آهنگ های پیشنهادی

Wedding Wallpapers PC #5ZB6769

VK.223: Wedding Wallpapers (1920x1080)

Wedding Wallpapers Widescreen #B9HUCTP

Wedding Wallpapers #29R47IB (1920x1200)

Wedding Wallpapers #735QGM2, 0.7 Mb

Wedding Wallpapers #9B1OW3X, 0.12 Mb

Wedding Wallpapers 4K (1680x1050 px)

Wedding Wallpapers Desktop 1920x1080 px

VK.19: Wedding Wallpapers (1920x1080)

Wedding Wallpapers #3OJAYB4, 0.2 Mb

Wedding Wallpapers Desktop 1600x1067

Wedding Wallpapers PC #E3115DF

Wedding Wallpapers #PI13IW3

Wedding Wallpapers 1920x1200 px, #DSY9XJI

Wedding Wallpapers #1DW98DG

Wedding Wallpapers HD #2Q76M29

Wedding Wallpapers #YY3W9KF

Wedding Wallpapers #86GFLHO

Wedding Wallpapers HD #TADUD25

Wedding Wallpapers HD #Y8CHK49

Wedding Wallpapers 1080p #8IZAE88

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

Wedding Wallpapers High Resolution #94GCU96

نتیجه تصویری برای ‪picture for profile wedding‬‏

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای ‪picture for profile wedding‬‏

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای ‪picture for profile wedding‬‏

نتیجه تصویری برای ‪picture for profile wedding‬‏

نتیجه تصویری برای ‪picture for profile wedding‬‏

نتیجه تصویری برای ‪picture for profile wedding‬‏

نتیجه تصویری برای ‪picture for profile wedding‬‏

29 آوریل 2019 274 بازدید 0
ادامه و دانلود
29 آوریل 2019 1,268 بازدید 0
ادامه و دانلود

 سال‌هاست نقش آمریکا در کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢ علیه دولت ملی دکتر مصدق روشن شده است اما تا پایان دولت پهلوی به‌شدت تلاش می‌شد که وانمود شود مصدق به خواست مردم و به‌دلیل نارضایتی عمومی برکنار شده است.

تا زمان پیروزی انقلاب، رژیم شاه این روز را به‌عنوان یک جشن ملی با نام «رستاخیز ۲۸ امرداد» گرامی می‌داشت، اما خود نخست‌وزیر نه‌تنها همه‌چیز را می‌دانست که آینده را نیز در آینه‌ای شفاف می‌دید تا آنجا که در اولین جلسه دادگاه خود خطاب به رییس دادگاه گفت: «نسل کنونی و نسل‌های آینده جواب این سوال‌ها را به ایشان (دادستان) و امردهندگانشان و به اعقاب ایشان یا به آنان که ایشان را تشویق به این کار کرده‌اند، خواهند فهماند که نمی‌شود دیگر بیگانگان را بر این مملکت مسلط کرد و هرگز نخواهند گذاشت که این آلت‌های فعل را به قول آقای سرتیپ آزموده در کیفرخواست بیگانگان «بر توسن مراد سوار کنند.»

دادگاه دکتر مصدق

دادگاه دکتر محمد مصدق

دادگاه نظامی دکتر مصدق

دادگاه دکتر مصدق بعد از کودتای 28 مرداد

5 مارس 2019 65 بازدید 0
ادامه و دانلود

مجموعه تصاویر عاشقانه برای پروفایل

تصویر عاشقانه برای پروفایل

پروفایل عاشقانه

عکس پروفایل

عکس عشقی

عکس برای پروفایل

عکس عاشقانه برای پروفایل

عکس های عاشقانه برای پروفایل تلگرام

عکس پروفایل عاشقانه

تصویر پروفایل

زیباترین عکس برای پروفایل

عکس جالب برای پروفایل

پروفایل عاشقانه

عکسی برای پروفایل

عکس برای پروفایل دخترانه

پروفایل چی بزارم

بهترین عکس پروفایل

عکسی برای پروفایل

عکس پروفایل زیبا

عکس پروفایل برای پسرها

پروفایل خوشگل

عکس پروفایل زیبا

عکس زیبا برای پروفایل

عاشقانه ترین عکس پروفایل

ابراز عشق در عکس پروفایل

تصویر برای پروفایل

زیباترین عکس ها برای پروفایل

عکس پروفایل قرمز

عکس دونفره برای پروفایل

پروفایل برای ازدواج

عکس پروفایل برای بعد از ازدواج

عکس پروفایل متاهلی

عکس عروسی

عاشقانه

عکس گل برای پروفایل

عشق در عکس

عکس لاو برای پروفایل

پروفایل love

خوشگل ترین عکس برای پروفایل

عکس پروفایل ولنتاین

عکس پروفایل عشقی

عکس پروفایل i love you

عشق پروفایل

8 دسامبر 2018 903 بازدید 0
ادامه و دانلود

خانم های چادری که دوست دارند شیک پوش باشند و از یکنواختی دربیایند به نکات ساده در ادامه نوشته توجه کنند.

حجاب برای هر فردی به شکل خاصی معنا شده است. این تصور غلطی است که بعضی افراد فکر می کنند که داشتن حجاب جلوی شیک پوشی را می گیرد. در حالی که می توان با چادر و روسری هم شیک پوش بود.

اگر شما فردی چادری هستید و دوست دارید هنگام استفاده از چادر راحت باشید و در عین حال شیک پوش باشید به نکاتی که در ادامه آمده است توجه کنید. این نکات به شما کمک می کند تا از لیز خوردن و نامرتبی چادر و روسری جلوگیری کنید.

چگونه با چادر شیک پوش و به روز باشیم؟

شیک پوشی با چادر

خانم های چادری هم می توانند خوش تیپ بودن را تجربه کنند. بعضی ها تصور می کنند که پارچه سیاه چادر سرتا پای آن ها را می پوشاند و جلوی زیباییشان را می گیرد در حالی که این طور نیست. با رعایت یکسری نکات شما هم می توانید فرد خوش تیپی باشید. به عنوان مثال در انتخاب رنگ روسری از رنگ های ملایم و شاد استفاده کنید. هنگام خرید روسری به جنس پارچه آن توجه کنید تا به راحتی روی سر بایستد و لیز نخورد. معمولا روسری های نخی بهتر از ابریشمی و ساتن روی سر می ایستند. اگر هنگام استفاده از روسری نخی از فرم جلوی روسری گله دارید می توانید از طلق استفاده کنید تا روسری شما خوش فرم بایستد.

خانم های چادری می توانند برای شیک پوشی از شال یا روسری و کیف و کفش و مانتو شلوارهای رنگ شاد و ملایم استفاده کنند. و با این روش می توان ظاهری خوش تیپ داشت. تیپ خوب ما هم به خودمان و هم به دیگر اعضای جامعه روحیه خواهد داد. از آنجایی که این روزها خانم های زیادی در محیط های کار زنانه مشغول فعالیت اند و اصلا محیط کار زنانه یک امتیاز برای استخدام کنندگان بانوان برای جذب نیروی خانم به شمار می آید با داشتن لباس های زیبا با رنگ هایی شاد می توانید انرژی زیادی به همکارانتان بدهید.

چگونه با چادر شیک پوش و به روز باشیم؟

خوش تیپ بودن خانم ها ی با حجاب و چادری

بعضی از خانم ها به راحتی به سمت استفاده از رنگ های شاد و روشن نمی روند چون تصور می کنند با این رنگ ها توجه نامحرم به آن ها جلب می شود. در حالی که این تصور کاملا غلط است.

امروزه اکثر جوانان طرفدار رنگ های روشن و ملایم هستند و کمتر کسی به سراغ رنگ مشکی می رود. استفاده از این رنگ های ملایم و شاد برای خانم های چادری هیچ ایرادی ندارد بلکه به آنان روحیه و انرژی زیادی می بخشد. خیلی از افرادی که هنوز از فرهنگ های کهنه استفاده می کنند و تفکرات به روز ندارند فکر می کنند خانم هایی که لباس هایی با رنگ روشن می پوشند قصد خودنمایی دارند.

مشکل بزرگ تر این است که برخی افراد با استناد به احکام الهی می خواهند خانم ها را سراسر مشکی پوش و تیره پوش کنند.اما چرا زنان ما باید در جامعه به گونه ای رفت و آمد کنند که انگار هر روز به مراسم ختم می روند! خانم های چادری علاوه بر استفاده از رنگ های روشن باید خوش رو و اجتماعی باشند و با محبت با اطرافیان رفتار کنند تا تصویر منفی ای از چادری ها به عنوان افرادی بد اخلاق و اخمو در ذهن مردم باقی نگذارند. خانم های چادری باید با استفاده از رنگ های ملایم و روشن به اطرافیان حس آرامش بدهند و دیگران را جذب حجاب و چادر کنند و در ذهن دیگران یاد و خاطره ای مثبت ایجاد کنند.

26 نوامبر 2018 453 بازدید 0
ادامه و دانلود

شاید تماشای یک فیلم برای شما ساده باشد، اما برای ساخت آن سختی های زیادی کشیده شده است. برای تمام بازیگرانی که در فیلم می بینید، چندین طراح لباس، آرایشگر، عکاس و غیره استخدام می شوند تا آنچه به چشم شما می آید، زیبا باشد.

اما از میان تمام آنها برخی از ستاره ها هستند که با هر تیپی زیبا و جذاب اند به طوری که الهام بخش افراد زیادی در دنیای مد و فشن شده اند. اگر می خواهید که با خوش تیپ ترین بازیگران مرد هالیوود و سبک لباس پوشیدن آنها آشنا شوید، در ادامه نوشته با ما همراه باشید.

۱٫ سیدنی پوآتیه

خوش‎تیپ‌ترین بازیگران مرد هالیوود را بشناسید
سیدنی پوآتیه جزو یکی از خوش تیپ ترین ستاره های دنیای سینما به شمار می رود. کت و شلواری که او به تن می کند آنقدر زیبا روی تن اش می نشیند که گویی او در آن متولد شده است. او معمولا کت و شلوار تیره خود را به همراه پیراهنی به رنگ روشن و یک کروات ست می کند. یکی از طراحان لباس در مورد استایل او می گوید: «انتخاب لباس سیدنی فوق العاده است. او به خوبی می داند که چه مدل لباس یا چه رنگ هایی را با هم ست کند. یکی از نقاط قوت او انتخاب کراوات است. نه تنها طرح و رنگ آن، بلکه گره ای که می زند نیز منحصر بفرد و مخصوص به خودش است.» سبک کلاسیک سیدنی پوآتیه در لباس پوشیدن الهام بخش بسیاری از مردان بوده است.


۲٫ استیو مک کوئین

خوش‎تیپ‌ترین بازیگران مرد هالیوود را بشناسید
یکی از ویژگی های استیو مک کوئین که او را جزو خوش تیپ ترین ستاره های جهان کرده، استایل کژوال اوست. افرادی که دنبال استایل کژوال هستند راحت بودن را به هر چیز دیگری ترجیح داده و لباس های عجیب  غریب و جپرشین فاه در کمد لباسشان نگه نمی دارند. آنها دوست دارند که یک ظاهر مدرن و شیک اما ساده و راحت داشته باشند. استیو مک کوئین نیز سعی می کند لباس هایش را روزانه اش و با توجه به برنامه هایی که در آن روز دارد، انتخاب کند اما در نهایت، فرقی نمی کند که او چه لباسی بپوشد، می خواهد یک شلوار جین با تی شرتی ساده باشد یا یک دست کت و شلوار کلاسیک، او همیشه خوش تیپ و مرتب است. اگر دوست دارید که تیپی مانند او بزنید، یک بلوز آبی رنگ که آستین های آن برگردانده شده، به همراه یک ژاکت یا کت تک رنگ و شلواری ساده و راحت، به تن کنید.


۳٫ آلن دلون

خوش‎تیپ‌ترین بازیگران مرد هالیوود را بشناسید
آلن دلون یک شیک پوش فرانسوی است. او سادگی را به هر چیز دیگری ترجیح می دهد. انتخاب های او معمولا شامل یک پیراهن ساده به همراه شلواری به رنگ روشن و کتی خاکستری ست. او هر لباسی را که در آن احساس راحتی کند، می پوشد. اگر دوست دارید که از استایل او تقلید کنید، نباید سخت بگیرید. او در این مورد می گوید: «هر چه روی لباس پوشیدن حساس تر باشی، بدتر است. سادگی بهترین انتخاب می باشد» این ستاره هالیوود در عین سادگی توانسته جزو جذاب ترین ها باشد.


۴٫ کری گرانت

خوش‎تیپ‌ترین بازیگران مرد هالیوود را بشناسید
اگر بخواهیم یک ستاره سینما را به عنوان نماد تیپ کلاسیک انتخاب کنیم، کری گرانت انتخاب اول ما خواهد بود. او به خوبی می داند که چگونه، حتی با یک دستمال جیبی ساده سفید، ظاهر خود را بیاراید. او همیشه تیپی رسمی می زند: کراوات مشکی، کت های طرح دار، شلوار پارچه ای و… او بر خلاف ستاره های دیگر، وقت زیادی برای انتخاب لباس و ست کردن آنها می گذارد. علاوه بر کل، او به جزییات نیز اهمیت زیادی می دهد و همین موضوع از او شخصیتی جذاب در دنیای مد و فشن ساخته است.


۵٫ رابرت ردفورد

خوش‎تیپ‌ترین بازیگران مرد هالیوود را بشناسید
اوج جذابیت رابرت ردفورد دهه ۷۰ میلادی بود. موهای ژولیده و پریشان و عینک های آفتابی بزرگی که به چشمانش می زد، جزو خصوصیات ظاهری او محسوب می شد. تقلید از تیپ هایی که او می زند، ساده است. او سبک کژوال را به دیگر سبک ها ترجیح می دهد. از آنجا که راحتی در این سبک لباس پوشیدن حرف اول را می زند، او نیز هر لباسی که در آن احساس راحتی کند را انتخاب می کند. علاوه بر آن، او استاد لایه ای لباس پوشیدن است. اگر شما هم دوست دارید که در روزهای سرد سال، چند دست لباس را روی هم بپوشید، از مدل لباس پوشیدن رابرت ردفورد الهام بگیرید.


۶٫ پل نیومن

خوش‎تیپ‌ترین بازیگران مرد هالیوود را بشناسید
پل نیومن جز طرفداران سبک پرپی است. اولین اصل برای داشتن آراستگی پرپی‌ها ساده پوشیدن است. به بیان دیگر، مدل‌های عجیب و غریب و آوانگارد مناسب این سبک نیست و طرفداران آن طرح های کلاسیک را به دیگر سبک های ترجیح می دهند. انتخاب رنگ‌های غنی در حفظ اصالت این سبک بسیار مهم است؛ رنگ‌هایی همچون آبی ملوانی، سفید، قرمز روشن، جیگر، سبز زمردی، قهوه‌ای سوخته و قهوه ای مدرن و خاکی پالت رنگی اصلی استایل پرپی هستند. کسانی که این سبک را انتخاب می کنند، معمولا عینکی فریم دار نیز به همراه دارند که پل نیومن نیز از این قائده مستثنی نیست.


