه رفتار مردم در این کشور می‌گوید: «کره‌ای‌ها انسان‌هایی خجالتی هستند و الگوی رفتاری غرب را نمی‌فهمند. نمی‌فهمند که چرا غربی‌ها این‌قدر از هم سؤال و جواب می‌کنند. اگر از یک کره‌ای سؤالی بپرسید، شک می‌کند که شاید چیز دیگری در ذهن دارید و احتمالاً جواب شما را هم نمی‌دهد. اطلاعاتی که یک کره‌ای دارد، صرفاً به محل زندگی و منطقه‌ای که در آن زندگی می‌کند، محدود می‌شود.»

تربیت ایدئولوژیک و آموزش وفاداری به حکومت، از همان دوران کودکی آموزش داده می‌شود. در مهد کودک “کیم جونگ سوک” به بچه‌ها اقدامات انقلابی ژنرال یاد داده می‌شود. به آن‌ها آموزش داده می‌شود که دوستانشان را دوست بدارند، به رهبرشان وفادار باشند و به اطرافیان احترام بگذارند.

 


“الخاندرو بنوس” رئیس انجمن دوستی کره

 

 رمز و رازهایی درباره کره شمالی
کره شمالی در حوزه فیلم و سینما نیز وضعیت منحصربه‌فردی دارد. “ری یون هو” از کارگردانان کره‌ای در این‌باره می‌گوید: «مهم‌ترین چیزی که باید در فیلم‌ها رعایت شود، انتقال روح میهن‌پرستی است. از ‌طرفی، باید فرهنگ و هنر کره شمالی در فیلم‌ها جاری و ساری باشد. البته نباید پیشرفت‌های سینمایی سایر نقاط جهان را از ذهن دور کنیم. نمی‌خواهیم از آن‌ها عقب بمانیم.»

چهارشنبه‌ها مردم به پیرایشگاه‌ها و سالن‌های زیبایی سر می‌زنند. نزدیک ورودی این اماکن، پوسترهایی نصب‌شده که مدل‌های محبوب مو را نشان می‌دهد. بانوان عموماً از کفش پاشنه‌بلند استفاده می‌کنند و اگر هم موهایشان بلند باشد آن را پایین نمی‌ریزند. توجه زیادی به نظم، پاکیزگی و تقارن در خیابان‌های پایتخت می‌شود. هارمونی، هماهنگی و آرامشی که در پایتخت حس می‌شود، نشان‌دهنده سبک زندگی است که مردم باید سرلوحه قرار دهند. سیاست کلی از سوی دولت ابلاغ می‌شود، مردم باید طبق آن‌چه ابلاغ می‌شود بخوانند، بشنوند و ببینند.

“الخاندرو بنوس” این موضوع را بیشتر باز می‌کند: «این مردم نیستند که مستقیماً سانسور می‌شوند، بلکه موسیقی یا مدهای خارجی اجازه ورود و نفوذ ندارد. از ‌این رو زمانی که جایی برای انتقاد نباشد، نیازی به سانسور نیست. بنابراین غالباً زمانی که یک شهروند می‌خواهد کاری کند یا چیزی بنویسد، دولت اجازه این کار را به او می‌دهد.»

 


لیستی از مدل موهای موجود در آرایشگاه برای زنان

 

 رمز و رازهایی درباره کره شمالی
کره شمالی اینترنت مخصوص به خود را هم دارد. عده معدودی می‌توانند از شبکه “جهانی” اینترنت استفاده کنند که از این میان می‌توان به دانشمندان و محققان اشاره کرد. “کانگ سونگ چول” سرپرست اداره فناوری اطلاعات کره شمالی توضیح بیش‌تری ارائه می‌کند: «فناوری اطلاعات به ما خیلی کمک می‌کند. هنگامی که سومین ماهواره را به فضا فرستادیم، همین آی‌تی بود که به ما در انجام این مهم یاری رساند. من به‌عنوان مسئول کتابخانه فناوری، آی‌تی را بسیار ضروری می‌دانم. کشور دارد دیجیتالی می‌شود و “اینترانت” داخلی به سرتاسر کشور راه پیدا کرده است. همه به کتابخانه فناوری اطلاعات دسترسی دارند و از این طریق می‌توانند بر دانش خود بیفزایند.»

پی بردن به واقعیت‌های درون کره شمالی برای افرادی که در این کشور زندگی نمی‌کنند، بسیار دشوار است، چراکه همواره یک حائل نفوذناپذیر بین ناظران خارجی و واقعیت کره شمالی وجود دارد. از طرف دیگر، کره شمالی هم تلاشی برای شناساندن خود به دنیا نمی‌کند. جز آکروبات‌های عضو سیرک ملی پیونگ‌یانگ که گاهی به کشورهای دیگر سفر می‌کنند، تعداد اندکی از مردم کره شمالی نماینده فرهنگ این کشور در خارج از آن هستند. روی هم رفته شمار شهروندانی که پا خارج از مرزهای این کشور می‌گذارند زیاد نیست. بدون شک، دلیل “مرموز” بودن کره شمالی برای تمام دنیا نیز در همین نکته نهفته است.

 

چیزهای خنده دار و جالب زیادی در مورد کره شمالی وجود دارد که هر روزه می شنویم. همه چیز در مورد این کشور با خودنمایی و تظاهر همراه است؛ از اسم بی مُسمای این کشور (جمهوری دموکراتیک خلق کره) با وجود داشتن دیکتاتوری ترین حکومت دنیا گرفته تا وبسایت دولتی عجیب و غریب و آماتوری، از گزارش ها و داستان های بیشمار در رسانه ها در مورد رفتارهای غیرانسانی و وحشیانه حاکمان این کشور برای نشان دادن قدرت خود گرفته تا تهدیدهای بی محابا و خشونت آمیز علیه همسایه ها و کشورهای مخالف.

 

در کل می توان جمهوری دموکراتیک خلق کره را یک جوک ژئوپولتیک دانست که همه چیز در آن به یک نمایش کارناوال گونه مضحک شبیه است. در ادامه ی این پست می خواهیم به اتفاقات جالب و باورنکردنی اشاره کنیم که به گفته رسانه ها در این کشور منزوی رخ داده است.

 

1-مرگ با گلوله ضد هوایی

 اعدام به شیوه های مختلف در کره شمالی چیز نادر و عجیبی نیست اما اکثر این اعدام ها معمولاً به صورت مخفیانه و بدون اطلاع سازمان های بین المللی (به دلیل سانسور مطلق و عدم دسترسی خبرنگاران آزاد به این کشور) انجام می گیرد که معمولاً در بازداشتگاه ها و اردوگاه های کار اجباری به وقوع می پیوندند. بنابراین سخت است که تعداد دقیق کسانی که در این کشور در طول سال کشته می شوند را تخمین زد اما در برخی از موارد شخص اعدام شده چنان شخصیت بلند مرتبه ای در این کشور دارد که رسانه های خارجی خیلی زود متوجه ماجرا می شوند و رسانه های داخلی نیز با دراماتیزه کردن ماجرا آن را به گوش جهانیان می رسانند.

 

 اتفاقات شوکه کننده ای که تنها در کره شمالی رخ می دهد

 

در سال 2016، دولت کره شمالی به رهبری کیم جونگ اون جوان دستور پاکسازی وسیعی در سیستم سیاسی این کشور را صادر کرد که طی آن دستکم دو وزیر دستگیر و بلافاصله اعدام شدند که یکی از آن ها وزیر کشاورزی و دیگری وزیر آموزش و پرورش بود.

 

پاکسازی در این کشور امری عادی است و معمولاً بلافاصله اعدام در انتظار متهم نگون بخت خواهد بود. به گفته ی رسانه ها وزیر آموزش و پرورش به دلیل این که در یک نشست با رهبر این کشور چرت زده بود به مرگ محکوم شده و همراه با وزیر کشاورزی با شلیک توپ ضد هوایی اعدام شدند تا مایه عبرتی برای دیگر مقامات کشوری باشد. بر اساس گزارش منابع اطلاعاتی کره جنوبی در اوایل سال 2017، بیش از 5 نفر دیگر نیز به همین روش در کره شمالی اعدام شده اند.

 


2-اعدام در استادیوم شهر

در کره شمالی اعدام تنها مختص مقامات بلند پایه کشور نیست و در بسیاری از موارد نیز شهروندان و رعیت های بینوا نیز به چنین سرنوشت دردناکی مبتلا می شوند. در سال 2007، مدیر یک کارخانه در استان سان چئون به دلیل این که حضور پدر خود در دولت قبلی را کتمان کرده بود به مرگ محکوم شد. علاوه بر این وی به سرمایه گذاری خصوصی و داشتن تماس های بین المللی متهم شده بود.

 

 اتفاقات شوکه کننده ای که تنها در کره شمالی رخ می دهد

 

برخلاف دیگر اعدام ها که معمولاً در خفا و در زندان ها و اردوگاه های مخصوص انجام می گیرد، آقای مدیر برای این که عبرت سایرین شود در یک ورزشگاه بزرگ در شهر خودش در برابر چشم هزاران نفر اعدام شد. بر اساس برخی گزارش ها در مراسم اعدام این مدیر 74 ساله بیش از 170.000 نفر حضور داشتند و همین ازدحام جمعیت باعث شد که بیش از 6 نفر از تماشاگران هنگام خروج از ورزشگاه زیر دست و پا له شوند. علاوه بر این تعدادی از مقامات محلی که با این مدیر رابطه داشتند نیز اخراج شدند.

 


3- سرنوشت اسیران جنگی آمریکایی

در طول جنگ کره، سرباز جوانی به نام وین مینارد که در سن 17 سالگی به ارتش ایالات متحده پیوسته و تنها دو سال از حضور او در ارتش این کشور می گذشت در حمله ی نیروهای چینی به نیروهای سازمان ملل در نزدیکی رودخانه ی چونگ چون مفقود شد. بر اساس گزارش مسئولان رسیدگی به امور اسرای جنگی، مینارد در سال 1951 و تنها یک ماه پس از این حادثه به علت گرسنگی و شکنجه در یکی از اردوگاه های اسرای جنگی جان داد. ماهیت مرگ مینارد چیز غیرطبیعی نبود زیرا بسیاری از سربازانی که در این جنگ اسیر می شدند عاقبتی جز مرگ در اردوگاه ها نداشتند.

 

 اتفاقات شوکه کننده ای که تنها در کره شمالی رخ می دهد

 

شوکه کننده این که بقایای جنازه این سرباز آمریکایی تنها در اواخر سال 2016 و بعد از بیش از نیم قرن به کشورش بازگردانده شد. حتی امروزه و در سال 2017 نیز هیچ اطلاعی در مورد بیش از 8.000 سرباز آمریکایی که در جنگ کره شرکت داشتند در دست نیست. با توجه به رویه ی معمول کره شمالی در رفتار با اسرای جنگی این افراد بعد از اسارت یا کشته شده و یا در اثر شکنجه و گرسنگی جانشان را از دست داده اند و هیچ گاه یک مراسم تدفین درخور برای آن ها برگزار نخواهد شد.

 


4- دستور غارت مزارع ذرت

گرسنگی و قطحی شبحی است که هر روزه در برابر چشمان بسیاری از شهروندان کره ای (شمالی) قرار دارد و موضوع کمک های غذایی همواره از اولین موارد مذاکره و گفتگو با مقامات این کشور بوده است. در تابستان سال 2017، شرایط برای کشاورزان این کشور سخت تر شد زیرا مقامات به سربازان این کشور دستور دادند که در صورت گرسنگی و نداشتن غذا می توانند به مزارع ذرت کشاورزان حمله کرده و آن ها را غارت کنند.

 

به گفته ی یک مقام این کشور که از کره شمالی فرار کرده بود این دستور بدین دلیل صادر شد که بسیاری از سربازان این کشور به دلیل کمبود مواد غذایی و شدت تمرینات گرسنه در معرض گرسنگی و ناتوانی جسمی قرار داشتند به همین دلیل مقامات به آن ها اجازه دادند که به غارت مزارع ذرت بپردازند زیرا می خواستند آن ها را برای جنگی که به باور آن ها به زودی رخ می دهد آماده نگه دارند. بدین ترتیب کشاورزان مجبور به دفاع از مزارعشان در برابر نیروهای ارتش شده و سربازان نیز پس از غارت مزارع، ذرت های دزدیده شده را در بازارهای استان ریانگ گانگ به فروش رسانده اند.

 

اتفاقات شوکه کننده ای که تنها در کره شمالی رخ می دهد 

 


5- سیستم سانگ بان

سیستم «سانگ بان» (songbun)- سانگ بان به معنای «عنصر» یا «پیشینه» است-  یک سیستم شناسایی طبقه ای بود که در اواخر دهه ی 1960 در کشور کره شمالی به اجرا درآمد. در حالی که کیم این سونگ قدرت و اختیارات مطلق خود را در کشور به حد اعلا می رساند، وی این سیستم را به راه انداخت تا شهروندانی که خطری بالقوه برای رژیم او محسوب می شدند را شناسایی نماید. بر اساس فعالیت هایی که شهروندان و والدین آن ها انجام داده بودند بیش از سه میلیون نفر از شهروندان این کشور در سه دسته ی هسته، نوسان (مردد) و دشمن رده بندی شدند. اگر از نزدیکان کیم بودید یا در نیروهای مقاومت علیه ژاپنی ها حضور داشتید در گروه هسته قرار می گرفتید.

 

 اتفاقات شوکه کننده ای که تنها در کره شمالی رخ می دهد

 

اگر زمین دار، تاجر یا روشنفکری در دوران حکومت زاپنی ها بودید در ذیل گروه دشمنان قرار داشتید. این طبقه شما بود که مکان زندگی شما، شغلی که داشتید و احتمال این که مورد اتهام و بازجویی قرار گیرید را تعیین می کرد. سیستم سانگ بان در دهه ی 1990 پس از یک قطحی بزرگ کنار گذاشته شد زیرا مقامات دریافتند که با رشوه دادن به مقامات کشوری می توان جایگاه اجتماعی را تغییر داده و از طبقه ای به طبقه ی دیگر رفت. امروزه نظام سیاسی و اداری این کشور چنان فاسد است که با رشوه دادن می توان از اتهامات گریخت یا هر چیزی که برایتان غیر قابل تصور است را بدست آورید. اکنون سیستم دیگری در جریان است و آن این که کسانی که توانایی رشوه دادن را ندارند همواره تحت سلطه و در رنج و تنگدستی به سر می برند و طبقات بالاتر از آن ها سوء استفاده می نمایند.

 


6- نت فلکیس دیکتاتور مآبانه

علی رغم تمامی اعدام ها، شکنجه ها و قحطی ها باز هم چگونگی تلاش مقامات کره شمالی برای نهادینه کردن حس وفاداری و میهن پرستی در شهروندان قابل توجه و البته شوکه کننده است. برای مثال در سال اخیر تلویزیون دولتی این کشور اعلام کرد که قصد دارد سرویس استریمینگ مخصوص خود را مانند سرویس نت فلیکس راه اندازی نماید. شاید رندان با شنیدن این موضوع یاد داستان رمان «1984» نوشته جورج اورول بیفتند.

 

 اتفاقات شوکه کننده ای که تنها در کره شمالی رخ می دهد

 

این سرویس که «مان بانگ» (Manbang) نام دارد و به معنای «همه جا» است به شهروندان بخش های خاصی از این کشور این امکان را خواهد داد تا بیش از 5 کانال را تماشا کنند که برنامه های مستند، گزارش های خبری و مقالاتی که توسط دولت تهیه و تایید شده اند را تماشا کرده و مطالعه نمایند. با این وجود بسیاری از کارشناسان به این ادعای رژیم با دیده ی تردید می نگرند زیرا دسترسی به اینترنت که مهم ترین ملزومه برای دسترسی به چنین سرویسی به شمار می آید در این کشور بسیار محدود می باشد. در واقع به نظر می رسد که چنین سیستم کنترل جامعه اورولی هیچ نتیجه ای برای این کشور نخواهد داشت.

 


7- قتل با تبر

ماجرای قتل با تبر یکی از تیره ترین اتفاقاتی است که در تاریخ روابط بین کره شمالی و ایالات متحده رخ داده است. در 18 آگوست سال 1976، گروهی از سربازان آمریکایی به منطقه ی غیرنظامی حائل بین دو کره فرستاده شدند تا درخت مشهوری را قطع نمایند که دید سربازان سازمان ملل به طرف «پل بی بازگشت» موجود در این منطقه را محدود می کرد. در طی این ماموریت دو نفر از افسران آمریکایی توسط سربازان کره شمالی که در روستایی در نزدیکی این درخت قرار داشتند با تبرهای خودشان به قتل رسیدند. جنجال بالا گرفت و سه روز بعد دو گروهان بزرگ از نیروهای مشترک کره جنوبی و ایالات متحده برای قطع کردن درخت و نشان دادن قدرت خود به محل اعزام شدند.

 

 اتفاقات شوکه کننده ای که تنها در کره شمالی رخ می دهد

 

کره شمالی نیز با فرستادن 200 نظامی کاملاً مسلح به این تهدید جواب محکمی داد. تیربارها مستقر شده، نظامیان همه به حال آماده باش درآمدند و یک پایگاه نظامی هوایی در ژاپن نیز برای عملیات آماده شد. در نهایت این درخت بدون درگیری بیشتر قطع شد. امروزه بقایای این درخت به عنوان یادگاری از این که چگونه یک موضوع ساده نزدیک بود به جنگی تمام عیار تبدیل شود در منطقه ی غیرنظامی بین دو کره برجای مانده است.

 


8- فشار به سالمندان برای خودکشی

در سال های اخیر، به لطف افزایش قیمت دارو و درمان، افزایش قحطی و گرسنگی و بی عاطفگی شدید نسبت به سالمندان، بسیاری از خانواده های کره شمالی سالمندان خود را به سمت خودکشی سوق می دهند. بر اساس گزارش ها، سالمندانی که زندگی تحت سیستم اجباری رفاه اجتماعی را غیرقابل تحمل می دانند در طول روز خانه هایشان را ترک می کنند تا از درگیری با فرزندانشان جلوگیری نمایند.

 

 اتفاقات شوکه کننده ای که تنها در کره شمالی رخ می دهد

 

به دلیل هزینه های مالی مراقبت از سالمندان خانواده، بسیاری از این افراد از والدین سالمند می خواهند که به خاطر کاهش سختی دیگر اعضای خانواده دست به خودکشی بزنند. و طبق معمول این مشکل تنها مردم گرسنه و رعیت را درگیر کرده و مقامات رسمی و شهروندان درجه یک کره شمالی با چنین مشکلی دست به گریبان نیستند.

 


9- مرگ اوتو ورمبیر

در طول سال های گذشته و در میان شهروندان آمریکایی که در زمان حضور در کره شمالی دستگیر شده اند، مورد اوتو ورمبیر ترسناک ترین و شناخته ترین آن ها بوده است. این جوان آمریکایی در ژانویه سال 2016 و در سن 22 سالگی به جرم دزدیدن یک پوستر تبلیغاتی دولتی از اتاق هتل محل اقامتش دستگیر شد، جایی که وی در زمان گردش در این کشور در آن اقامت داشت. ورمبیر که دانشجوی دانشگاه ویرجینیا بود در دادگاهی که کمتر از یک ساعت به طول انجامید به 15 سال زندانی شدن در اردوگاه کار اجباری محکوم شد.

 

 اتفاقات شوکه کننده ای که تنها در کره شمالی رخ می دهد

 

در سال 2017 ورمبیر در حالتی نیمه هوشیار و با مغزی به شدت آسیب دیده به ایالات متحده بازگردانده شد. وی توانایی تکلم، دیدن و پاسخ دادن به فرامین شفاهی را نداشت و مدت کوتاهی بعد از بازگشت به خانه درگذشت. علی رغم این که مقامات رژیم پیونگ یانگ هر گونه شکنجه و بدرفتاری با ورمبیر را نفی کردند اما پزشکان علت مرگ او را شکنجه های صورت گرفته توسط ماموران امنیتی کره شمالی در طول دوران اسارات ورمبیر و ضربات وارد شده به سرش را علت مرگ او اعلام کردند. هنوز هم سه شهروند آمریکایی در کره شمالی در زندان به سر می برند.

 


10- ماجرای پولگاساری

اینکه کره شمالی افرادی را برای ربودن اهداف خود در خارج از کشور استخدام می کند بر کسی پوشیده نیست اما یکی از جالب ترین و باورنکردنی ترین این موارد مربوط به ربوده شدن یک کارگردان سرشناس اهل کره جنوبی به نام شین سانگ اوک بود. همسر شین که او نیز یک بازیگر سرشناس به شمار می آمد از طریق یک نقشه حساب شده توسط ربایندگان کره ای (شمالی) به چین کشانده شده و سپس ربوده شد. در ادامه آقای شین که برای پیدا کردن ردی از همسر خود به چین رفته بود نیز مفقود گردید.

 

 اتفاقات شوکه کننده ای که تنها در کره شمالی رخ می دهد

 

به دستور کیم جونگ ایل،رهبر وقت کره شمالی، آقای شین هفت فیلم را در کره شمالی با بازی همسرش تهیه و کارگردانی نمود. مشهورترین این فیلم ها «پولگاساری» (Pulgasari) نام داشت که در آن هیولایی شناخته شده شبیه گودزیلا با یک امپراطور خبیث مبارزه کرده و او را شکست می دهد.

 

این فیلم در کره شمالی با استقبال زیادی مواجه شده و کیم را تحت تاثیر قرار داد به نحوی که تصمیم گرفت شرایط را برای شین و همسرش بهتر کند. بنابراین وقتی که این دو برای یک کار تجاری- سینمایی به وین فرستاده شدند به سفارت ایالات متحده در اتریش پناهنده شده و ماجرا را با آن ها در میان گذاشتند. بلافاصله پس از این اتفاق، نمایش فیلم «پولگاساری» در کره شمالی ممنوع شد.

 


11- ربودن ژاپنی ها

در طول دهه ی 70 و 80 میلادی ده ها شهروند ژاپنی به دستور مقامات کره شمالی ربوده شده و به این کشور منتقل گردیدند. کیم جون ایل در سال 2002 این ربوده شدن ها را تایید کرد و گفت که این افراد -که در میان آن ها یک متخصص آرایش و زیبایی، یک دختر مدرسه ای و یک زوج جوان دیده می شد که در ساحل دزدیده شده بودند- توسط نیروهای ویژه «خودسر» دزدیده شده اند.

 

 اتفاقات شوکه کننده ای که تنها در کره شمالی رخ می دهد

 

وی همچنین اعلام کرده که 8 نفر از این افراد مرده و 4 نفر دیگر نیز هنوز زنده بوده و در پیونگ یانگ زندگی می کنند. به گفته ی مقامات رژیم کره شمالی این افراد برای آموزش زبان ژاپنی به جاسوسان کره ای و تهیه نمودن هویت های قلابی برای این جاسوسان ربوده شده اند. کارشناسان بر این باورند که بسیاری از این افراد ربوده شده بلافاصله پس از پخش شدن خبرهای مربوط به دزدیده شدنشان در دهه ی 1990 به قتل رسیده اند. 

 

 

وقتی پای صحبت در مورد منزوی ترین کشور دنیا به میان می آید زبان قاصر می ماند زیرا هیچ جایی در روی این کره خاکی به اندازه ی این کشور در انزوا و ترسی پاروانویایی از دیگر کشورهای جهان به سر نمی برد. ترس و خفقان در این کشور باعث شده که فرهنگی خاص اما باورنکردنی و دردناک در کره شمالی شکل بگیرد. افراد بسیار معدودی به این کشور سفر کرده و یا توانسته اند از آن بگریزند و اطلاعات بسیار کمی که از این امپراطوری وحشت به بیرون درز می کند تنها از زبان این افراد بیان شده است.

 

در حالی که کوچک ترین اعتراض و سخنی مخالف با سیاست های کمونیستی رهبران خودکامه کره شمالی مجازاتی دردناک تر از مرگ را در پی دارد، مشخص شده که خریدن برخی چیزها که برای هر انسانی در سراسر دنیا معقول بنظر می رسد در این کشور ممنوع و یا غیرممکن است.

 

 چیزهایی که در کمال ناباوری در کره شمالی امکان پذیر نیست

 

1-کوکاکولا

در این کره خاکی تنها دو کشور وجود دارند که کوکاکولا وارد آن ها نشده است: کوبا و کره شمالی. تحریم های شدید بین المللی باعث شده که کمپانی کوکاکولا نتواند در بازار مصرف نوشیدنی ها در کره شمالی وارد گردد اما این بدان معنا نیست که مردم این کشور طعم کوکاکولا را نچشیده اند؛ البته نسخه ی تقلبی آن. در این کشور می توانید انواع مختلفی از نوشیدنی های کوکاکولا را در رستوران ها و فروشگاه ها خریداری نمایید و همه ی آن ها نیز در ظاهر شباهت بسیاری به نوشیدنی های کوکاکولا دارند.