۷٫ ریچارد گی‌یر

خوش‎تیپ‌ترین بازیگران مرد هالیوود را بشناسید
تیپ هایی که ریچارد گی یر در طول سالهای فعالیت اش زده، آنقدر جذاب بوده که هنوز هم الگوی بسیاری از جوانان است. به بیان دیگر، سبک لباس پوشیدن او به گونه ای است که هیچگاه از مد نمی افتد. واقعیت این است که ریچارد درس های زیادی از بازی در فیلم «ژیگولوی آمریکایی» گرفت. لباس هایی که او به تن می کرد، توسط برند معروف آرمانی طراحی شده بود. شلوار جین کمرنگ به همراه کت شش دکمه ای کرم رنگ، از رایج ترین لباس هایی بود که او به تن می کرد. اگر چه ریچارد ظاهری ساده دارد اما بسیار جذاب و لوکس به نظر می رسد که همین خصوصیات در کنار هم، او را تبدیل به یکی از خوش پوش ترین مردان هالیوودی کرده است.


۸٫ رایان گاسلینگ

خوش‎تیپ‌ترین بازیگران مرد هالیوود را بشناسید
نام رایان گاسلینگ را همیشه جزو خوش تیپ ترین ستاره ها روی فرش قرمز می بینیم. او در هر لباسی که به تن کند، از تیپی اسپورت گرفته تا رسمی و کلاسیک، جذاب است. البته رایان خوب می داند که چگونه از اکسسوری ها برای کامل کردن تیپ اش کمک بگیرد. به عنوان مثال او در انتخاب کمربندها و کفش های چرم فوق العاده عمل می کند. یکی دیگر از مهارت های او، لباس پوشیدن در سبک کژوال است. کت، لباس بافتنی، بوت، کاپشن های طرحدار، کت های چرم و… از جمله لباس هایی ست که در کمد لباس او به مراتب یافت می شود.


۹٫ دونالد گلاور

خوش‎تیپ‌ترین بازیگران مرد هالیوود را بشناسید

اگر به عکس های دونالد گلاور روی فرش قرمز نگاهی بیاندازید، خواهید دید که او در سبک کلاسیک خود، یکی از خوش پوش ترین هاست. یکی از عواملی که او را در دنیای مد و فشن از دیگران متفاوت کرده، رنگ های جپرشین فاه لباس هایش است. در واقع او هیچ ترسی از پوشیدن لباس هایی به رنگ قهوه ای، بنفش و نارنجی ندارد. لباس مشکی به هر کسی می آید، اما آیا پوشیدن لباس های رنگی کار هر کسی ست؟ خیر! تنها از ستاره ای چون دونالد گلاور که توانایی ست کردن آنها را با هم دارد، بر می آید. اگر شما هم می خواهید که در دنیای مد دیده شوید، جسارت و اعتماد به نفسی چون دونالد داشته باشد.

 

22 نوامبر 2018 191 بازدید 0
ادامه و دانلود

اگر شما یک خانم شاغل هستید حتما از این توصیه های آرایشی و زیبایی برای خانم های شاغل استفاده کنید و در محیط کار نیز ظاهر و چهره ای زیبا و طبیعی داشته باشید!

خانم های شاغل معمولا در ابتدای صبح وقت کمی برای حاضر شدن و حتی آرایش کردن دارند به همین دلیل استفاده از ترفندها و نکات آرایشی کاربردی می تواند در بهتر و زیباتر شدن ظاهر و چهره آن ها بسیار موثر باشد.

با استفاده از این نکات آرایشی برای خانم های شاغل می توانید در کمترین زمان ممکن آرایشی زیبا داشته باشید و برای رفتن به سرکار آماده شوید!

قسمت های تیره زیر چشم را به درستی سفید و روشن کنید

اگر زیر چشمها یتان تیره است ابتدا این قسمت از پوست خود را روشن کنید تا بعد از استفاده از کرم پودر شکل و ظاهری یکدست و زیبا برایتان ایجاد شود.

برای این کار ابتدا یک مثلث زیر چشم بکشید و آن را تا نزدیکی گونه ادامه دهید.

سپس این ناحیه را با کانسیلر پوشش دهید. به همین سادگی قسمت های تیره در زیر چشم محو خواهند شد و بعد از کرم پودر زدن، پوستی یکدست خواهید داشت.

نکات آرایشی کاربردی برای خانم های شاغل


فونداسیون یا کرم پودر خود را بادقت روی پوست بزنید

بسیاری از خانم ها به دلیل زمان بر بودن استفاده از کرم پودر، معمولا از این بخش مهم آرایشی چشم پوشی می کنند. خوب است بدانید که اگر فونداسیون یا کرم پودر خود را به خوبی و با دقت روی پوست بزنید در تمام طول روز ظاهری زیبا و طبیعی خواهید داشت.

این بار از این ترفند آرایشی ساده برای کرم پودر زدن استفاده کنید؛ کرم پودر را روی مرکز صورت بزنید و سپس آن را به سمت گوش ترکیب و محو کنید. با این روش شکل و ظاهری پرجلوه و بدون عیب و نقص خواهید داشت!

نکات آرایشی کاربردی برای خانم های شاغل


از اسفنج های آرایشی استفاده کنید

این ترفند آرایشی به شما کمک خواهد کرد تا آرایش ماندگارتری داشته باشید.

این بار به جای استفاده از انگشت یا براش، از اسفنچ های آرایشی برای کرم پودر زدن استفاده کنید. بهترین نوع اسفنج برای کرم پودر زدن مدل های مخروطی یا تخم مرغی شکل هستند که می توانید با استفاده از آن ها تمام قسمت های صورت را با دقت پوشش دهید.

البته بهتر است قبل از استفاده، اسفنج آرایشی را کمی با آب مرطوب کنید و سپس از آن برای ترکیب کردن کرم پودر روی پوست استفاده نمایید.

نکات آرایشی کاربردی برای خانم های شاغل


رژلب خود را ذوب کنید!

اگر رژلبتان شکسته شده و یا اینکه مقدار آن برای استفاده عادی کم شده است، به هیچ عنوان از رژلب زدن منصرف نشوید!

شما می توانید با استفاده از این ترفند آرایشی همچنان از رژلب مورد علاقه خود استفاده کنید.

رژلب شکسته شده را درون قاشق فلزی بریزید و قاشق را روی شمع نگه دارید تا رژلب ذوب شود.

سپس این رژلب را درون یک ظرف کوچک و در دار بریزید و با استفاده از براش مخصوص رژلب بزنید! با این ترفند می توانید به طور کامل از رژلب خود استفاده کنید.

نکات آرایشی کاربردی برای خانم های شاغل


ضخیم و پرپشت کردن مژه ها با پودر بچه

اگر مژه هایتان نازک و کم پشت هستند می توانید با استفاده از این ترفند آرایشی ضخامت مژه هایتان را بیشتر کنید و زیبایی چشم هایتان را بهتر و بیشتر نشان دهید.

این بار قبل از ریمل زدن مقداری پودر بچه را به مژه های خود بزنید و سپس از ریمل استفاده کنید. خواهید دید که به سادگی مژه هایتان ضخیم تر شده است!

نکات آرایشی کاربردی برای خانم های شاغل

امیدواریم از مطلب آرایش کردن برای زنان شاغل استفاده برده باشید. ما همیشه منتظر شنیدن نظرات شما هستیم!

22 نوامبر 2018 180 بازدید 0
ادامه و دانلود

لباس های مجلسی دختران تنوع زیادی دارند که شما می توانید با توجه به سلیقه تان مدل های زیبای آن را برای دخترتان انتخاب کنید.

اگر به دنبال مدل لباس مجلسی زیبا برای دخترتان هستید، ما در اینجا نمونه های زیبایی را برایتان آورده ایم تا در صورت علاقه از آنها ایده بگیرید.

 لباس مجلسی دخترانه با طرح های جدید و شیک
لباس مجلسی دخترانه با طرح های جدید و شیک
لباس مجلسی دخترانه با طرح های جدید و شیک
لباس مجلسی دخترانه با طرح های جدید و شیک
لباس مجلسی دخترانه با طرح های جدید و شیک
لباس مجلسی دخترانه با طرح های جدید و شیک
لباس مجلسی دخترانه با طرح های جدید و شیک
لباس مجلسی دخترانه با طرح های جدید و شیک
لباس مجلسی دخترانه با طرح های جدید و شیک
لباس مجلسی دخترانه با طرح های جدید و شیک
لباس مجلسی دخترانه با طرح های جدید و شیک
لباس مجلسی دخترانه با طرح های جدید و شیک
لباس مجلسی دخترانه با طرح های جدید و شیک
لباس مجلسی دخترانه با طرح های جدید و شیک
لباس مجلسی دخترانه با طرح های جدید و شیک
13 نوامبر 2018 333 بازدید 0
ادامه و دانلود

آقایان معمولا در مراسم رسمی کت و شلوار به تن می کنند. این مراسم شامل عروسی، مصاحبه های کاری یا حتی زمان هایی ست که می خواهند تاثیری مثبت بر دیگران بگذارند. اما حتی پوشیدن این مدل لباس نیز تخصصی خاص دارد.

به عنوان مثال کتی که شما در جلسات رسمی می پوشید با مدل و رنگ کتی که در مکان های رسمی دیگر به تن می کنید، تفاوت دارد. اگر دوست دارید بدانید که در مراسم مختلف چه رنگ و طرح کتی مناسب شماست، در ادامه نوشته همراه مان باشید.

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟

۱٫ عروسی

مطمئنا شما هم دوست دارید که در روز عروسی، حتی به عنوان میهمان، بدرخشید. زمانی که صحبت از رنگ کت در مراسمی چون عروسی می شود، اکثرا ماها به رنگ های تیره ای چون مشکی و سرمه ای فکر می کنیم اما در فصل های گرم سال مانند بهار و تابستان می توان به رنگ های روشن دیگری هم فکر کرد.

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟

رنگ های سبز و بنفش پاستلی کمرنگ، جیگری و طوسی پررنگ از رنگ هایی است که می توانید در مراسم عروسی، به خصوص در فصل تابستان، به تن کنید. این رنگ کت ها شما را متفاوت از دیگران کرده و باعث می شود که در جمع به زیبایی بدرخشید.

اگر به دنبال کفشی برای ست کردن با این رنگ کت ها می گردید، کفش های لوفر بهترین انتخاب برایتان خواهند بود.

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟


۲٫ مصاحبه کاری

روزی که شما برای مصاحبه کاری می روید، روز بسیار مهمی است، از این رو باید با ظاهری آراسته و البته تاثیرگذار ظاهر شوید. اما چه رنگ کتی برای این موقعیت مناسب است؟ اگر می خواهید که متفاوت و البته تاثیرگذار باشید، باید کتی که شایسته یک جلسه کاری ست، به تن کنید.

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟
کتی که در این شرایط به تن می کنید باید کمی کلاسیک تر و رسمی تر باشد، از این رو رنگ های پاستلی که برای مراسم عروسی پیشنهاد دادیم، مناسب این موقعیت نیستند.

رنگ هایی که برای یک روز مصاحبه کاری به شما پیشنهاد می دهیم، رنگ هایی با تن جواهرات مانند یشمی و رنگ های خنثی ای چون خاکی، طوسی و مشکی می باشند. کت هایی که رنگ خنثی دارند برای افرادی با سن بالاتر و کت های رنگی برای جوان تر ها مناسب است. اگر می خواهید کت تان را طرح دار انتخاب کنید، طرح های چهارخانه که بسیار کلاسیک و شیک هستند، بهترین انتخاب برایتان خواهد بود.

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟

البته این کت ها را می توانید برای ملاقات های دوستانه و غیر رسمی در روزهای دیگر نیز به تن کنید. برای این منظور، تی شرتی سفید رنگ به همراه کفشی اسپورت ظاهر شما را از حالت خشک و رسمی خارج می کند.


۳٫ جشن فارغ التحصیلی دانشگاه

روز فارغ التحصیلی نیز از روزهای مهمی است که باید در آن به زیباترین شکل ممکن بدرخشید. در این روز رنگ های خاکستری و سرمه ای بهترین دوستان شما خواهند بود. هر مردی، در هر سن و سالی با پوشیدن کت و شلوار سرمه ای یا طوسی خواهد درخشید. بنابراین آنچه در این مرحله اهمیت دارد، پیراهنی است که باید زیر آن به تن کنید.

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟
برای این موقعیت، ما پیراهنی به رنگ روشن مانند سفید یا آبی آسمانی را به شما پیشنهاد می دهیم. بهترین کفشی هم که می توانید با این تیپ ست کنید، کفش مدل آکسفورد است. با این ظاهر نشان می دهید که لایق چنین جشن و مقامی بوده اید.

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟


۴٫ گشت و گذارهای شبانه

زمانی که صحبت از گشت و گذارهای بیرون از خانه می شود، ذهن ما نیز به این سمت می رود که چه لباسی برای این موقعیت مناسب است؟

در این شرایط شما باید از تیپ رسمی و کلاسیک خود دور شده و به سمت کت های اسپورت تر بروید. برای این منظور کت های طرح دار بهترین انتخاب برایتان خواهد بود. به عنوان مثال کت هایی با طرح های راه راه عمودی یا گلدار می توانند بهترین گزینه برایتان باشند.

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟
از آنجا که این مدل کت ها طرح های شلوغ و چشمگیری داشتند، بهتر است که دیگر لباس هایتان را ساده و به رنگ های خنثی انتخاب کنید تا تعادل میان آنها برقرار شود. شلوار جین تنگ هم انتخاب خوبی است که در کنار این کت های اسپورت، ظاهر شما را جذاب تر از همیشه خواهد کرد.

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟


۵٫ جشن فارغ التحصیلی دبیرستان

دوران نوجوانی دورانی است که دوست دارید بدرخشید و به دیگران خودی نشان دهید، به خصوص زمانی که دوران دبیرستان را تمام می کنید.

اگر شما هم جزو افرادی هستید که مانند بسیاری از کشورها پس از اتمام دوران دبیرستان جشنی برپا می کنند، پس باید به دنبال لباسی که برازنده سن تان باشد و علاوه بر آن شما را منحصر بفردتر از همیشه نشان دهد، باشید. آیا لباسی بهتر از کت سفید و شلوار مشکی را برای این نوع مراسم سراغ دارید؟

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟
مدل لباس شما در عین مدرن بودن، باید ظاهری اسپورت و دوستانه نیز داشته باشد. بنابراین ترکیب سفید و مشکی این تعادل را در ظاهر شما به خوبی ایجاد می کند.