 

بر اساس ادعای روزنامه تلگراف، اگر در کره شمالی ثروتمند باشید و یا یک تاجر چینی و یا یک توریست باشید می توانید در معدود فروشگاه ها یا رستوران هایی کوکاکولای واقعی پیدا کنید. اما کارکنان ضد آمریکایی و ضد امپریالیستی خیلی زود به شما اعلام خواهند کرد که این کوکاکولا متعلق به آمریکای جنگ طلب نبوده و در واقع کوکاکولای ایتالیایی است.

 

 چیزهایی که در کمال ناباوری در کره شمالی امکان پذیر نیست

 


2- مدل موی کیم جونگ اون

چند سال پیش مدل موی کیم جونگ اون تنها مد رسمی و قابل قبول مردانه در این کشور به شمار می آمد. تمامی مردان این کشور منزوی دوست داشتند که مدل مویشان شبیه رهبر جوانشان باشد از این رو موهای خود را به همان شکل درآوردند. بدین ترتیب این مدل مو به سرعت در کره شمالی همه گیر شده بدون این که اجباری از جانب دولتمردان کره شمالی برای این موضوع در میان باشد. خیلی زود این امر چنان فراگیر شد که کیم جونگ اون را ناراحت کرد و بدین ترتیب این مدل کوتاه کردن مود از لیست مدل های رسمی و مورد تایید سیستم دیکتاتوری این کشور کنار گذاشته شد. اینکه چرا مردمی با این حد از مشکلات و گرفتاری های جانکاه چنین عاشقانه و با علاقه از رفتارهای دیکتاتور جوان خود پیروی می کنند به یک راز شبیه است.

 

 چیزهایی که در کمال ناباوری در کره شمالی امکان پذیر نیست

 


3- استارباکس

در کره شمالی نمی توان چیزی امپریالیستی تر از یک نوشیدنی گرم و با مخلفات پیدا کرد و به همین دلیل در پیونگ یانگ هیچ نوشیدنی استارباکسی نخواهید یافت. البته بخش زیادی از این موضوع به دلیل تحریم های بین المللی است اما در کره شمالی هیچ کسی به این موضوع اشاره نخواهد کرد. در پایتخت کره شمالی کافی شاپ های بسیار زیادی وجود دارد که علی رغم شباهت ظاهری به قهوه خانه های استارباکس نباید از این اسم در داخل آن ها استفاده نمایید. در کره شمالی، استارباکس را یکی دیگر از محصولات بنجل امپریالیستی ایالات متحده می دانند و هیچ گاه دوستداران رهبر بزرگ کره شمالی با نوشیدن این نوشیدنی بدردنخور شأن کمونیستی خود را پایین نخواهند آورد، حتی اگر اجازه و توان آن را نیز داشته باشند.

 

 چیزهایی که در کمال ناباوری در کره شمالی امکان پذیر نیست

 


4- رنگ کردن مو

بلوند کردن موها برای مردم کره شمالی غیر ممکن است و این موضوع در مورد رنگ های دیگر نیز صحت دارد. رنگ موی همه باید سیاه باشد و تنها در یک صورت می توانید موی خود را رنگ بزنید آن هم این که موی خاکستری داشته باشید که در این صورت تنها از رنگ مشکی برای رنگ زدن آن استفاده خواهید کرد. در این کشور، رنگ کردن مو یک سنت و عادت امپریالیستی به شمار آمده و در صورتی که به چنین کاری دست بزنید هم شما و هم آرایشگری که این کار را برای شما انجام داده به شدت تنبیه خواهید شد.

 

دقیقاً مشخص نشده که مجازات چنین کاری چه خواهد بود اما در کشوری که مجازات داشتن کتاب انجیل یا تماشای سریال های ساخت کره جنوبی مرگ است، بدون شک چاره ای جز دوست داشتن رنگ طبیعی موهای خود نخواهید داشت.

 

 چیزهایی که در کمال ناباوری در کره شمالی امکان پذیر نیست

 


5- ساندویچ مک دونالدز

مردم کره شمالی به ساندویچ های مک دونالدز نیز دسترسی ندارند. البته این ممنوعیت چندان نیز بد نیست زیرا این ممنوعیت به قیمت چاق نشدن مردم کره شمالی در نتیجه ی خوردن ساندویچ های ناسالم و چرب آمریکایی تمام می شود که بسیار نیز به سود مردم این کشور خواهد بود. اما موضوع جالب این است که رهبران و شخصیت های بلندمرتبه ی سیاسی و نظامی این کشور مقادیر زیادی از این ساندویچ ها را از طریق چین وارد کرده و از خوردن آن ها لذت می برند اما به دلیل نگرانی از چاق شدن و مریض شدن مردم خود، مصرف این ساندویچ ها را برای آن ها ممنوع کرده اند! البته باید بدانید که این کشور همبرگر مخصوص خود را دارد که در سال 2000 توسط رهبر سابق این کشور، کیم جونگ ایل، ساخته شده و به مردم این کشور عرضه شد. این همبرگر «گوگیگیوپبانگ» (Gogigyeopbbang) نام داشته که به معنای «هر آن چه که دوست دارید» است.

 

 چیزهایی که در کمال ناباوری در کره شمالی امکان پذیر نیست

 


6- کود شیمیایی

در سال های بسیار دور، کود شیمیایی مصرفی در کره شمالی از همسایه ی جنوبی اش وارد می شد و همه نیز می دانیم که رابطه ی این دو کشور چگونه پیش رفته است. در سال های اخیر، کره شمالی کود شیمیایی مورد نیاز خود را از چین وارد می کند و تحریم های سازمان ملل نیز بیش از پیش بر ورود کود شیمیایی به این کشور تاثیر منفی گذاشته است. نبود کود شیمیایی مناسب و کافی مشکل بزرگی برای مردم این کشور منزوی به شمار می آید زیرا در صورت رشد نامناسب و ناکافی دانه های کاشته شده در مزارع، مشکل سیر کردن شکم در کشور از قبل گرسنه کره شمالی دو چندان خواهد شد.

 

درست مانند بقیه مواردف کره شمالی و رهبران آن چنین شرایطی را یک فرصت بسیار بزرگ برای تبلیغات سیاسی خود می دانند و با تهییج مردم کره شمالی به تولید کودهای دست ساز و طبیعی که معمولاً از مدفوع خود آن ها ساخته می شود، حس میهن پرستی و وفاداری به دولتمردان را در آن ها زنده نگه می دارند. البته کود شیمیایی اصلی و وطنی که دولت از آن ها برای حاصلخیزی مزارع استفاده می کند «جوچی» (juche) نام دارد که در واقع چیزی جز یک واژه به معنای خودکفایی و خوداتکایی نیست. مشخص نیست که کود حاصلخیر کننده «جوچی» چه ترکیباتی دارد و مشخص شده که تاثیر زیادی در حاصلخیزی مزارع کشاورزان گرسنه نیز ندارد به همین دلیل کشاورزان تصمیم گرفته اند با استفاده از مدفوع حیوانی به عنوان کود، سیاست جوچی ابلاغی رهبران کشور را برآورده سازند!

 

 چیزهایی که در کمال ناباوری در کره شمالی امکان پذیر نیست

 


7- لباس جین

در کره شمالی، لباس جین نیز مانند رنگ کردن مو نوعی سم امپریالیستی کاپیتالیستی به شمار می آید و رهبری اجتناب از پوشیدن لباس جین بر عهده جوانان این کشور گذاشته شده است. بدین ترتیب گروهی از نوجوانان تقریباً 15 ساله در خیابان های شهرهای بزرگ این کشور قدم زده و شهروندانی که لباس جین یا شبیه به آن را به تن دارند شناسایی کرده و به آن ها تذکر می دهند. چنین ممنوعیت و بازرسی در استان های شمالی هامگ یونگ و یانگ گانگ که با شهرهای چین هم مرز هستند و ساکنان آن ها بیش از دیگر نقاط کشور در معرض آلوده شده به ارزش های کاپیتالیستی قرار دارند حاکم شده است.

 

 چیزهایی که در کمال ناباوری در کره شمالی امکان پذیر نیست

 


8- فیلم های خارجی

همانند پنگوئن ها در قطب جنوب، مردم کره شمالی نیز هیچ ذهنیت و دانشی در مورد آن چه که خارج از دنیای آن ها در داخل کره شمالی رخ می دهد ندارند. این موضوع تنها در صورتی تغییر می کند که شهروندان این کشور بتوانند به نسخه های غیرقانونی از فیلم های و سریال های تلویزیونی خارجی و بخصوص آمریکایی دسترسی داشته باشند. رژیم کره شمالی نیز از همین موضوع بیم دارد و فیلم هایی که در غرب ساخته شده اند یک تهدید محسوب می شوند زیرا این موضوع باعث می شود مردم با خود فکرهای خاصی کرده و سوالات خطرناکی بپرسند.

 

 چیزهایی که در کمال ناباوری در کره شمالی امکان پذیر نیست

 


9- پیرسینگ

در کره شمالی اجازه دارید گوش های خود را سوراخ کنید و در آن ها گوشواره معمولی بیندازید اما سوراخ کردن بینی یا حلقه ی ناف را فراموش کنید. پیرسینگ نماد مسموم دیگری از امپریالیسم و کاپیتالیسم شناخته شده و در صورت دیده شدن توسط بریگادهای مبارزه با کاپیتالیسم به دردسر بزرگی خواهید افتاد. همچنین پلیس مد و فشن این کشور زنانی که دارای دامن های بسیار کوتاه باشند را نیز تحت تعقیب قرار داده و کسانی که کفش های با شکل نامناسب، لباس های آستین کوتاه مانند تی شرت و دختران مجردی که در بازارهای عمومی کسب و کار دارند را بازداشت و تنبیه خواهند کرد.

 

 چیزهایی که در کمال ناباوری در کره شمالی امکان پذیر نیست

 


10- آیفون

قوانین کره شمالی از جوک خنده دارتر به نظر می رسد. در حالی که رهبر این کشور بخش اعظم درآمد و بودجه این کشور را صرف ساختن سلاح های هسته ای می کند، شخصیت های سیاسی و نظامی بلندمرتبه این کشور با خوردن همبرگرهای مک دونالدز، نوشیدنی های الکلی گران قیمت و ساعت های آرمانی خوشگذرانی می کنند اما نمی تواند برق خانه ها را بیش از ساعاتی کوتاه در شبانه روز روشن نگه دارد. با وجود این مشکلات آشکار و اولیه، رژیم بی وقفه تلاش می کند که تمامی شهروندان رنج کشیده و عمدتاً مردم گرسنه این کشور باور داشته باشند که در یک کشور سعادتمند زندگی می کنند.

 

و نماد اصلی سعادت و خوشبختی در کشور چیست: گوشی آیفون! در کمال ناباوری و در حالی که لباس جین، رنگ کردن مو، پیرسینگ و مک دونالدز همگی نمادهای آمپریالیستی شناخته می شوند اما کمپانی اپل که یک شرکت موفق کاملاً آمریکایی بوده و بیش از یک ششم مردم آمریکا از گوشی های تلفن همراه ساخت این کمپانی استفاده می کنند، در کره شمالی نماد امپریالیسم به شمار نمی آید زیرا کیم جونگ اون آیفون را دوست دارد. اما این جا نیز یک مشکل وجود دارد و آن هم این که اپل نیز مانند کمپانی های بزرگ دیگر نمی تواند وارد بازار این کشور شود.

 

از این رو بسیاری بر این باورند که کره شمالی یک گوشی اپل واقعی دارد. یک گوشی هوشمند ساخت این کشور وجود دارد که شباهت بسیاری با گوشی های ساخت کمپانی اپل دارد. در حالی که بسیاری در این کشور توانایی خرید یک گوشی هوشمند را ندارند اما مشخص شده که گوشی های شبیه اپل در این کشور محبوب هستند.

 

 چیزهایی که در کمال ناباوری در کره شمالی امکان پذیر نیست

 


11- موسیقی هایی که رژیم دوست ندارد

برای کیم جونگ اون، موسیقی موضوع بسیار حساسی به شمار می آید به خصوص اگر شعر آن در مدح او نبوده و با گفته ها و رفتارهای نیاکان درگذشته او مناسبتی نداشته باشد. روی هم رفته اگر این موسیقی با ارزشهای رهبران این کشور سازگاری نداشته باشد مجازات مرگ در انتظار خاطیان خواهد بود. اخیراً 12 موسیقیدان، از جمله نامزد سابق کیم جونگ اون به جرم خواندن ترانه هایی که به مذاق رهبر بزرگ عزیز خوش نیامده در ملاء عام اعدام شدند.

 

البته دلیل رسمی برای این اعدام ها، تولید فیلم های مستهجن توسط این موسیقیدانان اعلام شد و برای برخی دیگر نیز داشتن انجیل به عنوان دلیل اعدام مطرح شد که گناهی نابخشودنی در این کشور محسوب می شود. البته این ممنوعیت برای رهبر محبوب این کشور دردسر ساز شده زیرا بسیاری به آهنگ های فولکلور و بسیار قدیمی ممنوعه روی آورده اند که بسیاری از آن ها فراموش شده بودند. درست مانند بسیاری از دیکتاتوری های دیگر در سراسر جهان گذشته و امروزی، بعضی اوقات سیاست های یک دیکتاتور اثرات کاملاً متفاوت و غافلگیر کننده ای دارند.

 

چیزهایی که در کمال ناباوری در کره شمالی امکان پذیر نیست

 


 

حتما درباره شرایط عجیب و وحشتناک حاکم بر کره شمالی چیزهایی شنیده اید، اما عکس‌های واقعی زیادی وجود ندارند که آن را نشان دهند. کره بعد از جنگ جهانی دوم به دو قسمت تقسیم شد: شمال آن تبدیل به یک کشور کمونیستی و جنوب آن تبدیل به یک کشور دموکراسی شد. باوجود دیکتاتوری کیم جونگ اون، به ندرت عکاسان می‌توانند جامعه فلک زده کره شمالی را مستند کنند. این کار بسیار خطرناک است، زیرا عکسبرداری از زندگی روزمره و نمایش آن در خارج از کشور غیرقانونی است. در اینجا تصاویر باورنکردنی را مشاهده می‌کنید که به خارج کشور قاچاق شده اند:

کره شمالی ثروت هنگفتی را خرج نیروهای مسلح می‌کند

دقیقا مشخص نیست که رهبر کره شمالی، کیم جونگ اون، چقدر برای تامین بودجه ارتش کره شمالی هزینه می‌کند، اما گفته می‌شود ثروت زیادی در این راه صرف می‌شود. ارتش کره شمالی از لیزر‌ها و موشک هایی استفاده می‌کند که در سایر کشور‌ها ممنوع است و همچنین دارای یک واحد جنگ سایبری قابل توجه است. خدمت سربازی برای همه مردم بالای ۱۸ سال کره شمالی، حتی زنان اجباری است. همچنین کره شمالی دارای تعداد زیادی زیردریایی (بین ۷۰ تا ۷۵ زیردریایی) است.

 

تصاویری از شرایط عجیب و احمقانه کره شمالی 

 


برای تحصیل در کره شمالی باید کار کنید

آیا‌ میدانستید دانش آموزان کره شمالی باید میز، صندلی و حتی بخاری خود هنگام زمستان را خودشان بخرند؟ همچنین آن‌ها مجبورند در طول مدرسه کار کنند تا چیزهایی برای دولت تولید کنند. اگر والدین می‌خواهند تمرکز دخترشان روی درس باشد و از کارهای سخت دور باشد، یا باید به معلمان رشوه دهند یا فرزندشان را به مدرسه نفرستند که در این صورت تنها فرصت تحصیلشان را از دست می‌دهد.

 

تصاویری از شرایط عجیب و احمقانه کره شمالی

 


 

کمتر از سه درصد جاده‌ها آسفالت شده اند

به دلیل کمبود بودجه دولتی، بیشتر خیابان‌ها آسفالت ندارند. درواقع، اگر در کره شمالی سفر کنید، می‌بینید که کمتر از ۳% جاده‌ها تکمیل شده اند. یعنی از تمام جاده های کشور، تنها ۲.۸۳% آسفالت شده اند.

 

تصاویری از شرایط عجیب و احمقانه کره شمالی 

 


ثروت خالص بیل گیتس از تولید ناخالص داخلی کره شمالی بیشتر است

بیل گیتس حدود ۷۸.۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۶ ثروت داشته که چهار و نیم برابر کره شمالی است. طبق گزارش ها، تولید ناخالص داخلی کره شمالی حدود ۱۷.۴ میلیارد دلار است در حالی که تولید ناخالص داخلی آمریکا ۱۶.۷۷ تریلیون دلار است.

 

تصاویری از شرایط عجیب و احمقانه کره شمالی

 


 

این کشور به عنوان فاسدترین کشور جهان شناخته می‌شود

این یکی احتمالا شما را شوکه نمی‌کند، اما سال گذشته کره شمالی به عنوان فاسدترین کشور جهان شناخته شد. درصورتی که فساد کامل را صفر و کاملا عاری از فساد را ۱۰۰ در نظر بگیریم، کره شمالی و سومالی امتیاز ۸ را به دست می‌آورند. همچنین نتایج نشان می‌دهد که ۶۸% از همه کشور‌ها مشکلات جدی فساد دارند و هیچ کشوری کاملا عاری از فساد نیست.

 

تصاویری از شرایط عجیب و احمقانه کره شمالی 

 


کره شمالی تقریبا به اندازه پنسیلوانیا است

با دیدن این تصاویر ممکن است فکر کنید کره شمالی کشور بزرگی است، اما در واقع، تقریبا هم اندازه پنسیلوانیا است. کره شمالی تقریبا ۱۲۰۵۳۸ کیلومتر مربع است در حالی که مساحت کشور ما ۱۶۴۸۱۹۵ کیلومتر مربع است. اما برخلاف پنسیلوانیا تنها ۱۹.۵% از آن برای تولید محصولات کشاورزی استفاده می‌شود.

 

تصاویری از شرایط عجیب و احمقانه کره شمالی

 


 

شهروندان غربی نمی‌توانند خودشان در کره شمالی راه بروند

پس از اینکه با بازدید شما از این کشور موافقت شد، یک راهنما به شما اختصاص داده می‌شود. شما نمی‌توانید بگویید «نه، متشکرم». این راهنما اجباری است و در مدت اقامتتان همیشه با شما خواهند بود و تور شما به ندرت ون را ترک خواهد کرد. راهنما همه کارهای شما را تحت نظر خواهد داشت، حتی آن‌ها به شما می‌گویند که کی بخوابید و کی بیدار شوید.
تصاویری از شرایط عجیب و احمقانه کره شمالی 

 


در کره شمالی سربازان همه جا هستند

در این عکس، عکاس سعی کرده از گفتگوی دو سرباز عکس بگیرد. در کره شمالی دیدن سرباز‌ها در همه جا چیز عجیبی نیست.

 

تصاویری از شرایط عجیب و احمقانه کره شمالی 

 


 

کشیدن ماریجوانا در کره شمالی قانونی است

به گفته کسانی که از این کشور بازدید کرده اند، مصرف و خرید ماریجوانا در این کشور کاملا آزاد است و نیازی نیست نگران تعقیب قانونی باشید. البته دقیقا مشخص نیست که هیچ قانونی علیه ماریجوانا وجود دارد یا قوانینی وجود دارند که اجرا نمی‌شوند یا خیر. همچنین مشخص نیست که قوانین یکسان برای گردشگران و شهروندان کره شمالی اعمال می‌شود یا خیر.
تصاویری از شرایط عجیب و احمقانه کره شمالی 

 


خدمات عمومی کره شمالی دشوار است

این عکس که در یادبود عظم مانسو هیل گرفته شده، دخترانی را نشان می‌دهد که یونیفورم پوشیده و یکی از پیاده راه‌ها را به عنوان شکلی از خدمات عمومی جارو می‌کنند. چیزی که احتمالا در کشورهای دیگر مشاهده نخواهید کرد.

 

تصاویری از شرایط عجیب و احمقانه کره شمالی 

 


برای خروج از این کشور باید ۸۰۰۰ دلار بپردازید

ترک کره شمالی کار آسانی نیست و اگر هنگام فرار دستگیر شوید به سختی مجازات می‌شوید. اما یک راه وجود دارد و برای آن باید ۸۰۰۰ دلار بپردازید. این پول فقط شما را به چین می‌رساند و افراد بسیاری کمی واقعا قادر به پرداختن چنین مبلغی هستند؛ بنابراین ترک این کشور تقریبا غیرممکن است.
 تصاویری از شرایط عجیب و احمقانه کره شمالی 

 


مردم محلی و گردشگران نمی‌توانند از یک فروشگاه خرید کنند

در کره شمالی آزاد نیستید که هرجا خواستید بروید. در این عکس، عکاس بعد از اینکه توانست یک دقیقه از دو راهنمایش دور شود به یک فروشگاه محلی رفت، اما پلیس مانع ورود او شد، چون این فروشگاه برای مردم کره شمالی بود. او تنها ۱۵ ثانیه وقت داشت این عکس را بگیرد.

 

تصاویری از شرایط عجیب و احمقانه کره شمالی 

 


نمی‌توانید آزادانه در این کشور سفر کنید

حتی اگر شهروند کره شمالی باشید، اجازه ندارید آزادانه در این کشور سفر کنید و اگر می‌خواهید از شهرتان خارج شوید باید اول مجوز بگیرید. این یعنی دولت می‌داند که هرکسی کجاست. آن‌ها هنوز اجازه ندارند با اتومبیل خودشان سفر کنند و باید از اتوبوس یا قطار استفاده کنند.

 

تصاویری از شرایط عجیب و احمقانه کره شمالی 

 


کره شمالی به پیونگ یانگ افتخار می‌کند

پایتخت کره شمالی و بزرگترین شهر آن پیونگ یانگ است. این شهر در جنگ کره نابود شد و در نهایت با طرح‌های کیم ایل سونگ بازسازی شد.

 

تصاویری از شرایط عجیب و احمقانه کره شمالی 

 


کارگران دولتی در کره شمالی بسیار سخت کار می‌کنند

در اینجا کارگران دولتی را مشاهده می‌کنید که در حال حمل بار روی پل هستند. به نظر می‌رسد آن‌ها به کامیون یا چیزی مشابه آن دسترسی ندارند که اشیای سنگین را حمل کند یا حداقل کارگران را به محل ساخت و ساز برساند. به لباس‌های قهوه‌ای آن‌ها توجه کنید. به نظر می‌رسد باید مشخص باشد که آن‌ها برای دولت کار می‌کنند.

 

تصاویری از شرایط عجیب و احمقانه کره شمالی 

 


ساختمان های دولتی پیونگ یانگ بسیار چشمگیر است

این یکی از ساختمان‌های دولتی آن هاست که تصویر کیم ایل سونگ روی آن نمایش داده می‌شود. رهبر جمهوری دموکراتیک کره شمالی اکنون کیم جونگ اون، نوه کیم ایل سونگ است.

 

 تصاویری از شرایط عجیب و احمقانه کره شمالی

 


معماری کره شمالی ابتدایی است

به جز یکی دو ساختمان و یادمان، معماری کره شمالی بسیار ساده و ابتدایی است. در اینجا بلوک‌های آپارتمانی را می‌بینید که مردم در آن زندگی می‌کنند و آن را خانه می‌نامند، اما بیشتر شبیه زندان است تا محل زندگی!

 

تصاویری از شرایط عجیب و احمقانه کره شمالی 


فقط خیابان‌های کره شمالی عادی به نظر می‌رسند

هنگام رانندگی در پیونگ یانگ، به نظر می‌رسد در یک شهر شلوغ عادی هستید. تعداد زیادی از مردم در خیابان‌ها راه می‌روند، چون هیچ ترافیکی وجود ندارد. راهنما هرجا که محیط اطراف خوب و جالب توجه به نظر برسد عمدا سرعت را کم می‌کند و هرجا ناخوشایند باشد سرعت را زیاد می‌کند تا گردشگران نتوانند عکس بگیرند.

 

تصاویری از شرایط عجیب و احمقانه کره شمالی 


ایستگاه قطار صحنه سازی شده

این ایستگاه قطار پیونگ یانگ و یک منظره عجیب برای عکاس است. قطار او تنها قطار آن روز بود، بنابراین انتظار می‌رفت ایستگاه بسیار خلوت باشد، اما اصلا خلوت نبود. به نظر عکاس ایستگاه قطار مانند صحنه تئاتر، ساختگی بوده است. همه بسیار خوب لباس پوشیده بودند و شبیه شهروندان مدلی بودند که سوار قطار می‌شدند، که برای او بسیار عجیب بود.
تصاویری از شرایط عجیب و احمقانه کره شمالی 

 


حتی چینی‌ها نیز کنترل می‌کنند

مردم کره شمالی آزادی کافی ندارند که هرجا می‌خواهند بروند. دولت برج‌های مراقبت و نگهبانانی دارد که مطمئن شود مردم فرار نمی‌کنند. اگر کسی حین فرار دستگیر شود به اردوگاه کار اجباری فرستاده می‌شود و اگر مشخص شود که خیانتکار است محکوم به مرگ می‌شود. اگر چینی‌ها کسی را در حال فرار دستگیر کنند، مردان را برمی گردانند و زنان را به مردان چینی می‌فروشند.
تصاویری از شرایط عجیب و احمقانه کره شمالی 

 


تاکسی‌های کره شمالی برای گردشگران نیستند

تاکسی‌های این کشور فقط برای مردم کره شمالی هستند و گردشگران اجازه ندارند از آن‌ها استفاده کنند. هم چنین تاکسی‌ها بسیار گران هستند و فقط افراد ثروتمند جامعه توانایی استفاده از آن‌ها را دارند.