در مراسم مختلف، چه رنگ کتی به تن کنیم؟
شما می توانید با سلیقه خودتان، کفشی سفید یا مشکی به پا کنید.

12 نوامبر 2018 148 بازدید 0
ادامه و دانلود

در بین هنرمندان سینمای، کم نیستند کسانی که شریک زندگی خود را از دنیای هنر انتخاب کرده و زندگی مشترک خود را اینگونه رقم زده‌اند.

ازدواج هنرمندان گرچه خبرهای بسیار با خود به همراه دارد، اما همواره یکی از جذاب‌ترین بخش زندگی هنرمندان است.

 نکته جالب توجه در این گونه ازدواج‌ها، پرورش فرزندان هنرمند است تا جایی که لیلی رشیدی و باران کوثری از جمله بازیگران مطرح سینمایی هستند. در ادامه این نوشته می‌توانید با برخی از زوج‌های هنری آشنا شوید.

علی مصفا و لیلا حاتمی

علی مصفا و لیلا حاتمی، شناخته‌شده‌ترین زوج هنری‌اند که هر دو در خانواده هنری پرورش یافته‌اند. علی مصفا فرزند مظاهر مصفا و دکتر امیربانو کریمی است و لیلا حاتمی نیز تنها فرزند علی حاتمی و زری خوشگام است. حاصل ازدواج این دو زوج هنری، مانی و عسل است.

هنرمندان ایرانی که با هم ازدواج کرده‎اند

جهانگیر کوثری و رخشان بنی‌اعتماد

جهانگیر کوثری را علاوه بر تهیه‌کنندگی سینما، بیشتر به عنوان گزارشگر برنامه‌های ورزشی می‌شناسیم.

او که فارغ‌التحصیل رشته کارگردانی سینما از دانشکده هنرهای دراماتیک است، همسر رخشان بنی‌اعتماد و پدر باران کوثری است.

بنی‌اعتماد نیز یکی از شناخته‌شده‌ترین کارگردانان، فیلمنامه‌نویسان و تهیه‌کنندگان زن است که در پرونده کاری او آثاری چون روسری آبی، گیلانه و خون‌بازی ثبت شده است.

جهانگیر کوثری

رامبد جوان و نگار جواهریان

رامبد جوان، هنرپیشه، مجری و کارگردانی است که نامش همواره با شیطنت‌های خاص او همراه است.

جوان که با نقش «فرید صباحی» در مجموعه خانه سبز شناخته شد، این روزها با خندوانه نام خود را به یک برند در هنرهای تصویری ایران تبدیل کرده است.

ازدواج او با نگار جواهریان سال پیش علنی شد، جواهریان بازیگری توانا و خوش سابقه در تئاتر و سینماست که آثار برجسته ای چون “قندون جهیزیه” و “حوض نقاشی” رادر کانامه خود دارد.

رامبد جوان پیش از ازدواج با نگار جواهریان، همسر سحر دولتشاهی بازیگر سینما و تلویزیون بود که این زندگی مشترک دوام نیافت.

هنرمندان ایرانی که با هم ازدواج کرده‎اند

نیما فلاح و سحر ولدبیگی

بدن نرم و نوع بازی نیما فلاح او را از سایر بازیگران متمایز می‌کند و همین موضوع باعث شد تا در مجموعه‌های طنزی چون ساعت خوش، جنگ ۷۷ و ببخشید شما به خوبی بدرخشد و مدیری را از خود راضی نگه دارد.

هرچند که سحر ولدبیگی نیز تا مدت‌ها در مجموعه‌های مدیری حضور داشت و به طنزهای پاورچین و نقطه‌چین جذابیت بسیار می‌بخشید و این روز ها به دورهمیِ مدیری بازگشته است.

ازدواج این زوج دوست داشتنی چند وقت پیش ۱۶ ساله شده و یکی از خوشبخت ترین های لیست ما هستند.

هنرمندان ایرانی که با هم ازدواج کرده‎اند

مهراب قاسم‌خانی و شقایق دهقان

مهراب نویسنده مجموعه «پاورچین» بود و شقایق بازیگر این مجموعه. همین حضور باعث آشنایی‌شان و زمینه ازدواجشان را فراهم کرد.

شقایق دهقان علاوه بر بازی در این مجموعه، کارهای غالبا طنزی چون مسافران، دزد و پلیس، ساختمان پزشکان و باغ مظفر نیز در پرونده خود دارد.

مهراب قاسم‌خانی نیز که با نگارش فیلمنامه های طنز شناخته می‌شود و نگارش مجموعه‌های بسیاری را در پرونده کاری خود ثبت کرده است. حاصل این ازدواج پسری به نام «نویان» است.

هنرمندان ایرانی که با هم ازدواج کرده‎اند

محمود پاک‌نیت و مهوش صبرکن

پاک‌نیت با فیلم «گشتی‌ها» به عرصه بازیگری وارد و با «روزی روزگاری» شناخته شد. او که نشان درجه یک هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دارد، همسر مهوش صبرکن، بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر است.

این زوج در آثار متعددی نظیر “یوسف پیامبر” و “پس از باران” با هم هم بازی بوده اند.

هنرمندان ایرانی که با هم ازدواج کرده‎اند

حمید سمندریان و هما روستا

مرحوم حمید سمندریان را به حق پدر تئاتر می‌دانند چرا که هنرمندان بزرگی چون عزت‌الله انتظامی، رضا کیانیان، مهدی هاشمی، شهاب حسینی، قطب‌الدین صادقی و حمید فرخ‌نژاد زیر نظر او شاگردی کرده و درس آموخته‌اند.

سمندریان بین سال‌ها ۵۱ تا ۵۷ به دعوت پروفسور رگن‌برگ استاد دانشگاه مونیخ و کارگردان تئاتر به انستیتو گوته دعوت شد و نمایش‌نامه‌های بسیاری را با بازیگران آلمانی روی صحنه برد.

این هنرمند ارجمند، سال ۹۱ از بین ما رفت و فعالیت‌های خود را به همسرش هما روستا سپرد تا اینکه چند سال بعد بانو روستا هم تئاتر را تنهاتر گذاشت و به پیش همسرش پر کشید.

روستا علاوه بر فعالیت در رشته تئاتر، در فیلم‌هایی چون پرنده کوچک خوشبختی، از کرخه تا راین و تمام وسوسه‌های زمین نیز بازی کرده است. حاصل ازدواج این دو هنرمند، کاوه سمندریان است.

هنرمندان ایرانی که با هم ازدواج کرده‎اند

داوود رشیدی و احترام برومند

زنده یاد داوود رشیدی فارغ‌التحصیل کنسرواترا ژنو در رشته کارگردانی و بازیگری تئاتر و لیسانس حقوق سیاسی از همین دانشگاه است. استاد رشیدی که کار خود را با بازی تئاتر آغاز کرده است، با فیلم فرار از تله به عرصه سینما وارد شد.

او در آثاری چون کمال‌الملک و گل‌های داوودی حاضر شده و همواره به عنوان یکی از بزرگان سینمایی شناخته می‌شود.

احترام برومند که بیش از بازیگری در اجرای برنامه‌های کودک دهه ۵۰ شناخته می‌شود، خواهر مرضیه و راضیه برومند است و اخیرا در “فروشنده” اصغر فرهادی هنرنمایی کرده است.

برومند همواره در کنار داوود رشیدی بود و این زوج موفق توانستند فرزند هنرمندی چون لیلی را به جامعه هنری تحویل دهند. فرهاد دیگر فرزند آن‌هاست.

هنرمندان ایرانی که با هم ازدواج کرده‎اند

امیر جعفری و ریما رامین‌فر

جعفری در کنار بازیگری، طرفداری از تیم محبوبش را فراموش نکرده و همواره و در موقعیت‌های مختلف استقلالی بودنش را به همه یادآوری می‌کند. او که در کنار ریما رامین‎فر زوج محبوبی را تشکیل داده است، در فیلم‌هایی چون قاعده تصادف، نفوذی، بی‌پولی و مکس نیز بازی کرده است.

رامین‌فر نیز با بازی در مجموعه پایتخت طرفداران بسیاری به دست آورده است.

رامین‌فر که مادر یک پسر ۱۰ ساله به نام آیین است، برای حضور در مجموعه پایتخت فرزندش را برای مدتی تنها گذاشته و تلاش کرد تا بار دیگر اثری درخور از خود ارائه دهد که این تلاش ها در “ابد و یک روز” به ثمر نشست.

هنرمندان ایرانی که با هم ازدواج کرده‎اند

پژمان بازغی و مستانه مهاجر

پژمان بازغی بیش از مستانه مهاجر شناخته شده است. هر چه باشد بازغی بازیگر است و مهاجر در پشت صحنه و مسئول تدوین است.

کار مهاجر در فیلم‌های زندگی خصوصی، دختر شاه‌پریون، سوت پایان، آتش بس و سوپراستار ستودنی است.

بازغی نیز با اینکه فارغ‌التحصیل رشته مهندسی صنایع از دانشکده مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی امیرکبیر است اما در نقش‌های خود به خوبی درخشیده تا جایی که آثاری چون ندارها، دولت مخفی، دوئل، سربازهای جمعه و بارکد را در پرونده کاری خود ثبت کرده است.

هنرمندان ایرانی که با هم ازدواج کرده‎اند

گلاب آدینه و مهدی هاشمی

یکی دیگر از زوج های هنرمند و دوست داشتنی سینما و تئاتر که هر دو آثار ماندگاری در کارنامه خود دارد و بیش از ۳۰ سال است که در کنار هم زندگی میکنند.

نورا هاشمی بازیگر سینما و تلویزیون حاصل این ازدواج است.

هنرمندان ایرانی که با هم ازدواج کرده‎اند

فرخ نعمتی و سهیلا رضوی

فرخ نعمتی بازیگر کهنه کار سینما و تلویزیون بازی در سینما را از سال ۱۳۶۳ با «زائر خلف» با همکاری «یدالله نوعصری» آغاز کرد ولی با حضور در سریال خانه سبز شناخته شد و تا مروز در فیلم ها و سریال های زیادی هنرنمایی کرده است.

سهیلا رضوی بازیگر توانمند تئاتر و سینما که در سال های اخیر با هنرنمایی در سریال “شهرزاد” دوباره نامش بر سر زبان ها افتاده، همسر فرخ نعمتی است.

هنرمندان ایرانی که با هم ازدواج کرده‎اند

مسعود رایگان و رویا تیموریان

زوجی هنری که بش از آنکه بازیگر سینما و تلویزیون باشند، بازیگر تئاترند و برای این هنر صحنه زحمات بسیار کشیده‌اند.

البته رایگان در آثاری چون مدار صفر درجه، سقوط یک فرشته، سنتوری، خون‌بازی، گلچهره و بوسیدن روی ماه حاضر شده است و تیموریان نیز در فیلم‌های زندان زنان، گزارش یک جشن، سنتوری، شب دهم و کافه ستاره بازی کرده است. این زوج در مجموعه شمس‌العماره نقش زوج عاشق‌پیشه‌ای را بازی می‌کردند که در نوع خود، جالب و دیدنی بود.

هنرمندان ایرانی که با هم ازدواج کرده‎اند

امین زندگانی و الیکا عبدالرزاقی

الیکا عبدالرزاقی گرچه لیسانس ادبیات نمایشی دارد و در پرونده کاری‌اش آثار بسیاری ثبت کرد است، اما حضورش در مجموعه قهوه تلخ چنان زیبا بود که بسیاری او را برای بازی در همین نقش می‌شناسند.

او که همچون بسیاری از بازیگران فارغ‌التحصیل آموزشگاه هنری استاد سمندریان است، در فیلم‌های فرزند صبح، ویلای من، میوه ممنوعه و مرد هزار چهره بازی کرده است.

امین زندگانی هم که بازیگر سینما و تلویزیون است در آثاری چون ملک سلیمان، مختارنامه، معصومیت از دست رفته و روزگار جوانی بازی کرده است.

هنرمندان ایرانی که با هم ازدواج کرده‎اند

امین حیایی و نیلوفر خوش‌خلق

حیایی سال ۷۰ با فیلم دو همسفر به دنیای بازیگری آمد و خوش‌خلق در سال ۷۹ با فیلم مونس. حیایی که در پرونده کاری خود آثار بسیاری به ثبت رسانده است، جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره فیلم فجر در سال ۱۳۸۶ از آن خود کرد.

حیایی امسال روزهای پرکاری را گذرانده و در جشنواره فیلم فجر پیش رو در چند فیلم حضور خواهد داشت.

هنرمندان ایرانی که با هم ازدواج کرده‎اند

حدیث فولادوند و رامبد شکرابی

 

حدیث فولادوند کشف گلاب آدینه که در سالهای پررنگ جوانان در سینمای دوران اصلاحات درخشید و دیده شد و بعد چند سالی به محاق رفت و حالا کمابیش فعالیت دارد و در قیاس با همسرش فعالتر به نظر می رسد، دست های آلوده،غزل، کما، رز زرد از جمله کارهای فولادوند است که او را در میان مردم مطرح کرد، او البته در تلویزیون هم چند تجربه نظیر مختارنامه داشته است، اگر تله فیلم ها نبود میشد نام فولادوند را به عنوان یک بازیگر سابقا فعال آورد، اما به لطف فیلم های سوپر مارکتی او در دنیای تصویر ادامه حیات می دهد.

هنرمندان ایرانی که با هم ازدواج کرده‎اند
حالا دیگر خبری از بازیگر جوان و آینده دار دهه ی هفتاد نیست.
حضور رامبد شکر آبی در «مرسدس»، «اعتراض»، «تارا و تب توت فرنگی»، «غزل» و کارهایی از این دست، نوید یک بازیگر جوان و آتیه دار را می داد.
اما به ناگهان با قدرت گرفتن سینمای کمدی او و هم قطارانش نظیر: علی قربانزاده، حذف شدند و حالا هم که انگار خیلی انگیزه ای برای ادامه فعالیت ندارند. شکرابی هم بیشتر در تله فیلم ها ایفای نقش می کند، البته گویا زندگی در ساری هم مزید بر علت شده است. جالب است بدانید آنها با یک زوج سینمایی دیگر هم ارتباط تنگاتنگی دارند: حیایی و خوش خلق.

محسن قاضی‌مرادی و مهوش وقاری

قاضی مرادی، فارغ‌التحصیل مدرسه عالی مدیریت تهران است و بازی در سینما را از سال ۱۳۵۱ با فیلم «حسن سیاه» کارش را آغاز کرده است. مهوش وقاری، همسر او نیز در فیلم‌های بسیاری بازی کرده و یکی از چهره‌های هنری شناخته می‌شود.

هنرمندان ایرانی که با هم ازدواج کرده‎اند

فرهاد آئیش و مائده طهماسبی

آئیش از جمله بازیگرانی است که تحصیلات هنری خود را در آمریکا و انگلیس گذرانده و پس از ۲۷ سال و در سال ۷۶ به همراه همسر خود به تهران آمده است. بازی در فیلم‌های مکس، پوپک و مش‌ماشالله، زندگی با چشمان بسته و سریال قصه‌های در شهر از جمله کارهای اوست. طهماسبی نیز فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد رشته خبرنگاری با گرایش تئاتر و علوم سیاسی است. طهماسبی که علاوه بر بازیگری، کارگردانی تئاتر نیز انجام می‌دهد آثاری چون پارک‌وی، سنتوری و ماهی‌ها عاشق می‌شوند را در پرونده کاری خود دارد.

هنرمندان ایرانی که با هم ازدواج کرده‎اند

تهمینه میلانی و محمد نیک‌بین

تهمینه میلانی که همگان او را به عنوان کارگردان می‌شناسند، در پرونده کاری خود فیلمنامه‌نویسی، منشی صحنه، طراحی صحنه و لباس و تهیه‌کنندگی فیلم را نیز تجربه کرده است. محمد نیک‌بین تهیه‌کننده بیشتر آثار اوست و این زوج هنری دختری به نام جینا دارند.

هنرمندان ایرانی که با هم ازدواج کرده‎اند

لادن مستوفی و شهرام اسدی

یک زوج کارگردان – بازیگر دیگر که با اختلاف سنی حدود ۲۰ سال، سال های سال است که در کنار هم زندگی بی حاشیه ای دارند و خوشبخت هستند.

هنرمندان ایرانی که با هم ازدواج کرده‎اند

بابک حمیدیان و مینا ساداتی

بابک حمیدیان بازیگر توانایی که عیار هنری خود را با ایفای عالی نقش ها متنوع و بعضاً متضاد بار ها اثبات کرده، دو سال پیش با مینا ساداتی بازیگر توانا و بی حاشیه سینما و تئاتر ازدواج کرد.

هنرمندان ایرانی که با هم ازدواج کرده‎اند

اشکان خطیبی و آناهیتا درگاهی

اشکان خطیبی یکی دیگر از هنرمندان همه کاره ماست که جز بازیگری در ترانه سرایی، آهنگسازی و خوانندگی نیز تبحر دارد، با آناهیتا درگاهی بازیگر جوانی که پیش از این به صورت حرفه ای به هنر نقاشی میپرداخت، ازدواج کرده است.

هنرمندان ایرانی که با هم ازدواج کرده‎اند

بهروز افخمی و مرجان شیرمحمدی

کارگردان کارکشته و سیاستمدار اسبق کشورمان که آثار برجسته ای چون شوکران در کانامه خود دارد، ده سالی میشود که با مرجان شیرمحمدی بازیگر سینما و تلویزیون ازدواج کرده است. پسری به نام آهیل ثمره این ازدواج هنری است.

هنرمندان ایرانی که با هم ازدواج کرده‎اند

 

جواد عزتی و مه لقا باقری

جواد عزتی بازیگر توانای طنز کشورمان نزدیک به یک دهه است که یک زندگی آرام با مه لقا باقری بازیگر طنز تلویزیون و تئاتر دارد.

جواد که در سال های اخیر با هنرنمایی های متنوع اش بسیار محبوب شده، در مسیر موفقیت بسیار سریع تر از همسرش حرکت میکند، مه لقا هم در فصل پیش دورهمی حضور موفق اما موقتی داشت.

 هنرمندان ایرانی که با هم ازدواج کرده‎اند

 


منوچهر هادی و یکتا ناصر

چند همکاری مشترک یک اتفاق خیر رقم زد و منوچهر هادی کارگردان سینما با یکتا ناصر بازیگر محبوب سینما و تلویزیون ازدواج کرد. این زوج هنری دختری یک ساله به نام سوفیا دارند.

هنرمندان ایرانی که با هم ازدواج کرده‎اند

علی اوجی و نرگس محمدی

همان طور که نرگس محمدی چندی پیش در برنامه دورهمی اظهار کرده بود، این وصلت برای خندیدن و شاد بودن این زوج شکل گرفته و امیدواریم تا همیشه خندان باشند!

نرگس محمدی بازیگر سینما و تلویزیون که بیشتر او را با بازی در مجموعه ستایش میشناسند، با علی اوجی تهیه کننده آلبوم های موسیقی و بازیگر فیلم های طنز مهران مدیری ازدواج کرده و جدیدترین اعضای این لیست هستند.

هنرمندان ایرانی که با هم ازدواج کرده‎اند
14 اکتبر 2018 219 بازدید 0
ادامه و دانلود

آن روزهای وحید خزایی را همه ما به یاد داریم.

روزهایی که عکس هایش یکی پس از دیگری همراه با کپشن های خنده دار دست به دست در فضای مجازی می چرخید و حاصلش شد خنده ای روی لب ما و لرزه ای به تن او. خنده هایی که هر روز صدها تن آوار روی زندگی اش هوار کردند و راهش ختم شد به زندان و فرار.

او حالا این روزها یک فرد سابقه دار است که در شهر «استانبول» هر روزش را با درد شروع و با دلتنگی تمام می کند.

وحید خزایی برای اولین بار در یک رسانه رسمی از پشت پرده آنچه فضای مجازی به سرش آورد می گوید.

سال ۹۵ برای تو سال بسیار جنجالی بود. خیلی زود بعد از منتشر شدن عکس هایت مشهور شدی، بعضی ها می گویند که خودت عکس ها را منتشر کردی و از این شهرت خوشحالی؟

– به هیچ وجه. مگر می شود  از این که عکس هایم دست به دست چرخید و آبرو و شرف خود و خانواده ام رفت خوشحال باشم؟ مگر می شود از آوارگی در کشور غریب خوشحال بود؟ دلم می خواست هیچ وقت اینگونه به شهرت نمی رسیدم و هیچ کس با چهره و نامم آشنا نبود و امروز در خاک وطنم و در کنار اعضای خانواده ام در آرامش زندگی می کردم.

وحید خزایی

چهره ات برای خیلی از کاربران ایرانی آشناست اما کمتر کسی می داند «پسر تلگرامی» در حقیقت کیست، از خودت برای مان بگو.

– پسر تلگرامی همان کسی است که خیلی از هموطنانش برای یک لحظه خنده و سرگرمی و جوک ساختن، عکس هایش را دست به دست چرخاندند، نه به آینده اش فکر کردند و نه دل شان برای اعضای خانواده اش سوخت. ۳۰ ساله بود که خنده های کاربران روی سرش هوار شد و او را تبدیل کرد به یک پسر افسرده.

فرزند چندم خانواده هستی؟

– دومین فرزند خانواده هستم. یک برادر ۳۵ ساله دارم و یک خواهر ۲۹ ساله.

خیلی ها گفتند پدرت جزو افراد ثروتمند تهران است و خرج یک روزت مساوی است با حقوق یک ماه یک کارمند. این موضوع حقیقت دارد؟

– خودم هم این حرف ها را بارها شنیدم اما واقعیت این است که من پدرم را سال ها پیش از دست داده ام.

اما انگار ساکن یکی از محله های بالای تهران بودی؟

– سال ها ساکن سعادت آباد تهران بودم، منطقه ای که افرادش نه زیاد ثروتمند هستند و نه فقیر. در موقعیتی زندگی می کردم که هم درآمد خوبی داشتم و هم می توانستم پس اندازی برای خودم کنار بگذارم. اگر در حساب شخصی ام مبلغی هم داشتم به خاطر زحمت هایی بود که شبانه روز کشیدم نه ارثیه پدری.

اتومبیل مازراتی را هم با پول خودت خریدی؟

– مازراتی سوار بودن را نه تایید می کنم نه تکذیب. دوست ندارم در این باره حرف بزنم.

پس هیچ وقت کارگر ساده نبودی؟

– خیر، به من گفتند اگر بگویم کارگر ساده ای بیش نیستم می توانند برایم کاری کنند که به زندان نروم. من هم این جمله را در مقابل رسانه ها گفتم به امید این که پشت میله های زندان نیفتم.

شغلت چه بود؟

– من تحصیلاتم را در رشته تربیت بدنی در دانشگاه «ابهر» تمام کردم اما به شغل ساخت و ساز علاقه داشتم و بعد از اتمام تحصیلاتم وارد این کار شدم و خیلی زود هم توانستم در این شغل موفق عمل کنم.

فیلم را برگردان به مدت پیش. چگونه و چرا عکس هایت در فضای مجازی دست به دست چرخید؟

– عکس های من هیچ وقت به دست خودم پخش نشد و این موضوعی است که کمتر کسی آن زمان باور کرد. حقیقت این بود که یکی از دوستان صمیمی من عکس هایم را در یک گروه تلگرامی که بیشتر کاربران آن پسر بودند پخش کرد، از آن گروه یک نفر عکس هایم را به گروه های دیگر فرستاد و این گونه بود که در کل ایران عکس های من پخش شد.

بعد از انتشار عکس هایت چه اتفاقی برایت افتاد؟

– از همان شب اول، تماس تمام کسانی که عکس های شان همراه با من منتشر شده بود شروع شد. خوب به یاد دارم چند شب اول حتی یک دقیقه هم نمی توانستم بخوابم. من کسی نبودم که عکس افراد دیگر را پخش کنم. (مکث می کند) هر چند اشتباه کردم که این عکس ها را با گوشی تلفن همراهم گرفتم. بزرگ ترین اشتباه من هم عکس انداختن با دیگران بود و بدتر از آن نگه داشتن این عکس ها در گوشی همراهم. ای کاش همه عکس ها را پاک می کردم.

وحید خزایی از رازهای پشت پرده زندگی اش می گوید

دوستت خصومتی با تو داشت؟

– خیر، از سر شوخی و لوده بازی این کار را کرد. از ته دلش خبر داشتم. دوست نداشت من به این روز بیفتم اما اتفاقی که نباید می افتاد افتاد و من مانده بودم با تهدیدهایی از طرف افراد حاضر در عکس ها و ناسزا و توهین شنیدن از مردم عادی.

می توانستی به راحتی از دوستت شکایت کنی، این طوری شاید مشکلاتی که امروز داری را دیگر نداشتی، چرا این کار را نکردی؟

– همان شب که تماس ها روی گوشی ام شروع شد به خانه دوستم رفتم تا با او صحبت کنم و به راه حلی برسم. مادرش بیماری سختی داشت و دکترها جوابش کرده بودند. من را که دید گریه کرد و گفت از پسرم شکایت نکن. نمی دانستم چه کنم. نان و نمک این خانواده را خورده بودم. نخواستم آب در دل مادرش تکان بخورد. گفتم مادر من شکایتی از پسرت نمی کنم و نمی گویم که صمیمی ترین دوستم باعث شد من به این منجلاب بیفتم. اشک هایش را پاک کرد و از من قول گرفت روی حرفم می مانم و تا زمانی که در ایران بودم به هیچ کس نگفتم دوستم زندگی امرا نابود کرد.

رفاقت ارزشش را داشت؟

– درست می گویید. یک رفاقت باعث شد من از کشورم، خواهر، برادر و مادرم دور شوم. در مرام من ارزشش را داشت. مادر دوستم چند ماه پیش فوت کرد. از این ماجرا ناراحت نیستم که پای پسرش را وسط نکشیدم. خوشحالم که پسرش را پشت میله های زندان ندید و رفت اما نه او و نه تمام کاربرانی که عکس های من را دست به دست می چرخاندند و می خندیدند به حال روحی و جسمی مادر من فکر نکردند.

بعد از آن شب چه کردی؟

– سریع به کلانتری محل مراجعه کردم و شکایتی تنظیم کردم و اعلام کردم که گوشی ام را دزدیده اند.

قضیه آن کلیپ که چند روز پس از پخش شدن عکس هایت منتشر شد چه بود؟

– یکی از بدترین تصمیماتی بود که در عمرم گرفتم. هیچ وقت خودم به فکرم هم نمی رسید چنین کاری را انجام بدهم تا این که یکی از همان افرادی که عکسش با من منتشر شده بود، درست در زمانی که همه به من می گفتند امروز و فرداست که دستگیرت کنند به من زنگ زد و خواست که کلیپی از خودم برایش ارسال کنم.

او گفت در این کلیپ چه بگویی؟

– گفت آبرویم در خطر است و بگو فامیل هستیم و شکایت کرده ای. او به من قول داد که این کلیپ را فقط به اطرافیانش نشان خواهد داد و به هیچ وجه منتشرش نخواهد کرد اما چند ساعت بعد این کلیپ از شهر شیراز برایم ارسال شد. می خواهم بگویم کل ایران این کلیپ را دیدند. من در آن کلیپ جمله هایی را گفتم که از من خواسته شده بود. بدترین جمله اش هم این بود که «پلیس فتا پلیسی است که حواسش به همه چیز هست.» این کاش این کار را نمی کردم (بغض می کند) زندگی من این روزها شده است پر از ای کاش.

قبلا با فعالیت های پلیس فتا آشنا بودی؟

– من تا آن روز حتی نام پلیس فتا را هم نشنیده بودم و اصلا نمی دانستم حیطه فعالیت شان چیست. فقط به من گفتند جرایم اینترنتی را پلیس فتا پیگیری می کند.

چقدر طول کشید تا توسط پلیس فتا دستگیر شدی؟

– دو هفته طول کشید که من را دستگیر کنند. در این دو هفته چند کیلو وزن کم کردم. شب ها برای خواب به خانه دوستانم می رفتم اما باز هم نمی توانستم بخوابم. یک روز ساعت هشت صبح به خانه خودمان آمدم تا چند دست لباس بردارم که توسط ماموران پلیس دستگیر شدم.

خانه مجردی داشتی؟

– خیر، با اعضای خانواده ام زندگی می کردم. آن روز را خوب به یاد دارم. به سرعت وارد ساختمان شدم و به سمت واحدمان رفتم که ناگهان زنگ در به صدا درآمد. در را باز کردم، پلیس ها را دیدم که دستبندی به دستم زدند و گفتند آقا وحید پلیس فتا پلیسی است که حواسش به همه چیز است. بعدها متوجه شدم نیروهای پلیس در لابی ساختمان و در قسمت اتاق سرایداری چندین روز منتظر ورود من بودند تا دستگیرم کنند.