 

تصاویری از شرایط عجیب و احمقانه کره شمالی 

 


کره شمالی و چین بسیار نزدیک هستند

در این تصویر کره شمالی را در سمت چپ و چین را در سمت راست و در مرز چین و کره در رودخانه یالو می‌بینید. همان طور که می‌بینید تفاوت زیادی بین این دو کشور وجود دارد.

 

تصاویری از شرایط عجیب و احمقانه کره شمالی 

 


ماشین یک وسیله لاکچری است

شما در این کشور مردم زیادی را در حال رانندگی خودرو و کامیون نمی‌بینید. داشتن خودرو کاملا لاکچری است و مردم پیاده، با دوچرخه یا گاری سفر می‌کنند و نمی‌توانید ترافیک را بهانه‌ای برای دیررسیدن به محل کارتان کنید.

 

تصاویری از شرایط عجیب و احمقانه کره شمالی 


سربازان به همه حرکات شما نظارت دارند

این عکس در یکی از پارک‌های پیونگ یانگ گرفته شده است. دو زن در حال تمیز کردن خیابان هستند و سرباز باید نظارت کند که کارشان را به درستی انجام می‌دهند. کار در این کشور حتی بدون نظارت دائمی سربازان هم به اندازه کافی استرس زا هست.

 

تصاویری از شرایط عجیب و احمقانه کره شمالی 


کره شمالی تقویم متفاوتی دارد

تقویم کره شمالی یا تقویم جوچه از سال ۱۹۱۲ و سال تولد رهبر کره شمالی و پدربزرگ رهبر فعلی، کیم ایل سونگ آغاز می‌شود. این تقویم از سال ۱۹۹۷ یعنی سه سال پس از مرگ رهبرشان تقویم رسمی شد. این یعنی سال ۲۰۱۷ سال ۱۰۶ جوچه در کره شمالی است.

 

تصاویری از شرایط عجیب و احمقانه کره شمالی


تبلیغات دائمی تلویزیون

در اینجا خدمتکار یک رستوران را مشاهده می‌کنید، اما این عکس درباره او نیست. در صفحه نمایش تلویزیون تصویر یکی از رهبران ملی کره شمالی را می‌بینید. این یکی از پیام‌های تبلیغاتی است که به صورت شبانه روزی پخش می‌شود. کارگران و مشتریان انتخابی ندارند جز اینکه به او گوش دهند. در واقع این موسیقی پس زمینه آن هاست!

 

 تصاویری از شرایط عجیب و احمقانه کره شمالی

 


پل دوستی چین و کره

بالاخره یک تصویر خوشایند از کره شمالی! پل دوستی چین و کره که دوندونگ را به شهر سینویجو متصل می‌کند؛ آخرین جایی که قبل از ورود به این کشور می‌توانید چراغ‌های روشن رنگی را ببینید. همانطور که حدس می‌زنید منطقه تاریک در سمت چپ تصویر آغاز کره شمالی و افسردگی است…

 

تصاویری از شرایط عجیب و احمقانه کره شمالی

 

 


 

همه ما تاکنون فهمیده ایم که کره شمالی کشور عجیب و جالبی است. این کشور مشخصا با سایر کشورهایی که می‌شناسیم متفاوت است. به نظر می‌رسد که آن‌ها در دنیای خودشان زندگی می‌کنند، قوانین متفاوت خودشان را دارند، به یک فرهنگ کاملا متفاوت خو گرفته اند و بیشترشان از آمریکایی‌ها متنفرند. قوانین کره شمالی فراتر از همه سیستم هایی هستند که تا به حال دیده ایم، رهبرشان کیم جونگ اون قسم می‌خورد که این بهترین راه زندگی است.

در کره شمالی ممکن‌ترین کاری که شهروندان می‌توانند انجام دهند این است که آرام باشند و هرچه به آن‌ها گفته می‌شود گوش کنند. در واقع هرچیزی که کیم جونگ اون به عنوان قانون بیان می‌کند خوب است و باید انجام شود. اما بسیاری از این قوانین غیرمنطقی هستند، مثل اینکه هیچکس دیگری در این کشور نمی‌تواند نام «کیم» داشته باشد، تکنولوژی ممنوع است و حتی تماس داخل کشور به سختی ممکن است.

سه نسل مجازات

در کره شمالی قانون «سه نسل مجازات» وجود دارد و تنها دلیلی که مردم جهان این قانون را می‌دانند مردی به نام «شین دونگ هیوک» است که در کمپ ۱۴ زندان کره شمالی به دنیا آمده است. تقریبا ۱۵۰ هزار نفر در این کمپ با کار سخت و قحطی و گرسنگی زندگی می‌کنند. طبق این قانون اگر اعضای خانواده به عنوان خائن یا مجرمی شناخته شوند که ناسپاسی آن‌ها را نشان می‌دهد کل خانواده گرفتار می‌شوند. والدین، بچه‌ها و نوه‌ها همگی خائن محسوب می‌شوند و باید مجازات شوند. دونگ هیوک یکی از تنها کسانی است که از این زندان فرار کرده و توانسته داستانش را بگوید. او مصاحبه‌ای با اندرسون کوپر انجام داد و حقایق جدید و عجیبی عنوان کرد مثل اینکه او نمی‌دانست آمریکا وجود دارد و زمین گرد است.

 قوانین عجیب و غریبی که فقط در کره شمالی وجود دارد

 

مجوز زندگی در پایتخت

پایتخت کره شمالی پیونگ یانگ است. حدود ۲.۵ میلیون نفر در این شهر زندگی می‌کنند. شگفت انگیز است، زیرا برای زندگی در این شهر باید مجوز دولتی داشته باشید. دولت باتوجه به سطح درآمد، سطح تحصیلات و مفید بودن شما تصمیم می‌گیرد که می‌توانید در این شهر زندگی کنید یا نه. عجیب است که این جمعیت در پیونگ یانگ زندگی می‌کند، چون یک نفر باید به دقت انتخاب کند که چه کسی بماند و چه کسی برود.

 

 قوانین عجیب و غریبی که فقط در کره شمالی وجود دارد

 


 

افراد انگشت شماری می‌توانند از اینترنت استفاده کنند

در جاهایی مثل کانادا، انگلستان و بسیاری از کشورهای دیگر، افراد معمولا به راحتی به اینترنت و تلویزیون و همه سرگرمی‌های دیگری که تکنولوژی فراهم می‌کند دسترسی دارند. اما همانطور که می‌توانید حدس بزنید، در کره شمالی این‌ها کالای لوکس به حساب می‌آیند. ظاهرا تنها کسانی که در این کشور به اینترنت دسترسی دارند کیم جونگ اون و برخی از شهروندانی هستند که برای انجام حرفه خود باید از کامپیوتر استفاده کنند. در واقع آن‌ها تنها ۲۸ وبسایت قابل دسترسی دارند که بیشتر آن‌ها روی آگاه نگاه داشتن شهروندان از اقدامات روز رهبرشان تمرکز دارند. بقیه شامل سایت غذا می‌شود که فقط دستور غذاهای سنتی کره شمالی را دارد و هر هنر و فرهنگی که در این شهر جریان دارد؛ و همه این سایت‌ها بسیار کم کیفیت هستند.
قوانین عجیب و غریبی که فقط در کره شمالی وجود دارد 

 


تنها افراد خاصی می‌توانند رانندگی کنند

در کره شمالی تنها مردان اجازه رانندگی دارند؛ و معمولا فقط مسئولین دولتی می‌توانند رانندگی کنند. هرچند این برای کسانی که عجله دارند به مقصد برسند خوب است، اما بسیار عجیب هم هست. چند سال پیش تصویری در اینترنت منتشر شد که خیابان‌های بسیار خلوت کره شمالی را نشان می‌داد. درست مثل بیشتر قوانین آن ها، این قانون هم واقعا دلیل خوبی ندارد. این کشور درمورد شهروندانی که می‌خواهند کشورشان را ترک کنند بسیار سختگیر است. اما در واقع حتی یک ماشین هم نمی‌تواند زیاد از کشور دور شود. چه اشکالی دارد که همه بتوانند ماشین داشته باشند؟ مجبوریم فرض را بر این بگذاریم که بسیاری از آن‌ها درآمد کافی برای خرید ماشین را ندارند یا دوچرخه سواری و پیاده روی سالم‌تر است.
قوانین عجیب و غریبی که فقط در کره شمالی وجود دارد 

 



تماس تلفنی خارج از کشور مجاز نیست

تلفن یکی دیگر از کالاهای لوکس کره شمالی است. در کشورهای دیگر تلفن‌ها و شرکت‌های تلفن زیادی هستند که با هم رقابت می‌کنند. اما در کره شمالی حتی ابتدایی‌ترین تلفن‌های همراه هم وجود ندارد. آن‌ها از تلفن‌های ثابتی استفاده می‌کنند که به شدت کنترل می‌شود و قوانینی برای استفاده از تلفن دارند. یکی از این قوانین تماس بین المللی را ممنوع می‌کند. در سال ۲۰۰۷ مردی که بیش از یک تماس بین المللی داشت کشته شد. کسانی که این قانون را زیر پا می‌گذارند در مقابل چشم ۱۵۰ هزار نفر اعدام می‌شوند.
قوانین عجیب و غریبی که فقط در کره شمالی وجود دارد 

 


برای آموزش و تحصیلات فرزندتان باید هزینه کنید

در این کشور اگر می‌خواهید فرزندان خود را به مدرسه بفرستید باید هزینه زیادی برای آن پرداخت کنید. هر کودکی که به مدرسه می‌رود، والدین نه تنها باید هزینه لباس و شهریه او را پرداخت کنند، بلکه هزینه میز، صندلی، و هرچیز دیگری که در مدرسه استفاده می‌شود را هم برعهده دارند.

 

قوانین عجیب و غریبی که فقط در کره شمالی وجود دارد 

 


پرهیز از کتاب مقدس

کتاب مقدس در کره شمالی نماد فرهنگ غرب است و آن‌ها فرهنگ غرب را ممنوع کرده اند. کتاب مقدس مسیحیان اصلا در این کشور مجاز نیست و هرکسی که با آن دستگیر شود به دردسر بدی می‌افتد. آن‌ها می‌ترسند که این کتاب روی شهروندان تاثیر بگذارد یا باعث تغییر مذهب آن‌ها به دینی شود که در کره شمالی پذیرفته شده نیست و این قانون را بسیار جدی می‌گیرند. یک بار زنی شانس خود را امتحان کرد و مثل بسیاری از افراد دیگر که این قانون را نقض کردند اعدام شد. کره شمالی جایی برای امتحان کردن شانس نیست.

 

قوانین عجیب و غریبی که فقط در کره شمالی وجود دارد 

 


اپل؟

برندهای خاصی هستند که به هیچ قیمتی حق ندارند محصولاتشان را در کره شمالی توزیع کنند. این برندهای خاص اپل، مایکروسافت و سونی هستند، اما هیچ توضیح واقعی وجود ندارد که چرا این برند‌ها ممنوع هستند. شاید، چون آمریکایی هستند کیم جونگ اون دوست ندارد با آن‌ها کار کند. علاوه بر این، شهروندان کره شمالی اطلاعات زیادی درباره فناوری ندارند. آن‌ها آنقدر منزوی هستند که حتی نمی‌دانند چه چیزهایی ندارند. احتمالا حتی اگر این محصولات در کره شمالی هم فروخته می‌شد هم نمی‌توانستند آن را تهیه کنند. این کشور به تکنولوژی بالای خودش افتخار می‌کند، اما اگر گوشی هوشمند، اینترنت و … نداشته باشید چطور می‌توانید پیشرفته باشید؟

قوانین عجیب و غریبی که فقط در کره شمالی وجود دارد

 

 

 فقط ادبیات کره شمالی

درست مثل کتاب مقدس، ادبیات غرب هم در کره شمالی پذیرفته شده نیست و تنها فروش و نگهداری آثار ادبی مربوط به کره شمالی مجاز است. اگر یک توریست به دلایل احمقانه کره شمالی را به عنوان مقصدش انتخاب کند همه کتاب ها و نوشته های مربوط به کشورش را باید تحویل دهد. لطفا یکی از افراد نادانی نباشید که فکر می‌کنند می‌توانند پنهانی از فرودگاه عبور کنند، چون دستگیر می‌شوید.

 

قوانین عجیب و غریبی که فقط در کره شمالی وجود دارد 

 


تلویزیون اصلا جالب نیست

تلویزیون یکی از برگزیده‌های فرهنگ غربی گذشته است. در واقع، باوجود بهترین نمایش‌های تلویزیونی که همزمان پخش می‌شوند به سختی می‌توان تصور کرد نتوان با یکی از آن‌ها شب آرامی را گذراند. اما در کره شمالی اوضاع متفاوت است. آن‌ها فقط ۳ کانال دارند. این کانال‌ها معمولا حول اقدامات رهبرشان در آن روز می‌گردد و فقط می‌توانند از بین فیلم‌ها و مستندهای تکراری و اخبار انتخاب کنند. حتی آن‌ها زمان‌های پخش مشخصی دارند که ساعت ۵ صبح، ۸ صبح و ۱۰ شب است و معمولا بیشتر از ۲۰ دقیقه طول نمی‌کشد.‌ می‌توان گفت که آن‌ها تا به حال یک فیلم را تا انتها ندیده اند.

 

قوانین عجیب و غریبی که فقط در کره شمالی وجود دارد

 


 

هشتم ژوئن

رهبر کره شمالی تا هشتم ژوئن ۱۹۹۴ کیم سونگ دوم بود. او از دنیا رفت و این روز به سوگواری او اختصاص داده شده است. به این معنی که هیچکس نمی‌تواند در این روز بخندد یا خوشحال باشد و شهروندان به طور کلی باید غمگین باشند. حتی اگر او را دوست ندارید مجبورید برایش سوگواری کنید.

قوانین عجیب و غریبی که فقط در کره شمالی وجود دارد

 


 

نباید بخوابید

زندگی سخت و خسته کننده است و ما نمی‌توانیم هر روز سرحال و گوش به زنگ باشیم. اما در کره شمالی اگر در یک جلسه خوابتان ببرد یا خمیازه بکشید واقعا غیرقانونی است. وزیر دفاع کره شمالی «هیون یونگ چول» به طور اتفاقی در جلسه‌ای که توسط کیم جونگ اون برگزار شده بود، خوابش برد. او به طرز بی رحمانه‌ای اعدام شد. جرم او بی احترامی بود. لازم به ذکر نیست که این مجازات بسیار زیادی برای یک خستگی ساده است.

 

قوانین عجیب و غریبی که فقط در کره شمالی وجود دارد 

 


شغل را دولت منصوب می‌کند

واقعا مهم نیست برای چه مدرسه می‌روید یا حتی موقعیت مدرسه رفتن را داشته باشید، چون شغل‌ها را دولت کره شمالی تعیین می‌کند. این شغل‌ها عمدتا بر اساس آنچه نیاز است تعیین می‌شوند. وقتی دولت شغلی را برای شما انتخاب کرد آن شغل مادام العمرتان می‌شود. وقتی بچه‌ها مدرسه را تمام کنند، فرم‌های سه حرفه‌ای خود را پر می‌کنند. والدین به مسئولین رشوه می‌دهند تا شغل هایی به آن‌ها بدهند که به آن‌ها حقوق واقعی پرداخت کنند و در کارخانه هایی نباشد که محصول واقعی تولید نمی‌کنند و فقط برای نمایش هستند.
قوانین عجیب و غریبی که فقط در کره شمالی وجود دارد 

 

 

 هنگام آتش سوزی عکس ها را نجات دهید

این یکی از مهم‌ترین قوانین کره شمالی است. اگر آپارتمانتان آتش بگیرد، اولین کاری که باید بکنید این است که همه عکس هایی که از رهبران سیاسی در خانه تان دارید را نجات دهید. سپس می‌توانید وسایل خودتان را نجات دهید. هیچ توضیح منطقی برای این قانون وجود ندارد، اما ممکن است به دلیل خودخواهی رهبران سیاسی باشد. هم چنین فکر می‌کنیم داشتن حداقل یک عکس از رهبران سیاسی در خانه یک قانون باشد.

 

قوانین عجیب و غریبی که فقط در کره شمالی وجود دارد 

 

 

اهالی کره شمالی که پس از جنگ کره به دنیا آمده‌اند حدود ۵ سانتی‌متر نسبت به ساکنین کره جنوبی کوتاه‌ قدتر هستند

 

حقیقت عجیب و غریب در مورد کره شمالی

با بررسی بر روی افرادی که از کره شمالی به چین فرار کرده‌اند و پس از جنگ کره که در سال ۱۳۲۹ اتفاق افتاد به دنیا آمده‌‌اند. مشخص شده است که میانگین قد ساکنین کره شمالی نسبت به همسایگان خود در کره جنوبی حدود ۵ سانتیمتر کوتاه‌تر است.

 


کره شمالی ساعت جهانی خاص خود را دارد

 

حقیقت عجیب و غریب در مورد کره شمالی

در سال ۱۳۹۴ دولت کره رسماً ساعت جهانی خاص خود را اعلام کرد، این ساعت جهانی بر اساس نام پایخت کره شمالی، پیونگ‌یانگ‌ نامیده می‌شود و حدود ۳۰ دقیقه عقب‌تر از کره جنوبی و ژاپن است.

کره شمالی استفاده از ساعت جهانی خاص خود را همزمان با جشن هفتاد سالگی آزادی کره شمالی از ژاپن در تاریخ ۲۴ مرداد ماه سال ۱۳۹۴ اعلام کرد. از قرار معلوم ساعت رسمی پیونگ‌یانگ قبل از قوانین ژاپن نیز در این کشور استفاده می‌شده است.

 


کیم جونگ اون، به تمامی شهروندان مرد در کره شمالی دستور داده تا موهای خود را مانند وی اصلاح کنند

 

حقیقت عجیب و غریب در مورد کره شمالی

یکی از منابع آگاه از جریان‌های داخلی پیونگ‌یانگ به روزنامه The Chosun Ilbo که در کره جنوبی منتشر می‌شود گزارش داده است که مقامات کره‌ شمالی مردهای این کشور را وادار کرده‌اند تا موی سر خود را بیشتر از ۲ سانتیمتر بلند نکنند، زن‌های ساکن کره شمالی نیز اجازه ندارند موهای خود را از روی شانه بیشتر بلند کنند.

از طرف دیگر مردهای کره‌ شمالی نیز باید حتما موهای خود را همانند مدل موی کیم جونگ اون کوتاه کنند، جالب است بدانید این مدل مو در کره شمالی با نام Ambitious شناخته می‌شود. بانوان کره شمالی نیز باید موهای خود را مانند مدل موی همسر کیم جونگ اون کوتاه کنند.

 


فرار از کره شمالی حدود ۸ هزار دلار هزینه بر می‌دارد

 

حقیقت عجیب و غریب در مورد کره شمالی

هزینه‌های فرار از کره شمالی از زمان رهبری کیم جونگ اون بیشتر شده است. بنا به آماری که حدود ۲ سال پیش منتشر شد، فرار از کره شمالی به مقصد چین حدود ۸ هزار دلار خرج برمی‌دارد. این مبلغ بسیار بیشتر از میانگین درآمد ساکنین کره شمالی است. حدود ۳ سال پیش درآمد یک شهروند کره شمالی چیزی حدود ۱۸۰۰ دلار در سال برآورد شده بود.

 


هزینه خرید نوشیدنی برای برگزاری مراسم سالانه یادبود کیم جونگ-ایل حدود ۵۰۰ برابر بیشتر از درآمد یک شهروند کره است

 

حقیقت عجیب و غریب در مورد کره شمالی

کیم جونگ-ایل پدر کیم جونگ اون است و برگزاری مراسم سالانه بزرگداشت وی چیزی جدود ۹۱۳ هزار دلار خرج دارد. کیم جونگ-ایل در سال ۱۳۹۰ درگذشت.

 


اگر پایتخت کره شمالی یکی از شهرهای آمریکا بود، به عنوان چهارمین شهر پرجمعیت آمریکا شناخته میشد

 

حقیقت عجیب و غریب در مورد کره شمالی

بر اساس گمانه‌زنی‌هایی که حدود ۲ سال پیش انجام شده است پیونگ‌یانگ حدود ۲،۸۶۳ نفر جمعیت دارد. این تعداد جمعیت حتی از ساکنین شهر بوستون آمریکا نیز بیشتر است، ۲ سال پیش آمار حکایت از جمعیت ۲.۳ میلیون‌ نفری بوستون داشت.

 


کره شمالی توانست در جام جهانی ۲۰۱۰ به برزیل گل بزند

 

حقیقت عجیب و غریب در مورد کره شمالی

کره‌ شمالی در جام جهانی ۲۰۱۰ شرکت کرد و توانست به بزریل گل بزند، اما در نهایت با نتیجه قابل قبول ۱-۲ بازی را به برزیل واگذار کرد. اما پس از شکست 7 بر صفر برابر پرتغال در همین بازی ها، تعدادی از بازیکنان تیم از ترس مجازات به کشورشان بازنگشتند و کیم جونگ هون سرمربی این تیم به اتهام تحقیر کشورش، اعدام شد.

 


مساحت کره شمالی حدود مساحت ایالت پنسیلوانیا آمریکا است

 

حقیقت عجیب و غریب در مورد کره شمالی

ایالت پنسیلوانیا آمریکا مساحتی حدود ۱۱۹۲۷۹ کیلومتر مربع دارد. مساحت کره شمالی نیز برابر با ۱۲۰۵۳۸ کلیومتر مربع است. اما از این مساحت زیاد در ایالت پنسیلوانیا، تنها ۲۰ درصد از خاک این ایالت قابل زراعت است. از طرف دیگر تنها ۱۹.۵ درصد از خاک کره شمالی قابل کشت و زرع است.

 


کره شمالی معتقد است که ۱۰۰ درصد مردم این کشور باسواد هستند

 

حقیقت عجیب و غریب در مورد کره شمالی

سازمان‌های جهانی افرادی که بالای ۱۵ سال که قادر به خواندن و نوشتن هستند را باسواد می‌شناسند. کره شمالی نیز در این زمینه گزارشی اعلام کرده و مدعی است که ۱۰۰ درصد زنان و مردان این کشور باسواد هستند.

 


کمتر از ۳ درصد از جاده‌های کره شمالی آسفالت است

 

حقیقت عجیب و غریب در مورد کره شمالی

در کره شمالی ۲۵،۵۵۴ کیلومتر جاده وجود دارد که از این میزان تنها ۷۲۴ کلیومتر جاده آسفالت در کره شمالی گزارش شده است. به این ترتیب با یک حساب سرانگشتی می‌توان گفت تنها ۲.۸۳ درصد از جاده‌های کره شمالی آسفالت است.

 


مسافت تمام جاده‌های آسفالت کره شمالی تنها با فاصله‌ای بین نیویورک و شهر کلیولند برابری می‌کند

 

حقیقت عجیب و غریب در مورد کره شمالی

کره شمالی چیزی برابر با ۲۵،۵۵۴ کیلومتر جاده دارد، با این میزان جاده می‌توان ۳ مرتبه به دور سیاره پلوتو پیچید. اما تنها ۷۲۴ کیلومتر از این جاده‌ها آسفالت است، این مقدار با مسافت بین نیویورک و شهر کلیولند برابری می‌کند.

 


سرانه تولید ناخالص داخلی قطر ۷۳ بار بیشتر از کره شمالی است

 

حقیقت عجیب و غریب در مورد کره شمالی

در گزارشی که دو سال پیش منتشر شد قطر چیزی برابر با ۱۳۲،۱۰۰ دلار سرانه تولید ناخالص داخلی داشت در صورتی که سرانه تولید ناخالص کره شمالی در سال ۱۳۹۳ برابر با ۱۸۰۰ دلار مشخص شده است.

 


کره شمالی به عنوان یکی از فاسدترین کشورهای دنیا به حساب می‌آید

 

حقیقت عجیب و غریب در مورد کره شمالی

بر اساس فهرستی که در سال گذشته برای مشخص کردن معیار فساد در کشورهای دنیا منتشر شده بود، کره شمالی در مقام سوم فاسدترین کشورهای دنیا قرار گرفت. سومالی و سودان جنوبی نیز به ترتیب رتبه‌های اول و دوم را در این فهرست داشتند.

در این معیار که عدد صفر به معنای بیشترین میزان فساد و عدد ۱۰۰ به معنای عدم وجود فساد در کشورها به حساب می‌آمد، حدود ۱۷۶ کشور بررسی شدند و کره شمالی سال گذشته امتیاز ۱۲ را از ۱۰۰ کسب کرد، ۲ سال پیش نیز کره شمالی در این گزارش توانسته بود امتیار ۸ را کسب کند.