بعد چه شد؟

– آنها من را برای بازپرسی بردند و بعد راهی زندان اوین شدم. فردای آن روز دوباره از اوین به ساختمان پلیس فتا رفتیم و اصلا خبر نداشتم قرار است پرونده ام رسانه ای شود اما ناگهان دیدم خبرنگاران شبکه های مختلف تلویزیون و نشریات دور و اطرافم را گرفتند. کار من سراسر اشتباه بود اما قاتل زنجیره ای که نبودم. من اصلا انتظار چنین برخوردی را نداشتم. از حق نگذریم رسانه ای شدن پرونده من زندگی ام را بیشتر به نابودی کشاند.

چند شاکی داشتی؟

– پرونده من سه شاکی داشت. هر چند من چاقو زیر گلوی کسی نگذاشته بودم که با من عکس بگیرد اما جالب بود که همان هایی که با خواست و اراده خودشان با من عکس گرفتند گفتند که توسط من اغفال شده اند و این دروغ محض بود. هیچ کس از آنها نپرسید شما چرا با او عکس گرفتید؟

دادگاه اولت چگونه گذشت؟

– در دادگاه اول سه نفر شاکی آمدند و قاضی رأی به یک سال حبس، یک سال حبس تعلیقی و پرداخت چهار میلیون تومان جریمه نقدی داد و گفت اگر رضایت بگیرید جرم تان کمتر می شود.

 وحید خزایی از رازهای پشت پرده زندگی اش می گوید

رضایت گرفتی؟

– دو نفر از شاکی هایم عنوان کردند که حاضرند با شرایطی رضایت بدهند اما شاکی سوم هر روز چیزی می گفت. این فرد همان کسی بود که به من گفت کلیپ درست کن و بگو به فتا شکایت کرده ای.

و در نهایت نتوانستی رضایتش را بگیری؟

– من وکیل خوبی نداشتم و به همین خاطر مشورت های بدی هم گرفتم. به من گفتند چه رضایت بگیری و چه نه، بخششی در کار نیست و بیشتر ترسیدم. وکیلم حتی رضایت دو شاکی ام را روی پرونده ام نگذاشت. بعدها فهمیدم اگر چهار ماه زندانی می شدم می توانستم به خاطر نداشتن سوءسابقه درخواست بخشش کنم و از زندان آزاد شوم.

چند روز در زندان ماندی؟

– ۷۰ روز. ۷۰ روز سراسر رنج و درد.

چطور آزاد شدی؟

– شب اربعین امام حسین (ع) بود که در زندان توبه کردم. آنقدر گریه کردم و العفو گفتم که از حال رفتم. به امام حسین (ع) گفتم خیلی از مردم شبیه من گناهکار هستند اما باعث شدند گناه من پررنگ تر از همه به چشم بیاید. خودت بین من و خدا پادرمیانی کن. فردای همان روز وثیقه ای که خودم گذاشته بودم را پذیرفتند و آزاد شدم. مراجع قضایی به من ۲۰ روز وقت دادند تا رضایت گرفتن هایم را به سرانجام برسانم.

چه شد که به فکر فرار افتادی؟

– بیرون که آمدم بیشتر ترسیدم. مردمی که من را نمی شناختند تهدیدم می کردند که من را زنده نخواهند گذاشت. در خیابان چند بار کتک خوردم آن هم از مردها و پسرانی که اصلا نمی دانستند قضیه چیست و فکر می کردند من عکس ناموس مردم را منتشر کرده ام. در همان روزها بود که شنیدم یکی از مسئولان گفته است باید با وحید خزایی در حد «مفسد فی الارض» برخورد کرد. این جمله لرزه به تن من انداخت و توانایی ام در درست فکر کردن و درست عمل کردن را از من گرفت. به هر ایده و فکر نادرستی چنگ می زدم. کاش می ماندم و حبسم را می کشیدم. کاش یک فردی را داشتم که می توانست راهنمایی های درستی به من بدهد اما همه اطرافیانم حرف از فرار می زدند.

پس قبول داری که اشتباه کردی؟

– صددرصد اشتباه کردم. به من گفتند که می توانی از طرف «سازمان ملل» یا همان «یوان» درخواست پناهندگی کنی و از ایران بروی. اینجا بمانی عاقبتت طناب دار است. من هم این کار را کردم. اشتباه پشت اشتباه. دو روز مانده بود به رفتنم از ایران به برنامه «شوک» دعوت شدم. «شاهین صمدپور» کارگردان برنامه شوک فردای روز ضبط با من تماس گرفت و گفت که برنامه «ماه عسل» می خواهد تو را برای ماه رمضان دعوت کند اما من در حال فرار بودم.

چطور با آدم پران ها ارتباط گرفتی؟

– از طرف یکی از آشناهایم با فردی آشنا شدم که گفت تو را می برم آن طرف مرز ترکیه.

تا آن روز قاچاقچی انسان دیده بودی؟

– من اصلا نمی دانستم قاچاقچی انسان وجود دارد. افتاده بودم در میان گرگ هایی که زنده ماندنم به سیر بودن و گرسنه بودن آنها بستگی داشت.

چگونه از مرز خارج شدی؟

– تا مرز ترکیه با ماشین خودم را رساندم. درست رأس ساعتی که برایم تعیین شده بودت در موقعیتی که آدرسش را به من داده بودند ایستادم. شب که شد و عقربه های ساعت روی عدد ۱۰ آمد، یک نفر که اصلا نمی شناختمش کنارم آمد و اسمم را برد و گفت که همراهش بروم. چند دقیقه بعد خودم را میان ۷۱ نفر که بیشتر آنها افغانی و پاکستانی بودند دیدم. راه بلد گفت باید هر چه زودتر به سمت مرز ترکیه به راه بیفتیم. راه بسیار سخت و صعب العبوری بود. فکرش را بکنید در آن ساعت از شب، آن هم در دل کوه و در حاشیه یک دره. اگر حتی مرا می کشتند هم کسی خبردار نمی شد (بغض می کند) خدا رحم کرد.

چند ساعتی به سختی در آن موقعیت راه رفتم. هوا تاریک بود و چشم چشم را نمی دید. به همین خاطر چند بار بدجور به زمین خوردم و کم مانده بود به اعماق دره بیفتم. بعد از این که مسیر کوه ها را رد کردیم از میان صخره ها وارد کوه های مرزی ترکیه شدیم که ناگهان صدای تیراندازی شنیدیم.

پلیس ترکیه به سمت تان شلیک می کرد؟

– نمی دانم صدای شلیک نیروهای خودمان بود یا پلیس ترکیه. اصلا شاید قاچاقچیان این کار را کردند که بترسیم و پول بیشتری بدهیم.

شما پس از شنیدن صدای شلیک چه کردید؟

– هر کدام مان به سمتی فرار کردیم و در گوشه ای پنهان شدیم. من بعد از آن تیراندازی خیلی ترسیدم. چند ساعت بعد وارد یک دشت شدیم اما من واقعا نمی توانستم یک قدم دیگر راه بروم. تمام پاهایم آسیب دیده بود و خون زیادی از من رفته بود. هیچ وقت به این معنا جمله «از پا افتادم» را درک نکرده بودم. وضعیتم خیلی بد بود.

استرس تمام وجودم را گرفته بود و به خاطر همین دستبند، ساعت و زنجیر طلایم را به قاچاقچیان دادم و خواستم من را سالم به آن طرف مرز برسانند. آنها هم یک چهارپا در اختیارم گذاشتند چون می دانستند که دیگر نمی توانم راه بروم. سه ساعت هم سوار بر قاطر و اسب راه رفتم تا بالاخره سوار اتوبوس شدم و به سمت استانبول رفتیم. در استانبول یکی از قاچاقچیان انسان من را تحویل فردی داد که در ایران با او قرار گذاشته بودم.

چقدر به آدم پران ها پول دادی؟

– آنها از افغان ها و پاکستانی ها مبلغ یک میلیون و نیم بابت رد کردن از مرز ایران و ورود به مرز ترکیه پول گرفته بودند اما از من بیشتر گرفتند. چیزی حدود شش میلیون تومان پول به قاچاقچیان دادم. علاوه بر آن، دستنبد، ساعت و زنجیر طلایم را هم در اختیارشان گذاشتم که ارزش زیادی داشت.

آن طرف مرز زندگی ات چگونه گذشت؟

– به سختی. وقتی به سازمان ملل مشکلت را می گویی و می خواهی پناهنده شوی یکی از دورترین و سخت ترین شهرهای ممکن را به تو پیشنهاد می دهند. من هم مجبور بودم برای گذراندن دوره ام تا درست شدن پناهندگی در یک شهر دور افتاده ترکیه مدتی زندگی کنم اما در کمپ پناهنده ها. در آن شهر بی در و پیکر، همه چیز بدتر از زندان اوین بود. شب ها از ترسم نمی توانستم بخوابم. چند بار جیب و کیفم را زدند. چند بار کتک خوردم آن هم از افرادی که من را به عنوان فردی معرفی می کردند که با شرف خانواده های مردم بازی کرده ام.

در آنجا هم تو را می شناختند؟

– بله. از مقابل شان که رد می شدم با طعنه و کنایه می گفتند عکس مردم را که پخش کنی کارت به اینجا می کشد. من در آن فضا با افرادی روبرو شدم که می خواستند از وضعیت بد پناهنده ها استفاده کرده و به زور عقاید منحرف شان را به دیگران تزریق کنند. کار این دسته از افراد این بود که به پناهنده ها می گفتند اگر عقاید دینی ات را برگردانی ما راحت برایت پناهندگی می گیریم.

تو در جواب چه گفتی؟

– «شاید شما فکر کنید که این قسمت را برای ظاهرسازی می گویم اما اینها عین واقعیت است و نیازی به ظاهرسازی نیست.» بعد از این که نماز مغرب و عشایم را خواندم به یکی از آنها که اتفاقا ایرانی بود گفتم به دوست هایت بگو دور و اطراف من پیدای شان نشود. از من به آنها چیزی نمی رسد. در چشمانش نگاه کردم و گفتم من هم مثل همه اشتباهی کردم اما غلام حضرت محمد (ص) و حضرت فاطمه (س) هستم. با او درگیر شدم. آن شب را هیچ وقت از یاد نمی برم. آن قدر کتک خوردم که تمام صورتم پر از خون شد. فکم آسیب دید. هنوز هم از ناحیه فک مشکل دارم و دکتر گفته که باید تحت عمل جراحی قرار بگیرم.

چه مدت در میان متقاضیان پناهندگی زندگی کردی؟

– کسانی که در ایران هستند فکر می کنند زندگی در کمپ پناهجوها راحت است اما باید بگویم هر ثانیه ای که آنجا بودم با ترس و دلهره گذشت. سه ماه خواب راحت نداشتم. هر شب سرم را روی زمین می گذاشتم می گفتم لعنت به تو وحید، زندان امن تر از اینجا بود، می ماندی حبست را می کشیدی. بعد از سه ماه به خودم آمدم و دیدم من آدم زندگی در میان آنها نیستم. درخواست پناهندگی ام را پس گرفتم و برگشتم استانبول.

در حال حاضر در استانبول زندگی می کنی و اینطور که فهمیدم کار و شغلی نداری. خرج زندگی ات را از کجا تامین می کنی؟

– در ایران سرمایه ای دارم که با آن کار می کنند و زندگی ام را اینجا می گذرانم. سال ها در ایران کار کردم تا توانستم این سرمایه را جمع کنم. درست روزهایی که دیگر پسرهای هم سن و سالم فکر خوشگذرانی بودند من صبح تا شب کار می کردم و حالا دارم از اندوخته آن سال ها استفاده می کنم.

 وحید خزایی از رازهای پشت پرده زندگی اش می گوید

چندی پیش پستی گذاشتی و نوشتی که جایی امن تر از ایران نیست و از مردم خواستی به ترکیه نیایند، دلیلش چه بود؟

– اینجا در ترکیه هر روز یک بمب گذاری جدید رخ می دهد. این کشور اصلا کشور امنی نیست. همین امروز که با شما صحبت می کنم یک گروگانگیری در کنار گوش ما رخ داده است. خود من به زور از خانه خارج می شوم، آن وقت می شنوم که جوانان ما چه برای تفریح و چه اقامت به این کشور می آیند. به چشم خودم، بدبخت شدن خیلی های شان را دیدم. یکی از آن جوان ها خودم بودم. سعی کردم چشم های شان را روی واقعیت باز کنم. ویدئویی از خودم گرفتم و آن را در صفحه اجتماعی ام منتشر کردم.

آن ویدئوی جنجالی باعث شد نظر خیلی ها نسبت به تو برگردد. طرفداران زیادی پیدا کردی و البته منتقدانت هم کم نبودند. خودت فکر می کنی چرا؟

– چون در آن کلیپ به مردمم گفتم به ترکیه نیایید. آنها از من این انتظار را نداشتند. بارها اعلام کردم فکر پناهنده شدن را نکنید. در کشورتان بمانید. ایران امن ترین کشور خاورمیانه است. بروید برای مسئولان کشور دعا کنید که راحت دارید در کشور خودتان زندگی می کنید. اینجا صبح از خانه در بیایی شب معلوم نیست سالم به خانه برسی یا نه. هر روز یک جا بمب گذاری می شود.

واکنش ها چطور بود؟

– تا دل تان بخواهد ناسزا شنیدم. برخی می گفتند پاچه خواری می کنی و چون از ایران رفته ای اینها را می گویی اما من در جواب شان گفتم چشم هایم تازه باز شده است و برای شان نوشتم دوستان اگر امنیت نداشتید امروز با خیال راحت نمی توانستید بنشینید پای اینترنت و با من بحث کنید. شاید باورتان نشود اما من هر چند وقت یک بار آن هم تنها برای خرید و … از خانه بیرون می روم. استانبول به شدت ناامن است.

صفحه شخصی تو بیش از ۶۰۰ هزار بیننده دارد و بعد از آن کلیپ در همین صفحه عنوان کردی به خاطر گفتن از ناامنی ترکیه با پلیس ترکیه به مشکل خورده ای؛ در این باره بگو.

– قضیه چیز دیگری بود. من برای اولین بار به عنوان یک تهیه کننده، یک برنامه چند ساعته را در ترکیه به روی استیج بردم. در این میان با شریکم به مشکل مالی برخوردم. او به یکی از ماموران پلیس رشوه داده بود و او را به در خانه من آورده بود تا من را بترساند. یک شب دیدم چند مامور به همراه شریکم مقابل در خانه ام هستند. مامور پلیس به ترکی گفت که گوشی ات را بده و آن پست من را که درباره ناامنی ترکیه گفته بودم حذف کرد. چند سیلی هم به صورتم زد و گفت اینجا ترکیه است و من با این کارها موقعیتم را به خطر می اندازم. شریکم با دیدن این صحنه خندید و گفت دیگر حرف پولت را نزن و رفت. من دیگر در صفحه ام حرفی از ترکیه و مشکلاتش نزدم اما بگذارید امروز بگویم اگر ترکیه امن بود هیچ وقت شریک من نمی توانست پولی به پلیس ترکیه بدهد و از او بخواهد به خاطر ترساندن من به در خانه ام بیاید و به صورتم سیلی بزند.