 

 

[ad_2]

28 آوریل 2018 98 بازدید 0
ادامه و دانلود

[ad_1]


ما در اینجا کلکسیونی از زیباترین و به روزترین ست‌های بهار و تابستان مخصوص آقایان را برایتان آورده ایم تا در صورت علاقه از آن‌ها ایده بگیرید و زیباتر از همیشه در جمع بدرخشید.

[ad_2]

28 آوریل 2018 51 بازدید 0
ادامه و دانلود

[ad_1]

پورتال پرشین فا – احسان درخشنده: چگونه اعتماد به نفسِ بیشتر داشته باشیم؟ چگونه در لحظات حساس زندگی مقتدر باشیم و خود را نبازیم؟ چگونه در مواجهه با اشخاص مهم دست و پای خود را گم نکنیم؟ یافتن پاسخ‌های مناسب برای این سؤالات، می‌تواند کیفیت زندگی افراد را به میزان قابل توجه ارتقا دهد.

همه‌ی ما به اهمیت «اعتماد به نفس» در زندگی واقف هستیم. هر کسی بنا به خصوصیات ذاتی و اکتسابی خود، از میزانی معین از اعتماد به نفس برخوردار است.

خوشبختانه راهکارهایی وجود دارد که با بهره گرفتن از آن‌ها می‌توان میزان اعتماد به نفس را ارتقا بخشید. تعدادی از این راهکارها در ویدئوی زیر معرفی شده است. امیدواریم این ویدئو بتواند در تقویت اعتماد به نفس شما مؤثر باشد.

در صورت پخش نشدن ویدئو بر روی لینک زیر کیک کنید

فیلم: چگونه اعتماد به نفس خود را تقویت کنیم؟

[ad_2]

28 آوریل 2018 61 بازدید 0
ادامه و دانلود

[ad_1]

گفت‌وگو با سعیده دلمرادی معلم جوانی که با کمک همسرش توانست برای کودکان نیازمند زندگی تازه‌ای بسازد

روزنامه شهروند – آیدا پیغامی: یکی دوربین موبایلش را روشن می‌کند، روی بلندی می‌گذارد و هر چیز خوردنی که دم دستش می‌رسد را با هم ترکیب می‌کند و بعد آن را سر می‌کشد و در صفحه اینستاگرامش به اشتراک می‌گذارد. دیگری روسری سر می‌کند و ادای زنان را درمی‌آورد و به اصطلاح کلیپ‌فان می‌سازد تا فالوور جذب کند و بتواند تبلیغات بگیرد و از اینستاگرام درآمد کسب کند. اما در شهر فرنگ اینستاگرام و در میان هزاران آدم باربط و بی‌ربطش، صفحه سعیده دلمرادی، معلم مدرسه‌ای استثنایی در یکی از دورترین مناطق شمال شرقی و همسرش محمد موسویان رنگ‌وبوی دیگری دارد.

اینستاگرام که شاید برای بسیاری از آدم‌ها در این دوره فقط جنبه تفریحی دارد، برای این زوج جوان به پل ارتباطی برای شناساندن خانواده‌ها و کودکان محروم و نیازمند به مردم تبدیل شده است. این زوج برای جذب فالوور نه مواد خوراکی ترکیب کردند، نه ادای کسی را درآوردند و نه دعوای صوری راه انداختند، بلکه فقط گوشه‌ای از محرومیت‌ها و نیازهای کودکان و خانواده‌ها را، نه زیاد و نه کم بلکه آن‌طور که باید و شاید با مردم به اشتراک گذاشتند و توانستند از همین طریق به بسیاری از خانواده‌ها و کودکان کمک کنند. این زوج آرزو دارند روزی بتوانند از تمام کودکانی که خانواده‌های‌شان شرایط سرپرستی آنها را ندارند، نگهداری کنند. آنچه در ادامه خواهید خواند، داستان شروع فعالیت‌های خیریه‌شان در اینستاگرام است.

خانه‌ای با هزار اتاق و هزار پنجره

اجازه بدهید گفت‌وگو را با معرفی شما شروع کنیم.

من سعیده دلمرادی، متولد شهریور ۵٩، لیسانس امور فرهنگی دارم و در حال حاضر معلم مدرسه استثنایی در شهر سرخس هستم.

ازدواج کرده‌اید؟

بله؛ همسرم مدیر مرکز اختلالات یادگیری است و لیسانس روانشناسی کودکان استثنایی دارد. ما هر دو فرهنگیِ آموزش‌و‌پرورش هستیم. همکار بودیم و در زمینه موسیقی فعالیت داشتیم. همسرم کلاس‌های آموزشی سه‌تار داشت. من شاگرد او بودم و آشنایی ما از همان کلاس‌ها آغاز شد و بعد از مدتی با هم ازدواج کردیم.

کار شما در اینستاگرام بیشتر در قالب فعالیت‌های خیریه است. قبل از این‌که صفحه اینستاگرامتان را باز کنید هم به افراد نیازمند کمک می‌کردید؟

بله؛ من بیشتر در مناطق محروم تدریس می‌کردم و همیشه در حد وسع خودم از خانواده‌های نیازمند حمایت می‌کردم.

یعنی از اول اینستاگرامتان را برای کمک کردن به دیگران باز کرده بودید؟

در ابتدا قصدم از انتشار عکس‌های کمک‌رسانی به افراد نیازمند، شناساندن این افراد به مردم بود و در مرحله دوم این بود که بتوانم برای آنها کمک جمع‌آوری کنم، اما واقعا تصور نمی‌کردم تا این حد بتوانم قدمی در جهت کمک به دانش‌‌آموزان روستا و بعد از آن خانواده‌های نیازمند بردارم. اما آنچه از ابتدا مشخص بود، این بود که می‌خواستیم مشکلات دیده شود تا مردم بدانند در گوشه‌ای از شمال شرقی‌ترین نقطه ایران چه محرومیت‌هایی وجود دارد و دانش‌آموزان و خانواده‌ها چه کمبودهایی دارند. در نهایت چون خودم همیشه دغدغه کودکان را داشتم و با دانش‌آموزانم که از دید مردم وضعیت عادی ندارند، رابطه‌ای فراتر از معلم و دانش‌آموز دارم، دوست داشتم به عنوان یک معلم، حس خوب کلاس و دانش‌آموزانم را با مردم به اشتراک بگذارم که در این میان محرومیت‌هایی هم وجود داشت و مردم آن را دیدند.

خوب شد که چند نمونه از این فعالیت‌ها را گفتید. نمونه‌های دیگری هم البته بوده که بنده می‌دانم، اما دوست دارم خوانندگان هم بیشتر با این فعالیت‌ها آشنا شوند.

حوزه‌های کاری ما با توجه به شرایط پیش‌آمده و مواردی که وجود دارد، بسیار گسترده است؛ به‌طور مثال ساخت فضای بهداشتی برای خانه‌ها، تعمیر خانه‌های مخروبه، مشکلات درمانی کودکانی که نیازمند هستند و توان مالی ندارند، طرح‌‌های اشتغال‌زایی برای خانواده‌های روستا، کمک‌های تحصیلی برای دانش‌آموزان و دانشجویان و بسته‌های غذایی و معیشتی برای خانواده‌های نیازمند. ما تا به حال توانسته‌ایم ٢ نفر را که در انتظار اعدام بودند، نجات دهیم و سومین مورد هم در دست اقدام است. اما در این میان یکی از گزارش‌هایی که در فضای مجازی بسیار دیده شد، برگزاری جشن تولد در مناطق محروم برای کودکان بود.

این تولدها را چطور برگزار می‌کنید؟

مردم هزینه تولد خودشان را هدیه می‌دهند و ما این هدیه را به کودکانی که نمی‌دانند جشن تولد و کیک تولد چیست، اهدا می‌کنیم و برای آنها جشن تولد می‌گیریم. بسیاری از کودکان به دلیل محرومیتی که در زندگی دارند به‌قدری درگیر هستند که حتی نمی‌دانند جشن تولد و کیک تولد چیست و ما از این طریق آنها را خوشحال می‌کنیم.

چطور توانستید اعتماد مردم را جلب کنید؟ چون این کار بسیار سخت است.

دلیل این اعتماد را اول از همه لطف خدا و بعد از آن محبت مردم می‌دانیم. واقعا نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد که مردم توانستند عکس‌ها را باور و با آنها زندگی کنند. هر عکسی که ما در صفحه اینستاگرام‌مان منتشر کردیم فقط یک تصویر نبود. بسیاری از مردم پشت این تصاویر اشک ریختند و تماس گرفتند و عده‌ای از آنها خودشان به دیدن خانواده‌ها رفتند. ما هر عکسی که تا به حال منتشر کرده‌ایم با لطف خدا و محبت مردم توانستیم تمام مشکلات خانواده‌ها را رفع کنیم و این را مدیون مردمی هستیم که به عکس‌ها اعتماد کردند،

معصومیت و محرومیت کودکان را پشت این عکس‌ها دیدند و واقعی بودن آنها را متوجه شدند. فکر می‌کنم دلیل دیگر این است که سعی کردیم همیشه در مواردی که گزارش دادیم، شفاف باشیم. هر شخصی اگر حتی هزینه کمی را برای کمک پرداخت کرد، ما سعی کردیم گزارش کمکش را شخصا ارسال کنیم تا بداند کمک‌هایش شخصا به فرد نیازمندی که مد نظرش بوده رسیده و واقعا در راهی که خودش می‌خواسته صرف شده است.

اصلا چطور با این مناطق محروم آشنا می‌شوید؟

شناسایی مناطق محروم و خانواده‌های نیازمند گاهی به‌صورت اتفاقی است. امکان دارد در سفرهای تفریحی که انجام می‌‌دهیم، برخی از این مناطق را شناسایی کنیم. ما در شهرها، مخصوصا در مناطق محروم چند رابط داریم و اکثرا این رابط‌ها مناطق محروم و خانواده‌های نیازمند را به ما معرفی می‌کنند. موضوع دیگری که وجود دارد این است که ما وقتی به سفر می‌رویم، مسیر سفرهایمان را با مردم در صفحه اینستاگرام‌مان به اشتراک می‌گذاریم و مردم ما را دنبال می‌کنند. در این بین مناطق و خانواده‌هایی را که قبلا خودشان شناسایی کرده‌اند به ما معرفی می‌کنند و ما در صورتی که تایید کنیم و به صحت آن پی ببریم به آنها کمک می‌کنیم.

خرج و مخارج این سفرها از کجا می‌آید؟ از کمک‌های مردمی؟

هزینه‌های سفرهایی که به‌صورت شخصی و تفریحی انجام می‌دهیم را خودمان پرداخت می‌کنیم. ما در سفرهای تفریحی و خانوادگی که داریم هم به مناطق محروم سر می‌زنیم و هزینه این سفرها را خودمان پرداخت می‌کنیم. اما زمانی که اتفاقی مانند زلزله کرمانشاه رخ می‌دهد و ما فقط برای کمک به افراد نیازمند به استانی سفر می‌کنیم، مجبوریم بخشی از هزینه‌های سفر را از کمک‌های مردمی تامین کنیم.

بین عکس‌هایی که در اینستاگرام منتشر می‌کنید، کودکان نقش و حضور بسیار پررنگ و قابل توجهی دارند. این علاقه از کجا نشأت می‌گیرد؟ خودتان بچه دارید؟

ما فرزندی نداریم. در حقیقت چون شغل من معلمی است و همیشه هم پایه اول ابتدایی را تدریس کرده‌ام، رابطه‌ای بسیار عاطفی با کودکان دارم و البته این رابطه دوطرفه است. دانش‌آموزانم همه فرزندان من هستند و چارچوب معلم و شاگردی بین ما وجود ندارد. همیشه سعی کرده‌ام نقش یک مادر را برای آنها ایفا کنم. همیشه ساعاتی از کلاس را به گفت‌وگو با دانش‌آموزانم اختصاص می‌دهم تا آنها هم احساس راحتی در فضای آموزشی داشته باشند.

از متین، همایون و عاطفه چه خبر؟ اینها کودکانی هستند که همیشه در عکس‌های‌تان حضور دارند و همراهتان بوده‌اند. آنها را به فرزندخواندگی قبول کرده‌اید؟ ماجرای این سه کودک چیست؟

همایون را از اردیبهشت‌ماه سال گذشته به فرزندخواندگی پذیرفتیم، اما در مورد متین و عاطفه باید بگویم که چون والدینشان در حال حاضر توانایی نگهداری از کودکانشان را ندارند، من و همسرم از آنها نگهداری می‌کنیم تا خانواده‌‌های‌شان به شرایط مطلوب برسند و بعد بچه‌ها را به آنها تحویل می‌دهیم. متین و عاطفه موقت در کنار ما هستند و ما موظف هستیم تمام امکانات رفاهی را برای آنها فراهم کنیم تا بتوانند در شرایط مطلوب نزد خانواده‌های‌شان بازگردند.

چطور توانستید اعتماد خانواده متین و عاطفه را جلب کنید تا کودکان‌شان را به شما بسپارند؟

بسیار سخت بود، به‌خصوص در مورد متین ما حدود یک ماه درگیر بودیم. خانواده متین به هیچ عنوان اجازه نمی‌دادند که یک خانواده غریب در شهر دیگری بدون هیچ شناختی از کودک‌شان نگهداری کند. بعد از این‌که ما چند جلسه به خانه‌‌شان رفتیم، آنها هم برای تحقیق به محل زندگی ما آمدند و در نهایت راضی شدند. در مورد عاطفه‌جان هم چون متین و همایون در خانه ما بودند و خانواده عاطفه شرایط زندگی آنها را می‌دیدند، آنها هم بعد از بازدید انتظاراتی که از ما به عنوان سرپرست موقت داشتند را بیان کردند و در نهایت راضی شدند عاطفه را به ما بدهند، اما روند بسیار سختی بود. ما در حال حاضر با خانواده متین و عاطفه ارتباط داریم و بچه‌ها هر از چند گاهی حتما به خانواده‌های‌شان سر می‌زنند.

خانه‌ای با هزار اتاق و هزار پنجره

نگهداری از این کودکان مسئولیت بسیار سنگینی است، هیچ‌وقت از این نترسیدید که مشکل جسمی یا بیماری برای این کودکان پیش بیاید؟ اگر چنین اتفاقی بیفتد آن‌وقت چه جوابی برای والدین‌شان دارید؟

ذهن من و همسرم همیشه در خلوت درگیر این موضوعات است. اما همیشه به خدا توکل و سعی کرده‌ایم بیشتر از یک پدر و مادر واقعی مراقب آنها باشیم، چون متین و عاطفه پیش ما امانت هستند و علاوه بر این‌که ما آنها را مانند فرزند خودمان دوست داریم، همیشه سعی کرده‌ایم حواسمان به آنها باشد زیرا امانت هستند.

عکس‌ها و ویدیوهایی که از این سه کودک در صفحه اینستاگرام‌تان منتشر کرده‌اید، نشان می‌دهد که آنها در این مدت علاقه و دلبستگی زیادی به شما پیدا کرده‌اند. تا به حال شده به روز جدایی از آنها فکر کنید؟

بله؛ همیشه. این فکر همیشه گوشه‌ای از قلبم را می‌لرزاند. عید نوروز متین چند روزی ما را ترک کرد تا خانواده‌اش را ببیند و آن چند روز سخت‌ترین روزهای زندگی من و همسرم بود اما ما به خاطر بچه‌ها این موضوع را تحمل می‌کنیم. من و همسرم روزهای سخت جداشدن را همیشه به خودمان یادآوری می‌‌کنیم و به‌نوعی با این کار خودمان را آماده می‌کنیم؛ چون این کودکان حتما و قطعا در کنار خانواده‌های‌شان روزهای بهتری را خواهند داشت. ما امیدواریم بتوانیم از متین‌ها و عاطفه‌های بیشتری حمایت کنیم و روزی کودکان بیشتری داشته باشیم.

آیا بعد از این‌که آنها را به والدین اصلی‌شان برگردانید از آنها حمایت خواهید کرد؟

قطعا؛ ما به خانواده‌های‌شان این اطمینان را داده‌ایم که وقتی کودکان‌شان به آغوش آنها بازگردند، باز هم از آنها حمایت خواهیم کرد. در حال حاضر هم این کودکان حامی دارند. شاید در ماه چندین بسته فقط مخصوص این کودکان به دست ما برسد. این کودکان فقط فرزندان من و محمد نیستند؛ فرزندان تمام کسانی هستند که از آنها حمایت می‌کنند.

شما همایون را هم به فرزندخواندگی پذیرفته‌اید، در حالی که همه می‌دانیم روند فرزندخواندگی در ایران خیلی سخت است. در این مورد هم بگویید. برای پذیرفتن همایون چه مشکلاتی داشتید؟

شرایط فرزندخواندگی در کشور ما بسیار دشوار است اما راه درست هم همین است. این سختگیری واقعا باید وجود داشته باشد. هر چند روند کاغذبازی باید کمتر شود اما برخی از سختگیری‌ها واقعا بجا و درست است؛ ولی در نهایت روند بسیار طولانی دارد. زیرا بسیاری از خانواده‌ها از همین روند طولانی می‌ترسند و از پذیرفتن کودکان انصراف می‌دهند.

چقدر طول کشید تا توانستید سرپرستی همایون را بر عهده بگیرید؟

حدود ٩ ماه طول کشید تا توانستیم همایون را به فرزندخواندگی بگیریم. این مدت زمان هم به این دلیل بود که ما برای یک کودک هفت‌ساله اقدام کرده بودیم. همان زمان به ما گفتند اگر برای سرپرستی نوزاد اقدام کنیم حدود ٢ تا ۴ سال به طول می‌انجامد.

جالب است که شما و همسرتان در حال حاضر در کنار همایون از دو کودک دیگر هم با رضایت خانواده‌های‌شان به خوبی نگهداری می‌کنید؛ با این حال ٩ ماه برای گرفتن سرپرستی همایون صبر کردید. با وجود این چه پیشنهادی برای تسهیل روند فرزندخواندگی دارید؟

ما باید در این زمینه از کشورهای پیشرفته الگو بگیریم. بسیاری از خانواده‌ها با ما تماس می‌گیرند و می‌خواهند به صورت موقت سرپرستی چند کودک را بر عهده بگیرند. ما هم مطابق قانون کشور نمی‌توانیم هیچ راهنمایی‌ای به این خانواده‌‌ها بکنیم و باید به آنها این موضوع را بقبولانیم که این کودکان با رضایت خانواده‌ها‌ی‌شان در کنار ما هستند. به‌طور مثال خانواده‌هایی هستند که تمام شرایط را دارند اما خانه ندارند یا اموال آنها کم است.

بسیاری از خانواده‌ها با ما تماس می‌گیرند و می‌گویند ما فقط یکی از موارد را برای فرزندخواندگی نداریم و به همین دلیل هم نمی‌توانیم سرپرستی کودکی را بر عهده بگیریم. به نظر ما این روند باید به‌گونه‌ای شود که خانواده‌ها حتی به صورت موقت مانند کشورهای دیگر کودکان را از این مراکز به خانه‌های‌شان ببرند. در این مدت هم کارشناسان این مراکز روی این خانواده‌ها نظارت داشته باشند و ببینند آیا واقعا شرایط مطلوب را دارند تا به این صورت خانواده‌ای را به دلیل نداشتن یکی از موارد از شانس داشتن کودک محروم نکنند.

شما خودتان گفتید که به دنبال سرپرستی نوزاد نبودید و همایون هم در سنی است که همه چیز را متوجه می‌شود، چرا سراغ کودک کم‌سن و سال‌تری نرفتید؟

ما ابتدا اصلا به فکر فرزندخوانده نبودیم. در بازدیدی که از مرکز نگهداری کودکان بی‌سرپرست داشتیم، از همان روز اول مهر همایون به دلمان نشست. جالب است بدانید بین تمام کودکانی که در آن مرکز بودند تنها همایون شرایط فرزندخواندگی را داشت. باقی کودکان همه خانواده داشتند و همین باعث شد پیگیری‌مان را بیشتر و جدی‌تر کردیم. مسئولان مرکز خیریه با همایون صحبت کردند و ما کارهای قانونی را انجام دادیم. از طرفی آینده کودک برای ما بسیار مهم بود. این‌که بخواهیم یک زمانی به او بگوییم که ما پدر و مادر اصلی او نیستیم و این‌که واکنش او چه خواهد بود ما را می‌‌ترساند. همایون الان همه چیز را دقیق می‌داند و این موضوع بسیار خوب است.

با شرایط اقتصادی که کشور ما دارد بزرگ‌کردن سه کودک و فراهم‌کردن امکانات رفاهی آن‌طور که شما برای آنها مهیا کرده‌اید، بسیار دشوار است. خرج و مخارج این سه کودک از کجا تامین می‌شود؟ چون به هر حال شما و همسرتان نباید درآمد بسیار زیادی داشته باشید؛ درست است؟

من و همسرم تا حدی که بتوانیم نیازهای اولیه این کودکان را تامین کنیم وسع‌مان می‌رسد. تا به این لحظه هم خانواده‌‌های‌مان کمک‌مان کردند؛ البته متین و عاطفه حامیان بسیار زیادی دارند.

خانم دلمرادی کمک به نیازمندان به‌خصوص کودکان نیازمند برای شما تا کجا ادامه خواهد داشت؟ آیا باز هم حاضرید کودک دیگری را که سرپرستان‌شان وضعیت خوبی برای نگهداری از آنها ندارند، حمایت و از آنها در خانه خودتان نگهداری کنید؟

بله؛ این آرزوی من و همسرم است. بزرگترین آرزوی ما داشتن یک خانه بزرگ با هزار اتاق و هزار پنجره برای هزاران کودک بی‌پناه است. ما دوست داریم در خانه‌مان آن‌قدر فضا داشته باشیم تا بتوانیم از کودکان بیشتری نگهداری کنیم و اگر خدا باز هم ما را لایق بداند، بتوانیم از کودکان بیشتری در خانه‌مان نگهداری کنیم.

خانه‌ای با هزار اتاق و هزار پنجره

تا به حال شده به فکر تاسیس موسسه‌ای برای نگهداری از این کودکان بیفتید؟

خیر؛ ما فقط آرزوی داشتن خانه بسیار بزرگ برای نگهداری کودکان را داریم. دوست نداریم این موضوع خیلی شکل و شمایل رسمی داشته باشد و روی این کودکان عنوان یک نهاد بیاید. دوست داریم خانواده باشیم تا این‌که با عنوان مرکزی رسمی از آنها نگهداری کنیم. دوست داریم این کودکان با رضایت خانواده‌های‌شان به خانه‌مان بیایند و خانه ما را خانه دوم خودشان بدانند تا این‌که بگویند بچه‌های مرکز….

از محسنات کار شما گفتیم. در کنار تمام این فعالیت‌ها تا به حال شده مردم انتقادی هم در اینستاگرام داشته باشند؟

ما برای این‌که بخواهیم اعتماد مردم را جلب کنیم، مجبوریم عکس‌ها و واقعیت‌ها را نمایش دهیم و به همین دلیل عده‌ای از افراد از روی مهربانی‌شان تذکری به ما داده‌اند؛ البته ما همیشه سعی کردیم هیچ‌وقت چهره کودکان و اسم روستا و نشانی آنها اطلاع داده نشود. چون آنها هم مانند تمام انسان‌ها کرامت دارند اما ما برای این‌که بخواهیم اعتماد مردم را جلب کنیم و به آنها بگوییم که مناطق و خانواده‌هایی وجود دارند که واقعا محروم هستند، ناچار هستیم که وضعیت آنها را به مردم گزارش دهیم.

چطور با آنها برخورد می‌کنید؟

ما پاسخگو هستیم و سعی می‌کنیم ابهامات‌شان را برطرف کنیم.

بسیاری از اشخاصی که در اینستاگرام فعالیت خیریه انجام می‌دهند، عکس‌های خانواده‌ها و به‌خصوص کودکان را واضح در صفحه اینستاگرام‌شان با مردم به اشتراک می‌گذارند و این کار جدا از این‌که اخلاقی نیست، قانونی هم نیست؛ اما شما عکس‌هایی از کودکان و خانواده‌ها منتشر نمی‌کنید، دلیل‌تان از این کار چیست؟

من و همسرم با انتشار تصاویر افراد محروم و نیازمند به‌خصوص کودکان بسیار مخالف و خودمان هم منتقد این کار هستیم؛ زیرا آن کودک شاید نیازی داشته باشد اما باید بدانیم تمام انسان‌ها کرامت و شخصیت دارند و هیچ‌‌‌‌‌‌‌وقت نباید کرامت‌شان را تحت عنوان کمک زیر سوال ببریم.

شما در زمان زلزله کرمانشاه از افرادی بودید که شخصا در مناطق زلزله‌زده حضور پیدا کردید. بسیاری از منتقدان به‌خصوص دولت و هلال‌احمر از مردم خواهش می‌کردند برای کمک‌رسانی در مناطق حضور پیدا نکنند؛ چون این کار در روند کمک‌رسانی اخلال ایجاد می‌کرد.

ما همراه و همگام دولت بودیم. ما در آن شرایط رفتیم تا کنارشان باشیم؛ به‌طور مثال منطقه‌ای بود که شناسایی نشده بود و ما به واسطه ارتباطی که با آنجا داشتیم با هلال‌احمر برای کمک به آن منطقه رفتیم. از طرفی هم مردم از ما انتظار دارند همان‌طور که مشکلات محله یا شهری را برطرف می‌‌کنیم، مشکلاتی را که برای کودکان و خانواده‌ها در کرمانشاه و در یک شب به وجود آمد، حل کنیم و در کنارشان باشیم.

تا به حال از طرف دولت با شما تماس گرفته‌اند؛ با این مضمون که مثلا از توانایی شما در کمک‌رسانی به مردم نیازمند استفاده کنند؟

خیر؛ ما سعی کردیم مستقل و با تکیه بر کمک‌های مردمی پیش برویم. دولت هم حتما کار خودش را انجام می‌دهد ما هم همیشه همراه و همسوی دولت هستیم.

حرف آخر…

می‌خواهم ابتدا از همسرم تشکر کنم که اگر کمک‌های او نبود هیچ‌کدام از این کارها میسر نمی‌شد و بعد از خانواده‌های‌مان و تک‌تک مردمی که باعث شدند حس خوبی برای این خانواده‌ها به وجود آید، تشکر می‌کنم و امیدوارم این روند همیشه ادامه داشته باشد.

[ad_2]

28 آوریل 2018 62 بازدید 0
ادامه و دانلود

[ad_1]

روزنامه شرق: پسربچه‌ها بدون توجه به بوی بد زباله‌ها دست‌هایشان را تا آرنج داخل کوهی از زباله فرو‌می‌برند و بطری‌های پلاستیکی، قوطی‌های فلزی و مقواهای چرک را بیرون می‌کشند و در گونی بزرگ و وصله‌پینه خورده‌ای که روی زمین است، می‌ریزند. با هر قدم که روی زمین می‌گذاریم، صدها مگس در آسمان به پرواز درمی‌آیند.

دست و پایشان اگر زخمی شود، با پارچه‌ای که از دل همان زباله‌ها پیدا می‌کنند، زخمشان را می‌بندند؛ به جز تعدادی از بچه‌ها که با خانواده‌شان در نزدیکی این گاراژ‌ها زندگی می‌کنند. بقیه شب‌ها در همسایگی زباله‌ها می‌خوابند، در اتاق‌هایی شش الی 10 متری که از بلوک‌های سیمانی که تویش را رنگ سفید زده‌‌اند و گوشه و کنارش را با وسایلی که از میان آشغال‌ها پیدا و تزئین کرده‌‌اند، زندگی می‌کنند.

کاش بزرگ نشم چون باید بیشتر کار کنم

اینجا یک مرکز بازیافت دستی زباله‌، چند کیلومتر آن‌طرف‌تر از پایتخت است. هر روز چندین تن از زباله‌های شهر به اینجا آورده می‌شود. توی آشغال‌ها همه چیز هست؛ پتو، لاستیک، دمپایی، پوشک بچه و پس‌مانده غذا‌.

وارد اتاق کوچک گوشه گاراژ می‌شوم. پسرک روی تشکی کهنه و پر از لکه، که گوشه‌ای از آن پاره شده و مقداری پنبه از آن بیرون زده است، دراز کشیده، حالش خوب نیست و نای صحبت‌کردن ندارد. کیسه‌ای از دارو کنار تشکش است، مقداری از شربت داخل کیسه ریخته است و آن را نوچ کرده. شیشه شربت تقریبا پر است و به نظر می‌رسد اصغر یک بار بیشتر از آن نخورده است. با صدایی که از ته گلویش بیرون می‌آید، می‌گوید «دو روز پیش دکتر اومد اینجا». اصغر 10ساله از تب می‌سوزد، دو نفر از بچه‌های جمعیت‌امام (علی) که برای سرکشی به این کودکان آمده‌اند، اصغر را از جایش بلند می‌کنند و با خود به نزدیک‌ترین درمانگاه می‌برند.

گاهی یک بیماری ساده مثل سرماخوردگی برای کودکانی که شرایط مساعدی ندارند، می‌تواند به دردسری بزرگ بدل شود. بابک خطی، متخصص اطفال و فعال حقوق کودک در‌این‌باره می‌گوید: «بسیاری از این کودکان هنگامی که سرماخوردگی می‌گیرند، درمان نمی‌شوند. به ظاهر بیماری ساده‌ای است اما اگر درمان نشود، می‌تواند باعث ایجاد سینوزیت عفونی، فونت ریوی شدید شده و بیماری سیستم ایمنی بدن را پایین بیاورد. برای کودکانی که در محیط‌های آلوده زندگی یا کار می‌کنند و بیمار می‌شوند، گاهی پزشکان داوطلب همراه ان‌جی‌او‌ها به این مکان‌ها سرکشی می‌کنند و آنها را مداوا می‌کنند اما این درمان‌ها به صورت موقتی است؛ به دلیل اینکه محیط زندگی‌شان آلوده است».

کمی‌‌آن‌ طرف‌تر از اتاق اصغر یکی از پسرها میان آشغال‌ها هدفون قرمز رنگی پیدا می‌کند، در‌حالی‌که سیمش روی زمین افتاده، آن را روی گوشش می‌گذارد. چشم‌هایش را می‌بندد، سرش را کمی به چپ و راست تکان می‌دهد و با صدایی نه‌چندان بلند ترانه‌ای می‌خواند. ناگهان یکی از بزرگ‌تر‌ها صدایش می‌زند و از دنیای کودکی پرت می‌شود به دنیای زباله‌ها.

ساعت 9 صبح است. غلام 10ساله که ساعت مشکی خرابی را دور مچ دستش بسته، تازه از خواب بیدار شده است. دوستانش اما تقریبا یک ساعت است که کار خود را شروع کرده‌‌اند. «چون دیشب آشغال کم جمع کردم، دیگه امروز اونارو تمیز نکردم و گذاشتم آن را با آشغال‌های فردا تمیز کنم». اینجا به تفکیک زباله می‌گویند تمیزکردن آشغال‌ها. خانواده‌اش در یکی از روستاهای این اطراف زندگی می‌کنند و او فقط جمعه‌ها به خانه می‌رود. کامیون سفیدرنگ گوشه گاراژ را نشان می‌دهد: ساعت پنج و شش عصر همه سوار این کامیون می‌شیم تا ما را به محل کارمان ببرد. معمولا ساعت یک الی دو شب دنبالمان می‌آید تا ما را با گونی‌‌های پر آشغال به گاراژ برگرداند.

صبح‌‌ هم بین ساعت هشت تا 8 و نیم بیدار می‌شیم و آشغال‌‌هایمان را تمیز می‌کنیم. ساعت یک ظهر تا پنج بی‌کار هستیم و معمولا با بچه‌ها فوتبال بازی می‌کنیم. روزی بین 20 تا 35 هزار تومان درآمد دارم. پلاستیک کیلویی 300 تومن، ظرف غذا کیلویی هزار تومن، کارتون کیلویی 200 تومن، کتاب کیلویی 30 تومن، آلومینیوم هزار و 500 تومن از ما می‌خرند. بعضی وقتا چیزای خوبی تو آشغال‌ها پیدا می‌کنم. لباسی که به تن دارد را نشان می‌دهد: «این رو تو کاسبی (جمع‌کردن آشغال‌ها) پیدا کردم اما شلوارم رو مامانم برام خریده. این ساعت را هم در کاسبی پیدا کردم. روز اول که اومدیم ایران خیلی خوشحال بودم. گفته بودن جای خوبی است اما الان دلم رو زده، دوست داریم برگردم افغانستان. مردم ایرانی خوبن زیاد اذیت نمی‌‌کنند. بعضی وقت‌ها ولی باهامون دعوا می‌کنند». موش بزرگی میان زباله‌ها سرش را بالا می‌آورد و دوباره میان آنها فرو می‌رود.

موش‌هایی که اینجا زندگی می‌کنند، عامل بسیاری از بیماری‌های این کودکان هستند. این سطل‌ها علاوه بر آنکه منبع تغذیه حیواناتی مثل موش، گربه، حشرات و خزندگان است، خاستگاه انواع میکروب‌های بیماری‌زا مثل کزاز، حصبه، سالک پوستی و احشایی، انگل‌های روده‌ای، اسهال خونی و محسوب می‌شود. بر اساس تحقیقی که متخصصان وابسته به جمعیت امام علی روی کودکان زباله‌گرد انجام داده‌‌اند بیماری‌های پوستی از شایع‌ترین بیماری‌هایی است که زباله‌گردها با آن مواجه هستند.

از طریق زباله‌ها سه دسته بیماری‌های باکتریایی، ویروسی و قارچی به این افراد منتقل می‌شود. آلودگی‌ها و انگل‌های داخل زباله‌ها از طریق خراش‌های جلدی، مخاط دهان، چشم و بینی به بدن فرد زباله‌گرد منتقل می‌شود و تولید بیماری می‌کنند. کودکان هنگام زباله‌گردی با وسایل آلوده و برنده‌هایی مثل سوزن و تیغ و سرنگ تماس مستقیم برقرار می‌کنند که لمس این اشیای برنده می‌تواند عامل انتقال ویروس HIV و هپاتیت ‌باشد.

علاوه بر این زباله‌گردها به‌دلیل حمل گونی‌های سنگین به زانودرد، دیسک کمر و کمردرد مبتلا می‌شوند. با توجه به وجود حجم انبوه زباله دائمی در این مراکز، وجود موجودات موذی از جمله موش، مارمولک و انواع حشرات در محل زندگی کودکان بسیار مشهود است، به‌طوری‌که به‌وضوح علائم حضور این موجودات را در محل خواب، در میان مواد غذایی و وسایل شخصی کودکان مشاهده می‌کنیم.

در شناسایی‌های جمعیت امام علی(ع) در گاراژهای یادشده که محل کار و زندگی کودکان زباله‌گرد است، صحنه‌هایی از نتایجِ حضور موش‌ها و مارمولک‌ها: صورت‌های جویده‌شده کودکان، انگشتان قطع‌شده دست یا پا، شکم‌ها و پشت‌های زخمی و عفونت‌کرده، زخم‌های جای‌جای بدن کودکان، کندگی و خونمردگی و چرک‌های ناشی از گزیدگی‌های متعدد است. نتیجه این گزیدگی می‌تواند بیماری‌هایی باشد که از طریق موش به انسان منتقل می‌شود: طاعون، سالمونلوز (تب روده‌ای تیفوئید)، توکسوپلاسموز، تیفوس، لپتوسپیروز، تب گازگرفتگی و سالک.

سوسن مازیارفر، از اعضای جمعیت امام علی و مسئول شناسایی طرح کعبه کریمان (آیین برآورده‌کردن آرزوی کودکان) این جمعیت، به روزنامه «شرق» می‌گوید: «بعد از اینکه درِ گاراژ‌ها به روی ما باز شد و متوجه شدیم کودکان با چه شرایط سختی در آن زندگی می‌‌کنند سعی کردیم به ارگان‌های دولتی که منکر وجود این کودکان بودند وجود آنها را اثبات کنیم. پس از آن جمعیت امام علی سعی کرد همه گاراژها را شناسایی و وضعیت سلامت این کودکان را بررسی کند که در این تحقیق میدانی متوجه شدیم بیشتر این کودکان از انواع بیماری‌ها رنج می‌برند.

کاش بزرگ نشم چون باید بیشتر کار کنم

کارفرماها دستکش کار در اختیار این کودکان قرار نمی‌دهند، درحالی‌که آشغال‌ها پر از شیشه و اجسام تیز و برنده است و هنگام کار به کودکان آسیب وارد می‌کند؛ علاوه بر این استفاده از ماسک نیز می‌تواند از بسیاری از بیماری‌ها مانند بیماری‌های ریوی جلوگیری کند. کندگی‌های زیادی روی صورت و دست کودکان بود که توسط موش‌ها ایجاد شده بود، به‌همین‌دلیل وجود وبا و حصبه چیز عجیبی نیست. این کودکان یا توسط شهرداری یا پیمانکاران شهرداری به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم استخدام می‌شوند، پس از آنکه برخی از ارگان‌های دولتی از گاراژ‌ها بازدید کردند، وعده‌های زیادی دادند، اما تاکنون هیچ‌یک از آنها عملی نشده است.

یکی از نگرانی‌های ما این است که کودکان بدون برنامه‌ریزی از محل کارشان اخراج می‌شوند. متأسفانه هر بار اخباری از آنها رسانه‌ای شده و به سراغشان می‌روند و صاحب‌کارانشان را می‌ترسانند، آنها نیز می‌ترسند و سعی می‌کنند اخباری از داخل گاراژ به بیرون درز نکند. به‌دلیل اینکه این کودکان هویتشان پذیرفته نیست، از همه‌چیز محروم هستند، حداقل کاری که می‌توان برای این کودکان انجام داد، این است که وزارت بهداشت به محل زندگی آنها برود و از نظر بهداشتی به وضعیت این کودکان رسیدگی کند به‌دلیل اینکه این کودکان هرگز به پزشک مراجعه نمی‌کنند و فقط گاهی پزشکان داوطلب به آنها مراجعه و معاینه‌شان می‌کنند».

در گوشه‌ای دیگر از گاراژ احمد در حال کارکردن است، روی دست و صورتش جای زخم است، قبل از این در افغانستان ورزش مشت‌زنی انجام می‌داد و در چند مسابقه شرکت کرده بود، حالا به ایران آمده و زباله جمع می‌کند؛ کودکی که شاید اگر می‌توانست ورزشش را به‌صورت حرفه‌ای دنبال کند یکی از قهرمانان این رشته می‌شد، اما حالا معلوم نیست چه آینده‌ای در انتظارش است. او در یکی از اتاق‌‌ها نشسته تا کمی خستگی در کند، اتاقی که با گل‌های مصنوعی که در آشغال‌ها پیدا کرده‌اند، تزئین شده و در گوشه‌ آن فانوسی رنگی که معلوم نیست در کدام جشن تولد استفاده شده، از سقف آویخته شده است.

احمد که مثل همه کودکان اینجا روی دست و صورتش پر از لک‌ است، می‌گوید «بچگی خیلی بهتره، دوست ندارم بزرگ بشم، چون باید بیشتر کار کنم». گوشه هریک از اتاق‌ها یک گاز پیکنیکی قرار دارد که با شلنگ به کپسول بزرگ گوشه اتاق وصل شده است. «بزرگ‌تر‌ها همین‌جا برایمان غذا درست می‌کنند بعضی وقت‌ها تخم‌مرغ گاهی هم برنج»، وقتی از او می‌پرسم دوست داری بزرگ شدی چه‌کاره شوی، نفس بلندی می‌‌کشد و سکوت می‌کند.

مسئله فقط خطر ابتلا به بیماری نیست، براساس تحقیقات انجام‌شده، تعدادی از این کودکان به بیماری‌هایی مانند ایدز، هپاتیت، حصبه، کزاز، اسهال خونی، انگل‌های روده‌ای، سالک پوستی، زانودرد و کمردرد مبتلا شده‌‌اند، اما شانس مداواشدن را ندارند.

بابک خطی، متخصص اطفال و فعال حقوق کودک، در ادامه می‌گوید: «گاراژهای پر از زباله در سیطره حشرات موذی و بوی ناخوشایند نافذی است که از فاصله‌های دور هم به مشام می‌رسد. این گاراژها فقط محل کار نیست و کودکان زباله‌گرد در آنها زندگی می‌کنند. محل‌هایی در غیربهداشتی‌ترین و غیرانسانی‌ترین شکل خود که به بستری خطرناک برای آزارهای روحی، جسمی و جنسی این کودکان تبدیل می‌شود. این کودکان علاوه بر بیماری‌های عفونی، در معرض انواع آزار جنسی هم قرار می‌گیرند».

متولی و مسئول رسیدگی به چنین موضوعی در نهادهای رسمی کیست؟ برای طرح همین مسئله سراغ احمدرضا پرنده، مدیر کل دفتر امور آسیب‌های اجتماعی وزارت رفاه رفتیم، او در گفت‌وگو با «شرق» در‌این‌باره می‌گوید: «در بررسی وضعیت کودکان زباله‌گرد نیازمند همکاری و حضور پژوهشگران و محققان و سازمان‌های مردم‌نهاد هستیم تا در کنار سازمان‌های دولتی برای شناخت جامع از این کودکان و سیاست‌گذاری‌های معطوف به هدف؛ اقدامات مناسبی انجام دهیم، به‌همین‌منظور در وزارت رفاه کارگروهی با حضور سازمان‌های مختلف از جمله سازمان بهزیستی، شهرداری، مرجع ملی حقوق کودک و سازمان‌های مردم‌نهاد تشکیل داده‌ایم و با توجه به اینکه سازمان‌های مختلفی عضو آن هستند، به‌دنبال آن هستیم که بررسی میدانی گسترده‌ای به کمک سازمان‌های مردم‌نهاد در این رابطه انجام دهیم تا حداقل بدانیم تعداد این کودکان در شهر تهران چقدر است و چه ویژگی‌های اقتصادی و اجتماعی و جغرافیایی دارند تا بتوانیم برای بهبود شرایط آنها برنامه‌ریزی کنیم.

کارکردن کودکان زیر 15 سال خلاف قانون است و از آنجا ‌که زباله‌گردی و کار در کارگاه‌های تفکیک زباله جزء مشاغل سخت و زیان‌آور است و حتی به‌کارگیری افراد نوجوان 15 تا 18 سال در این مشاغل غیرقانونی است. ما در این خصوص جلسات مختلفی را با شهرداری، سازمان‌های مردم‌نهاد و سازمان بهزیستی برگزار کردیم و مقرر شده است که با توجه به اینکه این کودکان با پیمانکاران طرف قرارداد شهرداری کار می‌کنند، مسئولان شهرداری بر این شرکت‌ها نظارت بیشتری داشته باشند و همچنین فهرست شرکت‌های طرف قرارداد خود را در اختیار وزارت کار قرار دهند تا از طریق بازرسی ادارات کار نسبت به بازرسی از این کارگاه‌ها و شرکت‌ها اقدامات لازم صورت گیرد.

همچنین لازم است توسط مرکز سلامت و بهداشت کار وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی به استناد ماده 85 قانون کار نسبت به مسائل بهداشتی و پیشگیری از بیماری‌های محیط کار و کارگاه‌های تفکیک زباله اقدام لازم به عمل آورند و کارگاه‌ها مکلف به رعایت دستورالعمل‌های بهداشتی هستند. انتظار داریم که شهرداری نیز به عنوان مسئول مستقیم نظارت بر پیمانکاران خود با شرکت‌های پیمانکار طرف قرارداد خود که نسبت به به‌کارگیری کودکان در زباله‌گردی و تفکیک زباله فعالیت می‌کنند، برخورد قانونی انجام دهد و از انعقاد قرارداد با این شرکت‌ها خودداری کنند».

[ad_2]

28 آوریل 2018 65 بازدید 0
ادامه و دانلود

[ad_1]

روزنامه سازندگی – علیرضا مسعود: در دوران بعد از جنگ جهانی دوم، اسرائیل بیش از هر کشور غربی دیگری از ابزار ترور و قتل برای حذف افراد استفاده کرده است. به گزارش هفته نامه نیوزویک در بسیاری از موارد رهبران اسرائیل به این نتیجه رسیده اند که کشتن افراد در راستای پاسداری از امنیت ملی، امری اخلاقی تر و قانونی تر از در معرض خطر قرار دادن جان افراد غیرنظامی است. تکیه اسرائیل بر قتل و ترور به عنوان یک ابزار نظامی تصادفی نیست.

این مسئله ریشه در جنبش صهیونیستی دارد که بر آمده از ترومای هولوکاست و همچنین این باور میان اسرائیلی هاست که آنها چه در سرزمین متعلق به خود باشند یا نباشند، همواره در معرض نابودی قرار دارند و هیچ کس نیز به کمک آنان نخواهد آمد. تحلیلگران معتقدند به دلیل این که اسرائیل همواره در تنش به سر برده است و همچنین درگیری های گوناگونی را در طول تاریخ با ملل مختلف، از جمله اعراب، داشته است بنابراین بیش از پیش بر قدرت اطلاعاتی و نظامی خود افزود و آن را در راستای انجام اهداف خود در برابر جهان پرورش داده و به بلوغ رسانده است. در همین راستا نیز اسرائیل دست به بسط بزرگترین و موثرترین ماشین ترور در تاریخ زده است. در ادامه به بررسی برخی از موفقیت ها و شکست های این ماشین ترور پرداخته ایم.

ماشین ترور موساد

هاینز کروگ

در صبح روز 21 جولای 1962 اسرائیلی ها بدترین کابوس خود را به گوش شنیدند چرا که رسانه های مصری خبر آزمایش موفقیت آمیز چهار موشک زمین به زمین را اعلام کردند و دو روز بعد از آن ارتش این کشور در رژه ای در قاهره این موشک ها را در معرض دید همگان قرار داد و قریب به 300 دیپلمات خارجی به همراه جمال عبدالناصر این رژه را به تماشا نشسته بودند. ناصر با افتخار اعلام کرد که امروز ارتش این کشور قادر است تا هر هدفی را در مناطق جنوب بیروت مورد هدف قرار دهد. هدف این سخنان کاملا واضح بود، مصر به طور مستقیم اسرائیل را تهدید کرده بود.

چند هفته پس از آن اسرائیل دریافت که گروهی از دانشمندان آلمانی نقش اساسی در توسعه این موشک ها بازی کرده اند. اسرائیل ناصر را نیز به مثابه آدولف هیتلر خاورمیانه می دانست و اکنون دانشمندان آلمانی به مسلح شدن او بر ضد اسرائیل کمک کرده بودند و حالا نوبت رسانه های اسرائیلی بود تا در سطحی وسیع این ایده را بازنمایی کنند که «آلمانی های نازی سابق این بار به کمک ناصر آمده اند تا پروژه نسل کشی یهودی ها را ادامه دهند». موساد نیز که اندکی پس از تشکیل اسرائیل در سال 1948 به عنوان نهادی برای رصد و حمایت از اسرائیل در مقابل تهدیدات خارجی به وجود آمده بود، رسیدگی فوق محرمانه ای را در سال 1982 در همین راستا در دستور کار خود قرار داد و اعلام کرد که برنامه موشکی سال 1962 مصر یکی از مهم ترین و تروماتیک ترین حوادث تاریخ جامعه اطلاعاتی اسرائیل بوده است.

ایسر هارل، رئیس وقت موساد، تمام آژانس امنیتی اسرائیل را در بالاترین حد آماده باش قرار داد. نیروهای عملیاتی موساد به سرعت شروع به ورود غیرقانونی به سفارتخانه ها و کنسولگری های مصر در کشورهای اروپایی کردند تا بتوانند از مدارک مرتبط و اسناد این برنامه، عکس تهیه کنند و همچنین با به کارگیری یکی از کارمندان سوئیسی دفتر هواپیمایی مصر در زوریخ توانستند تا هفته ای دو بار، محموله های دیپلماتیک مصر را شبانه تحویل گرفته و با انتقال به خانه ای امن مورد بررسی قرار دهند. موساد به زودی توانست جوانب گوناگون برنامه قاهره را کشف کند و به اطلاعاتی برسد که نشان می داد برنامه مصری ها توسط دو دانشمند برجسته آلمانی به نام های یوگن سنگر و ولفگانگ پیلز بنیان گذاشته شده است و چندی بعد نیز دو دانشمند آلمانی دیگر به نام های پال گونرک و هلیز کروگ به آنها پیوسته اند.

اسناد به دست آمده توسط ماموران عملیاتی موساد نشان دهنده این نکته بود که سیستم موشکی مصر دارای یک ضعف بزرگ است و این خلأ نیز تنها به دست دانشمندان آلمانی قابل حل است و این یعنی اگر دانشمندان آلمانی وجود نداشته باشند، برنامه موشکی مصر نیز ساقط خواهد شد. ایسر هارل برای حل این مشکل راه حلی را پیشنهاد کرد. آدم ربایی یا قتل آلمانی ها.

در اواخر آگوست 1962، هارل به اروپا سفر کرد تا نقشه خود را عملیاتی کند و در همین راستا نیز شخصی به نام صلاح القاهر با کروگ قرار ملاقاتی را هماهنگ می کند. صلاح القاهر خود را یکی از زیردستان کلنل عید الندیم معرفی می کند در حالی که وی متولد عراق و از اعضای مخفی موساد با نام «اودد» بوده است. روز بعد از این دیدار و در برنامه ای مشابه، کروگ در ماشینی که متعلق به نیروهای عملیاتی موساد بوده است، بیهوش و دزدیده شده و سپس با هواپیما از شمال آفریقا و همراه با مهاجران یهودی به اسرائیل منتقل می شود.

بعدها مقامات موساد در این باره به مقامات فرانسوی اعلام کردند که او به دلیل بیماری و درمان به اسرائیل مهاجرت کرده است و عملیات گسترده فریب اطلاعاتی و پخش دروغ را در پیش گرفتند و عنوان کردند که کروگ توسط گروه خلیل ربوده و کشته شده است در حالی که وی در اسرائیل و در زندان های موساد تحت بازجویی بود. در نهایت پس از تخلیه کامل اطلاعاتی، هارل دستور داد تا کروگ را به مناطق بیابانی تل آویو برده و به او شلیک کنند و پس از آن نیز جسد کروگ به وسیله هلیکوپتر به دریا انداخته شد.