تاکنون در همین فضای مجازی به افرادی برخورده ای که قصد پناهندگی داشته باشند و با حرف های تو از این اقدام منصرف شده باشند؟

– خیلی دلم می خواست می توانستم پیام ها را برای تان ارسال کنم. حجم پیام های صفحه من بسیار بالا است اما در این میان هر وقت می بینم جوانی قصد مهاجرت و یا پناهندگی دارد، برایش زمان می گذارم و چشمش را باز می کنم تا بدون آگاهی قصد ترک ایران را نکند. بارها به هم سن و سال های مان گفته ام که در کمپ پناهجوها چه خبر است. این طرف مرز فقط سیاهی است. هیچ کجا ایران نمی شود.

توانستم بارها جوانان را از این اقدام منصرف کنم. از این بابت خوشحالم. من خطا کردم. ای کاش درس عبرت جوانان بشوم. من از دست دولتم یا حکومت فرار نکردم. من از دست افرادی فرار کردم که مردم عادی بودند. مردمی که در کوچه و خیابان برایم آبرو نگذاشتند. حتی تهدیدم کردند به اسیدپاشی. مردمی که حتی در خیابان به چشم هایم نگاه می کردند و به من ناسزا می گفتند. افرادی که کاری کردند که پایم به اوین باز شود.

اگر کسی در موقعیتی شبیه به تو گیر کند چطور راهنمایی اش می کنی؟

– این روزها در فضای مجازی صدها نفر در صفحه هایی که خودشان ادمین آن هستند عکس هایی به مراتب بدتر از عکس های من منتشر کرده اند اما هیچ کدام شان تاکنون دستگیر نشده اند. انگار من باید قربانی می شدم اما روی حرفم با افرادی است که شاید روزی با این مشکل روبرو شوند. لطفا به صمیمی ترین دوست تان اعتماد نکنید. گرفتن عکس و به انتشار گذاشتن زندگی تان با مردم چیزی به داشته های تان اضافه نخواهد کرد.

به آنها می گویم اگر خطایی مانند من کردید در کشور خودتان بمانید، جزایش را بکشید. فرار نکنید. سعی کنید به جای رفتن به مهمانی و خوشگذرانی، قانون مملکت تان را بخوانید که مانند من نیازمند وکیل نشوید و به هر طناب پوسیده ای چنگ بزنید. هر چند من قدم های اشتباهی برداشتم اما اگر امروز بدانم اجازه دارم به ایران برگردم یکراست بلیت می گیرم و به تهران می آیم. بودن پشت میله های زندان اوین شرف دارد به فرار، آن هم فرار به کشوری مانند ترکیه.

و حرف آخر؟

– راستی یادتان باشد پلیس فتا پلیسی است که حواسش به همه چیز هست. جرایم اینترنتی پیگیری می شود.

 

12 اکتبر 2018 137 بازدید 0
ادامه و دانلود

[ad_1]

هفته نامه کرگدن – مجتبا پورمحسن: آغازین روزهای اردیبهشت سال جاری، یک عکس عجیب در شبکه های پیام رسان موبایلی دست به دست شد که زیرش نوشته شده بود: «کشف جسد مومیایی شده رضاشاه در شهر ری» از آنجا که خبرهای جعلی در شبکه های مجازی زیاد پیدا می شوند، یک روز اول پس از انتشار این تصاویر هیچ مقام رسمی واکنشی به خبر نشان نداد. در کشور ما که هنوز شایعه قوی ترین رسانه است، به سختی می توان خبرهای عجیب را زود باور کرد اما باز هم در کشور ما از آنجا که مردم اعتقاد دارند «تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها» کشف مومیایی منتسب به رضاشاه به یکی از معماهای مورد علاقه مردم تبدیل شد و از آن روز بود که سیل تاییدها و تکذیب ها به رسانه ها جاری شد. نکته جالب توجه این بود که کشف جسد منتسب به رضاشاه، بار دیگر بهانه یک بحث داغ قدیمی شد؛ بحثی که با توجه به اتفاقات دی ماه سال گذشته و بعضی شعارهای معترضین، به شکل جدی تری پی گرفته شد.

نبش قبر شاه جنجالی

رضاشاه، خائن یا خدمتگزار؟

رضاشاه حدود 16 سال در ایران سلطنت کرد و در حقیقت حدود 21 سال در سپهر سیاسی ایران حضوری فعال و تاثیرگذار داشت. قضاوت درباره کارنامه اولین پادشاه پهلوی همواره دستخوش گرایش های له یا علیه او بوده و شاید درباره چهره های سیاسی این رویکرد خیلی هم غیرطبیعی نباشد. مدافعان رضاشاه به دو دسته تقسیم می شوند: یا سلطنت طلبانی هستند که یکسره هر آنچه در دوره پهلوی ها اتفاق افتاده مثبت نشان می دهند و عامدانه (یا از سر شیفتگی) چشم بر نقص ها و خودکامگی های پدر و پسر می بندند. این افراد هیچ گونه نظر منفی درباره پهلوی ها را برنمی تابند و تاکید می کنند با ادامه سلطنت پهلوی ها الان ایران به بهشتی برین تبدیل شده بود.

یک طیف مذهبی هایی هستند که اقدامات رضاشاه در زمینه اجباری کردن کشف حجاب، تاکید بر جدایی دین از سیاست، ایجاد محدودیت برای روحانیون و سرکوب روحانیون در واقعه مسجد گوهرشاد و برخورد با فعالیت های مذهبی مردمی در تکایا و حسینیه ها را برخلاف جامعه عموما مذهبی ایران می دانند. برخی از منتقدین غیرمذهبی رضاشاه نیز برخورد او با نهادهای مذهبی و اجبار در کنار گذاشتن مظاهر مذهبی را از اشتباهات رضاشاه تلقی می کنند. نباید از نظر دور داشت که رضاشاه پیش از رسیدن به سلطنت با حضور در تکایا و حسینیه ها نظر روحانیون را جلب کرد اما پس از رسیدن به قدرت رویه دیگری را در پیش گرفت.

عده ای از منتقدین رضاشاه نیز می گویند او پیش از آن که جامعه سنتی ایران آمادگی مدرن شدن را داشته باشد، تنها به تاسیس نهادهای مدرن اکتفا کرد و در چنین شرایطی نهادهای مدرن لزوما کارکرد مدرن پیدا نمی کنند. از طرف دیگر، آزادی مطبوعات و فعالیت های سیاسی آزاد در دوره رضاشاه حتی در حد یک شوخی بی مزه نیز مطرح نشد و چگونه می توان تصور کرد جامعه ای بدون آزادی های سیاسی مدرن شود؟ برقراری امنیت نیز از آن مقولاتی است که چگونگی برقراری اش حائز اهمیت است. آیا سرکوب جنبش های مردمی با استفاده از نهادهای نظامی مثل بریگاد قزاق که عملا کشورهای خارجی اداره شان می کردند، امنیتی پایدار ایجاد می کند؟

از سوی دیگر حفظ تمامیت ارضی کشور بیش از آن که محصول درایت یا کارآمدی رضاشاه بوده باشد، نتیجه تغییر شیوه های استعمار از سوی کشورهای استعمارگر بوده است. تصور کنید اگر 50 سال قبل از 1320 که ایران به دست روسیه و انگلیس اشغال شد، کشور به دست همین دولت ها می افتاد، کمتر از یک چهارم خاک کشور از دست می رفت. با تغییر سیاست های جهانی پس از جنگ جهانی دوم، کشورهای استعمارگر به جای در اختیار گرفتن خاک کشورها، استعمار غیرمستقیم را در دستور کار قرار دادند. وقتی بریتانیا پس از حمله به ایران برای رضاشاه پیام می فرسند که: «ممکن است اعلیحضرت لطفا از سلطنت کناره گیری کرده و تخت را به پسر ارشد و ولیعهد واگذار نمایند؟

ما نسبت به ولیعهد نظر مساعدی داریم و از سلطنتش حمایت خواهیم کرد. مبادا اعلیحضرت تصور کنند که راه حل دیگری وجود دارد.» و رضاشاه مجبور می شود بدون «ممکن است» و «لطفا» مطاع امر دولت بریتانیا باشد. چرا بریتانیا باید چشم به خاک ایران داشته باشد؟ فراموش نکنیم روزی که رضاشاه به اتفاق یازده نفر از خاندان سلطنتی ایران را ترک کرد، مردم ایران برای او اشک نریختند. اگر او توانست ایران قحطی زده در سال های حکومت قاجار را به ثبات برساند، پس از تبعید او، کشور بار دیگر در آستانه قحطی قرار گرفت و اگر آن چنان که بعضی از مدافعان عملکرد او ادعا می کنند عده ای در سال 1329 دنبال جنازه او می دویدند،

شاید بیش از همه نتیجه ناکارآمدی مفرط پسرش در یک دهه حکمرانی اش بود، نه خدمات شایان رضاشاه؛ که اگر این گونه بود در شهریور 1320 ایران باید برای پادشاه خدمتگزارش خون می گریست. و اما روایت های غیر معتبر اما به شدت محبوب این سال ها از رضاشاه، بیش از آن که طبق ادعای ناقلان نشان از کارآمدی او بوده باشد، نتیجه تفکر مستبد و قانون ستیز او بود. مثلا می گویند رضاشاه یک بار وقتی متوجه شد که یک نانوا کم فروشی می کند و نان را کوچک تر از اندازه تعیین شده پخت می کند، او را در تنور نانوایی انداخت. جل الخالق، رضاشاهِ این روایت چقدر شبیه داعش است! مجازات کم فروش جریمه است و نهایتا حبس.

نه این که او را داخل تنور بیندازند. یا می گویند زمانی که مهندسین پل ها را می ساختند رضاشاه آنان را مجبور می کرد در روز افتتاح پل با خانواده شان زیر پل بنشینند و کامیون هایی پر از بار از روی پل بگذرند تا اگر اشکالی در پل وجود داشت، اولین قربانیان سازندگانش باشند. کجای دنیا این چنین استحکام یک سازه را به آزمون می گذارند؟ این روایت ها که اتفاقا حتی گاهی از سوی برخی محققان مدافع رضاخان نیز نقل می شود فارغ از صحت یا عدم صحت، بیشتر موید آن است که هنوز جامعه ایران مدرن نشده است و هنوز در ذهن بخشی از جامعه تلقی غیرمدرنی از حکمرانِ خوب ریشه دوانده است.

صداهای هیجانی اخیر درباره رضاشاه که در جریان اعتراضات دی ماه 96 از سوی عده معدودی شنیده شد، به نظر بیشتر ناشی از رویکرد گذشته گرای ناخودآگاه جمعی ایرانیان است. وگرنه چطور می توان پذیرفت در اعتراضاتی که علیه فساد انجام شده، برای کسی زنده باد گفته شده باشد که به گواه هواخواهانش در زمان مرگ یک و نیم میلیون هکتار زمین داشت و همه این زمین ها را از طریق مصادره مستقیم یا غیرمستقیم به دست آورده بود؟

نبش قبر شاه جنجالی

پایان یک سلطنت

اگر سلطنت رضاشاه با آرامش پس از پایان جنگ جهانی اول آغاز شد، پایان سلطنت او در کوران جنگ جهانی دوم اتفاق افتاد. نزدیکی رضاخان به آلمان ها و حضور تعدادی از مستشاران آلمانی در ایران با واکنش روسیه و انگلیس همراه شد و آنها چند بار مراتب اعتراض خود را به پادشاه ایران اعلام کردند. رضاشاه که فکر می کرد با اعلام بی طرفی در جنگ جهانی دوم، از عوارض تخریبی آن در امان خواهد ماند، قربانی این سیاست شد.

با حمله روسیه و انگلیس از شمال و جنوب به کشور در سوم شهریور 1320، رویای مقاومت ارتشی که رضاخان به آن می بالید خیلی زود رنگ باخت. نیروهای ایران در عرض کمتر از یک هفته قافیه را باختند و رضاشاه مجبور شد طی اعلامیه ای تسلیم ایران را اعلام کند. فروغی که پس از حمله قوای روس و انگلیس به درخواست رضاشاه نخست وزیر شده بود، مذاکره با اشغالگران را آغاز و ترک مقاومت را اعلام کرد. پس از آن بریتانیا رسما از رضاشاه خواست که از سلطنت کناره گیری کرده و پسرش محمدرضا پهلوی را به عنوان شاه ایران معرفی کند. رضاشاه هم که چاره دیگری نداشت، به این خواسته تن داد و از اینجا به بعد داستان در به دری هایش آغاز شد.

او تحت نظر نیروهای بریتانیایی در بندرعباس سوار کشتی شد. ابتدا او را به سمت هند بردند اما دولت بریتانیا به او اجازه پیاده شدن و اقامت در بمبئی را نداد. پس از پنج روز در به دری او را به جزیره موریس در جنوب غربی اقیانوس هند و بعد از پنج ماه به ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی فرستادند. چهارم مرداد 1324 پیمانه عمر رضاشاه پر شد و او بر اثر سکته قلبی در ژوهانسبورگ درگذشت.

آغاز داستان یک جسد

اما این پایان ماجرای کالبد رضاشاه نبود. جسد او را با مومیایی به قاهره برده و در مسجد رفاعی قرار دادند. برای مراسم خاکسپاری، محمدرضاشاه شمشیر جواهرنشان پدرش را به مصر فرستاد تا طبق رسوم جلوی جنازه حمل شود. اما ملک فاروق که خواهرش، فوزیه، به عقد محمدرضا پهلوی در آمده بود، بعد از مراسم آن را پس نداد. جریان شمشیر جواهرنشان و جواهرات سلطنتی با ماجرای اختلاف محمدرضا پهلوی و همسرش، فوزیه، گره خورد و کار به آنجا رسید که شاه جوان ایران در سال 1326 قاسم غنی، پزشک و ادیب را به سفارت ایران در قاهره فرستاد تا جواهرات سلطنتی را که نزد فوزیه بود و همچنین شمشیر جواهرنشان را به ایران بازگرداند.

شرح این ماجرا در ویرایش اخیر محمد قائد از یادداشت های غنی که به تازگی در قالب کتابی با عنوان «آدم ما در قاهره» منتشر شده، آمده است. سرانجام در 17 اردیبهشت سال 1329 جنازه رضاشاه به تهران آورده و در آرامگاهی در شاه عبدالعظیم در شهر ری به خاک سپرده شد. اما باز هم این داستان به پایان نرسید. پس از انقلاب اسلامی در اردیبهشت سال 1359، صادق خلخالی، حاکم شرع دستور داد که آرامگاه رضاشاه را تخریب کند. 36 سال بعد، در فروردین سال 1396، بار دیگر جنازه رضاشاه موضوع اخبار روز شد تا مشخص شود که او در گور رنگ آرامش را به خود نخواهد دید.