ماشین ترور موساد

آلوئیس برونر

موفقیت در انجام این عملیات بن گوریون را تشویق به استفاده بیشتر از این روش کرد. او دست به طراحی و استفاده از اطلاعات ارتش (امان) بالاخص واحد 188 زد که نیروهای ارتش اسرائیل را تحت پوشش به درون کشورهای دشمن گسیل می داشت، هارل معتقد بود که واحد 188 باید با موساد ادغام شود اما بن گورین با این نظر مخالف بود. فرمانده امان مئیر آمیت، باور نداشت که دانشمندان آلمانی باید با مدل بن گوریون کشته شوند. اما به دلیل رقابت درون سازمانی موجود با موساد، او نیز اجازه اقدام نیروهای خود علیه داشنمندان آلمان را کسب کرد و حالا دیگر بازی بر این اساس بود که چه کسی می تواند تعداد بیشتری آلمانی را به قتل برساند.

یوسف باریو، فرمانده واحد 188، تصمیم گرفت که بهترین راه برای حذف دانشمندان آلمانی استفاده از بمب های نامه ای و بسته ای است. مسئولیت این امر بر عهده ناتان راتبرگ، متخصص ترورهای انفجاری قرار گرفت. راتبرگ در این زمان در حال کار روی یک نوع ماده و مدل انفجاری نوین بود که بتواند به اندازه کاغذ نازک و منعطف باشد و در لحظه مناسب نیز منفجر شود. این برگه انفجاری با خروج از پاکت و اتصال دو چاشنی آهنی با یکدیگر، منفجر می شد. اولین هدف برای استفاده از این نوع جدید پاکت انفجاری آلوئیس برونر، یکی از فرماندهان پیشین اس اس تو مسئول اردوگاه درانسی در فرانسه بود. واحد 188 مکان اقامت او را در دمشق سوریه شناسایی کرد؛ جایی که او با اسم جعلی به مدت هشت سال اقامت داشته است.

کشورهای عربی در آن زمان به برخی از سران نازی پناه داده و در ازای آن منافع بسیاری را کسب کرده و آموزش های متعددی را نیز به وسیله نازی ها به روز کرده بودند. او به وسیله الی کوهن، یکی از نفوذی های اسرائیل در وزارت دفاع سوریه، شناسایی شده بود . در روز 13 سپتامبر 1962، برونر بسته ای بزرگ را در دمشق دریافت کرد که پس از گشودن منفجر شد اما او توانست به رغم جراحات شدید، جان سالم به در برد. این مسئله باعث شد تا برخی از مقامات امنیتی اسرائیل با این روش به مخالفت برخیزد. با این اوصاف اما تصمیم به استمرار استفاده از این گونه روش ها ضد دانشمندان آلمانی گرفته شد. مشخص شدن مدل ترور اسرائیلی ها باعث شد تا سازمان اطلاعات مصر نیز دست به اقدامات احتیاطی بزند و اینگونه تمام محموله های پستی دانشمندان آلمانی را به مکانی امن انتقال داده و پس از بررسی در اختیار آنان قرار دهد و این موضوع باعث شد تا ترور این دانشمندان در مصر برای اسرائیل دشوارتر از گذشته شود.

این مسئله باعث شد تا نیروهای عملیاتی اسرائیل به این فکر بیفتند که بمب را در همان جایی قرار د هند که ماموران بسته های پستی را از آنجا تحویل می گرفتند و این جایی نیست جز خط هوایی و هواپیمای مخصوص محموله های پستی. موساد توانست در شب 16 نوامبر با کلیدهای مخصوص ساخت خود به دفتر هواپیمایی مصر در فرانکفورت نفوذ کرده اما موفق به پیدا کردن محموله نشدند و عملیات در روز بعد نیز به موفقیت نرسید اما در عملیات همان شب توانستند محموله را پیدا کرده و بمب را در آن قرار دهند.

ولفگانگ پیلز

اسرائیل پیلز را به عنوان هدف اولیه خود انتخاب کرد چرا که به این نتیجه رسیده بود که او در حال جدایی از همسرش و ازدواج با منشی خود است. وکیل همسر پیلز در هامبورگ مستقر و بدین ترتیب موساد به این نتیجه رسید بمب باید به شک لنامه ای از دفتر این وکیل با همان طرح و نقش باشد چرا که منشی پیلز، نامه های شخصی او را باز نخواهد کرد و بنابراین بمب تنها پیلز را به قتل خواهد رساند. این تحلیل اما اشتباه از آب در آمد و منشی پیلز نامه را گشود که منجر به وارد آمدن صدمات جدی به وی شد و سازمان اطلاعات مصر نیز پی برد که ماجرا از چه قرار است.

هانس کلاین وشتا

این تلاش ها باعث نشد تا آلمانی ها دست از کار بردارند بلکه از طرف دیگر سازمان اطلاعات مصر به استفاده از خبره های امنیتی آلمانی دست زد و در همین راستا نیز هرمان آدولف والنتین، افسر امنیتی پیشین اش را به کار گرفت. هدف بعدی هارل در لیست ترورها، هانس کلاین وشتا و آزمایشگاه او در غرب آلمان بود. هارل پرستوهایی را به فرماندهی ایتان و متشکل از نیروهای موساد و شین بث برای انجام این عملیات به آلمان فرستاد. این نیروها که در ماه های گذشته به کمک واحد 188 رفته بودند، این بار برای انجام عملیاتت با هارل دچار اختلاف نظر شدند که باعث شد او آنها را مرخص کرده و ادامه عملیات را به نیروهای ویژه اسرائیل با اسم رمز «میفراتز» به فرماندهی اسحاق شامیر بسپارد.

چیزی که هارل متوجه آن نشد این نکته بود که والنتین از قبل متوجه این مسئله شده بود که کلاین وشتا، هدف بعدی موساد خواهد بود و در همین راستا نیز او را آموزش داده و مسلح کرده بود. این موضوع باعث شد هنگامی که نیروهای عملیاتی در حال پیاده روی به او حمله کردند تا او را به قتل برسانند، بتواند از خودش دفاع کند و با بالا رفتن تنش ها و جلب توجه دیگران، دو ماشین عملیات و همچنین نیروهای درگیر، از مسیرهای متفاوت فرار کرده و عملیات با شکست مواجه شود. هارل پس از این، تعداد دیگری عملیات برای ترور دانشمندان آلمان انجام داد اما با شکست روبرو شد و بدین ترتیب در بهار 1963، هارل تصمیم گرفت داستان هایی را با مخلوط کردن دروغ و واقعیت به مطبوعات جهان گسترش دهد، مبنی بر این که نازی ها در حال ساخت بمب برای کشورهای عربی در راستای نابودی یهودیان هستند.

نیوزویک در همین راستا عنوان کرده است که بر اساس گزارش سال 1982 موساد، دانشمندان آلمانی در زمان رایش سوم به ثروت دست پیدا کرده بودند و با سقوط آن بیکار شده و به دنبال کسب همان ثروت از جیب مصری ها بوده اند. اما هارل به دنبال بازنمایی چیز دیگری بود. او برای موفقیت در این امر اطلاعاتی را درباره هاینز مایزل، معروف به قصاب یوخن والد یافته بود که پس از پایان جنگ جهانی دوم توانسته بود از دستگیری و محاکمه فرار کرده و در مصر پناهنده شود.

بن گوریون و شیمون پرز با تاین راهبرد هارل مخالف بودند اما هارل و تندروهایی مانند او همچنان باور داشتند که تفاوتی میان آلمان جدید و نازی ها وجود ندارد. هارل در همین راستا سه روزنامه نگار اسرائیلی را با هزینه موساد به اروپا فرستاد تا درباره کمپانی هایی که برای مصر تجهیزات تهیه کرده اند، اطلاعات جمع آوری کنند تا از طریق اطلاعات آنان عملیات های بعدی را طراحی کند. این کارها باعث شد تا مناخم بگین نیز با هارل مخالفت کند و در نهایت هارل پس از شکست های پی در پی استعفا داده و جای خود را به عنوان رئیس موساد به میر آمیت، رئیس امان بدهد.

ماشین ترور موساد

اتو اسکور تسنی

آمیت نیروهای خبره امان را وارد موساد کرد و ماموریت این سازمان را بازتعریف کرد و تمرکز آن را روی شکار نیروهای نیروهای آلمان نازی قرار داد. او متقاعد شد تا عملیات برای ترور دانشمندان آلمان را نه با بسته های انفجاری بلکه با تیراندازی مستقیم، انفجار یا مسموم کردن آنان ادامه دهد. در رابطه با برنامه موشکی مصر نیز آمیت تصمیم گرفت تا افرادی را از درون این برنامه به خدمت بگیرد و برای این کار نیز افسران خبره ای را مامور کرد که در عین حال روانشناسان قوی نیز بودند.

بکارگیری افراد داخل برنامه موشکی امری زمانبر بود و آمیت به این نتیجه رسید که در کوتاه مدت نیاز است تا افرادی از بیرون وارد شوند اما جدا از والنتین، شخص دیگری نیز وجود داشت که این کار را برای موساد سخت تر می کرد، اتو اسکورتسنی، فرمانده عملیات های ویژه هیتلر و شخص مورد علاقه پیشوا. آمیت به سرعت دستور داد تا هر چه بیشتر درباره درباره اسکورتسنی اطلاعات جمع آوری کنند. او شخصی بود که با چتر در ایران نیز فرود آمده بود و به تعلیم قبیله های محلی برای منفجر کردن خطوط لوله نفتی ایران که در خدمت ارتش متفقین بوده است پرداخته بود و در زمان جنگ نیز افسر ارشد والنتین بوده است. ایتان به دنبال آن بود تا او را به رغم نازی بودن به خدمت موساد درآورد. موساد توانست تا همسر اسکورتسنی را به خدمت خود در آورد و از این طریق اهداف خود را پیش ببرد. با تعقیب و محاکمه آیشمن، پیشنهاد ایتان برای همسر اسکورتسنی، زندگی خالی از ترس و تعقیب بود.

در همین حال همسر او توانست وی را راضی کند تا در جلسه ای با افرادی با هویت جعلی شرکت کند و این مخبر سریعا نیروهای عملیاتی موساد را به این جلسه کشاند. اسکورتسنی در این جلسه و پس از صحبت های بسیار، نهایتا قبول کرد تا برای اسرائیل کار کند و در قبال آن نیز درخواست هایی را از آنان طلب کرد. داشتن پاسپورت اتریشی با نام اصلی خودش، مصونیت کامل از محاکمه تا پایان عمر به امضای نخست وزیر اسرائیل و حذف سریع نام او از لیست تعقیب و مجازات گروه های اسرائیلی و مبلغی پول درخواست های او در این جلسه بود. نخست وزیر اسرائیل مشروح این جلسه و درخواست های اسکورتسنی و همچنین دیدگاه های موافق و مخالف آن را شنیده و سپس با شرایط او موافقت کرد و مرد مورد علاقه پیشوا از این به بعد به عنوان یکی از عوامل کلیدی موسادبه خدمت گرفته شد.

آخرین گام

اسکورتسنی بعد از آن چنان وانمود کرد که در حال ساخت ورماخت دیگری برای رایش چهارم است و در همین راستا نیز نیاز به اطلاعات محرمانه دارد و از این راه می تواند به اطلاعات محرمانه مربوط به موشک های مصر نیز دست یابد. از طرف دیگر اسکورتسنی با همکاری موساد در پی راه حلی بودند تا بتوانند از والنتین نیز اطلاعات کسب کنند. اسکورتسنی به دروغ والنتین را به مادرید برده و او را به هزینه موساد در هتلی بسیار گرانقیمت اسکان داده تا درباره رایش چهارم با یکدیگر و افراد قدیمی نازی صحبت کنند اما چندی بعد عنوان می کند باید دیداری را با چند دوست نزد یک بریتانیایی داشته باشند و والنتین هم قبول کرده و همراه او می رود.

والنتین از همان ابتدای صحبت شک می کند که پای اسرائیل در میان است ولی با برخورد سخت اسکورتسنی سکوت می کند اما قانع نمی شود. والنتین درست حدس زده بود چرا که آن فرد نه شهروند بریتانیا بلکه فردی اسرائیلی تبار و جاسوس موساد به نام «هری باراک» بود. از طریق والنتین و با فریب او لیست افراد درگیر در برنامه موشکی مصر نیز به دست موساد رسید و از همین طریق نیز با برنامه دقیق آمیت، نیروهای عملیاتی تحت پوشش توانستند تک تک دانشمندان آلمانی را تهدید و با پول قانع کنند تا به برنامه ای در آلمان برای هواپیماسازی بپیوندند و برنامه موشکی مصر را رها کنند. موساد معتقد بود که بدون تهدید و قتل نمی توانستند دانشمندان را تنها با پول قانع کنند و این خطر را برطرف کنند. اینگونه موساد بزرگترین ماشین ترور در تاریخ است.

[ad_2]

28 آوریل 2018 64 بازدید 0
ادامه و دانلود

[ad_1]

هفته نامه سلامت – محبوبه ریاستی: ازدواج یکی از مراحل مهم زندگی هر فردی است چرا که با ازدواج و همسر شدن در ادامه مسیر زندگی فرد دیگری را در کنار خود می پذیریم که این همراهی قطعا هم خوبی هایی دارد و هم ممکن است مشکلاتی ایجاد کند. یکی از این مشکلات رازدار نبودن همسران نسبت به یکدیگر است که عدم اعتماد و مسائلی از این قبیل ایجاد خواهد کرد و به مرور زمان ممکن است بدنه زندگی را زخمی کند. با دکتر حامد محمدی کنگرانی، روانپزشک در مورد رازداری بین همسران گفتگو کرده ایم.

محرم رازم باش

رازداری در ازدواج زن و شوهر چقدر اهمیت دارد؟

– قطعا وقتی دختر و پسری با یکدیگر ازدواج می کنند و به هم علاقه مند می شوند، یکی خواهند شد و باید هدایت کننده زندگی مشترک شان باشند. اما ممکن است در این میان مشکلاتی پیش بیاید که این یکی شدن را از بین ببرد و آن عدم صداقت و راستی است و رازدار نبودن همسران نسبت به یکدیگر در بلندمدت زندگی شان را سخت می کند. باید بدانیم خانواده مکانی برای ارتباط نزدیک اعضا و حفظ حرمت و شئون یکدیگ راست. این حریم خانوادگی ابتدا از سوی خود اعضای خانواده باید حفظ شود، سپس از ناحیه دیگران. تنها در این صورت است که امنیت زندگی زناشویی تامین می شود. یکی از مهم ترین عواملی که این حریم را تهدید می کند بیان اسرار و رازهای درون خانواده نزد دیگران است.

برخی اعتقاد دارند باید اغلب مسائل را به والدین شان بگویند. با این موضوع چقدر موافق هستید؟

– این درست است که برخی موارد باید به والدین گفته شود و این هرگز به معنای عدم صداقت همسران نیست. برای مثال اگر همسر اعتیاد داشته باشد، بزرگترها باید در جریان قرار بگیرند تا بتوانند کمک و راهنمایی کنند اما فقط موضوعات بحرانی را باید به بزرگترها بگوییم. این که پس از ازدواج هنوز زن و شوهر خود را در دایره خانوادگی خانواده پدری خود ببینند و دایره مخصوص به خانواده خود و همسرشان را به خوبی شکل نداده باشند، اشتباه است. گاهی خانواده ها هم از فرزندان شان انتظار دارند مثل گذشته در جمع خانواده حضور داشته باشند و رازهای خود را با آنها در میان بگذارند. در چنین مواقعی میان نقش افراد به عنوان فرزند و نقش آنها به عنوان همسر تناقض به وجود می آید.

در این شرایط بسیاری از افراد رازهای میان خود و همسرشان را به خانواده خود انتقال می دهند که این مسئله علاوه بر این که رازداری زناشویی را مختل می کند، گاهی باعث به وجود آمدن ذهنیت های منفی از عروس یا داماد خانواده نزد خانواده همسر می شود، ذهنیت هایی که گاهی تا مدت ها و حتی پس از حل شدن موضوع میان زن و شوهر هم باقی می مانند. پس توجه داشته باشید به رغم احترام، صمیمیت و نزدیکی که با خانواده خود دارید، شما حالا یک زندگی مستقل تشکیل داده اید و قرار نیست تمام رازها و مسائل خصوصی خود را برای خانواده تان مطرح کنید، مگر این که مسئله به وجود آمده واقعا عذاب آور باشد، مانند اعتیاد و …

بعضی افراد رازهای شخصی زندگی شان را با دوستان یا همکاران شان در میان می گذارند، این کار درست است؟

– اصلا درست نیست چون آنها کمک خاصی نمی توانند بکنند و معمولا راه حل علمی درستی را ارائه نمی دهند. از طرفی می خواهند از دوست شان دفاع کنند و ممکن است مغرضانه قضاوت کنند و بیشتر به مشکلات دامن بزنند. بنابراین بهتر است در شرایطی که نمی دانیم چه راه حلی درست یا غلط است حتما از یک مشاور کمک بگیریم.

منظور از عدم رازداری چیست؟

– گاهی در زندگی مشترک، یکی از طرفین مسائل خصوصی و به اصطلاح رازی را افشا می کند. به طور خلاصه انواع برملا کردن رازها این گونه هستند: بیان راز همسر برای دیگران، بیان راز خود برای دیگران، بیان راز دیگران برای همسر و بیان رازهایی از زندگی مشترک برای دیگران.

گفتن راز همسر به دیگران چه عواقبی دارد و چقدر در رابطه اثر مخرب می گذارد؟

– افشار راز نزد دیگران یا در مورد دیگران باعث ایجاد احساس منفی در شنونده خواهد شد، زیرا هیچ کس از کسی که مدام راز دیگران را بیان می کند خوشش نمی آید. فردی که راز دیگری را بیان می کند خودش باعث می شود اطرافیان با دیده تحقیر و بی اعتمادی به او نگاه کنند و اول شخصیت خودش زیر سوال خواهد رفت. از طرف دیگر کسی که راز دیگران را برملا می کند به تدریج علاقه مند می شود رازهای بیشتری بداند و در امور دیگران کنکاش می کند و این کنکاش و جستجو اصلا کار درستی نیست.

به مرور زمان همسر این فرد هم نمی تواند با خیال راحت مشکملاتش را به او بگوید و این موضوع باعث دوری آنها از یکدیگر خواهد شد. بدترین قسمت داستان زمانی است که مرد یا زن راز خانه شان را از زبان یک غریبه بشنوند چون واقعا هضم این موضع کار بسیار سختی است. انسان ها به میزانی که به برملا کردن راز دیگران و افشار اسرار مردم می پردازند، از خودشان غافل می شوند و این گونه فرصت های ارزشمندی را که می توانستند صرف خودسازی کنند در راه تلاش برای کنکاش و تجسس در امور دیگران هدر داده اند که این موضوع خیلی دردناک است.

محرم رازم باش

اگر همسرمان به این کار یعنی گفتن مسائل زندگی به دیگران عادت کرده باشد چطور باید با او رفتار کنیم؟

– با همسرتان در این باره حرف بزنید. همه انسان ها دنبال گوشی هستند که محرم حرف های شان باشد و درد دل های شان را بشنود. حال اگر زن و شوهری رابطه درستی با هم نداشته باشند و نتوانند رابطه صمیمانه و دوستانه با هم برقرار کنند این نیاز به گفتگو و درد دل کردن از چارچوب خانواده و زن و شوهر خارج می شود و صحبت ها و درد دل های خود را با فرد دیگری مطرح خواهند کرد. در این صورت رازهای میان زن و شوهر به جای این که میان «ما» بماند به میان «آنها» راه پیدا می کند و رازهای شان فاش خواهد شد.

پس اگر می خواهید همسری رازدار داشته باشید و آنچه که باید، بین خودتان بماند، با همسرتان رابطه ای صمیمانه داشته باشید و سعی کنید هر روز ساعتی را به صحبت و درددل و گفتگوی خودمانی با همسرتان اختصاص دهید. این کار علاوه بر این که جلوی فاش شدن رازهای شما را می گیرد، رابطه میان شما را هم بهبود می بخشد. نکته دیگری که از فاش شدن رارزهای همسرانه شما نزد دیگران جلوگیری می کند، انتقادپذیر بودن شماست.

بعضی همسران آنقدر خودخواهانه و مغرورانه برخورد می کنند و به هیچ وجه به طرف مقابل اجازه انتقاد و نقد خود را نمی دهند که راه صمیمیت و گفتگوی همدلانه را می بندند. طبیعتا زندگی زناشویی هم خالی از نقد و ایراد نخواهد بود. در چنین شرایطی است که همسران چنین افرادی عطای بحث و نقد کردن همسر خود را به لقایش می بخشند و به جای این که انتقادات و گلایه های شان را با خود همسرشان مطرح کنند، این گلایه ها را با دیگران و خارج از خانواده مطرح می کنند که خود بهانه ای می شود برای فاش شدن رازها و مگوهای زندگی زناشویی آنها میان دیگران. پس انتقادپذیر باشید.

گاهی افراد از سر عادت زیاد حرف می زنند. آیا ممکن است این موضوع به ضررشان تمام شود؟

– درست است. زیاد صحبت کردن و افشار راز زندگی و خودافشایی عادت هایی هستند که در بسیاری از موارد با انگیزه جلب توجه و جلب صمیمیت و گرم بودن افراد در جمع انجام می شوند. در صورتی که برای جلب توجه دیگران و تبدیل شدن به یک فرد گرم و صمیمی نیاز به افشای رازهای خود ندارید، کافی است به صحبت های دیگران خوب گوش کنید و به آنها بازخوردهای مثبت بدهید.

رازدار نبودن زن و شوهر نسبت به یکدیگر چقدر روی تربیت فرزندان اثر می گذارد؟

– طبیعتا بچه ها در خانواده ای که رازداری جزو خصوصیات آن باشد، رازداری را خواهند آموخت و به انسان هایی قابل اعتماد و رازدار تبدیل خواهند شد ولی در این میان توجه به چند نکته ضروری است. به بچه ها بیاموزید و تاکید کنید پدر و مادر محرم رازهای آنها هستند و باید هر راز و مشکلی که دارند را با شما، یعنی پدر یا مادرشان در میان بگذارند. هنگامی هم که بچه ها رازی را به شما گفتند سعی کنید محرم رازشان باشید یا اگر موضوع به گونه ای است که نیاز به دخالت همسرتان دارد، همان موقع سعی کنید به فرزندتان اطلاع دهید که به خاطر اهمیت موضوع ناچارید این مسئله را با همسرتان در میان بگذارید و به نوعی برای این کار از او اجازه بگیرید.

[ad_2]

28 آوریل 2018 49 بازدید 0
ادامه و دانلود

[ad_1]

روزنامه آسمان آبی – راضیه زرگری: بهترین سن برای بازنشستگی، سنی است که برنامه‌های بازنشستگی به‌اندازه کافی برای فرد سودمند باشد. ملیسا پیپز، پژوهشگر خدمات اجتماعی در مقاله‌ای به بررسی روند بازنشستگی در آمریکا و برنامه‌هایی پرداخته است که برای بهبود خدمات کیفی به بازنشستگان در حوزه‌های اجتماعی و اقتصادی ارائه می‌شود.

مقدمه این مقاله به مفهوم سن بازنشستگی می‌پردازد. منابع بسیاری برای مطالعه سن «نرمال یا معمول» بازنشستگی وجود دارد، اما مسئله این است که واقعا سن طبیعی بازنشستگی چه سن و سالی باید باشد؟ این روزها، حتی تشخیص سن بازنشستگی مشکل است چراکه بعضی از افراد به‌اندازه کافی ثروتمند هستند و کار را قبل از 50 سالگی متوقف می‌کنند.

جدای از آن، عده‌ای دیگر در 18 سالگی هم در زندگی کاری خود به چالش برمی‌خورند و نمی‌توانند به کار ادامه دهند. البته این بازنشستگی ارادی نیست. اگر شما از آن دسته افراد باشید که دنبال برنامه بازنشستگی منحصربه‌فرد و مخصوص به خودتان هستید، باید ترکیبی از سن و سال‌های استخدام تا آن سالی که می‌توانید به کار ادامه دهید را در نظر داشته باشید. در بزرگ‌ترین و گسترده‌ترین برنامه بازنشستگی آمریکا، امنیت اجتماعی، حقوق و مزایای کامل تا حد زیادی براساس سن افراد تعیین می‌شود. به عبارت دیگر، حداقل باید به‌اندازه کافی پیر و با سابقه باشید تا بازنشسته شوید و جالب این است که هیچ سن خاصی برای این تعریف نمی‌توان ارائه کرد.

 

 بازنشستگی در سایه امنیت اجتماعی
سن عادی بازنشستگی در سایه امنیت اجتماعی بیشتر شامل افرادی که 65 ساله هستند، می‌شود. این افراد از مزایای کامل بازنشستگی در این سن برخوردار می‌شوند؛ البته این برنامه برای 67 ساله‌ها هم با تاخیر وجود دارد. اداره تامین اجتماعی، تاریخ تولدهای این برنامه خدمات اجتماعی برای برخورداری از مزایای بازنشستگی را در وب‌سایت خود فهرست کرده است.

سن بازنشستگی معمول و امنیت اجتماعی

برای این‌که بتوانیم یک توضیح جامع ارائه دهیم، باید گفت سن عادی بازنشستگی شما در هنگام تقاضا برای برخورداری از تامین اجتماعی به دو دلیل مهم است. قبل از رسیدن به سن بازنشستگی عادی (قبل از 65 سالگی)، مزایای دریافتی شما کاهش می‌یابد، اما پس از رسیدن به آن سن، مزایای شما افزایش می‌یابد، در واقع درست هنگامی که میزان سود ماهانه هم بالا می‌رود. سن به شما کمک می‌کند مبلغ پرداخت مزایای ماهانه خود را تعیین کنید و از طرفی به شما اطلاع‌رسانی می‌کند که آیا برای کسب درآمد در زمانی که مزایا دریافت می‌کنید، جریمه خواهید شد یا نه.

شما می‌توانید برآورد سریعی از مزایای ماهانه خود براساس سن و درآمد فعلی خود، از طریق ماشین حساب سالانه بازنشستگی اداره تامین اجتماعی، دریافت کنید. در این سیستم هر کسی می‌تواند مزایای تامین اجتماعی را حتی در 62 سالگی یا بعد از آن بدون توجه به سن عادی بازنشستگی خود دریافت کند. اما پرداخت ماهانه به‌طور دائمی برای بازنشستگان زودهنگام کاهش می‌یابد. به گفته اداره تامین اجتماعی، کسانی که در 62 سالگی اقدام به بازنشستگی می‌کنند، تقریبا مزایای دریافتی آن‌ها به میزان 30 درصد کاهش می‌یابد.

برعکس، کسانی که تا رسیدن به سن قانونی بازنشستگی خود، صبر می‌کنند، می‌توانند پرداخت‌های ماهانه‌ای به‌طور دائمی داشته باشند. سال‌هایی که افراد متقاضی این شکیبایی را دارند «اعتبار بازنشستگی» به تعویق افتاده آن‌ها محسوب می‌شود که می‌تواند درآمدشان را افزایش دهد. اگر شما با پشت سر گذاشتن سن عادی بازنشستگی، مزایای امنیت اجتماعی دریافت کنید، تمام مبلغ به شما تعلق می‌گیرد، اما اگر قبل از سن بازنشستگی معمول چنین ادعایی را در اداره تامین اجتماعی داشته باشید، ممکن است براساس دستمزدی که قرار است دریافت کنید، مبلغی به‌عنوان جریمه از شما کسر شود؛ رقمی که با حساب‌کردن طول زمان تا رسیدن به سن بازنشستگی معمول هر فرد به‌دست می‌آید.

بازنشستگی، یک حس درونی

مفهوم سن بازنشستگی عادی به برنامه‌های بازنشستگی هر کشوری مربوط می‌شود. با توجه به قوانین و مقررات ‌ای اس آی، برنامه بازنشستگی هر فرد می‌تواند مزایای یک بازنشسته در 62 سالگی یا بالاتر را بپردازد، حتی اگر هنوز نیروی فعال کار و در استخدام باشد. مقررات مربوط به جوان‌ترین سن قانونی بازنشستگی قابل قبول 62 سالگی است.
برنامه‌های دیگر اغلب مزایای بازنشستگی را سالانه بر پایه 65 سالگی محاسبه می‌کنند. همان‌طور که اشاره شد تعریف یک سن بازنشستگی «معمول» به مدت زمان مشغول به کار بودن و سن افراد متقاضی و نحوه دسترسی به انواع مزایای بازنشستگی مربوط می‌شود.

سن متوسط بازنشستگی در این برنامه 64 سالگی برای مردان و 62 سالگی برای زنان است، اما تعریف هر فردی از عبارت سن معمول می‌تواند متفاوت باشد و در واقع این سن مربوط به زمانی است که فرد احساس می‌کند مدت زمان مفید کارکردنش به پایان رسیده است و در این شرایط با پذیرش ضوابط می‌تواند برای شروع سن بازنشستگی و بهره‌بردن از مزایای این دوره اقدام کند.

سلامت روان، نرخ فقر و روابط اجتماعی در سالمندی

گفتنی است سیستم بازنشستگی در کشورهای مختلف متفاوت است و به‌همین دلیل زندگی سالمندان در هر کشور تفاوت زیادی با دیگر کشورها دارد. مقاله‌ای منتشر شده در «گاردین» درباره برترین سیستم‌های بازنشستگی در دنیا که سه فاکتور را در نظر گرفته است نشان می‌دهد اولین مسئله، وضعیت سلامت روانی سالمندان است.برمبنای سهم افراد بیش از ۵۰ ساله که حس می‌کنند زندگی آن‌ها در مقایسه با سال‌های ۳۵ تا ۴۹سالگی معنای متفاوت و بهتری پیدا کرده است؛ دومین مسئله، نرخ فقر در دوره سالمندی برمبنای سهم افراد بالای ۶۰ سال است که درآمدی کمتر از نصف متوسط دستمزد شاغلان دریافت می‌کنند.

سومین فاکتور هم روابط اجتماعی سالمندان است برمبنای سهم افراد بالای ۵۰ سال که اعلام می‌کنند خانواده یا دوستانی دارند که در مواقع سختی می‌توانند از حمایت‌های آن‌ها برخوردار شوند. این فاکتور در تأمین امنیت روانی در سالمندان از اهمیت زیادی برخوردار است؛ چرا که زندگی را برای این قشر، بهتر و آسان‌تر می‌کند. هر سه شاخص برای کشورهای مختلف محاسبه می‌شود و برآیند این سه، معیاری را ایجاد می‌کند که وضعیت کشورها را برای زندگی سالمندان نشان می‌دهد. این رده‌بندی برمبنای اطلاعات سال ۲۰۱۵ میلادی تهیه شد و نشان داد کدام کشورها بهترین خدمات را به سالمندان ارائه می‌دهند. استرالیا، آلمان، ژاپن و نروژ به‌ترتیب بهترین کشورهای ارائه دهنده خدمات مطلوب سالمندی شناخته شده‌اند.

[ad_2]

28 آوریل 2018 62 بازدید 0
ادامه و دانلود

[ad_1]

وبسایت بدونیم: سایه چشم یکی از پر تنوع ترین لوازم آرایشی است که بسته به نوع آرایش تغییر پذیر است و هنگام استفاده از آن می توان با خلاقیت بیشتر ترکیب رنگ های زیبایی را به کار برد. سایه چشم اگر درست کشیده شود ویژگی های خوب صورت را بهتر و زیباتر نشان می دهد. کشیدن سایه کار زیاد سختی نیست فقط کافی است این اشتباهات را تکرار نکنید.

استفاده از برس های ارزان

ابزار کشیدن سایه به اندازه ابزار درست کردن مو اهمیت دارد. هنگام خرید برس سایه هیچوقت یک برس معمولی نخرید بلکه ست برس سایه بخرید. ست برس سایه شامل برس های ترکیب کننده و زاویه داری است که برس های معمولی ویژگی های آن ها را ندارد. با برس جنس خوب ترکیب سایه راحت تر است. خیلی ها با به کار بردن رنگ های بیشتر می خواهند سایه زیباتری بکشند اما پیشنهاد من این است که به جای رنگ های بیشتر باید یاد بگیرند که چگونه سایه ها را خوب با هم ترکیب کنند.

این اشتباهات را هنگام سایه زدن تکرار نکنید

پس بهتر است برای ترکیب از برس های موی طبیعی استفاده کنید و در آخر از یک برس تمیز برای محو کردن لبه های سایه استفاده کنید. بعضی ها از گوش پاک کن استفاده می کنند تا مجبور نباشند پول زیادی برای این کار هزینه کنند. اما گوش پاک کن فقط برای پاک کردن سایه های اضافی مناسب است. هیچوقت از انگشت برای کشیدن سایه استفاده نکنید. این کار هم غیربهداشتی است و هم بیشتر سایه روی دست می ماند.

فراموش کردن پرایمر

این اشتباهات را هنگام سایه زدن تکرار نکنید

یکی از اشتباهاتی که بیشتر خانم ها مرتکب می شوند این است که قبل از سایه هیچ چیزی به پلک ها نمی زنند. مثل پرایمر. سایه چشم چه پودری باشد چه مایع برای ثابت ماندن روی پلک به پرایمر نیاز دارد. در غیر اینصورت ممکن است سایه پخش یا کاملا پاک شود.

استفاده از فونداسیون قبل از سایه

اگر علاقه زیادی به سایه چشم پودری دارید در ابتدا حس خوبی دارید اما بعد از زمان کوتاهی سایه زیر چشم ها می ریزد مثل چشم های راکون و دوباره باید برای مرتب کردن آرایش وقت بگذارید. خوشبختانه راهی برای جلوگیری از این مشکل وجود دارد و آن هم این است که ابتدا پرایمر، سایه، خط چشم و ریمل بزنید و بعد کرم فونداسیون و کانسیلر استفاده کنید.

این اشتباهات را هنگام سایه زدن تکرار نکنید

عدم توجه به لیبل روی سایه

هنگام خرید سایه به مواد تشکیل دهنده روی لیبل آن دقت کنید. متخصصان زیبایی استفاده از سایه هایی که حاوی پودر تالک هستند را منع می کنند چون باعث بیماری های سرطانی می شود. درست است که مقدار کم آن آسیب چندانی به پوست نمی رساند اما این حق شماست که بدانید چه چیزی به پوست تان می زنید.

[ad_2]

27 آوریل 2018 68 بازدید 0
ادامه و دانلود

[ad_1]

هفته نامه کرگدن – امیرحسین کامیار: گذشته از معدود استثناهای غیرقابل استناد فقر چرخه ای می سازد که نسل در نسل آدم ها را در گردابی مهیب غرق می کند؛ وقتی کسی در خانواده ای فقیر به دنیا می آید فاقد فرصت برای بهبود موقعیت خویش است. کافی است کمی در کوچه های شهر بگردی تا ملاقاتش کنی. هربار چهره منحصر متفاوتی به خود می گیرد، شکل عوض می کند، رنگ به رنگ می شود اما ذاتش همیشه یکی است: گزنده، دردناک و مهیب. خزنده و پنهان دامنه اش را گسترش می دهد، چنبره می سازد و ذهن و تن آدمی را گرفتار می کند، فرو می کشد، زخم می زند، از بین می برد اما ما چنان به حضور نحسش عادت کرده ایم که حساسیت خود را برابر آن از دست داده ایم.

 

دارم از فقر برایتان می نویسم، فقری که مانند مرضی مسری به جان جامعه افتاده و شوم نشانه هایش حالا دیگر همه جا هست. برابر فقر چند واکنش می توان داشت. بعضی ها متوسل به ترحم می شوند، صدقه می دهند و دلسوزی می کنند؛ برخی دیگر به انکار پناه می برند و سعی می کنند چشم بر این تلخی ببندند؛ اندک شماری هم حامی سرکوبند. این حضرات به جای فقر با فقیر می جنگند، تمسخرش می کنند و تحقیرکنان خواهان جمع کردن آن ها از خیابان ها هستند. هر سه رویکرد اشاره شده به رغم تفاوت ظاهری، در احساس فرادستی و برتری بر فرد فقیر، فصل مشترکی عجیب دارند. بعضی از ما فکر می کنیم که تنگدستی نه تقدیر که تقصیر آدم هاست، یعنی اگر آنان از فرصت هایشان به درستی استفاده می کردند، خوشفکر و عاقبت اندیش بودند یا لابد سختکوش و مبارز؛ می توانستند خود و خانواده خویش را از فقر برهانند. این شکل نگاه، غیرانسانی، غیرعلمی و گاه حتی وقیحانه است.

 

مبادا به فقر امان  دهیم که بماند!

 

گذشته از معدود استثناهای غیرقابل استناد، فقر چرخه ای می سازد که نسل در نسل آدم ها را در گردابی مهیب غرق می کند. وقتی کسی در خانواده ای فقیر به دنیا می آید فاقد فرصت برای بهبود موقعیت خویش است و این فقدان مجال مانند ارثیه ای شوم به نسل آینده منتقل می شود. برای شکستن چرخه فقر به توان مالی و فکری نیاز است اما تنگدستی مانع شکل گیری سرمایه لازم در چنین حوزه هایی است. وقتی آدم ها برای تامین معاش روزانه خود درمی مانند دیگر امکانی برای پس انداز کردن پول ندارند تا بتوانند به واسطه این خرده سرمایه ها موقعیت مالی خویش را بهبود بخشند. مهم تری از این مطالعات روانشناسی درباره فقر به وضوح نشان داده است که فرد مستمند بر اثر ناداری به اضطرابی فرساینده دچار شده امکان درست فکرکردن و تحلیل موقعیت را از دست می دهد.

برای درک این موقعیت آدمی را تصور کنید که دچار بی خوابی شده و از پس چند بار شب بیداری آزارنده حالا حتی قادر به بیان سنجیده کلمات نیست. فقر با ذهن انسان چنین کاری می کند و چنان اندیشه او را به هراس و کمبود آلوده می سازد که روشن بینی خود را از دست می دهد. تحت تاثیر این اضطراب فرد مدام تصمیمات اشتباه می گیرد، کوته بین شده و فرصت های اندک ممکن را نیز به هدر می دهد زیرا فاقد تحلیل درستی درباره موقعیت خویش و آینده روزگارش است. بدین سان انتخاب های اشتباه او دامنه فقر را وسیع تر می سازد؛ فقر بیشتر اضطراب فزون تری پدید می آورد و آن عصبیت به نوبه خود تصمیمات نادرست جدی تر و جدیدتری را باعث می شود.

 

برای ما آدم های خوش اقبال بیرون از این چرخه، درک جبر دردناک آن دشوار است زیرا نمی توانیم درک کنیم چطور افراد می توانند این همه اشتباه کنند. ما از این میراث روانی اضطراب، از این تاریخچه طولانی طرد چیز چندانی نمی دانیم، پس ایستاده در موقعیت امن خویش کسانی را قضاوت می کنیم که فاقد امکانات ما برای بهبود و پیشرفت در زندگی بوده اند. واقعیت آن است که کافی بود از بد حادثه در موقعیتی شبیه آن ها متولد شویم تا شاید شرایطمان از آدمی که حالا برابرش حس تحقیر یا ترحم داریم بدتر باشد. به خاطر سپردن این نکته همدلی با انسان مستمند و شفقت برابر او را ممکن می کند. حالا فرد فقیر نه فرودستی مقصر که انسانی گرفتار تقدیر خویش است. با چنین دیدگاهی است که می شود از توهم منجی بودن و فرادستی رها شد و برای مبارزه با فقر کنار او ایستاد.

 مبادا به فقر امان  دهیم که بماند!

 

هر برنامه کارآمدی برای بهبود شرایط تنگدستی در جامعه باید سه رکن تسکین، توانمندسازی و ترمیمی را در بر بگیرد. تسکین به این معنا که افراد برای نجات از فقر قطعا نخست به کمک مالی محتاجند. این کمک باید بلاعوض بوده حداقل های ممکن برای زندگی آبرومند را فراهم سازد. در فاز بعدی می شود فرایند توانمندسازی را آغاز کرد. این مسیر شامل دو بعد مشاوره و سرمایه گذاری است. همان طور که نوشتم اضطراب ناشی از فقر، توان تحلیل و انتخاب صحیح را از فرد سلب می کند. ذهن او شرطی شده تا روی راه حل های کوتاه مدت برای مشکلات خود تمرکز کند بدون این که در نظر بگیرد بسیاری از این راه حل ها در میان مدت خود باعث مشکلات جدی تری خواهندشد.

 

در چنین احوالی نه منابع مالی برای خروج از چرخه فقر در دسترس انسان گرفتار تنگدستی است و نه ذهن او قادر به ریسک پذیری و برنامه ریزی صحیح برای آینده است. یک سیستم تامین مالی که وام های بدون بهره یا با نرخ بهره اندک در اختیار طبقات ضعیف بگذارد در کنار برنامه های مشاوره شغلی، راهنمایی مالی و مهارت افزایی کاری، کنار هم توانی می سازند که به برکتشان سطح زندگی افراد ترقی کرده، از حصار فقر به صورت نسبی خارج شوند. در آخرین مرحله باید از موقعیت ناشی از این موفقیت سود جست و با مشاوره های روانشناسی و ساختن حلقه های حمایتی اعتماد به نفس مخدوش فقرزدگان را ترمیم کرد. بدون این مرحله ترمیمی، امکان بازگشت به عقب، درجازدن و فروغلتیدن دوباره به ورطه فقر وجود ندارد.

 

برای شروع این مسیر ما نمی توانیم در انتظار اقدامات دولت باشیم. از ما که حرف می زنم به تمام کسانی اشاره می کنم که از سویی بیرون از دایره دردناک فقر ایستاده اند و از سوی دیگر به قدر بضاعت دردآشنا و مایل به مبارزه این مصیبتند. در ذهنم هر کسی که مهری به این آب و خاک دارد شامل این خطاب است. همان طور که نباید برابر بحران زیست محیطی کشور سکوت کنیم و بی تفاوت باشیم، دوچندان باید برابر فقر حساس بوده و جبهه بگیریم زیرا تا همیشه این انسان است که روح زندگی را حمل می کند و فقر تقلیل تدریجی کرامت آدمی است. دولت در زمانه ما چنان فربه، کند و ناکارآمد شده است که حتی اگر تمام توانش را برای فقرزدایی به کار بگیرد باز هم قادر به بهبود شرایط نیست.

 

هر یک از ما به قدر بضاعت می توانیم بخشی از جبهه مبارزه با فقر باشیم. کافی است ببینیم در کدام یک از آن مراحل سه گانه تسکین، توان افزایی و ترمیم دارای توان و امکاناتیم، بعد یافتن سازمان های مردم نهاد درگیر با محو فقر و همراهی با آن ها یا انجام اقدامات شخصی برای کاستن از رنج ناداری در اطرافمان نباید کار دشواری باشد.ما نباید به فقر عادت کنیم. او آمده که بماند، مباد که امانش دهیم. همان طور که در روزهای جنگ سیل شدیم سوی خرمشهر و از دشمن بعثی بازپسش گرفتیم حالا هم خانه به خانه و کوچه به کوچه باید برابر ناداری سنگر ببندیم و بجنگیم. می شود شهر را، میهن را از این مصیبت رهانید زیرا هرچند که فقر تقدیر فقیر است اما بزرگ شدن این سایه قطعا تقصیر یکایک ماست، ما که حرف بیهقی را فراموش کردیم آن جا که نوشت: «مردی باهمت را فقر عذابی است الیم».

[ad_2]

27 آوریل 2018 92 بازدید 0
ادامه و دانلود

[ad_1]

وبسایت پرشین فا: اگر از آن دسته کسانی هستید که نمی توانند روز خود را بدون نوشیدن قهوه به شب برسانند، حتما از فواید نوشیدنی خوش طعم قهوه باخبر هستید. اما این ماده ی دوست داشتنی و اعجاب انگیز کاربردهای دیگری هم دارد.

1. رفع بوی نامطبوع یخچال

اگر یخچال تان بوی نامطبوع مواد غذایی را به خود گرفته، کاسه ای را از پودر تازه و استفاده نشده ی قهوه پر کنید و آن را به مدت یک تا دو روز در یخچال بگذارید. قهوه بوهای نامطبوع را به خود جذب می کند و به این ترتیب با هر بار باز کردن یخچال از بوی قهوه لذت خواهید برد.

با ۱۳ کاربرد غیرخوراکی و جالب پودر قهوه آشنا شوید

2. کاهش سلولیت بدن

کرم های مخصوص رفع سلولیت هزینه بر هستند و ممکن است نتیجه ی مطلوب را نداشته باشند. اما عنصر اصلی این کرم ها و قهوه یک چیز مشترک است و آن چیزی نیست جز کافئین. کافئین سوخت و ساز چربی بدن را بهبود می بخشد و به کاهش این تجمعات چربی در زیر پوست کمک می کند. برای این منظور، مقداری پودر گرم و استفاده شده ی قهوه را با روغن نارگیل مخلوط کنید و آن را با حرکات دوار روی پوست خود مالش دهید، سپس پوست خود را با آب بشویید.

3. درخشان کردن موها

استفاده از قهوه شیوه ای طبیعی برای حفظ درخشندگی موها است. یک قوری قهوه را دم کنید، اجازه دهید تا خنک شود و سپس آن را به مدت حداقل ۲۰ دقیقه روی موهای خشک و تمیز خود قرار دهید. در نهایت موهایتان را با آب بشویید. این کار را هفته ای یک بار انجام دهید تا بدون صرف هزینه های بسیار، موهایی زیبا داشته باشید.

4. لایه برداری پوست

قهوه نه تنها برای موها مفید است بلکه می تواند به داشتن پوستی زیبا کمک کند. همان ویژگی هایی که به کاهش سلولیت بدن کمک می کند در لطافت و سفتی پوست هم مؤثر است. بافت پودر قهوه به از بین رفتن سلول های مرده ی پوست کمک می کند. یک قاشق غذاخوری پودر قهوه را با نصف قاشق روغن زیتون ترکیب کنید و یک قطره اسانس گیاهی مورد علاقه تان را هم به آن اضافه کنید تا بوی خوشی داشته باشد. اسکراب خانگی شما آماده است!

5. رفع بوی بد دست ها

شاید تا به حال تجربه ی آن را داشته اید که بعد از خرد کردن سیر، بارها شستن دست ها هم تأثیری در از بین رفتن بوی آن ندارد. برای رفع بوی دست ها، مشتی پودر قهوه ی استفاده شده را به دست ها مالش دهید و سپس آن را با آب گرم بشویید.

با ۱۳ کاربرد غیرخوراکی و جالب پودر قهوه آشنا شوید

6. ساخت کود

بسیاری از باغبان ها از پودر قهوه ی استفاده شده برای کود گیاهان استفاده می کنند. پودر قهوه حاوی مواد مفیدی مثل فسفر، پتاسیم، منیزیم و مس است و بعد از تجزیه شدن در خاک نیتروژن آزاد می کند.

7. ساخت رنگ طبیعی

به دلیل وجود رنگدانه های طبیعی در قهوه می توان از آن برای رنگ کردن پارچه، کاغذ و تخم مرغ استفاده کرد. تنها کافی است قهوه ی دم کرده و غلیظ را با قلم روی سطح مورد نظرتان بکشید یا پارچه را در مقداری قهوه ی داغ بخوابانید.

8. تمیز کردن شومینه

اگر برای شومینه از چوب طبیعی استفاده می کنید می دانید که تمیز کردن خاکستر آن دشواری زیادی دارد و خیلی زود طوفانی از گرد و غبار فضا را می گیرد. اما قهوه می تواند به حل این مسأله کمک کند. وقتی خاکستر باقیمانده سرد شد، مقداری پودر مرطوب قهوه را روی خاکسترها بپاشید و قبل از خارج کردن خاکسترها اجازه دهید پودر قهوه ۱۵ دقیقه روی آن بماند. پودر قهوه به خاکسترها می چسبد و باعث می شود گرد و غبار کمتری به وجود بیاید.

9. دفع مورچه ها

بوی قهوه مورچه ها را از خانه ی شما دور می کند. تنها کافی است مقداری پودر استفاده شده و خشک قهوه را در محل رفت و آمد مورچه ها در خانه بپاشید. اگر با تپه های بزرگ مورچه ای درگیر هستید، یک قوری قهوه ی دم کرده را روی تپه بریزید.

10. دور کردن گربه ها از باغچه

اگر می خواهید گربه ها را از گل های باغچه تان دور کنید، با پاشیدن مقداری پودر قهوه روی خاک به گربه ها می فهمانید که به آنجا تعلق ندارند.

با ۱۳ کاربرد غیرخوراکی و جالب پودر قهوه آشنا شوید

11. کمک به رشد گیاهان

قهوه برای گیاهانی که شیفته ی اسیدها هستند به ویژه گیاه آزالیا و گل صد تومانی مفید است و اگر پودر قهوه ی استفاده شده را در اطراف ریشه های آن ها بریزید رشد بیشتری خواهند داشت. علاوه بر این، می توانید باقیمانده ی قهوه را رقیق کنید و آن را مستقیما در گلدان گیاه تان بریزید.

12. دور کردن کک ها

برای دور کردن کک های روی بدن حیوانات خانگی کافی است بعد از حمام کردن حیوان خانگی تان، مقداری پودر قهوه ی استفاده شده و مرطوب را روی موهای حیوان مالش دهید و بدون استفاده از مواد شیمیایی گران قیمت کک ها را دفع کنید.

13. پوشاندن خراش های وسایل چوبی

برای پوشاندن خراش های ناخوشایند روی وسایل چوبی کافی است مقداری قهوه ی فوری را با آب داغ مرطوب و تبدیل به خمیر کنید و آن را روی محل خراش ها بکشید.