[ad_2]

16 می 2018 147 بازدید 0
ادامه و دانلود

[ad_1]

پرشین فا – امیررضا شاهین نیا: سلامی دوباره خدمت همه شما عزیزان و همراهان مجله اینترنتی پرشین فا. مثل همیشه با گزیده ای از فعالیت چهره ها در شبکه های اجتماعی در روزهای گذشته در خدمتتان هستیم. از این که امروز هم ما را انتخاب کرده اید بسیار سپاسگزاریم.

ملیکا زارعی در حال گذراندن اوقات غراقت در جنگل های شمال. خاله شادونه جان شما که انقدر بین کودکان و غیر کودکان محبوب هستید و حرف شما را قبول دارند و به آن گوش میدهند، کار درستی است که تصویری از یک اقدام غلط و خطرناک؛ یعنی آتش روشن کردن در جنگل را تبلیغ می‌کنید؟!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


بهنوش جان بنظرت کمی دیر برای شروع دست به کار نشده ای؟! معمولا الفبای ساز را باید در کودکی آموخت.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


حتی اگر مسعود دهنمکی باشی، دختر دهه هشتادی ات پای تو را به کافه های شمال شهر باز خواهد کرد!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


بهناز جعفری و مرضیه رضایی در مراسم فتوکال فیلم “سه رخ” ساخته جعفر پناهی یکی از فیلم های محبوب کن امسال. نکته جالب اینجاست که منتقدان و صاحب نظران جشنواره فیلم کن، نمره و امتیاز بهتری برای “سه رخ” پناهی نسبت به “همه می‌دانند” فرهادی در نظر گرفته اند!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


این شما و این اشلی گراهامِ ایران!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


صدای رضا فیاضی از این گریم و کاراکتر تکراری که در ده ها فیلم و تئاتر برای وی در نظر گرفته اند، در آمد. عمو رضا گفته که دیگر این گریم و نقش را قبول نخواهد کرد! پس از این تهدید نگرانی شدیدی وجود رضا ورزی را فرا گرفت و نمیداند من بعد برای نقش نفوذی های انگلیس در دربار قاجار و پهلوی از چه کسی استفاده کند!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


یک عدد حمید لولایی، پس از خوردن یک فصل شام مفت.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


امیر یل جان جسارتاً از هویدا کردن این یک گوهر صرف نطر کنید. بگذارید موسیقی برای این مردم بماند.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


رضا داودنژاد و شیما سهرابی، میهمان ویژه رستوران لاله اسکندری و همسرش. رستورانی به نام طاقچه که طبق شنیده ها (ما که نرفتیم!) قیمت یک قوری چای آن 35 هزار تومان است! اسنپ بگیری عبدالله را بفرستی از جاده چالوس برود شمال و از مزرعه چای بچیند و بیاورد و دم کند از این مبلغ کمتر در می آید! این چه منطقی برای قیمت گذاری است؟!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


عادل غلامی این پست از صفحه ویکیپدیایی “ارش کمانگیر” قهرمان اسطوره ای ایران را با تاکید بر املی بودن این شخصیت به اشتراک گذاشت. کاری با صحت و سقم این موضوع نداریم، ایراد ما به منبعی است که عادل برای اثبات حرف خود استفاده کرده است! برخی چهره های عزیز نمیدانند که هر شخصی که به اینترنتی دسترسی دارد، میتواند ویکیپدیا را هر ور که دلش میخواهد ویرایش کند و استناد به آن کار خنده داری است. مثل همین صفحه آرش کمانگیر که در حال حاضر و با گذشت کمتر از دو روز، نام شهر آمل از آن حذف شده است.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


ماجرا های بابک کریمی و فیلتر های اینستاگرامش. فیلتری نمانده که بابک با آن سلفی نگرفته باشد.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


سروش صحت تمامی سعیش را کرده با گذاشتن این عکس از یک تلفن عمومی و نوشتن یک جمله خفن، به مخاطب حس نوستالژیک القا کند و یا آن ها تحت تاثیر تفکر عمیق و اندیشه مستتر در متن قرار بدهد که متاسفانه در هیچ کدام از این دو مورد اصلا موفق نبوده است. هنوز سر همه کوچه های شهر یکی از این تلفن های عمومی یافت میشود و تا نوستالژیک شدن فاصله دارد.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


اختیار دارید سحر خانم، شما که انقدر پیشرفت کرده ای و فرق ه و کسره را یاد گرفته ای، استحقاق زندگی کردن را داری. فقط کمی باید روی حرکت گذاری ها کار کنی. مثلا کلمه “که” نیازی به اعراب ندارد.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


وقتی تازه باران گرفته و تمامی تلاشت را میکنی یکی از قطره ها به دهانت ببارد که معمولاد در این موارد کل صورت خیس میشود، دریغ از یک قطره درون دهان!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


خاطره جان حداقل عکس را رنگی می‌گذاشتی تا زحمات این عطیه خانم قابل رویت باشد!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


چهار نفر آدم، هفتاد هزار تومن پول چای. بخدا خود سماور انقدر گران نیست.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


سهراب پورناظری به صورت نظم نوصیه کرد که در سرمای بهار خیلی لباس گرم نپوشیم. چشم، فقط بی زحمت شماره موبایلت را بگذار که هزینه های سرماخوردگی و درمانگاه را باهات هماهنگ کنیم تا کارت به کارت کنی.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


نگین معتضدی و نیما فلاح در نمایی از کار جدیدشان. نیما در این کار نقش این پیرمرد های کت فابریک را دارد که حتی در استخر هم کتشان را در نمی آورند.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


دهانت میخنند جواد جان ولی چشم هایت نه. میدانم که همکاران چه بلایی بر سر کافه ات آورده اند.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


سارا رسولزاده در کنار هوادارانش در یک مرکز سینمایی.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


مونا کرمی، ویدا جوان و جوانه دلشاد در پوستر نمایش خاطرات هنرپیشه نقش دوم” که یکی از نوشته های استاد بهرام بیضایی است.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


بی انصافی است اگر در کنار تمامی تبریک ها و احساس غرور ها، نامی از امیر نادری نبریم. کارگردان کهنه کاری که فیلمنامه یکی از فیلم های جشنواره کن امسال را نوشته است. آرزوی موفقیت داریم برای این کارگردان با کلاس و موفق.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


و اینگونه بود که خانم معاونی نه تنها ساعت 9 لایو نگذاشت، بلکه اینستاگرام را ترک کرد :))

احتمالاً انتظار داشته مثل این بازیگر های شاخ، نتیجه نظر سنجی 99 به 1 شود.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


عکسی جالب و بانمک از کودکی های محمدرضا غفاری، بازیگر خوب و بی حاشیه سینما و تلویزیون.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


تیکه هایمان نتیجه داد و بهنام بالاخره یک دست لباس نو خرید.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


گویا حال الناز خوب شدنی نیست. واقعا برای او ناراحتیم و از صمیم قلب آرزوی بهبودی داریم.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


اشکان دژاگه که این روز ها در ایران است، این شات را از ارتباط تصویری که با دخترش داشت به اشتراک گذاشته.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


عکس یادگاری رضا گلزار با یک پلیس در مرکز کنترل ترافیک تهران. احتمالا رضا برای اعتراض به مبلغ خلافی خودرو اش به این مرکز رفته که پس از رایزنی های فراوان کار با این استوری به خیر و خوشی انجام شده است.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


سینا حجازی در حال خوشگذرانی در مناطق روستایی فرانسه.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


مهران غفوریان و پانته آ بهرام در حاشیه جشن تولد 33 سالگی محسن یگانه پس از اجرای کنسرت اش در برج میلاد. تبریک به این خواننده خوب و پرطرفدار کشورمان. خواننده ای نزدیک به 15 سال است توانسته ارتباط خوب بین خود و هوادارانش را حفظ کند و همیشه از حد بالایی از محبوبیت برخوردار بوده است.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


خیلی وقت بود که پارسا پیروزفر هیچ عکسی نگذاشته بود و حسابی نگرانش بودیم، دیروز این عکس از آخرین نقاشی اش را گذاشت و باعث شد خیلی بیشتر از قبل نگرانش شویم!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


اسکار گوگولی ترین عکس سال را به مجید شهریاری ندهیم پس به که بدهیم؟ حتی موش هم نمیتواند تو را بخورد مجید جان!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


وقتی که اونی که خیلی وقت بود میخواستی بهش پیام بدی، خودش پیام میده.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


میگویند که این دو عزیز، یعنی بهنام بانی و شهاب مظفری نامزد های نهایی خواندن تیتراژ برنامه ماه عسل هستند.

اگر بهنام بخواند: کاشکی برگرده، بازم چایی افطار سرده، اونی که رفته تا برگرده با سنگک دو طرفـــه…

اگر شهاب بخواند: چیکار میکنی اینجوری که دیوونه میشم بیا اذانتو یکم زودترش کن…

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


شیرین اسماعیلی بازیگر خوب سینما و تئاتر تصویری از خود در نمایش “دودمان” به اشتراک گذاشته است. تئاتری به کارگردانی فرزاد باقری که هر شب در ارغنون به اجرا در می آید.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


مهدی جان این چه وضعه شلوار پوشیدن است؟! چرا هم بالا را پایین کشیده ای و هم پایین را بالا؟!

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


سردار آزمون و رضا شکاری در حال بازگشت به کشور، برای حضور در اردوهای تیم ملی. یکی بزرگسالان، دیگری تیم امید.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


مهدی رحمتی با ا ین استوری تولد حامد حدادی را تبریک گفت. تبریک به این قهرمان پرافتخار و خوش قد و قامت بسکتبال کشورمان.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


صحنه ای تلخ که امیرحسین رستمی به خوبی آن را شرح داده و نمی‌دانیم در موردش چه بگوییم. تنها چیزی که مشخص است این است که قلب هر “انسانی” از دیدن این تصویر و نگاه مظلوم مادر توله ها پر از خون میشود.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


شراره خانم اگر همراه با اجرای مهدی بندری یا شمالی بود شاید می آمدیم، ولی انصافا مرکزی موسیقی جذابی ندارد.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


سلفی آینه ای مهرداد میناوند و عشقش که به شیوه محسن افشانی، سانسور کرده است. مبارک باشد آقا مهرداد.

راستی خبری از محسن دارید؟ چرا ناگهانی صفحه او و همسرش از دسترس خارج شده دانست؟! اگر اطلاعی دارید برایمان کامنت بگذارید (مثلا خودمان نمیدانیم که کجاست و چه میکند)

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


سلفی مریم خدارحمی با سهیلا منصوریان یکی از خواهران ووشوکار قهرمان. باید به زودی منتظر سلفی های عزیزان در کنار خانم های فوتسالیست که قهرمان آسیا شدند، باشیم.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


احسان جان به جز اینی که گفتید، خاصیت مهم دیگری هم دارد که موجبات خنده و شادی جمع را فراهم می‌کند. ممنون از اینکه امروز هم همراه ما بودید، پوزش بابت اشکال فنی پیش آمده در روز گذشته که باعث شد یک روز غیبت داشته باشیم. امدواریم این موضوع تکرار نشود، ولی خب همه بر اختلالات گاه و بیگاه سرویس های اینترنتی و مشکلاتی که برای فضا مجازی پیش می آید آگاه هستیم و بعضا اجتناب ناپذیر است. شب و روزتان خوش و خداوند بزرگ یار و نگهدارتان.

چهره‌ها در شبکه‌های اجتماعی (۶۸۶)


مثل همیشه منتظر نکات پیشنهادی و انتقاداتتان هستیم. چه از طریق گذاشتن نظرات زیر همین پست چه از طریق ایمیل info@bartarinha.ir. برای ارتباط با نویسنده مطالب هم می‌توانید با حساب کاربری amirrezashahinnia در اینستاگرام ارتباط برقرار کنید.

با سپاس از همراهی تان

[ad_2]

15 می 2018 172 بازدید 0
ادامه و دانلود

جشنواره بین‌ المللی فیلم کن «Le Festival International du Film de Cannes» جشنواره ‌ای سالانه است که در کن فرانسه برگزار می ‌شود. این جشنواره یکی از بزرگترین و باشکوه‌ ترین رویدادهای سینمایی جهان و محلی برای پیش ‌نمایش فیلم ‌های جدید از تمامی ژانرها از جمله مستند به ‌شمار می ‌آید.

هفتاد و یکمین دوره جشنواره فیلم کن از ۸ تا ۱۹ می ۲۰۱۸ در کن فرانسه برگزار ‌شد. کیت بلانشت بازیگر استرالیایی ریاست هیئت داوران این دوره را برعهده داشت.

اگر دوست دارید مدل لباس ستاره های حاضر در این مراسم روی فرش قرمز را مشاهده کنید، در ادامه نوشته همراه مان باشید.

بهناز جعفری و مرضیه رضایی

مدل لباس ستاره‌ها در مراسم کن ۲۰۱۸


جین فوندا

مدل لباس ستاره‌ها در مراسم کن ۲۰۱۸


 کیت بلانشت

مدل لباس ستاره‌ها در مراسم کن ۲۰۱۸


 سوفیا بوتلا

مدل لباس ستاره‌ها در مراسم کن ۲۰۱۸


 لی یوچوئن

مدل لباس ستاره‌ها در مراسم کن ۲۰۱۸


 جولیان مور

مدل لباس ستاره‌ها در مراسم کن ۲۰۱۸


 ایوا دوورنی

مدل لباس ستاره‌ها در مراسم کن ۲۰۱۸


 النا لنینا

مدل لباس ستاره‌ها در مراسم کن ۲۰۱۸


 شایم

مدل لباس ستاره‌ها در مراسم کن ۲۰۱۸


 آریا هارگیت

مدل لباس ستاره‌ها در مراسم کن ۲۰۱۸


 هلن میرن

مدل لباس ستاره‌ها در مراسم کن ۲۰۱۸


 استیسی مارتین

مدل لباس ستاره‌ها در مراسم کن ۲۰۱۸


 سلینا جید

مدل لباس ستاره‌ها در مراسم کن ۲۰۱۸


 کریس لی

مدل لباس ستاره‌ها در مراسم کن ۲۰۱۸


ایزابل هوپر

مدل لباس ستاره‌ها در مراسم کن ۲۰۱۸


 الساندرا آمبروزیو

مدل لباس ستاره‌ها در مراسم کن ۲۰۱۸


 لوئیز بورگوئن

مدل لباس ستاره‌ها در مراسم کن ۲۰۱۸

15 می 2018 520 بازدید 0
ادامه و دانلود

[ad_1]

هنرآنلاین: در میان شاعران کلاسیک ادبیات فارسی شاید کمتر شاعری را بتوان در مقام فردوسی یافت که تا این حد به زبان و شعر فارسی غنای ملی بخشیده باشد. اهمیت ابوالقاسم فردوسی در شعر و ادب فارسی چنان است که بسیاری او را ستون اصلی ادبیات پارسی دانسته‌اند. میرجلال‌الدین کزازی در این باره می‌گوید: “فردوسی با شاهنامه پایه‌های چیستی و هستی و نهادین فارسیان را در ایران نو می‌ریزد.”