[ad_2]

27 آوریل 2018 74 بازدید 0
ادامه و دانلود

[ad_1]

هفته نامه پرشین فا: چه بخواهیم چه نخواهیم، این روزها حیوانات بر اینترنت حکمرانی می کنند. حالا مهم ترین اصل تبدیل شدن به یک سلبریتی مجازی یا به قول دهه هفتادی ها شاخ مجازی، خریدن یک حیوان خانگی خوش عکس جذاب است؛ به خصوص گربه. بچه گربه اگر باشد، بیشتر خریدار دارد. همیشه یک عده کاربر هستند که دوست دارند مراحل بزرگ شدن جانور بانمک محبوب شان را از راه دور، لحظه به لحظه دنبال کنند.

تا این جای کار ایرادی ندارد، مشکل از آنجایی شروع می شود که حیوان به فرزندی پذیرفته شده آنقدر طرفدار پیدا می کند که قرار می شود در دنیای مجازی راه خود را از صاحبانش جدا کند و مستقل از آنها در یک پیج شخصی به زندگی و فعالیت (!) ادامه بدهد. البته برای حیوان خانگی بخت برگشته، استقلال تا ابد معنایی ندارد. لحظه لحظه زندگی اش حالا زیر ذره بین هزاران فالوئر است که به او دیکته می کنند کجا برود، چه بخورد، کجا بخوابد و حتی چه بپوشد!

سگ و گربه هایی که اینفلوئنسرهای اینستاگرام شدند!

قلعه حیوانات

تعداد قابل توجهی از حیوانات خانگی این روزها اکانت فیس بوک، اینستاگرام، یوتیوب و حتی توییتر دارند. صاحبان این حیوانات ساعت ها وقت صرف به روزرسانی پیج های ساختگی آنها می کنند و آنقدر در این کار سنگ تمام می گذارند که گاهی تعداد دنبال کننده های این اکانت های ساختگی، از آدم های مشهور واقعی هم بیشتر می شود. فعالیت این پیج ها به انتشار چند عکس و فیلم محدود نمی شود. گردانندگان این پیج ها از زبان حیوانات خانگی شان با فالوئرها ارتباط برقرار می کنند، به کامنت ها جواب تمی دهند، لایک می کنند و به معنای تواقعی کلمه در دنیای مجازی مشارکت فعال دارند.

حیوانات پرطر فدار مجازی که پیج های شخصی دارند، به سگ و گربه خلاصه نمی شود. لاک پشت، مار، راکون، سنجاب، جوجه تیغی و هر جنبنده عجیب و غریبی که فکرش را بکنید. این روزها در دنیای مجازی برای خودشان پیج های مستقل دارند. بعضی از این پیج ها در حد یک پیج معمولی با طرفدارانی در حد دوست و آشناهای صاحبان این جانوران باقی می ماند؛ فالوئرهایی که اغلب آنها هم احتمالا به خاطر رودربایستی با آشنایان شان آنجا هستند. بخت تعداد زیادی از جانوران اما بلند است. در دنیای مجازی برای خودشان بروبیایی دارند. صدها هزار نفر هر روز پیج های شان را چک می کنند تا کوچک ترین اتفاق های زندگی شان را هم از دست ندهند، اتفاق هایی که البته در بهترین حالتت به خرید یک لباس جدید برای حیوان بخت برگشته یا یک شیرین کاری تازه خلاصه می شود، نه بیشتر.

پیج های بعضی از این حیوانات خانگی آن قدر طرفدار دارد که برای صفحه هایشان با تعرفه های بالا آگهی می گیرند و مقدار قابل توجهی پول به جیب صاحبان شان سرازیر می کنند. روزنامه سان در گزارشی نوشته که بعضی از حیوانات مشهور برای انتشار هر پست حدود 7500 یورو دستمزد می گیرند. بر اساس این گزارش، هر حیوانی که در اینستاگرام بیش از 150 هزار فالوئر داشته باشد، برای هر پست حداقل سه هزار یورو دستمزد می گیرد.

سگ و گربه هایی که اینفلوئنسرهای اینستاگرام شدند!

همه چیز از یک گربه شروع شد

این طور که می گویند ماجرای محبوبیت فیلم و عکس های حیوانات با یک عکاس بریتانیایی به نام هری پوینتر شروع شده است. (البته این عکاس هیچ ربطی به جادوگر مشهور، هری پاتر، ندارد!) او اولین کسی بود که از گربه ها در موقعیت های غیر مرسوم عکاسی کرد. پوینتر کشف کرد که گربه ها استعداد عجیبی در بیان احساساتی شبیه به عواطف انسانی دارند و به تصویر کشیدن این احساسات در موقعیت های مختلف، می تواند برای مخاطب جذاب باشد.

این عکاس جریانی را به راه انداخت که بعدها توسط عکاس های دیگری هم دنبال شد. این موضوع با گربه ها شروع شد، اما به گربه ها محدود نشد. به تدریج عکاسی و تصویربرداری از انواع حیوانات خانگی در میان مردم عادی هم رواج پیدا کرد. طبق آمارهای منتشر شده، ویدیوهای حیوانات حالا جزو پربازدیدترین ویدیوهای یوتیوب هستند و به راحتی آب خوردن، وایرال می شوند.

که چنین خوب چرایی؟

گابریل مدروس، کارشناس برجسته روابط عمومی، می گوید که در حال حاضر از هر 10 حیوان خانگی در آمریکا، یکی در شبکه های اجتماعی پروفایل دارد. او همچنین اشاره کرده که شبکه های اجتماعی مناسب ترین بستر برای ارتباط برقرار کردن میان علاقه مندان حیوانات خانگی و تبادل اطلاعات در این زمینه است. پژوهشی که توسط دانشگاه لیدر انجام شده نشان می دهد که اغلب کاربران شبکه های اجتماعی وقتی غمگین هستند، یا احساسات منفی را تجربه می کنند. از تماشای ویدئوها و عکس های حیوانات لذت می برند.

تقریبا همه شرکت کنندگان در این پژوهش اعلام کرده اند که تماشای ویدیوهای حیوانات برای شان خوشایند است. حتی وقتی این حیوانات هیچ کار خاصی انجام ندهند. این مسئله باعث شده که برندهای بزرگ در تبلیغات شان از حضور حیوانات استفاده کنند. پژوهش ها نشان داده تبلیغاتی که با حضور حیوانات در فضای مجازی منتشر می شود، کاربران بیشتری را درگیر می کند و اثربخشی بیشتری در پیشبرد فروش دارد. آژانس های تبلیغاتی حالا بر این باورند که حضور حیوانات خانگی در آگهی تبلیغاتی فضای مجازی، وایرال شدن ویدیوها را تضمین می کند. برندهای بزرگی مثل گوگل، دایسون و نیکون تا به حال از این نوع تبلیغات استفاده کرده اند و نتایج مطلوبی گرفته اند.

سگ و گربه هایی که اینفلوئنسرهای اینستاگرام شدند!

گربه به جای کیم کارداشیان!

محبوبیت اینفلوئنسرهای غیر آدمیزاد آن قدر زیاد شده که حالا در بعضی شهرها مثل نیویورک، آژانس های تبلیغاتی خاصی ویژه حیوانات راه اندازی شده است. همین طور پیش برود، احتمالا بچه گربه ها جای کیم کارداشیان ها را می گیرند و با دستمزد خیلی کمتر، اثرگذاری بیشتری برای آگهی دهنده ها دارند. مزیت دیگر حیوانات اینفلوئنسر این است که برندها دیگر نیاز نیست چهارچشمی مراقب کوچک ترین رفتارها و اظهارنظرهای سلبریتی های طرف قراردادهای تبلیغاتی شان باشند تا یک وقت برای شان گران تمام نشود. حیوان زبان بسته برخلاف آدم های مشهور، گوش به فرمان صاحبش فقط تبلیغ می کند، بدون چانه زنی، بدون دردسر و ادا و اصول.

این که چطور شده که حیوانات خانگی چنین جایگاه مهمی در زندگی روزمره آدم های تنهای امروزی پیدا کرده اند، مهم نیست. آنچه اهمیت دارد، موج گسترده حضور حیوانات زبان بسته در شبکه های اجتماعی است؛ با سر و شکل آراسته و اغلب در موقعیت های عجیب و غریب که طبیعتا خوشایند حیوان بخت برگشته نیست.

تبدیل شدن حیوان های خانگی به مدل های تبلیغاتی و استفاده ابزاری از آنها برای کسب محبوبیت و شهرت اگر مصداق بارز حیوان آزاری نباشد، لااقل از انسانیت به دور است. حالا باز برویم و به تماشای ویدیوهای حمام کردن گربه های خانگی و عینک زدن و لباس پوشیدن شان ادامه بدهیم؛ جانورانی که دیگر از جانور بودن چیزی یادشان نمانده و آلت دست آدم هایی شده اند که می خواهند به هر قیمتی شده محبوب شوند.

سگ و گربه هایی که اینفلوئنسرهای اینستاگرام شدند!

جانورانی که شاخ های دنیای مجازی شدند!

چند سال پیش اگر می شنیدیم روزی می رسد که تعداد فالوئرهای جانوران از فالوئرهای خبرگزاری های بزرگ و سلبریتی های سرشناس بیشتر می شود، باور نمی کردیم. حالا اما این اتفاق، یک اتفاق ساده دنیای مجازی است که به آتسانی از کنارش می گذریم. در ادامه به تعدادی از جانوران مشهور دنیای مجازی اشاره می کنیم که آدم حسابی های دنیای مجازی به گرد پای شان هم نمی رسند.

ارتش ساکز

Sockington گربه مشهور توییتری حالا بیش از یک میلیون و 500 هزار دنبال کننده دارد. این گربه معمولی که متعلق به یکی از چهره های سرشناس اینترنتی به نام جیسون اسکات است، فالوئرهای خود را «ارتش ساکر» می نامد. تعداد دنبال کننده های این گربه، حالا از فالوئرهای شبکه ورزشی محبوب ESPN هم بیشتر است.

فرار بزرگ مار کبری

یکی از شاخ های مجازی، یک مار کبری است با 300 هزار فالونئر توییتری! چند وقت پیش، یکی از مرگبارترین مارهای دنیا از قفسش در باغ وحش برانس فرار کرد. در حالی که رسانه ها بابت این اتفاق اظهارنگرانی می کردند، یک نفر به فکرش رسید یک اکانت توییتری برای این مار مشهور درست کند. این اکانت در کمتر از یک هفته، 200 هزار فالوئر پیدا کرد. مار کبری را دوباره به قفسش برگرداند، اما داستان های اکانت توئیتری و فرار رویایی مار همچنان ادامه پیدا کرد. تعداد فالوئرهای این مارگیری از کانال خبری بی بی سی هم بیشتر است.

جذابیت مرگبار گربه ژاپنی

مارو یک گربه اسکاتیش نر است که در ژاپن زندگی می کند. پیج یوتیوب این گربه بیش از 140 هزار دنبال کننده دارد و ویدیوهایش بیشتر از 108 میلیون بار دیده شده است. واقعا نمی شود گفت چه چیز این گربه با باقی گربه ها متفاوت است که این همه طرفدار پیدا کرده. تعداد طرفداران او در یوتیوب از مجموع دنبال کننده های پیج های CNN، فاکس نیوز و نیویورک تایمز هم بیشتر است.

رقابت سگ بانمک با سلبریتی ها

بوو محبوبترین سگ شبکه های اجتماعی است. یک سگ پشمالوی پومرانیا که دوست دارد عینک آفتابی بزند و کت و شلوار بپوشد. این سگ در فیس بوک بیشتر از 1.3 میلیون طرفدار دارد. مقایسه طرفداران بوو با مجله محبوب پیپل ینشان می دهد که کاربران فیس بوک بیش از آن که دوست داشته باشند اخبار و شایعه های مربوط به سلبریتی ها ترا در مجله پیپل بخوانند، ترجیح می دهند عکس های بانمک بوو را تماشا کنند.

مورد عجیب سگ زوکربرگ

چندان باعث تعجب نیست که سگ مارک زوکربرگ، مالک فیس بوک، در شبکه اجتماعی فیس بوک تعداد زیادی هوادار داشته باشد. تعداد هواداران بیست (Beast)، سگ زوکربرگ، حالا از هواداران فیس بوکی مجله مشهور فوربس هم بیشتر شده است. صدها هزار نفر روزانه عکس های پیاده روی های این سگ را تماشا می کنند و با شیرین کاری هایش در دفتر شرکت فیس بوک سرگرم می شوند. شاید وقت آن رسیده که فوربس نام این سگ را در لیست 400 نفره چهره های مهم سال جای بدهد.

[ad_2]

27 آوریل 2018 112 بازدید 0
ادامه و دانلود

[ad_1]

پورتال پرشین فا – ترجمه از پردیس بختیاری: با آمدن بهار، تنوع مدل لباس که به تن می کنیم نیز زیاد می شود. فصل بهار، فصل رنگ های روشن و گوناگون است اما این را هم به خاطر بسپارید که ست کردن لباس های این فصل احتیاج به کمی دقت و خلاقیت دارد.مدل موبا آمدن بهار، تنوع مدل لباس که به تن می کنیم نیز زیاد می شود. فصل بهار، فصل رنگ های روشن و گوناگون است اما این را هم به خاطر بسپارید که ست کردن لباس های این فصل احتیاج به کمی دقت و خلاقیت دارد.

اغلب افراد در انتخاب لباسی که مناسب آنها باشد و چگونگی ست کردن شان دچار سردرگمی می شوند. ست کردن لباس می تواند تبدیل به یک معضل شود از آن جهت که در انتخاب لباس، نه تنها بحث زیبایی بلکه بحث راحتی نیز اهمیت می یابد.

به دلیل تنوع بالایی که لباس های فصل بهار دارد، از لباس هایی با رنگ های شاد و متنوع گرفته تا طرح های گلدار و شلوغ، نحوه ست کردنشان کمی دشوار می شود.

اگر شما هم در ست کردن لباس هایتان مشکل دارید یا به دنبال ایده ای زیبا برای ظاهرتان می گردید، ما در اینجا کلکسیونی از زیباترین و به روزترین ست های بهاره مخصوص خانم ها را برایتان آورده ایم تا در صورت علاقه از آنها ایده بگیرید و زیباتر از همیشه در جمع بدرخشید.

ست‌های بهاری برای خانم‌های شیک پوش

ست‌های بهاری برای خانم‌های شیک پوش

ست‌های بهاری برای خانم‌های شیک پوش

ست‌های بهاری برای خانم‌های شیک پوش

ست‌های بهاری برای خانم‌های شیک پوش

ست‌های بهاری برای خانم‌های شیک پوش

ست‌های بهاری برای خانم‌های شیک پوش

ست‌های بهاری برای خانم‌های شیک پوش

ست‌های بهاری برای خانم‌های شیک پوش

ست‌های بهاری برای خانم‌های شیک پوش

ست‌های بهاری برای خانم‌های شیک پوش

ست‌های بهاری برای خانم‌های شیک پوش

ست‌های بهاری برای خانم‌های شیک پوش

ست‌های بهاری برای خانم‌های شیک پوش

ست‌های بهاری برای خانم‌های شیک پوش

ست‌های بهاری برای خانم‌های شیک پوش

ست‌های بهاری برای خانم‌های شیک پوش

ست‌های بهاری برای خانم‌های شیک پوش

ست‌های بهاری برای خانم‌های شیک پوش

ست‌های بهاری برای خانم‌های شیک پوش

ست‌های بهاری برای خانم‌های شیک پوش

[ad_2]

26 آوریل 2018 60 بازدید 0
ادامه و دانلود

[ad_1]

روزنامه همدلی – آسو محمدی: به اطرافمان نگاه کنیم با جمع کثیری از افراد ازدواج نکرده دختر و پسر روبه‌رو هستیم. ازدواج نکردن فقط به دختران اختصاص ندارد بلکه پسران هم به همان میزان در حال از دست دادن فرصت ازدواج هستند. اکثر آنها به لحاظ اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی شرایط ازدواج را دارند ولی اقدامی در این زمینه صورت نمی‌گیرد. این طور نیست که افراد ازدواج نکرده دارای بیماری باشند و به دلیل مشکلاتی که مرتبط با بیماریشان باشد، نتوانسته‌اند ازدواج کنند.

با توجه به وضعیت افراد ازدواج نکرده که آن را در قالب افزایش سن ازدواج نکرده‌ها یاد می‌کنیم با این سوال اساسی روبه رو هستیم که ما با این مشکل چگونه می‌توانیم برخورد کنیم؟ در پاسخ به این سوال نیازمند تامل بیشتری هستیم. باید کمی دقت کنیم و شرایط پیرامونی‌مان را بهتر بشناسیم. شرایط پیرامونی ما دوگانه است. از یک طرف همه زمینه‌های وارد شدن به جهان مدرن را داریم و از طرف دیگر سعی داریم فرم و صورت ازدواج سنتی داشته باشیم. محتوای ازدواج را مدرن خواسته‌ایم و شکل آن را سنتی. این اساس و آغاز گرفتاری است که آن را نمی شناسیم. مردم ما بد نمی‌دانند که در ظاهر سنتی ازدواج کنند یا سنتی خوانده شوند ولی در عمل مدرن عمل کنند.

بلای سنت و مدرنیته

در این میان چند سالی هست به واسطه رسیدن دهه شصتی‌ها و البته هفتادی‌ها به سن ازدواج، این موضوع به‌عنوان یکی از مهم‌ترین و به‌روزترین بحث‏های جامعه ایران است، چه در سطح آکادمیک و چه در سطح گفتمان روزمره مردم یا حاکمیت. اهمیت این موضوع از آنجا ناشی می‏شود که حدود یک‌سوم جمعیت کشور یعنی بیش از 24 میلیون نفر را جمعیت جوان 20 تا 35 ساله تشکیل می‏دهند.

کاهش 11 درصدی ازدواج در طول یک سال

حالا مدیر کل دفتر مدیریت عملکرد بهزیستی کشور ضمن بیان اینکه طلاق ۶.۶ درصد رشد مثبت و ازدواج ۱۱ درصد رشد منفی داشته است، در تازه‌ترین اظهارات خود در این باره می‌گوید: درصد تغییرات ازدواج در سال ۹۶ نسبت به سال ۹۵ ، ۱۱ درصد رشد منفی داشته است؛ به عبارت دیگر تعداد ازدواج ثبت شده در سال ۹۶ نسبت به سال ۹۵، ۱۱ درصد کاهش یافته است. حسن موسوی چلک با ابراز نگرانی از وضعیت آسیب‌های اجتماعی در کشور، گفت: مسیری که در حال پیمودن هستیم به درماندگی اجتماعی ختم می‌شود.

از سوی دیگر اکثر کسانی که ازدواج کرده اند داعیه مدرن دارند و ازدواج با الزام های مدرن را دنبال می کنند اما صورت آن را هنوز سنتی حفظ کرده اند؛ یعنی اهل آداب هستند، اهل مراسم هستند اهل بریز و بپاش هستند که از سنت آمده است اما محتوای آن را مدرن می خواهند. آنها همه امکانات لازم و مناسب و رسمی برای زندگی می خواهند. دختران به خواستگارانی پاسخ مثبت می دهند که توانایی مدیریت زندگی در حد طبقه متوسط را داشته باشند. همانطور که پسران به خواستگاری دخترانی می روند که این خواسته ها را داشته باشند. از دخترانی خواستگاری می کنند که به آنها کمک کنند تا در زندگی و شرایط مدرن از نوع طبقه متوسط بمانند نه اینکه کاهش موقعیت طبقاتی برایشان فراهم کنند.

در سال۹۶، ۱۷۵ هزار جدایی ثبت شد

از سوی دیگر بر اساس آمار ارائه شده از سوی سازمان ثبت احوال از ابتدای سال ۹۵ تا پایان آذرماه، ۱۳۵هزار و ۶۶۷ واقعه طلاق به ثبت رسیده است؛ یعنی هر ساعت ۲۰.۴نفر در کشور به دلایل مختلف وارد گروه مطلقین می‌شوند. حالا هم در تازه‌ترین آمار سال 96 دو روز پیش سیف‌الله ابوترابی، سخنگوی سازمان ثبت احوال کشور از ثبت ۶۰۸هزار و ۹۷۷ مورد ازدواج و ۱۷۴هزار و ۵۹۷ واقعه طلاق در سال گذشته خبر داد و این یعنی آمار طلاق نسبت به آمار پایانی سال٩۵ که ١۶۵هزار و ٩٧١ مورد بوده، نسبت طلاق‌ها به ازدواج‌های ثبت‌شده در یک سال به ۲۹درصد رسیده است که بالاترین آمار در تاریخ ثبت احوال ایران از سال ۱۳۴۴ است.

همچنین این افزایش طلاق در کشور به معضلی بزرگ و آسیب اجتماعی تبدیل شده که بنیان خانواده‌ها و سرمایه‌های اجتماعی و به تبع آن منابع انسانی را نشانه رفته است. مسئله طلاق و افزایش روند آن نگرانی‌های زیادی را در آینده فرهنگی و نسلی کشور به وجود آورده است. کارشناسان مسئله اعتیاد، وضعیت نامطلوب اقتصادی به تبع آن بیکاری و رواج سبک زندگی غربی در سطح جامعه و در سطح خانواده نداشتن شناخت، نداشتن امید به تغییر، نبود تفاهم، تکراری شدن و دخالت خانواده را از مهم‌ترین علل اصلی طلاق در جامعه کنونی می‌دانند. براساس آمارهای ثبت شده در پایگاه جمعیتی سازمان ثبت احوال کشور در سال گذشته ۶۰۸هزار و ۹۷۷ مورد ازدواج به ثبت رسیده که نسبت به سال گذشته افزایش داشته است و میانگین سنی ازدواج در مردان ۲۷.۳ سال و در زنان نیز ۲۲.۸ سال به ثبت رسیده است و طی سال گذشته، ۱۷۴هزار و ۵۹۷ واقعه طلاق نیز ثبت شده است.

ازدواج در گیرودار سنت و مدرنیته

در این میان در کنار تغییر ایجادشده شرایط اقتصادی و اجتماعی زندگی خانوادگی به شکل سنتی نیز سخت شده است. در گذشته بیشتر افراد سال‌ها بعد از تشکیل زندگی متوجه می شدند که خانواده جدید دارند. این زمان همان زمان از دست دادن والدین بود. وقتی پدر و مادر که بزرگان خانواده بودند، فوت می کردند افراد ازدواج کرده احساس می کردند که خودشان زندگی مستقل دارند. زمانی احساس مستقل شدن و دارای زندگی خانوادگی داشتن را پیدا می کردند که دارای فرزند بوده و بخش اعظم زندگی شان هم تمام شده بود. زمانی بود که خود جای والدینشان را گرفته و حکم پدر و مادربزرگ را داشتند. در حالی که امروز شرایط اینگونه نیست. افراد زمانی که ازدواج می کنند احساس می کنند که مسئول خانواده هستند. این احساس هم خوشایند است و هم هزینه بر؛ خوشایندی این نوع احساس همراه با هزینه های اقتصادی و اجتماعی است که تشکیل زندگی را سخت کرده است.

این در حالی است که شرایط اقتصادی هم یکی از معیارهای اساسی و تعیین کننده در این وضعیت است. سختی پیدا کردن شغل و درآمد و ساماندهی زندگی به لحاظ اقتصادی موجب شده است تا افراد یا به داشتن فرزند فکر نکنند و اگر هم فکر کردند مدیریت آن برایشان سخت می‌شود. این هم یکی دیگر از عواملی است که نقش عمده ای در تغییر الگوی ازدواج دارد. در نتیجه وضعیت جدید که برای افراد قبل و بعد از ازدواج (ترکیبی از موقعیت طبقاتی، فرزندآوری، احساس مسوولیت خانوادگی و شرایط سخت اقتصادی و…) فراهم کرده در تولید الگوی جدید ازدواج نقش آفرینی کرده است. این شرایط به خودی خود حاصل نشده است. هم شرایط بعد از انقلاب اسلامی و هم آموزه های سیاسی و رسانه و شرایط جهانی و هم مداخله گری خانواده‌ها و نسل های جدید در این زمینه تعیین کننده بوده است.

در این میان باید به این نکته هم توجه داشت که ازدواج در جامعه شهری ایران معاصر به لحاظ فرم و صورت، سنتی است و به لحاظ محتوا، مدرن است. این وضعیت دوگانه اساس بسیاری از مشکلاتی است که برای افراد فراهم کرده است.

این مشکلات از قبل از ازدواج تا پس از آن ادامه دارد و در جایی موجب دردسر می شود و حوزه خانواه و جامعه را دچار مشکل می کند. با این وضعیت آیا هنوز هم می توان افراد را مقصر دانست یا اینکه باید جامعه را مقصر دانست؟ به نظر می‌رسد به جای بی‌تفاوتی و نادیده گرفتن این وضعیت باید آن را به رسمیت شناخت و به مدارای آن اقدام کرد و زمینه‌ها و شرایط تغییر موقعیت را فراهم کرد. مدارا برای ایجاد شرایط مناسب و بهبود وضعیت و در نهایت وارد شدن به شرایط جدید است.

[ad_2]

26 آوریل 2018 73 بازدید 0
ادامه و دانلود
پرشین فا
کانال تلگرام پرشین فا