روز بزرگداشت فردوسی / این بنیان گذار چیستی و هستی ایران نو

سروده‌های فردوسی نه تنها در ایران، بلکه در بسیاری از کشورهای دیگر مورد پژوهش و بررسی؛ و در دانشگاه‌های شناخته‌شده دنیا مانند دانشگاه کمبریج انگلستان و دیگر دانشگاه‌های اروپایی و آمریکایی مورد مطالعه قرار گرفته‌است و تازه‌ترین پژوهش‌ها درباره شاهنامه در مرکز مطالعات خاورمیانه و اسلامی دانشگاه کمبریج منتشر شده‌است. در میانه نوروز ۱۳۸۵ برگردان تازه‌ای از شاهنامه به زبان انگلیسی در آمریکا منتشر شد. دیک دیویس پدیدآورنده این نسخه جدید -که پروفسور زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اوهایوی آمریکا و عضو انجمن سلطنتی ادبیات است- با ارائه این برگردان نوین، نوروز ایرانی را جشن گرفت.

از چند و چون دانش‌اندوزی و آگاهی فردوسی از دانش‌های روزگارش آگاهی دقیقی در دست نیست؛ اما از لابلای شاهنامه به نیکی دانسته می‌شود که وی بر ادب تازی و فلسفه و کلام روزگار خویش چیرگی داشته‌است. شاید به حدس و گمان بتوان گفت که وی، مستقیم یا غیرمستقیم، از بلاغت یونانی نیز آگاهی‌هایی داشته‌است؛ و این نکته از سنجش شاهنامه با نوشتارهای همسان آن از دیدگاه هنر صحنه‌آرائی به خوبی دانسته می‌شود؛ گرچه مجموعه این آگاهی‌ها ممکن است نتیجه شناخت ذوقی و قریحه فردوسی نیز باشد.

فردوسی، چنانچه از لابه‌لای شاهنامه و قراین خارجی دانسته می‌شود، سراسر عمر در وطن خویش توس اقامت داشته، و جز یکی، دو بار به سفر نرفته‌است. سفرهایی افسانه‌ای در تذکره‌ها به او نسبت داده‌اند که پذیرفتن آنها دشوار است؛ اما احتمال اینکه پس از پایان شاهنامه خود آن را به غزنین نزد محمود برده‌باشد امری است که اگر چه مسلم نیست، دلیل قاطعی نیز در رد آن وجود ندارد. به هر روی، در شاهنامه هیچ اشاره‌ای به سفر غزنین او نشده‌است.

سخن‌سرایی وطن‌پرست

فردوسی سخن‌سرایی وطن‌پرست و در میهن‌خواهی استوار بود. این باور پایدار او از جای جای شاهنامه و به ویژه از شور فردوسی در ستایش ایران و نژاد ایرانی به خوبی آشکار است. او از تاریخ نیاکان خود و داستان‌ها و افسانه شاهان و تاریخ ایران آگاهی و یا به دانستن آن‌ها شوق و دلبستگی فراوان داشت و تربیت خانوادگی او نیز وی را بر این می‌داشت؛ و به همین سبب است که به این کار سترگ دست زد و تا هنگامی که گرفتار فقر و تهیدستی نگشت، یعنی مال و ثروت نیاکانی را بر سر کار شاهنامه نگذاشت، به دربار شاهان و جایزه‌های ایشان چشم نداشت. فردوسی در سرودن شاهنامه، گذشته از انگیزه وطن‌خواهی و باورهای میهنی، کمابیش پشتیبانانی داشته‌است. او خود از چند تن به نام یاد کرده‌است که ایشان به گونه‌ای در برانگیختن یاری او کوشیده‌اند. یکی از آنان که بیش از همه مورد ستایش اوست، کسی‌است از بزرگان و فرمانروایان آن روزگار که فردوسی ویژگی‌هایش را برمی‌شمارد، اما آشکارا نام او را نمی‌گوید.

فردوسی در نگاه دیگران

آنچنان که از سخن آشکار او می‌توان این برداشت را که فردوسی؛ به گفته “نولدکه” دانشمند آلمانی -که می‌گوید فردوسی تعصب مذهبی نداشته‌است- از افسانه‌ای که در بن‌مایه اسلامی گرفته شده‌است و آن درباره زیارت اسکندر از کعبه است، می‌گوید که خدای زمین و زمان نیاز به جا و مکان ندارد؛ و نیز می‌گوید که برای پیشینیان ما “آتش” تنها برای نشان کردن سمت نیایش بود، همان گونه که برای تازیان “سنگ” سمت پرستش است.

به نظر فروغی از ویژگی‌های فردوسی پاکی زبان و عفت اوست. در تمام شاهنامه یک واژه و یا یک عبارت مستهجن دیده نمی‌شود و پیداست که فردوسی بر خلاف بسیاری از شاعران، از آلوده کردن خود به هزل و زشتی‌ها کناره‌گیری داشته‌است و هر جا که به فراخور داستان‌سرایی پست شرم‌آمیزی می‌بایست نقل کند بهترین و نازک‌ترین عبارت‌ها را برای آن یافته است. عفت‌خواهی فردوسی به اندازه‌ای‌ست که در داستان‌هایی هم که به فراخور طبیعت بشری بی‌اختیار رخ می‌دهد، نمی‌پسندد که پهلوانان او گرفتار نفس شده و از حدود مشروع فراتر رفته باشند. فردوسی مردی است بسیار اخلاقی، با نظر بلند و قلبی نازک و حسی لطیف، ذوق سلیم و طبع حکیم؛ همواره از رویدادها هوشیاری می‌شود و خواننده را رهنمون می‌سازد که کار بد میوه بد می‌دهد و راه کج انسان را به آرمان نمی‌رساند.

روز بزرگداشت فردوسی / این بنیان گذار چیستی و هستی ایران نو

هیچ‌کس به اندازه فردوسی باورمند به خرد و دانش نبوده و تشویق به اندوختن دانش و هنر ننموده‌است. فردوسی چون خیام در اشعارش به کوتاهی زندگانی افسوس می‌خورد و بیان حیرانی می‌کند که انسان برای چه آمده‌است و کجا می‌رود و پس از این زندگی چه خواهد شد.
عبدالعلی ادیب برومند، شاعر معاصر می‌نویسد: “شاهنامه بدون تردید یکی از مهمترین آثار منظوم حماسی در دنیاست و فردوسی یکی از بزرگترین شاعران حماسه‌سرای عالم بشمار می‌رود .

“ترجمه شاهنامه ” ژول مل ” فرانسوی و ” فردریک روکرت ” و ” فن شاک ” آلمانی و ” ژوزف شامپیون ” انگلیسی و غیره تحقیقات ” نولد که و اته و کریمسکی و سوکولوسکی ” خاورشناسان و دانشمندان آلمان و شوروی و دیگران از جمله شواهد این حقیقت محض است که شاهنامه شاهکاریست جاودانی و جهانی که برای بشریت در عالی ترین سطح افتخار قرار دارد.

ابیات شاهنامه از همه مزایای شعر خوب برخوردار است شیوائی و رسائی و فخامت آهنگ و زیبائی واژه‌ها و بلندی معانی از ویژگیهای شعر شاهنامه است فردوسی با اینکه در کار تصنبف شاهنامه پای بند ” بحر متقارب ” بوده در نظم کردن همه مطالبی که برای سرودن شاهنامه پیش نظر داشته است توانائی حیرت انگیز نشان داده و به بهترین شیوه‌یی از عهد اینکار بزرگ برآمده است. این گوینده توانا در همه گونه شعر از بزمی و رزمی ، توصیفی و اخلاقی ، مفاخر و خودستائی زهدی و حکمی و رثائی در شاهنامه داد سخن داده و حق لفظ و معنی را ادا کرده است.

از جمله ویژگی‌های اشعار شاهنامه روانی و رسایی آنهاست بقسمی که بیشتر ابیات در هزار و اند سال پیش طوری فصیح و بلیغ و آشنا بذهن سروده شده است که اگر فردوسی درین زمان هم زنده شود و بخواهد بسراید ازین بهتر نتواند سرود.”

نظر فریدون جنیدی به تز شاملو درباره شاهنامه

درباره شاهنامه و فردوسی اظهار نظرات بسیاری در حوزه ادبیات صورت گرفته است اما به یقین جنجالی‌ترین نظر از آن شاملوست که نگاه تاریخی در شاهنامه فردوسی را زیر سوال می‌برد. فریدون جنیدی در گفت و گویی با هنرآنلاین در این باره می‌گوید: “شاملو به خودش اجازه انجام خیلی از کارها را با وجود ناآگاهی فراوانی که داشت می‌داد! او در سال 58 پستی در مجله خودش (کتاب جمعه) نوشت و در آن به فردوسی حمله کرده بود. کار او کاملا نا آگاهانه بود و در شأن من نیست بخواهم درباره صحبت شاملو یا آقای بیضایی (که او را دوست دارم) صحبت کنم چرا که آنها در آن پایه نیستند که درباره ضحاک صحبت کنند. آیا شاملویی که هیچ سواد باستانی ندارد، هیچ اطلاع و آگاهی پیشینی ندارد و هیچ کتاب باستانی را نخوانده است حق دارد در مورد چنین موضوعی اظهار نظر کند. من در سال 1358 بعد از ابراز عقیده‌های شاملو، نامه‌ای نوشتم و گفتم آقای احمد شاملو تو را با نبرد دلیران چه کار؟ نامه 40 صفحه حجم داشت و در پایانش خطاب به شاملو نوشتم: بنا بر مدارجات این مقاله شما شاهنامه را نخوانده‌اید و تنها کسی هستید که شاهنامه نخوانده، می‌خواهید در این باره داوری کنید.”

شاهنامه و نگارگری

شاهنامه فردوسی در زمانی تنظیم و سروده شد که مردم ایران از تسلط کارگزاران متعصب خلفای بغداد و حکام وقت ایران بر مقدرات و زندگی خود رنج می‌بردند. این قصه شباهت زیادی به داستان پیدایش نقاشی قهوه‌خانه‌ای دارد که آن هم در برهه‌ای از زمان شکل گرفت که توده مردم از رخنه و نفوذ دو ابر قدرت سیاسی همزمان خود (روسیه و بریتانیا) بر ایران به ستوه آمده بودند بنابراین برای حفظ وحدت ملی و جلوگیری تاثیرات بیش از حد هنر بیگانگان بر فرهنگ و هنر ایران به خصوص نقاشی، گرایش به مضامین حماسی شاهنامه فردوسی پیدا کردند و این تمایل با انقلاب مشروطیت شدت یافت.

نقاشی قهوه‌خانه‌های از جمله هنرهایی است که تجلی شاهنامه در مضمون‌های حماسی آن به وضوح دیده می‌شود. به خصوص در صحنه‌هایی نظیر نبرد رستم و سهراب، نبرد رستم و اشکبوس و دیگر قهرمان‌های شاهنامه‌ای.از نقاشان مشهور سبک قهوه‌خانه‌ای می‌توان به حسین قوللر آقاسی و محمد مدبر اشاره کرد که حسین قوللر آقاسی، سردمدار نقاشی‌هایی با مضمون حماسی و محمد مدبر را سردمدار نقاشی‌هایی با مضمون مذهبی دانسته‌اند. یکی از سبک‌های نقاشی که شاهنامه فردوسی در شکل‌گیری آن تاثیر بسزایی داشته، نقاشی قهوه‌خانه‌ای است که از اواخر دوره زندیه و اوایل دوره قاجاریه وارد عرصه نقاشی ایران شده است.

با سروده شدن و به نظم درآوردن شاهنامه توسط حکیم طوس، نقالان دوره‌های بعد به ویژه در دوره‌های مغول، ایلخانان، و تیموریان به بیان داستان‌های حماسی و شاهنامه‌خوانی با توجه به مضامین شاهنامه فردوسی روی آوردند. با رواج یافتن قهوه‌خانه‌ها در دوره‌های بعد کار نقالی و شاهنامه‌خوانی به قهوه خانه‌ها کشیده شد.

روز بزرگداشت فردوسی / این بنیان گذار چیستی و هستی ایران نو

هنر معاصر ایران تاثیرپذیر از هنر و به خصوص نقاشی غربی است که شروع این تاثیرپذیری به اواخر دوره صفوی و سلطنت شاه عباس دوم (که محمد زمان را برای فرا گرفتن نقاشی به ایتالیا می‌فرستد) بر می‌گردد. این روال در دوره قاجار با توجه به اوضاع و شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم به اوج خود می‌رسد. در اواخر دوره قاجار بود که نقاشان عامی بدون تاثیرپذیری از نقاشی فرنگی و با حفظ رعایت اصول نقاشی سنتی ایران به تصویر نقل نقالانی روی آوردند که یادآور دلاوری‌ها و قهرمانی‌های ایرانیان بودند و رویه‌ای در پیش گرفتند تا بتوانند روحیه حماسی را با پیشینه تاریخی و دلاوری‌های این مرز و بوم در ذهن مردم جای دهند.

با هدف جلوگیری از خودباختگی فرهنگی رایج در آن برهه از زمان، بهترین اثر حماسی که می‌توانستند آن را الگوی روش کار خود قرار بدهند، شاهنامه فردوسی با مضامین حماسی آن بود. اگر چه نقاشی‌هایی که از داستان‌های شاهنامه از ابتدای دوره قاجار تا آغاز جنبش مشروطیت تصویر می‌شد، به نقاشی قهوه‌خانه‌ای نزدیک بود ولی هنوز روح حماسه در آن‌ها تجلی نداشت اما با ظهور مشروطه‌خواهی و مشروطیت در ایران، روح حماسه‌طلبی در بین ایرانیان عهد قاجار جانی تازه گرفت و نقش نقاشان قهوه‌خانه‌ای که مضامین حماسی شاهنامه را بر تابلوی نقاشی کشیده بودند، بیشتر احساس می‌شد.

[ad_2]

15 می 2018 129 بازدید 0
ادامه و دانلود
پرشین فا
کانال تلگرام پرشین فا